ارتباط فرهنگ ساسانی و فرهنگ اسلامی

ارتباط فرهنگ ساسانی و فرهنگ اسلامی

بررسی از حسام الدین شافعیان

این مقاله به معرفی برخی مقاله های استاد بزرگ محمد محمدی ملایری می پردازد که نشان دادند نه تنها پس از ساسانیان دو قرن سکوت در کار نبود بلکه نقش ایران در انتقال فرهنگ ساسانی به اسلامی و در نتیجه پیوستگی فرهنگی ایران ما بسیار مهم و شگفت آور بوده است.

فرهنگ ساسانی و فرهنگ اسلام

شاهنامهء فردوسی و تاجنامه های ساسانی، محمد محمدی، بررسی های تاریخی ، خرداد و تیر ۱۳۴۹ – شماره ۲۶- (۲۱ تا ۳۴)

دکتر ملایری بخش هایی از صدها کتاب پهلوی دوره ساسانی را که در دوران عباسی به عربی برگردانده شدند باز یافتند.

ترجمه شده قطعات بازیافته از تاجنامگ خسرو انوشیروان به خامه خود خسرو:

 ”روزی در هنگامی که برای گذراندن تابستان به همدان می رفتم در دستگرد نشسته بودم، و برای سفیرانی که از سوی خاقان هیتالیان و چین و قیصر و بغپور دربارگاه ما بودند طعام گسترده بودند،که ناگاه مردی از اسواران با شمشیر آخته بدرون آمد و تا نزدیک پرده پیش دوید و پرده را در سه جای بدرید و میخواست بدانجا که ما نشسته بودیم درآید و بما حمله کند یکی از ملازمان به من اشاره کرد که شمشیر برکشم و به استقبال او شتابم. ولی من میدانستم که اگر او تنها یک مرد باشد میان من و او حائل خواهند شد و اگر گروهی باشند شمشیر من کاری از پیش نخواهد برد. ترس به خود راه ندادم و از جای نجنبیدم. یکی از نگهبانان او را گرفت مردی بود از ری از اطرافیان و خاصان خود ما تردیدی نبود که کسان بسیاری همرای او هستند. از من خواستند که در آنجا ننشینم و بزم شراب را در جمع حاضر نشوم تا کنه آنکار آشکار شود. خواست آنان را اجابت نکردم تا سفیران در من بیم و هراسی نبینند و برای شراب بیرون آمدم. چون از آن کار فراغت یافتم مرد رازی را ببریدن دست و عقوبت های دیگر بیم دادم تا نام کسی که او را بدینکار برانگیخته براستی بگوید و به او اطمینان دادم که اگر راست گوید از آن پس عقوبتی بدو نرسد، گفت گروهی که از خود کتاب ها و سخنانی پرداخته و گفته اند که از سوی خدا است او را بدینکار واداشته و بدو گفته اند که کشتن من او را به بهشت خواهد برد. چون از این امر جویا شدم آن را درست یافتم. دستور دادم تا مرد رازی را رها کنند و آنچه از مال او گرفته بودند باو باز پس دهند و بزدن گردن آن کسانی که دینی به دروغ آورده و او را بدینکار واداشته بودند فرمان دادم و از آنها کسی را برجای نگذاردم.”

درباره یکی از تاجنامه های ساسانی، محمد محمدی، الدراسات الادبیه، پاییز و زمستان ۱۳۴۳ – شماره ۲۳ و ۲۴

تاج نامه ها نام یک نوع از انواع ادبی هستند که شاهان مختلف در آداب کشور داری و آیین شاهی برای آیندگان خود می نگاشتند. تاج نامه اردشیر پاپکان در دوران عباسی هم به عنوان راهنمای فرزندان خلفا عمل می کرد.

در کتب مختلف مجموعه نامه نگاری ها و سخنان پندآمیز خسرو پرویز جمع شده و از پهلوی به عربی ترجمه شدند. این گونه ادبی بین مردم و طبقه دبیران و سیاستمداران محبوب بودند.

پیروزی های اولیه خسرو پرویز خسرو پرویز بر روم چنان سر و صدایی در دنیای آن روز بر پا کرد که حتی اعراب در مکه بر سر یکی از این دو ابرقدرت شرط بندی می کردند.

خسرو پرویز دستور داد تمام داستان های در اطراف ماجراهای او و بهرام چوبین به نگارش درآید و پس از بازبینی خود وی به عنوان کتاب داستان بین مردم پخش شود.

از منابع تحقیق درباره ادبیات ساسانی، محمد محمدی، الدراساتُ الأدبیّة، پاییز و زمستان ۱۳۴۵ – شماره ۳۱ و ۳۲

مقاله ای عالمانه که برای پژوهش های آینده برای دوران ساسانی بسیار مهم است. پیشنهاد های عمده استاد محمدی این است که اولا (۱) باید کتب مختلف ساسانی که بدون نام و نشان و با تحریف معرب شده اند را از لابه لای کتب عربی بیرون کشید، (۲) بسیاری از موسسات ساسانی را بر اساس مدل های عباسی آن ها می توان مورد مطالعه قرار داد و بازسازی کرد مثلا دانشگاه گندی شاپور را که مدلی برای بیمارستان های بغداد بود را می توان با اطلاعاتی که از این بیمارستان های اخیر موجود است مورد مطالعه قرار داد، انواع ادبی ساسانی را هم از طریق نسخه های عربی شان در ادبیات دوران عباسیان که خود ایرانی ها عهده دار بخش اعظم نگارش و ترجمه بودند فهمید (۳) واژگان با ریشه پارسی را از کلماتی که تصور می شود عربی هستند ولی در واقع معرب واژگان پهلوی اند باید بازیافت.

“کتاب المسائل” منسوب به خسرو انوشروان و ترجمه قطعه ای از آن، محمد محمدی، الدراساتُ الأدبیّة، بهار و تابستان ۱۳۴۴ – شماره ۲۵ و ۲۶

در ادبیات ایران در دوره ساسانی اندرزنامه ها و چند نامه ها رونق فراوانی داشتند، سنتی که در دوران پس از ساسانی همچنان تا به امروز به قوت خود باقی است. در فرهنگ دنیای قدیم مجموعه حکمت عملی و اخلاقی ایران نیز مانند فلسفه نظری یونان نام و آوازه ای داشتند. دکتر محمدی ملایری ترجمه عربی چند رساله ادبی و اخلاقی ساسانی منسوب به خسرو انوشیروان را در کتاب “ادب العرب و الفرس” نوشته مسکویه تشخیث دادند. ترجمه پاره ای از آن اینگونه است.

پرسیدند: خودپسندی و ریا چیست؟

[خسرو انوشیروان] گفت: خودپسندی آن است که آدمی در خود آن چیزی را گمان برد که در او نیست تا جاییکه تنها رای خود را صواب دادند و رای دیگران را خطا پندارد، و ریا آن است که در برابر مردم خودسازی کند و خویستن را اهل صلاح نشان دهد و در حالیکه از صلاح تهی است.

گفتند: کدام یک از این دو زیانمند ترند؟

گفت: برای خود آدمی خودپسندی و برای دیگران ریا، زیرا مردم گول ظاهر آراسته وی خورند و در مهمات خویش به وی اعتماد کنند در حالیکه از خیانت وی ایمن نمیتوانند بود.

آیین نامه های پهلوی و آثار باقیمانده آنها در ماخذ عربی، محمد محمدی، الدراساتُ الأدبیّة، تابستان و پاییز ۱۳۳۸ – شماره ۲ و ۳

بزرگان ایرانی حتی تا چهار قرن پس از ساسانیان کتب مختلفی از آیین نامه ها و تاج نامه ها که منقش به تصاویر رنگی بر روی کاغذهای بسیار خوش ساخت بودند در خانه داشتند.

نقل قول از مقاله:

آیین نامه به کتاب یا بدستهای از کتابها گفته میشد که شامل آداب و رسوم یا اصول و قواعد علم یا فن یا هنری بوده است،و معمولا این کلمه را بعنوان کتاب اضافه میکرده و مثلا آیین جنگ یا آیین تیراندازی یا آیین چوگان بازی و مانند اینها میگفتهاند.چنانکه معلوم است در دورهء ساسانیان در ایران کتابها یا رسالههای متعددی در موضوعات مختلف باین نام وجود داشته و ظاهرا مجموعه آنها را که هریک شامل فنی مخصوص بوده بنام مطلق “آیین نامه” یا “آیین نامهء بزرگ” میخواندهاند،و این همان کتاب بزرگ است که مسعودی در(التنبیه و الاشراف)از آن یاد کرده و گوید که “آن کتابی عظیم است در هزاران برگ که جز در نزد موبدان و بزرگان یافت نشود”.

الندیم در زیر عنوان«کتابهائیکه در فن سواری و سلاح گیری و ابزار جنگ»تألیف شده دو کتاب از کتابهای ایرانیان را هم نام میبرد؛یکی در موضوع «تعبیهء جنگ و آداب سواران و اینکه پادشاهان ایران چگونه مرزبانی بر مرزهای چهارگانه شرق و غرب و جنوب و شمال میگمارند» و دیگری در موضوع«آداب جنگ و قلعه گیری و شهر گشائی و کمین کردن و روانه کردن جاسوسان و اعزام پیش آهنگان و دستههای دیگر از لشگریان و ایجاد سلاح خانهها».این دو کتاب هم هر دو بزبان پهلوی بوده و بعربی ترجمه شده بوده است.کتاب دوم را خود ابن الندیم صاحب الفهرست چنانکه گوید از روی کتابی که برای اردشیر بابکان تألیف شده بوده بعربی ترجمه کرده است.

با همان صورتی که از الفهرست ذکر کردیم کتاب دیگری هم یاد شده بنام«آیین تیراندازی».ابن الندیم گوید این کتاب تألیف بهرام گور است و همو گوید که بعضی گفتهاند از بهرام چوبین است. بهرام گور و بهرام چوبین هر دو از مردان نامی دورهء ساسانی و از کسانی بودهاند که به شجاعت و دلاوری شهرت داشتهاند. اما این کتاب احتمالا تالیف بهرام گور است زیرا اوست که بیشتر به تیراندازی شهرت دارد.

کتاب التاج فی سیره انوشیروان، محمد محمدی، الدراساتُ الأدبیّة، شماره های سه و چهار، ۱۳۴۰ و ۱۳۴۱

کتاب التاج فی سیره انوشروان شرح حال و کارنامه ای بوده است از خسرو انوشیروان که انشا کنندة آن خود وی بوده و به اصطلاح امروز یک Auto Biographi است.

در شرح اینکه چطور از پنجاه سپاهی ترک پذیرش کرد:

بسیاری از رسولان،و بیست و نه پادشاه در یک روز بدرگاه ما رسیدند. و چون بآن پنجاه و سه هزار ترک رسیدم فرمودم تا در آنجا بصف ایستند و برای دیدن آنان سوار شدم،در آنروز شمارهء لشگریان خود من و آنها که بر من وارد شده و کسانیکه فرمان بندگی مرا گردن نهاده بودند باندازهای بود که مرغزاری بطول ده فرسخ گنجایش آنان را نداشت.خدای را بسیار سپاس گزاردم، و فرمودم که آن ترکها را با خانوادههایشان به هفت رتبه تقسیم کردند، و بر هر طبقهای سرداری از خودشان برگزیدم،و اقطاعی بآنها واگذاردم،و مردانشان را لبادس دادم،و برای آنها روزی مقرر داشتم،و فرمودم که آب و زمین بآنها بدهند.دستهای از آنها را با فرمانده سپاهیان خود در«رجان» و قسمتی را با فرمانده سپاهیان خود در«آلان»و دستهای را هم در آذربایجان جای دادم. و آنها را در مرزها،هرجا که لازم بود تقسیم کردم،و در زیر فرمان مرزبان آنجا گذاشتم.و هنوز هم از یکدلی و کوشش آنها در هر کار که بدان مأمور شوند در همهء شهرها و مرزها و جاهای دیگر نشانههائی میبینیم که موجب خوشنودی ما است.

بخشی از خطبه خسرو انوشیروان در مورد رعایت حال اتباع خارجی:

“غمخواری اهل نیاز و مهماننوازی غریبان را بر خود فرض بدانید، هرکس با شما همجوار است حق جوار او را گرامی دارید،با مردمانی که از ملتهای دیگر در میان شما بسر میبرند نیکرفتاری کنید زیرا آنان در پناه من هستند،آنها را نومید مسازید و بر آنها ستم روا مدارید و بزرگی مفروشید و سخت مگیرید،زیرا سختگیری موجب نافرمانی گردد.در برابر برخی از آزار آنان شکیبا باشید،امانت و پیمان خود را نگه دارید و آنچه را که از اینگونه اخلاق بشما سفارش کردم حفظ کنید،زیرا ما هرگز ندیدیم که ملک و ملتی نابود شود جز با ترک این اخلاق،و نه ملک و ملتی بزیور صلاح آراسته گردد جز با پیروی از این اخلاق.و در همه کارها اعتماد ما بخداوند است” .

بخشی از نامه انوشیروان به خاقان عهد شکن ترک: ‎”نوشتی که فرستادگان قیصر نزد تو هستند، بر این مطلب نیز وقوف یافتیم که در پذیرش آن ها از ما اجازه خواسته بودی، من تو را از دوستی هیچکس باز نمی دارم.”

منبع: امرداد

تاریخ فا ، مرجع تاریخ و تمدن ایران و جهان باستان

www.TarikhFa.com

نویسنده: حامد محمدپور

مانده ام سخت عجب، کز چه سبب ساخت مرا ، یا چه بوده ست مراد وی ازین ساختنم...

یک دیدگاه برای “ارتباط فرهنگ ساسانی و فرهنگ اسلامی”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *