ازدواج با محارم در دین زرتشت دروغی بیش نیست

بدیهی است آیین پاکی که درجه حقیقت شناسی و حکمت و معرفت را به انتها رسانده و تمام اوامر و تاکیداتش بر تنظیم و ترتیب امور عالم و صحت جسم و سلامت روح و حفظ درجات انسانیت با نیکویی تمام بوده هرگز کاری شنیع را تجویز ننموده است. یکی از مسایل مهم عالم عمل ازدواج است. در ایران باستان مرسوم بوده زمانی که پدر یک دختر فرزند پسری نداشته که نام خانوادگی او را زنده نگاه دارد با دختر و داماد خود قراری میگذاشته که نام خانواگیش را بر روی اولین فرزند پسر دخترش بگذارد و در مقابل پدر دختر تمام مخارج نگهداری آن پسر را می پرداخته.
 
تازی ها (عربها) که از این مسئله آگاهی نداشتند در ابتدای ورود به ایران گمان کردند که آن پدر با دختر خودش ازدواج کرده است. در اعتقادات زرتشتی ازدواج باید هر چه بشتر از نظر نسبت خونی دور باشد و هر چه دور تر باشد درست تر است ولی نه از خون قومی دیگر یعنی ایرانی با ایرانی و آن هم از اهل مذهب خود و ازدواج با نسبت خونی نزدیک هم ممنوع است. مثلا” نزدیک تر از پسر عمه برای دختر خاله ممنوع است. حتی دایه ای که شیر به کوکی از آن خانواده داده باشد ازدواج فرزندان آن دایه و یا کس دیگری که از آن دایه شیر خورده باشد با آن کودک دیگر که از آن دایه شیر خورده ممنوع است. این عقیده زرتشتیان بوده و هست و عادات و رسوم هر عصر بین زرتشتیان گواه صادق این آیین است.اما  تعدادی نادان تر از آن تازی ها امروزه می گویند که زرتشتان با مادر و خواهر و دختر خود ازدواج میکنند و شاهد قول خود را داستانهایی مانند داستان هما و بهمن در شاهنامه قرار میدهند و میگویند که چون در شاهنامه نوشته که بهمن دختر خود هما را به عقد خود در آورد پس این عقیده زرتشتیان است!!!
باید گفت که ابتدا اگر هم این شبهه را قوی بدانیم آیا عقلا” و صاحبان انصاف و محققین پیوسته جز را دلیل کل قرار میدهند یا کل را دلیل خز و غیر از سند شاهنامه چه سند دیگری است که این نسبت را به بهمن بدهد و چنان که گفتیم فرضا” بهمن چنان عمل زشتی را انجام داده این دلیل دستور مذهب و عادت کل نمی شود. چه مدرکی از اوستا برای این مطلب دارند؟ آنها تا امروز حتی یک جمله هم از اوستا برای این ادعا نیاورده اند و فقط به ذکر داستان هایی اکتفا میکنند اگر این گونه است که چه بسیار بودند حاکمان مسیحی و یهودی و مسلمان که کار های بسیار زشتی را انجام داده اند و ظلم های فراوانی کرده اند آیا این درست است که ما عمل آن ها را به پای دینشان بنویسیم؟ و یا گفته های یک روحانی حکومتی را از دینشان بدانیم؟
آیا نباید دلیل هر عملی را در ادیان مختلف از کتاب آسمانی آنها آورد ویا باید با ذکر داستان و افسانه دیگران را متهم کرد گرچه در کتاب مقدس خودشان نوشته که ساری همسر  ابراهیم خواهرش  بوده (کتاب مقدس – کتاب پیدایش – ۲۰ – ۱ تا ۱۲ ). تا امروز این انسانهای نادان حتی یک کلمه هم در این باره از اوستا نیاورده اند.
فقط برخی از آنها یک جمله را از یسنه بیان میکنند که به این شرح است: من دین مزداپرستی را باور دارم که جنگ را بر می اندازد و رزم افزار را به کنار گذارد و (خویشاوند پیوندی) را فرمان دهد(هات۱۲بند ۹)  درباره این کلمه خویشاوند پیوندی هم باید گفت که این کلمه ترجمه ای اشتباه از کلمه (خوات ودتام) است ترجمه صحیح این کلمه به این شرح است: خوات به معنی خود – و دتام هم به معنی گذشتگی است و روی هم رفته به معنی ازخودگذشتگی می شود نه خویشاوند پیوندی حتی اگر هم آن ترجمه ای که خودشان بیان میکنند را بپذیریم باز هم این بند درباره صلح سخن میگوید و خویشاوند پیوندی هم در این بند به معنی برقرای دوستی میان خویشاوندان می شود و این بند سخن از خویشاوندان میکند نه محارم و منظور از خویشاوند پیوندی در این بند دوستی با خویشاوندان است نه ازدواج. آیا می توان در جمله ای که از صلح و دوستی سخن میگوید یکباره از ازدواج حرف زد؟و اما طلاق هم در دین زرتشت تجویز نشده است و در شرایطی خاص امکان دارد مانند زمانی که زن یا شوهر بدکار گردد و زن یا مرد از دین خارج شود و دین دیگری را انتخاب کند. که در صورت بد کاره بودن باید این مطلب را ثابت کرد.
آبشخور:
( ازدواج با محارم در دین زرتشت )
تاریخ فا

نویسنده: علیرضا کیانی

علیرضا کیانی ؛ تاریخ فا

10 دیدگاه برای “ازدواج با محارم در دین زرتشت دروغی بیش نیست”

  1. چه ربطی به عربها داره،همه کتابهای تاریخ ایران این واقعیت ازدواج محارم رو ثبت کرده حتی شاهان ایران اینکارو میکردن چرا میخوای بندازی گردن یکی دگه ،واقعیتو قبول کن.

  2. حقیقت ازدواج با محارم در آئین زرتشت

    در آئين زرتشتي با اين كه ازدواج با محارم از قبيل دختر، خواهر، مادر و… در عهد ايران باستان مخصوصا دوره ساسانيان بين مردمان آن متداول بوده است، ولي بر اساس برخي روايات اسلامي در آئين اصيل و بدون تحريف زرتشت (اگر قبول بكنيم كه پيامبر مجوس بوده است) رواج نداشته و از محرمات اين آيين بوده است چنان چه در روايتي از علي ـ عليه السلام ـ آمده است كه مجوس (زرتشتيان) داراي كتاب آسماني و پيامبر بودند و در اين آيين ازدواج با خواهر و مادر، به طور كلي با تمام محارم حرام بوده است. ولي از وقتي كه يكي از شاهان در حال مستي با دختر خود همبستر شد، و قضيه بين مردم فاش شد با استفاده از مذهب چنين ازدواجي را چهره ديني و مذهبي دادند.(1) پس در اصل آيين زرتشت اين گونه ازدواج ها مجاز و مشروع نبوده، اما بعد از اين كه اين ازدواج را رسميت دادند و در قبولاندن آن به مردم از مذهب استفاده كردند و خاندان هاي ايران باستان براي اينكه مانع اختلاط خون خود با بيگانه شوند و نيز ثروتشان به دست ديگران نيافتد سعي مي كردند حتی الامكان با اقرباي خود ازدواج كنند. گفته اند (ويراف) كه روان وي به معراج رفته است با هفت تن از خواهران خود همسري كرد، و به ازدواج با نزديكان را (خوتيك دس) و (نزد پيوند) يعني پيوند با نزديكان مي گفتند. براي چنين ازدواج اجر و پاداش اخروي را مژده مي دادند و كسي كه از اين گونه پيوندها امتناع مي كرد او را اهل دوزخ مي دانستند و نيز آن را پاك كننده گناهان كبيره معرفي مي كردند. (نوساي برزمهر) از روحانيان زرتشي براي اين گونه ازدواج ها سودها و فوايد بسياري ذكر كرده است.(2) پس بنابر آنچه كه گفته شد در آيين زرتشتي تحريف شده در ايران باستان چيزي بنام محارم وجود نداشت.
    البته بايد توجه داشت به خاطر زشتي اين عمل امروزه جوامع زرتشتي شديدا منكر چنين ازدواجي هستند ولي لااقل قبل از اسلام در جامعه زرتشتي چنين امري شايع بوده است.

    1. شيخ صدوق، الامالي، قم: 1417ق، ص424 و التوحيد، قم: جامعه مدرسين 1387ش، ص306.
    2. مرتضي، مطهري، خدمات متقابل اسلام و ايران، تهران، صدرا، 1370ش، ص292ـ293.

  3. عموی من مورخ هست و گفته های سایت کاملا مستند اند و منطقی
    از مطالب زیباتون ممنون
    به امید ایرانی آباد و قدرتمند

    1. با درود فراوان
      رضایت شما موجب خشنودی ماست و از این که مطالب و گفته های ما را منطقی و درست می دانید کمال تشکر را داریم

  4. جناب کورش عزیز
    به جای رد کردن مطالب گفته شده و قبول دربست مطالب سایت، خوب بود مطالب من را به عموی محترمتان عرضه می کردید و دلیلی برای رد آنها می نوشتید. به هر حال امیدوارم هیچ مطلبی را بدون تحقیق دربست رد یا قبول نکنیم.

  5. اگر کسی ادعا کند//نوروز// عید باستانی و //اوستا// هم کتاب باستانی ایران است لازم است بداند که در کهن ترین بخش اوستا یعنی گاتها دستورتی بیان شده است که انسان از گفتنش شرم دارد و اینک دو نمونه از کتاب اوستا(گاتها)
    1 اگر زنیهنگام زایمان فرزندش بمیرد ان زن باید سه لقمه از مخلوط ///ادرارگاو// و // خاکستر/// بخورد/// منبع/ وندیداد.ترجمه دکترموسی جوان ص128

    2 ازدواج با محارم سه گانه(مادر.خوار دختر) مجاز بلکه ثواب هم دارد . منبع//وندیداد. جلد12 باپژوهش اقای هاشم رضی925

    اینست ان اصالت ایرانی که باید حفظ شود//////؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    عجب کردارنیک …..گفتار نیک وپندار نیکی////////////////

    1. مسئلۀ شست شو با ادرار گاو و خوردن ادرار گاو ؛ طبق نتیجه گیری هایی که مری بویس در مقاله خود دربارۀ اصطلاحات پادیاب و نیرنگ نوشته بودند ؛ نتیجه گرفتن که این اعمال ، بدعت هایی است که در اواخر عهد ساسانی وارد دین زرتشت شد .

      دلیلشان هم می تواند این باشد که وندیداد پهلوی در اواخر عهد ساسانی نوشته شد ؛ هر چند که با قطعیت نمی توان نسخ وندیداد فعلی را همان وندیداد زمان ساسانی دانست ؛ زیرا کهنترین نسخه وندیداد در کتابخانه دانشگاه تهران نگهداری می شود و از عهد صفویه است , لذا باید برای چنین مراسمی به متون رومی و یونانی و سریانی و ارمنی و … رجوع نمود . با این که این متون بسیاری از آیین های مغان را در خود نوشته اند ؛ از خوردن شاش گاو و طهارت با شاش گاو چیزی ننوشته اند . البته ناگفته نماند که رومیان باستان نیز از شاش گاو برای مصارفی همچون ضد عفونی کردن خود و شستش لباس های سفید استفاده می کردند , ولی از این ماجرا در ایران عهد ساسانی ؛ مستندی یافت نشده .

  6. با سلام و تبریک سال نو به همه عوامل و مخاطبان فهیم سایت دانشی “تاریخ فا‏”‏
    باید دانست که تاریخ روایتی است که ورود به آن مستلزم مهارت و توانایی هایی است که ما را لغزش ها و تحریفات ، خاصه حب و بغض و سوگیری و قضاوت های شخصی و ارزشی مصون نگهدارد . در غیر اینصورت نظر و گفته ی ما ارزش خود را از دست خواهد داد .
    ۲۵۰۰ سال است که مسئله ازدواج با محارم در میان ایرانیان باستان جدل ها برانگیخته و در تعبیر اوضاع حقوقی و اجتماعی نیاکان ما ابهاماتی پدید آورده است .
    گروهی با تکیه به متون تاریخی آنرا واقعیتی انکار ناپذیر میدانند .
    عده ای دیگر با توجه به ماهیت اخلاق عالی ایرانیان باستان و احترام آنها به حقوق خانوادگی ، این مسئله را زاده اتهامات بیگانگان و سؤء تعبیر محققان میدانند . اگرچه “مواردی معدود “از این نوع ازدواج ها در گذشته رخ داده است !
    اما نکته اساسی این است که اصطلاح ” محارم ” به کار گرفته شده توسط محققان و نویسندگان معادل واژه ی [خوئیت ودثه] فارسی باستان و [ خوئیتوک دس ] فارسی پهلوی است که به معنای “ازدواج با خویشاوندان‏”‏ است که بر اثر سوع تعبیر و به غلط به ازدواج با محارم تفسیر شده است !!
    در پایان همه عزیزان و مخاطبان ارجمند را به مقاله عالمان استاد مرحوم علیرضا شاپور شهبازی استاد پیشین دانشگاه اورگن شرقی امریکا با عنوان :
    ‏[‏ افسانه ی ازدواج با محارم در ایران باستان ] ارجاع میدهم /

    1. مسئلۀ ازدواج با محارم را خود متون زرتشتی و مسیحی و یونانی – رومی تایید می کنند . بعنوان مثال طبق نوشته های آنونیموس که دربارۀ زندگی جاثلیق بزرگ ایران به نام « مارابا » نوشته است ؛ در آن می خوانیم که موبدان زرتشتی برای این که کاری کنند که مارابا به زندان بیفتد و یا مجازات شود ؛ به او تهمت زدند که وی ازدواج با خواهر و مادر و عمه را که در شریعت ما مجاز است ؛ مردود می داند . انوشیروان به مارابا می گوید که اگر این ازدواج را قبول کنی ؛ با تو کاری نداریم ؛ ولی مارابا می گوید که من فقط حکم خدا را انجام می دهم و بدین خاطر انوشیروان وی را به تبعید می کند و در ادامه وی را در جایی مخصوص تبعید می کند و ادامه ی ماجرا …

      سپاس

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *