داستان سومری ایوب

نخستین ایوب ؛

داستان سومری ایوب

 

 

در 29 دسامبر 1957 م در « انجمن ادبیات تورات » خطابه ای زیر عنوان « انسان و خدایش » ایراد نمودم . موضوع خطابه را از داستان ایوب سومری ترجمه کرده بودم . این ترجمه مبتنی بر یکی از مقالات منظوم سومری بود که از 135 سطر تشکیل شده است . متن مقالۀ سومری از به هم پیوستن شش پاره لوح گلی فراهم آمده است . الواح را هیئت باستان شناسی دانشگاه پنسیلوانیا در نیپور ، در 160 کیلومتری جنوب بغداد امروزی ، کشف کرده بود . چهار پاره لوح از آن هم اکنون در موزۀ دانشگاه فیلادلفیا وجود دارد ، و دو پاره لوح دیگر آن در موزۀ شرق باستانی استانبول است .

تا زمان ایراد خطابه فقط دو لوح از الواح موزۀ دانشگاه فیلادلفیا انتشار یافته بود ، لذا مضمون کلی مقاله مبهم و نامفهوم به نظر می رسید . در سال های 1951 – 1952 م ، از طرف مؤسسۀ فولبرایت ، به قصد تحقیق و مطالعه به استانبول سفر کردم . در این سفر موفق شدم دو پاره لوح موزۀ استانبول را بشناسم و استنساخ کنم . پس از مراجعت به فیلادلفیا با دستیاری ادمند جردن ، دانشیار قسمت بین النهرین موزۀ دانشگاه ، دو پاره لوح دیگر از مقالۀ « ایوب » را شناختم . ضمن بررسی ترجمه ای از قصیده ، که برای چاپ آماده کرده بودم ، ناگهان دریافتم که پاره لوح های استانبول در واقع ضمیمه و دنبالۀ دو پاره لوح از الواح موزۀ دانشگاه اند . به عبارت دیگر همۀ این پاره لوح ها اجزای یک لوح اند که در روزگاران گذشته ، یا در حین عملیات حفاری ، خرد شده و پاره های آن جداگانه به دو موزۀ دور از یکدیگر – یکی بر سواحل دریای مرمره و دیگری بر کنارۀ رودخانۀ شیلکل – برده شده اند . خوشبختانه در سال 1954 م ضمن مسافرتی به استانبول از طرف مؤسسۀ بولینگن رابطۀ پاره لوح ها کاملا بر من محقق گشت .

بر اثر آشنایی و به هم پیوستن اجزای لوحه ، که یک اقیانوس از هم فاصله داشتند ، توانستم قسمت عمدۀ قطعه را به انگلیسی برگردانم . پس از آن معلوم گشت این نخستین اثری است که از رنج و تسلیم انسان سخن گفته است ، یعنی همان موضوعی که به وسیلۀ سفر ایوب در تورات ، به جهان ادبیات و معتقدات مذهبی راه یافته است . البته منظومۀ سومری را از نظر عمق معنی و شیوایی بیان و دامنۀ وسیع موضوع نمی توان با سفر ایوب مقایسه کرد ؛ اهمیت « ایوب سومری » در تقدم آن است ، زیرا این نخستین کوششی است که بشر برای توصیف حال رنج و طاعت مبذول داشته است . این موضوع ، در عین قدمت ، هنوز هم تازگی دارد . تقریبا تمام پاره لوح های « ایوب سومری » دست کم هزار سال پیش از تدوین سفر ایوب تحریر شده اند .

بیان شاعر سومری بر این نکته تکیه دارد که در حال رنج و تیره بختی ، هرچند غیر عادلانه جلوه کند ، شخص نگونبخت را از توکل و زاری و استغفار مداوم به درگاه پروردگار گریزی نیست ؛ باشد که خدای بر او رحمت آرد و دعایش را اجابت کند . منظور از پروردگار در عبارت بالا ، خدای خاص انسان رنجدیده است که ، طبق عقاید سومری ، عهده دار شفاعت او در مجمع خدایان بوده است . شاعر برای اثبات دعوی خود متوسل به اندیشه های فلسفی و مباحثه های الاهی نمی گردد ، وی ، چنان که رسم و شیوۀ سومریان بود ، به حادثه ای که عملا روی داده است ، استناد می جوید . شاعر بی آن که نام کسی را ببرد ، داستان مردی ثروتمند و دانا و درستکار ( یا لااقل متظاهر به درستکاری ) را می سراید که دوستان و بستگان بسیار داشت . روزی رنج و بیماری وی را از پای درآورد . آیا با قضای الاهی به ستیز و معارضه پرداخت و کفر ناسزا گفت ؟ خیر ، هرگز چنین نکرد ! وی با خضوع و خشوع روی به خدا آورد و مکنونات قلبش را با گریه و زاری در حال دعا و استغاثه بیان نمود . خدایش از این کردار خشنود شد و به چشم مرحمت بدو نگریست و دعای او را اجابت فرمود و تیره روزی اش را به بهروزی بدل کرد .
منظومه را از لحاظ ترکیب به چهار قسمت می توان تقسیم کرد : قسمت اول ، مقدمۀ موجزی است که انسان را به ستایش و نیایش پروردگار ترغیب می کند و به او اندرز می دهد که با تضرع و زاری خوشنودی و رضای خدا را بجوید . در قسمت دوم ، شاعر حال مرد ناشناخته را توصیف می کند که در عین سیه روزی و رنجوری ، اشکریزان و مویه کنان روی به درگاه خدا می نهد . در قسمت سوم ، التماس و زاری مرد مصیبت دیده تشریح می شود و بخش عمدۀ قصیده را نیز دربرمی­گیرد . این قسمت با توصیف کج رفتاری مردم زمانه ، چه دوست و چه دشمن آغاز می شود ؛ سپس آن مرد بر بخت بد و طالع نگون خود افسوس می خورد و با بیانی شیوا و دلنشین از رامشگران و کسان خود می خواهد که با او هم آواز شوند ؛ و در پایان به گناهان خویش اعتراف می کند و نجات و رهایی می طلبد . قسمت چهارم ، پایان خوش داستان است ، زیرا شاعر به ما اطلاع می دهد که دعاهای آن مرد بی اثر نماند و خدا لابه و التماس وی را اجابت کرد و او را از پریشانی و نامرادی رهایی بخشید ، و مرد محنت زده همچنان حمد و ثنای ایزد خود را ادامه داد .

برای تجسم روح و حالت اشعار این قطعه قسمت هایی از آن که مفهوم ترند ، نقل می شوند . خواننده باید همواره به یاد داشته باشد که رموز زبان سومری هنوز کاملا گشوده نشده است و هر چه زمان بگذرد ترجمه تغییر می یابد و اصلاح می شود . قسمتی از سوز و گداز مرد مصیبت زده را از زبان خود او در زیر درج می کنیم :

« من مردی روشندلم ، ولی هر کس مرا گرامی دارد کامیاب نخواهد شد ،
سخنان راست من به دروغ بدل شده اند ،
مرد نیرنگ باز ، « بادهای جنوبی » را بر من چیره کرد و من ناگزیرم که او را خدمت کنم ، آن کس که مرا بزرگ ندارد ، نزد تو خوارم کرده است .

مرا در رنج و دردی افکندی که هر دم تازه­ تر می­شود ،
به خانه پای می نهم ، اندوهگینم ،
به کوچه می روم ، قلبم محزون است ،
شبان دلاور و درستکارم بر من خشم گرفته ،
و خصمانه به من می نگرد .

چوپان من قوای اهریمنی را بر من مسلط کرد ،
من که دشمن او نیستم ،
یارانم با من به راستی سخن نمی گویند ،
و گفتۀ راست مرا دروغ می پندارند ،
مرد دغل­کار علیه من دسیسه می­چیند ،
و تو ، ای خدای من ، کوشش او را خنثا نمی کنی … .

من که فرزانه و عاقلم ، چرا باید در بندِ جوانان کم مایه باشم ؟
مرا که خردمند و روشندلم ، در زمرۀ نابخردان می پندارند ،
غذا همه جا فراوان است ، اما بهرۀ من گرسنگی است ،
آن روز که قسمت و نصیب همه را دادند سهم من رنج و ناکامی گشت .

خداوندا ! به تو پناه می آورم تا به تو سخن گویم ، … ، سخن من آه و ناله است ،
پروردگارا ! رازم را به تو می گویم ، و از تلخ کامی خود نزد تو می نالم ،
می نالم و پریشانم …

مگذار که مادرم ، که هستی من از اوست ، از بیان درد و رنجم نزد تو کوتاهی کند .
مگذار خواهرم آهنگ خوشبختی بنوازد ،
بگذار خواهرم با چشمانی اشکبار از درد و رنج من سخن گوید ،
و همسرم به زاری از درد من به درگاه تو سخن گوید ،
بگذار نغمه سرای خوش الحان ، سرگذشت تلخ مرا بخواند .

خداوندا ! روشنایی روز همه جا را دربرگرفت ، اما روز من تیره و تار است .
روز روشن و درخشان است چون …
اشک و غم و افسردگی و ملال در دل من خانه کرده است ،
رنج و درد چنان بر من مستولی است که گویی جز اشک نصیبی ندارم ،
بخت شوم مرا در چنگال خود می فشارد و از نفس کشیدن بازمی­دارد،
بیماری جانکاهی بر من چیره گشته است …

خداوندا ، تو که پدر من هستی و هستی من از توست ، مرا یاری کن تا بر پای خیزم ، چون گاو بی گناهی می نالم از دریغ ،
تا چند مرا ندیده می گیری و بی پناه می گذاری ؟
چون گاوی نر ، … ،
تا کی مرا سرگشته و گمراه رها می کنی ؟

حکیمان باریک­ اندیش سخن درست گفته اند :
هیچ مادری کودک بی گناه نزاد ،
و از دیرباز کودک بی گناه دیده بر جهان نگشود » .

همین قدر برای نشان دادن خضوع و خشوع مرد بس بود . پایان خوش داستان در بخش چهارم از این قرار می باشد :

« خداوند اشک و گریۀ آن مرد را دید ،
شکوه و ناله اش را شنید و خرسند شد ،
سخن درست و پاک او را پذیرفت ،
اعترافاتی که هنگام دعا بر زبان رانده بود ،
شاد کرد … ، « گوشت » خدا را و دست بلا را از وی کوتاه نمود ،
… که دل افسرده سازد ، … وی دربرگرفت ،
اهریمنِ ناتوانی را که بر او سایه افکنده بود دور راند ،
دردی که او را چون … ، کوفته بود زایل شد ،
سرنوشت شومی را که برایش مقدر شده بود ، تغییر داد ،
رنج و دردش را به شادی مبدل ساخت ،
فرشتۀ مهربانی را برای حمایت و نگهداری او گماشت ،
فرشته ای خوش سیما … بدو سپرد
» .

 

 

آبشخور :

الواح سومری ، سمیوئل ، نوآ کرامر ، ترجمۀ داود رسائی ، تهران : شرکت انتشارات علمی و فرهنگی ، 1383 ، برگۀ 99-103 .

تثلیث خدایان میانرودان

تثلیث خدایان میانرودان

 

 
نگارنده : مرتضی حماسی
 
 
در نزد سومریان و اکدیان هیچ موجودی ازلی نیست . در آغاز عدم مطلق بود ، تدریجا در این عدم محض دو موجود معین پیدا شد . یکی نر موسوم به آپسو که دریایی از آب شیرین و محیط بر زمین است . و دیگری ماده موسوم به تیامات که دریای آب شور است . از این دو اصل همۀ کائنات بوجود آمد .شعری در باب پیدایش جهان کشف شده است چنین شروع می گردد :« آن هنگام که در بالا آسمان نامی نداشت و در پایین زمین را هیچ اسمی نبود ، آب آپسوی نخستین پدر آن ها ، آب تیامات مضطرف طوفانی مادر همۀ آن ها ، با هم اختلاط و اتحاد داشت ، هنوز بیشه ها پیدا نبود و نیزار ها پدیدار نبود ، هنوز هیچ کدام از خدایان نامیده نشده بودند و هیچ سرنوشتی ثابت نگشته بود ، در آن هنگام خدایان خلق شدند» .

از آن دو موجود نخستین ، لاح مو Lahmou و لاحامو Lahamou پدیدار گردید . ولی این دو خدا چندان تأثیری در جهان نکردند . بعد زمانی نامعین گذشت و از دو موجود نخستین انشر Anshar و کیشر Kishar به وجود آمدند . از انشر و کیشر سه خدا بوجود آمد که مجموع آن ها را تثلیث اول گفتند ، از این قرار : آنو Anou و انلیل Enlil و اِآ Ea .

تثلیث اول :

آنو خدای بزرگ نقاش در آسمان است . انلیل یا بل Bel خدای نیپور Nippour ، خدای هوا و زمین است . اِآ خدای اقیانوس نخستین است .
از روزگار قدیم آنو را رب اعلی دانسته اند . در اوج آسمان مسکن دارد و آن جا را آسمان آنو می خوانند . درگاه او را دو تن از خدایان موسوم به تموزTammouz و گیزیدا پاسبانی می کنند و در برابرش عصا و تاج فرمانروایی نهاده شده است . سایر خدایان هنگام طوفان هراسان شدند و به آسمان انو پناه بردند و مانند سگ در روی دیوار قصر او چمپاته زدند و چندان در آن جا توقف کردند تابوی قربانی اوتاناپیشتیم Out-Napishtim که به شکرانۀ ختم طوفان کباب به مشام آن ها رسید و مانند مگس بر قربانی جوشیدند .
با این که کسی در علو مقام آنو شکی نداشت ؛ پس از انقراض دولت سومر و آکاد و استیلا یافتن بابل عظمت مقام آنو به خدای بابل « مردوک » رسید .

 

پیکره ایزد مردوک


انلیل خدای هوا و زمین ، در بعضی کتیبه ها خیلی با عظمت نام برده شده است و تاج و تخت آنو را به او داده اند ، او را بل به معنی خداوند خوانده اند . شغل او بیشتر مستشاری خدایان است . طوفان به امر او حادث گردید . هم اوست که بشر را به دست سلاطین داد تا او را در طریق عدل هدایت کنند .

اِآ Ea در لغت سامی یعنی خانۀ آب است . این خدا در سرمنزل معرفت مقام دارد و مظهر معرفت آبی است که حامل زمین و محیط بر خاک است . تمثال او را به شکل حیوانی مرکب از بز و ماهی رسم کرده اند . این پروردگار برای معرفت به حکمت خود انسان را از مشتی گل سرخ ساخت و از نفس خویش در او دمید ، چون طوفان فرا رسید جمعی را نجات داد ، صنایع و پیشه های بسیاری به بشر آموخت ، این خدا به پادشاهان عقل می بخشید و روحانیان را در اجرای تکالیف دینی و کارهای جادوگری کمک می کرد .

تثلیث دوم :

تثلیث دوم مرکب از سین Sin خدای ماه و دو فرزند او شمش Shamash خدای خورشید و ایشتار Ishtar خدای زهره .
در اور or یعنی شهری که طبق سفر پیدایش تورات ، حضرت ابراهیم از آن جا هجرت کرد ، سین « خدای ماه » سلطنت می کرد . اوقات و ازمنه را در اختیار داشت و گناهکار را قرین آه و اشک می ساخت .
شمش یا خدای خورشید ؛ خدای عدالت و قاضی بزرگ جهانیان است که ظلم را از میان می برد و قوانین حقه را به حمورابی و سایر پادشاهان دادگر تلقین می کند . علامت او در کتیبه ها قرصی است مزین به یک ستاره که دارای چهار شاخه است و از میان هر شاخه رشته نور مواجی ساطع است و گویی دو شعلۀ آتش از دوش های مجسمۀ او برمی­خیزد .

ایشتار خدای نیک خواه است . گاهی او را دختر آنو و گاهی دختر سین و زمانی خدای جنگ و شهوت خوانده اند . کوشش او در فریفتن و عاشق کردن بنی آدم است . سایر خدایان ماه که در میانرودان بودند در شخص ایشتار مستتر شدند . او را بصورت زنی جنگجو که بر پشت دو شیر ایستاده است و تیری در دست دارد نشان می دهدن . در یک دست سلاحی منحنی و در دست دیگر گرزی با سرشیر گرفته است .

آبخشور :

آشنایی با ادیان قدیم ایران و بین النهرین ، مهرداد ایزد پناه ، تهران : محور ، 1381 ، برگۀ 90-93 .

 

 

امثال و حکم سومری

امثال و حکم سومری

نگارنده: مرتضی حماسی

پیکره سومری

تمدن کهن سومر یکی از چهار تمدن بزرگ در عهد کهن بود که مانند بوستانی در هزارۀ سوم پیش از میلاد در دل صحرا در جنوب میانرودان سر بر آورد . در همین زمان ، فرهنگ و تمدن مصریان در کنار رود نیل ، هندوستان در کنار رود سِند و گَنگ و چین باستان در کنار رود وی و هُوانگهو ؛ با تأثیرپذیری و داشتن اشتراکات بسیار ، بصورت مستقل به سیر تکاملی خود ادامه می دادند .
سومریان علاوه بر این که کهن ترین تمدن بشری در قرن بیستم از سوی باستانشناسان لقب گرفتند ؛ دارای فرهنگ و ادبیاتی غنی نیز بوده اند که اساطیری همچون اسطورۀ گیلگمش 1 ؛ انوماالیش 2 و … از نخستین و بهترین آثار ادبی میانرودان می باشند که داستان هایی آموزنده و حاوی مضامین اخلاقی فراوانی هستند که از نگرش انسانِ عهد باستان به جهان و مسائل آن ، اندیشه هایی ژرف و نکته های باریک در خود پنهان دارد .
لیکن علاوه بر داستان و اسطوره پردازی در میان سومریان ، امثال و حکم های متعدد نیز یکی از اشکال ادبی ای بوده است که مبدع آن سومریان بوده اند . در این مقاله به چند نمونه از این امثال که نخستین امثال و حکم جهان است و توسط ساموئل کریمر گردآوری شده است ؛ اشاره خواهیم داشت:

« مرگ برای همه هست ؛ گشاده دست باش ؛
عمر دراز است ، صرفه جویی کن .
تهیدست را مرگ به از زندگی است ؛
اگر نان به دست آرد ، نمک ندارد
و اگر نمک یابد ، نان ندارد ،
و اگر گوشت به چنگ آرد ، بره ندارد
و اگر بره به او رسد ، گوشت نخواهد داشت .

کسی که نقره اش بیش است ، شاید خوشبخت باشد ،
کسی که جو ، بیش تر دارد ، شاید خوشبخت باشد ،
اما کسی که چیزی ندارد ، خواب راحتی دارد .

من آن اسب اصیلم که مرا با استری بستند ،
اکنون باید گاری بکشم و نی و کاه حمل کنم .

کسی که مسئول زن و فرزند نیست ،
از قید بندگی رها است .

گاو شخم می زند ، سگ شیارهای کود را زیر و رو می کند .

سگ آهنگر که نمی تواند سندان را برگرداند ، ظرف آب را بر می گرداند .

روباه را نگرفته به فکر قلادۀ آن است .

از گاو نر وحشی فرار کردم و گرفتار گاو مادۀ وحشی شدم .

( اگر ) دست به دست هم دهیم ، خانۀ مرد آباد می شود ؛
( اگر ) شکم ها را سیر کنیم ، مرد ، خانه خراب می شود .

اگر خانه ات را مانند خواجه بنا کنی ، چون برده ای زندگی می کنی ؛
و اگر خانه ات را مانند چون خانۀ برده بنا کنی ، مانند خواجه زندگی می کنی .

گاهی تو سرزمین دشمن را زیر تسلط داری ، و گاهی دشمن سرزمین تو را .

می توان سروری داشت ، می توان پادشاهی داشت ؛
از از مأمور وصول مالیات باید هراس داشت » . 3

پی نوشت :

1 – گیلگمش – Gilgamash : پسر ایزدبانو نین سون و کاهنی از کولاب ، پنجمین پادشاه اوروک پس از طوفان . معماری بزرگ میان مردگان جهان زیرزمینی بود . مجموعه ای اشعار حماسی در باب نام او سروده اند .

2 – انوما الیش – Enumma Elish : حماسۀ آفرینش سامی که خلقت خدایان ، شکست نیروهای آشوب جهانی توسط خدای جوان مردوک و آفرینش انسان از خون کینگو ، قهرمان شکست خورده آشوب را توصیف می کند . این اصطلاح از نخستین کلمات حماسه ، « زمانی در فراز … » گرفته شده است .

3 – برگرفته شده از :
ساموئل ، کریمر ، الواح سومری ، ترجمۀ داود رسایی ، ابن سینا ، تهران ، 1340 .

کتابنامه :

حماسه گیلگمش ، ن . ک ساندارز ، ترجمۀ دکتر محمد اسماعیل فلزی ، تهران : انتشارات هیرمند ، چاپ سوم ، 1388 .
خاور نزدیک باستان ، کلاریس سویشر ، ترجمۀ عسکر بهرامی ، تهران : ققنوس ، 1383 .

 

افکار و عقاید خود را با دیگران در تالار گفتمان تاریخ فا به اشتراک بگذارید و همچنین از کتابخانه و نگارخانه تاریخی این تارنما دیدن فرمائید:

با تاریخ فـا ، مرجع تاریخ و تمدن ایران و جهان باستان همراه باشید…

تاریخ فا ، مرجع تاریخ و تمدن ایران و جهان

 www.TarikhFa.com

واقعیت هایی درباره سومری ها

واقعیت هایی درباره سومری ها

سومر که به عنوان سرزمین پادشاهان متمدن نیز شناخته می شود، تمدن شکوفایی مربوط به حدود 4500 قبل از میلاد است. سومری ها در عراق امروزی زندگی می کردند. خود سومری ها باور داشتند که از جایی دیگر به کنار فرات آمده اند. احتمال نیز دارد که آنها از سمت ایران با قایق از خلیج فارس عبور کرده باشند…

حمیده احمدیان راد
سومر که به عنوان سرزمین پادشاهان متمدن نیز شناخته می شود، تمدن شکوفایی مربوط به حدود 4500 قبل از میلاد است. سومری ها در عراق امروزی (در واقع بین دو رود دجله و فرات و در سرزمینی که به بین النهرین مشهور است) زندگی می کردند. خود سومری ها باور داشتند که از جایی دیگر به کنار فرات آمده اند. احتمال نیز دارد که آنها از سمت ایران با قایق از خلیج فارس عبور کرده باشند. یکی از دلایلی که این نظریه را تأیید می کند این است که اولین شهرهایشان را نزدیک خلیج فارس بنا کردند گرچه بعدها این شهرها به سمت شمال عراق کنونی گسترش یافتند. اما بسیاری هم می گویند که آنها بومی سرزمین عراق بوده اند. به این ترتیب اطلاعات دقیقی درباره نژاد این مردمان وجود ندارد.
سومری ها در عین این که تمدن پیشرفته ای داشتند از زبانی نیز برخوردار بودند که استادانه درست شده بود. چنان که می دانیم خط نیز از ابداعات سومری ها بوده و از آنها شروع شده است. سومری ها از دانش وسیعی در حوزه نجوم به ویژه منظومه شمسی و ریاضیات برخوردار بودند. ما هنوز هم از همان سیستم ریاضیاتی و سیستم های زمان و تقویمی که به وسیله سومری ها ایجاد شدند استفاده می کنیم. علاوه بر آن چه گفته شد سومری ها از روش های پیشرفته کشاورزی نیز استفاده می کرد. در این مطلب به واقعیت های جالبی درباره فرهنگ و اختراعات سومری ها اشاره می شود:
-سومری ها همان طور که سیستم زبانی استادانه ای داشتند از سیستم مذهبی پیچیده ای نیز برخوردار بودند که در آن صدها خدا وجود داشت. براساس متون سومری، هر شهری در این تمدن به وسیله خدای خودش محافظت می شد. براساس این متون انسان ها و خدایان در میان یکدیگر زندگی می کردند و انسان ها بندگان این خدایان بودند.

یک الهه سومری

-یکی از لوح های گلی به دست آمده از سومر باستان توجه زیادی را به خود جلب کرده. چراکه نشان می دهد سومریان در 6000 سال پیش از وجود پلوتون با خبر بوده اند. این موضوع چنان شگفت انگیز تلقی می شود که برخی دلایل ماورایی برای آن عنوان می کنند.
-سومری ها با انجام اختراعاتی مهم سهم بزرگی در تمدن بشریت ایفا کرده اند. آنها نخستین شکل نوشتن، یک سیستم اعداد، اولین وسایل نقلیه چرخ دار، آجرهایی که در آفتاب خشک می شوند و سیستم آبیاری برای انجام کشاورزی را اختراع کردند. همه این ها برای توسعه تمدن بشر مهم بودند.
-یکی از علاقه مندی های علمی سومری ها نجوم و حرکت ماه و ستارگان بوده است. آنها از این اطلاعات برای ساخت تقویمی دقیق تر بهره بردند.
-سیستم اعداد آنها براساس عدد 60 بوده، مثل ما که سیستم اعدادمان بر عدد 10 استوار است. آنها بر اساس همین سیستم اعداد، یک ساعت را به 60 دقیقه و یک دایره را به 360 درجه تقسیم بندی کردند. ما امروزه هنوز هم این بخش بندی استفاده می کنیم.
-آنها معابد بزرگی به نام زیگورات ساختند و دیوارهایی حول شهرهایشان کشیدند. برخی از مورخان فکر می کنند که زیگورات شهر اریدو همان برج بابل کتاب مقدس یهودیان و مسیحیان است. بر این اساس فرزندان نوحسعی کردند برجی بسیار بلند بسازند تا به آسمان و خدا برسند ولی خداوند با ایجاد سردرگمی زبانی در آنها از این کار ممانعت کرد.
-سومری ها پروژه های آبیاری عظیمی داشتند. کانال هایی حفر می کردند تا آب را از دجله و فرات به خشکی بین این دو رود منتقل کنند. بنابراین توانستد تولید غذا را افزایش دهند. به این ترتیب جمعیت زیادی هم می توانستند در این منطقه زندگی کنند.
-برخی از دولت شهرهای سومر بسیار بزرگ بودند. تصور بر این است که شهر اور بزرگ ترین دولت شهر آنها بوده و در دوران اوجش جمعیتی معادل 65،000 نفر داشته است.
-سومری ها ساختمان ها و خانه های خود را از آجری که در آفتاب خشک شده بود می ساختند.
-به نظر می رسد که سومریان نوشتن را در حدود 3000 قبل از میلاد آغاز کرده باشند.
-سومری ها از برنز استفاده می کردند. احتمالاً سومری ها اولین کسانی در جهان بودند که قلع را به مس اضافه کردند و برنز ساختند آن هم به این دلیل که سنگ برای ساخت ابزار کم داشتند.
-همسایه سومری ها از جانب شرق، ایران امروزی بود. به عبارت دیگر سومری ها با عیلامی ها همسایه بودند. آنها هم با یکدیگر تجارت می کردند و هم با هم می جنگیدند. سومری ها در غرب با اموری ها همسایه بودند که به زبان سمیتیک (خویشاوند زبان عبری و عربی امروزی) صحبت می کردند.
-در حدود 2500 سال قبل از میلاد زبان اکدی جایگزین زبان سومری شد.
-براساس متون سومری، آنها قبل از بروز سیلی عظیم 7 پادشاه و 7 مرد عاقل (یا نیمه خدا) داشتند که به آنها کمک می کردند. سومری ها عقیده داشتند خدایان از این مردان عصبانی شدند و سیلی بزرگ را فرستادند که همه چیز را نابود کرد و تنها چند تن زنده ماندند تا همه چیز را از نو بسازند. این حادثه بر اساس متون سومری مربوط به 2900 قبل از میلاد بوده است. باستان شناسان دنبال یافتن نشانه هایی از این سیل هستند.

منابع:

http://www.annunaki.org/history/sumerian-aliens/
http://www.ducksters.com/history/mesopotamia/ancient_sumer.php
Sumerians – Mesopotamia for Kids!

افکار و عقاید خود را با دیگران در تالار گفتمان تاریخ فا به اشتراک بگذارید و همچنین از کتابخانهو نگارخانه تاریخی این تارنما دیدن فرمائید:

با تاریخ فـا ، مرجع تاریخ و تمدن ایران و جهان باستان همراه باشید…

تاریخ فا ، مرجع تاریخ و تمدن ایران و جهان

tarikhfa.ir