چگونگی نام گذاری جندی شاپور به پلاباد

چگونگی نام گذاری جندی شاپور به پلاباد

نگارنده : مرتضی حماسی
تیم پژوهشی تاریخفا

جندی شاپور
دربارۀ چگونگی نام گذاری جندی شاپور به پیل آباد ، در تاریخ بلعمی داستانی آمده است که بر مبنای آن ، نامِ این شهر در زمان شاپور اول ساسانی از نامِ قیّمِ آن در بنای آن گرفته است ؛ و نامِ آن شخص بیل بوده است که پیرمردی شبان بود که توسط شاپور به فرمانداری جندی شاپور منسوب می گردد .

در تاریخ بلعمی آمده است :

شاپور شهر های بسیار بنا کرد یکی به پارس نامِ آن شاد شاپور و در اهواز شهری بنا کرد نامِ آن جندی شاپور و در اهواز شهری از آن آبادان تر نیست و تابستان و زمستان سبز بود و گویند چرا خور بود و چون شاپور آنجا رسید و سبزی و گیاهِ فراوان دید فرود آمد که جای جستم و شهری بنا کرد و آنجا شبانی دید پیر او را بخواند و گفت چه نام داری گفت تبل (1) گفت اینجا شهری توان کرد گفت اگر اینجا شهری آید از من دبیری (2)آید شاپور در تعجب بماند و آنجا فرود آمد و آن پیر را به وزیرِ خویش داد (3) گفت به هیچ حال از آنجا نروم تا آن پیر را دبیر نکنید وزیر یک سال زمان خواست شاپور زمان دادش و خود با سپاه در آن صحرا فرود آمد وزیر آن پیر را به معلمی داد و گفت این پیر را شمار کردن بیاموز و هر روز اندک اندک بیاموز و هر روز یک مسئله بیاموز تا یک سال سیصد و شصت باشد و یاد گیرد چون سالی سیصد و شصت مسئله بیاموخت بدان علم عالم بود و چون یک سال بر آمد شاپور از احوالِ آن پیر پرسید ، وزیر آن پیر را نزدِ خود خواند و پیشِ شاپور آورد و پیر در آن یک سال بسیار آموخته بود و دبیر شده پس شاپور گفت از اینجا شهر آید یا نه ؟ گفت ای ملک هر چه خواهی آید تو که پیر ، دبیر توانستی کرد همه چیز توانی کرد پس شاپور آن شهر بنا کرد و آن را جندی شاپور نام کرد(4) و آن پیر را قیّم بر نفقات و خراجِ آن کرد و خود به مداین رفت و مردمان آن شهر را تبل(5)خوانند به نامِ آن پیر و آن شهر به زندگانی شاپور تمام شد و شاپور در ملک سی و یک سال بماند و پس فرمان یافت و پسرش به جای او در ملک نشست .

پی نوشت :
1 – تیل ( ب ، ح – ن ) ، بیل ( طبری ) .
2 – گفت اگر از من دبیری آید در این زمین شهر نیز تواند شد ( ب : ح – ن ) .
3 – و آن پیرِ شبان را به دبیرِ خویش داد .
4 – وسماها بهاوه اندیو سابور و تاویل ذلک خیر من انطاکیه مدینة سابور و هی التی تسمی جندی سابور ( طبری ) .
5 – و اهل الاهواز یسمونها بیل باسم القیم علی بنائها ( طبری ص 486 ) .

(1) در تاریخ طبری مشاهده می شود که اهل اهواز ؛ یعنی اهالی خوزستان این شهر را به اسمِ قیّم آن یعنی بیل می شناسند . نام این شهر در نسک پهلوی « شهرستان های ایرانشهر » به شکل « پلاباد » ضبط شده است

در شهرستانهای ایرانشهر ؛ بند 48 آمده است :

شهرستان گندی شاپور و شهرستان ایران کرد شاپور را شاپورِ اردشیران ساخت و او آن جا را پلاباد نام نهاد . (2)
همچنین در متنی مانوی که به زبانِ پارتی نوشته شده و دربارۀ مرگ مانی است ، نامِ این شهر به شکل « بیلاباد » ضبط شده است . در این متن این گونه آمده است :
… و فرمانروایی … اختر ( = برج ) ، چهار روز گذشته از شهریور ماه ، شهریور روز ، دو شنبه و یازدهمین ساعت ، اندر ایالتِ خوزستان و شهرستانِ بیلاباد ( = جندی شاپور ) ، وقتی که رحلت کرد آن پدرِ روشنی به کردگاری ، به بهشتِ روشنیِ خود . (3)

نام این شهر در متون سریانی که در بابِ شهیدانِ مسیحی در دورانِ حکومتِ ساسانیان نوشته شده نیز به شکلِ « بیت لاپات » ضبط شده است . در متون سریانی که با نام اعمال شناخته می شوند و در ذکر شهیدان مسیحی نوشته شده ، در بارۀ شخصیتی به نام پیروز در زمانِ بهرام پنجم این گونه آمده است :

سالِ 733 ، بر طبقِ تقویمِ یونانی ( پنجم سپتامبر 421 میلادی ) اولین سال سلطنتِ بهرام پادشاهِ پارس بود که به جای پدر بر تختِ سلطنت نشست . وی تسلیمِ اصرارِ موبدان و بزرگانِ دربار و به خصوص برادرانِ خویش که او را تاج گذاری بودند شد . او به پیروی از مهرشاپور رئیسِ موبدان ، مُرده هایی را که در زمانِ پدرانشان دفن شده بودند ، از زیرِ خاک بیرون آورد و به هر بیشتر آنها ، به این کار بسنده نکرد و تعقیب و آزار ظالمانه ای را بر علیهِ قومِ خدا و آنانی که به دینِ عیسای ناصری اعتقاد داشتند ، آغاز نمود .
موبدان با دریافتِ این فرمان ، از شادی در پوستِ خود نمی گنجیدند زیرا پادشاه نشان می داد که وارثِ لیاقتِ پدرش می باشد ، پدری که در اواخرِ زندگی خود تمامِ نقشه هایش را از بین برد ، یعنی صلح را دگرگون ساخت و اذیت و آزار را آغاز نمود .
در آن زمان در بیت لاپات یکی از شهر های معروفِ بیت هوزایه ( خوزستان فعلی ) مردِ بسیار سرشناسی زندگی می کرد که نامش پیروز ( یعنی سرشار از پیروزی ) بود . (4)
بیت لاپات از سه پارۀ بیت + ل + اپات ( آپات – آباد ) تشکیل شده است . ولی به نظر می رسد که این واژه در واقع شکلی تحریف یافته از بیت بیلاپات باشد . زیرا واژه ی « بیت » که پیشوندی برای شهر هایی مانند بیت همیقداش ، بیت زبده ، بیت هوزایه و … بوده است به معنی مکان و مان است و واژۀ اپات نیز به معنی آباد شده و یا ساخته شده ؛ می باشد . لذا پارۀ دومِ این واژه که تک واکۀ « ل » است از نظرِ معنایی بی معنا به نظر می رسد و مجهول است . همچنین به نظر نمی رسد که واژۀ « بیلاباد » در متون مانوی شکلی تحریف شده از « بیت لاپات » باشد ، زیرا که طبق تاریخی طبری – بلعمی نام این شهر از بانی آن گرفته شده و مردم خوزستان آن را به این اسم می خوانند و در نسک پهلوی شهرستان های ایرانشهر نیز واژه « پلاباد » آمده است که با واژه سریانی « بیت لاپات » متفاوت است . پس می توان نتیجه گرفت که آن چه که دربارۀ نام گذاری این شهر در تاریخ های اسلامی آمده است ؛ باید درست باشد و نامِ دیگرِ جندی شاپور در نزد خوزستانی ها و سریانی های مسیحی بیل اباد بوده است که ریشه از قیّمِ بانیِ آن در بنایِ این شهر می گیرد .

پی نوشت و آبشخور :
1 – تاریخ بلعمی ( ترجمه تاریخ طبری ) بخش مربوط به ایران ، ترجمه دکتر محمد جواد مشکور ، تهران : دنیای کتاب ، 1382 ، برگۀ 94-95 .

2 – متن های پهلوی ، گردآوریده جاماسپ جی دستور منوچهر جی جاماسپ آسانا ؛ پژوهش سعید عریان ، تهران : نشر علمی ، 1391 ، برگۀ 52 .
3 – ترجمۀ چند دست نبشتۀ مانوی ، ابوالقاسم اسماعیل پور مطلق ، مجله چیستا ، مهر 1368 ، شماره 61 ، صص 29-34 ، برگۀ 29 .
4 – شهادت مسیحیان کلیسای قدیم ما ؛ در پی مسیح ، شاهد امین و راستین ، انتشاراتِ تاریخفا ، برگۀ 111 .

 

نویسنده: حامد محمدپور

مانده ام سخت عجب، کز چه سبب ساخت مرا ، یا چه بوده ست مراد وی ازین ساختنم...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *