دلیل تمجید کوروش بزرگ از مردوک

سیاستی پشت پردۀ تاریخ؛

پس از مرگ بخت النصر، پسرش بنام (امَل مردوک) و پس از او داماد بخت النصر بنام ( نِرگال شیر اوسور ) و به دنبال آن پسر خردسال نرگال بنام ( لِباشی مردوخ ) همه در مدت هفت سال به فرمانروایی بابل رسیدند و همگی طی توطئه های متفاوت کشته شدند.

در حدود 555 ق.م روحانیون بابل شخصی بنام (نبونید) را که پسر کاهن معبد ” سین “ رب النوع بابلی در حران بود، به تخت نشاندند. نبونید کسی نبود که بتواند بابل را در چنین زمان مهم از حریفی بزرگ و قدرتمند مانند کوروش بزرگ نگاه دارد. نبونید میل مفرطی به آثار عتیقه داشت و کارش این بود که استوانه ها و گل نبشته های معابد قدیم را به وسیلۀ حفریات بیرون آورده، بداند فلان معبد را کی و در چه زمان ساخته است و بعد معابد را تعمیر و مخارج آن را بر اهالی بابل تحمیل کند. با این حال او نمی توانست به کارهای مملکتی بپردازد و از این جهت زمام امور را به دست پسرش (بالتازار) « در تورات بلتشصر » سپرد.

مقارن این زمان نبونید کاری کرد، که قسمت بسیار بزرگی از کاهنان بابل از او روی گردان شدند.؛ توضیح آن که نبونید، مجسمه های رب النوع های دولت شهرهای اور، ارخ و اُریدو را به بابل آورده ؛ پیروان رب النوع بزرگ بابل یعنی مردوخ را از خود رنجاند، و این قضیه بر دو دستگی اهل بابل و نفاقی که بین آنها بوجود آمده بود افزود.

اسرای بنی اسرائیل (در کنار زرتشتیان تنها مردمان یکتا پرست زمان) که از زمان بخت النصر در بابل می زیستند، موافق پیشگویی های پیامبران خود همواره منتظر سقوط بابل و انقراض این حکومت بودند، و به خود مژده ها داده و می گفتند دیگر چیزی نمانده که ناجی ما از راه رسد و این حکومت سرنگون گردد. مردمانی که از جاهای دیگر به اسارت بابل آمده بودند و شمار آنها به هزاران می رسید با بنی اسرائیل در این آرزوها شریک بوده، در انتظار واقعۀ مذکور روز شماری می کردند…

____________________________________________________

اما برسیم به جایی که پس از فتح بابل توسط کوروش بزرگ استوانۀ گلین بنا به فرمان کوروش بزرگ نگاشته شد و در ان کوروش بزرگ از مردوخ تمجید کرد. مطمئناً ساده دلان، افراد تاریخ ناشناس، سیاست ناشناس و کسانی که از قدرت درک پایینی برخوردارند و همچنین مغرضان این رفتار را بت پرستی می خوانند؛
اما در اینجا روشن خواهم ساخت که دلیل اصلی این کار کوروش بزرگ چه بوده است؛
____________________________________________________

متن استوانۀ حقوق بشر :

« منم کوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه توانمند، شاه بابل، شاه سومر و اکد، شاه چهار سرزمین، پسر کمبوجیَه شاه بزرگ که شاه شهر انشان بود ، نوۀ کوروش شاه بزرگ که شاه شهر انشان بود، از نوادگان چیش پش شاه بزرگ که شاه شهر انشان بود… وقتی که من بی جنگ و جدال وارد تین تیر ( بابل ) شدم، با خوشنودی و شادمانی مردم و در کاخ پادشاهان بر تخت سلطنت بابل نشستم. مردوخ، آقای بزرگ، قلوب نجیب اهالی بابل را به طرف من متوجه کرد، زیرا من همه روزه در فکر پرستاری و پاسداری از او بودم، لشگر بزرگ من به آرامی وارد بابل شد، من نگذاشتم دشمنی به سومر و اکد قدم بگزارد. اوضاع داخلی بابل و اماکن مقدس آن، قلب مرا تکان داد و اهالی بابل به اجرای مراسم خود موفق شده از قید اشخاص بی دین (منظور نبونید) رها شدند. من از ویرانی خانه های آنها جلوگیری کردم. من نگذاشتم اهالی از هستی ساقط شوند. مردوخ، آقای بزرگ از کارهای من خوشنود شد و هنگامی که از صمیم قلب و با شادی بزرگی او را تجلیل می کردم، به من که کوروش هستم و او را ستایش می کنم، به پسرم کمبوجیَه و تمام لشگرم از راه بخشش برکات خود را نازل کرد…. خدایانی را که در اینجا بودند را به جاهای مزبور برگرداندم تا در همان جا برای همیشه مقیم باشند. ( بت هایی که نبونید به بابل آورد و موجب نارضایتی مردوخ پرستان شد ) من اهالی این محل ها را جمع کردم، منازل آنها را از نو ساختم و خدایان سومر و اکد را که نبونید به بابل آورده بود و موجب خشم مردم و آقای بزرگ مردوخ شده بود را بی آسیب به کاخ های انها موسوم به « شادی دل » برگردانیدم… »

___________________________________________________

با توجه به اینکه:

1. نبونید کاری کرد، که قسمت بسیار بزرگی از کاهنان بابل از او روی گردان شدند.
2. نبونید، مجسمه های رب النوع های دولت شهرهای اور، ارخ و اُریدو را به بابل آورده بود و موجب ناراحتی شدید روحانیون و مردم شده بود.
3. نبونید، پیروان رب النوع بزرگ بابل یعنی مردوخ را از خود رنجانده بود.
4. این قضیه بر دو دستگی اهل بابل و نفاقی که بین آنها بوجود آمده بود افزود.

کوروش بزرگ برای بدست آوردن دل مردم بابل، و مشروعیت بخشیدن بر حاکمیت خود بر مردم بابل دستور نگاشتن این استوانه را صادر کرد.
کوروش بزرگ خود را پرستار و پاس دارندۀ (مردوکی) دانست که نبونید او را کنار زده بود و بت های دیگر را جایگزین او در بابل کرده بود.
کوروش بزرگ نیک می دانست دل مردم بابل بخاطر بی احترامی به مردوخ ناراضی و محزون است؛ و به همین دلیل خود را ستاینده و پاس دارندۀ مردوک معرفی می کند.
کوروش بزرگ چنانچه در منشور نیز امده است، بت هایی را که نبونید به بابل آورده بود و جایگزین مردوخ کرده بود را بدون آسیب به مکان نخستین خود باز گرداند.
ستایش کوروش بزرگ از مردوک در حقیقت نوعی دل جویی از مردم بابل بود؛ مردمی که بیش از هزار سال مردوخ را خدای بزرگ خود می دانستند.
و از همین روی است که کوروش مردوخ/مردوک را آقای بزرگ، یعنی آقای سایر بت ها می خواند.

کوروش بزرگ بر خلاف نبونید که موجب شده بود:
(بخاطر بی احترامی به مردوک) قسمت بسیار بزرگی از کاهنان بابل و مردم از او روی گردان شوند
؛

با احترام گذاشتن به مردوخ، کاری کرد که مردم و تمام کاهنان بابل به سوی او روی گرداندند.

کوروش بزرگ بر خلاف نبونید که موجب شده بود:
مجسمه های رب النوع های دولت شهرهای اور، ارخ و اُریدو را به بابل آورده بود و موجب ناراحتی شدید روحانیون و مردم بابل شده بود؛
تمام مجسمه ها را به مکان های اصلی خود باز گرداند و موجب خوشنودی و رضایت مردم بابل شد.

کوروش بزرگ بر خلاف نبونید که موجب شده بود:
نبونید، پیروان رب النوع بزرگ بابل یعنی مردوک را از خود رنجانده بود؛
با ستایش کردن نمادین مردوخ/مردوک و باز گرداندن آن به جایگاه پیشین خود، دل مردم بابل را همراه خود ساخت.

منبع:

علیرضا کیانی ؛ تاریخ فا

نویسنده: علیرضا کیانی

علیرضا کیانی ؛ تاریخ فا

12 دیدگاه برای “دلیل تمجید کوروش بزرگ از مردوک”

  1. BA SALAM
    AZIZ BE KHODAI KE ETEGHAD DARI GHASAM MIKHORAM HARFAT ASLAN GHANE KONANDE NIS. KOROSH TO MANSHOR MARDOK RO KHODAYE KHOD VA KHODAYE PEDARANESH MOAREFI MIKONE VA TO YE JA MIGE OMIDVARAM MOREDE RAHMAT MARDOK GHARAR BEGIRAM O… KE MTNO KHODET MIDONI.

    MAN BE BOZORGI KOROSH EGHRAR DARAM AMA BA IN MATN VA HAMCHENIN JAVAB NADOROST SHOMA MOTMAENAM KE IN PADESHAH BOZORG BA TAMAM BOZORGISH BOT PARAST BODE

    TAZE AGE HARFE SHOMA DOROST BASHE ISHON DARE BA CHARB ZABONI MARDOMO GOL MIZANE AMA KASI KE BE KHODA ETEGHAD DARE SADEGHE VA AZ KASYAM KE IN GHADR ETEGHADESH RO ZIRE PA NEMIZARE
    BA TASHAKOR DOSTE AZIZ
    BY

    1. در پاسخ به شما؛
      نخست این رو بگم که منشور مورد نظر رو کاهنان بابلی برای کوروش بزرگ نوشتند و به ایشون پیشکش کردند و سخنان و گفته ها از زبان خود کوروش بزرگ نیست. کوروش این منشور رو می پذیره و از کاهنان قبول می کنه.

      دوم اینکه شمایی که کوروش رو بت پرست می دونی؛
      بهتره بدونی نام کوروش 19 بار به صورت مستقیم در کتاب مقدس آمده و از ایشان با عناوینی از جمله منجی خداوند، برگزیدۀ خداوند، مسیح خداوند، شبان خداوند یکتا و… یاد شده.
      دین کوروش بزرگ نامشخص هستش ولی ایشون یکتاپرست بوده.
      گذشته از این 19 باری که بصورت مستقیم یاد شده، در ایۀ ذوقرانیم در کتاب دانیال نبی باب 8 نیز بصورت غیرمستقیم به ایشون اشاره شده…
      ذوقرانیم یا دارندۀ دو شاخ که پادشاه پارس و ماد است. همین ذوقرانیم است که در آیات 83 به بعد سورۀ کهف با عنوان تعریب شدۀ ذوالقرنین در قرآن نیز آمده است.
      بحث این نیست که من بخوام اثبات کنم ذوالقرنین کوروش بوده یا نبوده… چون نیازی به اثبات ندارد، ذوالقرنین کوروش بزرگ است.
      پس به یاد داشته باشید که در بزرگی و برگزیده بودن و جایگاه سترگ کوروش بزرگ، جای هیچگونه تردیدی نیست.
      در پناه مهر.

      1. هرچقدر هم اختلاف نظر در این مورد باشه باز بسیاری از ما به کوروش وعقاید او احترام خواهیم گذاشت دلیلش هم همخونی و اصالت ما ایرانیاست که به پدران و اجدادمون داریم،به چی قسم بخورم که کوروش و اسلام هیچ منافاتی با هم ندارن و چه بسا باعث افتخار ماست که قرآن و اسلام عرب رو روشن بینانه و خردمندانه تر از عرب پذیرفتیم و دلیلشم آیاتی است که در این باره در کلام الله اومده،و این اندیشه و تفکر رو مدیون کوروشها بودیم والا اجداد ما هم وحشیانی مثل عرب سوسمارخور بودن که حضرت محمد از دستشون بخدا شکوه میکرد.
        خواهشا این بحث بی ثمر رو که همه جا بچشم میخوره و نقل محافل شده کنار بذاریم هرچند این مساله مغرضانه است و هدف دیگری پشتشه ولی حداقل ما حواسمون به نیاکان و ریشه مون باشه.

  2. همین که یه مشت بت پرست را که آشوریان آن ها را در بابل زندانی کرده کرده بودند و خداوند آنها را در قرآن لعنت کرده آزاد کرد و ظلمی بی پایان را به دنیا هدیه کرد در ابطال او کافیست. و این را بگویم که مگر این کورش معصوم و پیامبر است که این قدر روی او تعصب داری.مسلمان اگر مسلمان باشد باید از سوزاندن کتاب آسمانی اش و کشتار مسلمانان بی گناه دلش به درد آید و تعصب نشان دهد.

  3. باسلام به تمامی دوستداران فرهنگ وتمدن ایران
    امیدوارم همه ایرانیان یا تحقیق به بزرگی و عظمت پیشینیان خود برسن نه با تعصب ولی در هردوصورت خدمات کورش کبیردر ایجاد تمدن وفرهنگ جهانی نیاز به اثبات ندارد و دینداری این بزرگمرد پارسی از رقتار ها و منش او مشخص است.

  4. دین کوروش بزرگ نامشخص هستش ولی ایشون یکتاپرست بوده.

    وقتی نامشخص بوده چطور یکتاپرست بوده؟

  5. روشن است که کورش هخامنشی ، بت مردوک را پرستش می نمود . لیکن برخی چنین توجیه کرده اند که کورش به همه ی ادیان به دیده احترام می نگریست به همین علت همه ی ادیان را به رسمیت می شناخت
    اما باید دانست که این توجیه به دو دلیل صحت ندارد و می توان گفت که توجیهی بی ارزش است
    احترام به بت پرستی ، در واقع توهین به یکتاپرستی است . به رسمیت شناختن بتها و خدایان دروغین ، بی احترامی به حقیقت یکتاپرستی است . به حکم خرد پویا ، اجتماع نقیضین محال است . چگونه ممکن است انسان در آن واحد هم یکتاپرست باشد و هم دوستدار ، مدافع و مروج بت پرستی ؟ چون اگر دقت کنیم می بینیم که سخنان کورش درباره ی مردوک بسیار فراتر از احترام است و به ستایش و نیایش و پرستش انجامیده و حتی به ترویج و تحکیم معبد مردوک رسیده است. هرگونه به رسمیت شناختن بت پرستی ، کمک به فراگیر نشدن یکتاپرستی در جهان است

    متاسفانه مطالبی که امروز در فضای مجازی توسط عده ای ناشناس بصورت هدفمند بای مقاصد خاص منشت میشه یک شخصیت غی واقعی و خیالی از کوروش درست کرده . شخصیتی که بر خلاف داشته های تاریخی است .
    تنها ترجمه واقعی ترجمه استاد ارفعی است که قبل از انقلاب ترجمه شده ولی متاسفانه پهلوی در راستای ترویج مکتب ایرانی در مقابل اسلام ترجمه رو تحریف کردند .در ترجمه واقعی جایی بر نمیخوریم که کوروش گفته باشد که من برده داری را برانداختم یا زادی را به ارمغان اوردم.

    ترجمه استاد ارفعی
    http://www.iranboom.ir/nam-avaran/koroshe-bozorg/1476-manshor-korosh-bozorg.html
    صحبت کردن یا نفی باورهای دروغ وجعلی که امروز همانند یک میکروب به جان تاریخ این کشور افتاده ایران ستیزی نیست بلکه دفاع از تاریخ این کشور است .تاریخ رو همونطور که هست باید شناخت نه اونطور که دوست داریم
    کوروش هم مانند اسکندر چنگیز اتیلا و… بوده و تنها فرق بین انها رنگ پوست ونوع زبان وگویش بوده وگرنه کوروش هم همانند اسکندر و چنگیز واتیلا و.. کشور گشایی کرد سرزمین های بسیاری رو درنوردید واشغال کرد یقینا د این کشور گشاییها مرردمان بسیاری کشته شدند واز بین رفتند . بیاد داشته باشیم که تاریخ رو فاتحان مینویستند همونطورر که کوروش در منشور 20 سانتی گلی خودش نوشت

    1. متاسفم برات که کوروش بزرگ رو با چنگیز و اسکندر یکی میدونی یه مقدار تحقیق کن بعد نظر بده …کوروش مورد احترام کلیه اقوام و ملل و ادیانه .تمام کشورهای معلوب کوروش از او به نیکی و بزگی یاد کردن ..کوروش نجات دهنده مردم ستمدیده از دست پادشاهان ستمکارشان بود. هیچ کشور مغلوبی رو به اتش نکشید .به پادشاه هان مغلوب خود. امامن میداد . .کوروش تنها کسی بود که حکومت واحد جهانی تشکیل داد با اقوام و فرهنگ های مختلف …کاری که هیچ کس نتونست انجام بده …

  6. براستی کوروش چه خدمتی به بشریت کرد؟ هخامنشیان در 220 سال حکومت فقط به فک کشور گشایی وتصرف سرزمین های دیگران بودند وحتی نتوانستند تخت جمشید رو تکمیل کنند ونیمه کاره رها شد حتی نتوانستند یک شهر بسازند .یک دانشگاه بسازند یک بیمارستان وکتابخانه بسازند .کووش و هخامنشیان چه خرمتی به مردم کردند؟ سپاه چنصد هزار نفری هخامنشی چگونه سیر میشد ؟ حتما کوروش ورد میخواند وهمانند موسی از اسمان مرغ و گوشت ونعمتهای خدایی می بارید؟!!!
    کمی واقع بین باشیم واز حصار تعصب و واژه های بیگانه ساخته بیرون بیاییم وتاریخ کشور خود را بدون عینک تعصب ببینیم
    به فرض که غرب در باره اسکندر واتیلا و… دروغ میگوید و یک چهره غیر واقعی از این ظالمان تاریخ ارایه میکند
    ایا ما نیز باید اینگونه باشیم دروغ پندار ؟ دروغگو؟
    بیچاره ملتی که باور های تاریخ خود را بر اساس دروغ وجعل استوار کند
    در ضمن من یک گیلانیم خواهشا بنده رو به عرب و ترک وتجزیه طلب متهم نکنید
    این عرب ستیزی و پندار اینکه عرب ها دشمن تاریخ ما هستند یگی دیگر از دستاوردهای باورهای دروغ تاریخ است که همه ملتها را دشمن خود فرض کنیم در حالی که چندین قرن است که همه ملتها در کنار هم زندگی میکنند ودستاوردهای بساری را بدست اورده اند
    که متاسفانه چند دهه است توسط نوکران وجاعلان تاریخ فرزندان بریتانیا وعوامل تفکر منحط و پوچ انواع واقسام پان تهدید می شود
    زنده باد انسانیت وایمان که بر تر از هر نوع رنگ پوست خون واصالت قومی ونژادی است

    1. دوست عزیز و کمی تندرو منشور کوروش بزرگ رو کاهنان بابلی برای کوروش بزرگ نوشتند و به ایشون پیشکش کردند، سخنان و گفته ها از زبان خود کوروش بزرگ نیست. کوروش این منشور رو می پذیره و از کاهنان قبول می کنه. و وقتی کوروش بدون جنگ کشوریو میگرفت و خود مردم قول میکردن و کوروش با خوشحالی قبول میکردن خود مردم اون شهر و سربازان کوروش برای خودشون زراعت میکردن و خوراکشونو تهیه میکردن
      2500 سال قبل از ظهور قرآن این اتفاقات افتاده کوروش از کجا میدونست یهودیا و ….. اینقدر بد میشن که خدا تو قرآن ازشون بد یاد کنه
      بعد راست میگی تاریخو چرا دادیم دست اینها بیام چشمامون باز کنیم وقتی کوروش برده داریو بر اندار یه سگی به نام عمر برای گسترش یه دینی اومد ایرانو همه رو کشتو غارت کرد آخر هم ناموس ایرانیهارو برد به برده داری و کنیزی همون برده داری که کوروش برش انداخت این دین دوباره برده داری شروع کرد و یا مغولا به هیچ کسی رحم نکردن و تمومه کتابخونهای ایرانو و آثار باستانیهای ایرانو سوزوندن و تا الان هم آثار لطمهای این جنگ وجود داره
      راست میگی مثل کور نباشیم بریم بجگیم شهید بدیم برای تاریخ ایرانمون که بگیم ما ایرانی هستم و پارس ولی پرچممون عربیه
      راست میگی مثل احمقا رفتار نکنیم زبان پارسای فارسیو حذف کنیم و 75 درصدشو کلمات عربی درش وارد کنیم و بعد هم ار فرهنگ حرف بزنیم یکی مثل حسن نصرالله بیاد بگه در ایران تمدن و فرهنگ فارسی وجود نداره بلکه عربیه
      راست میگی هر چی که خوبه به این عربها بچسبونیم هر چی بده به ایرانیا
      انگار داری با گاو جماعت صحبت میکنی نژادپرستی از دونه دونه کلماتت میریزه دست پیش گرفتی که پس نیوفتی

    2. فقط متونمبگم متاسفم برات دوست عزیز ..با وجود شما دیگه دشمن نمیخواد تاریخ کشورمون .کورش برای رهایی مردم از دست پادشاهان ستمگر کشور گشایی نیگرد ..سپاه کورش سپاه دفاع از مظلوم بود وتشکیل حکومت واحد جهانی در سایه عدالت بود .یه کمی در مدرد تاریخ کشور تخقیق کن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *