ابر مرد کیست؟

ابر مرد کیست؟

گات ها: بشود که فرمانروایان خوب و نیک کردار و دانشور بر ما فرمان برانند… رهبر فریفتار ، هر چند که خود را پاک وانمود کند، نمی تواند پیام آور تو (اهورامزدا) باشد.

 

تاریخ جهان گواه است که نخست نامها را با خون مینوشتند بر جایها…در تاریکی های تاریخ، آن زمان که کوهها، دشتها،جنگلها و دریاها نامی نداشتند، آنگاه که نامها به خون بود و ملتی وجود نداشت ، یا بهتر در کار نوشتن بودند، دوده هائی از دور یا نزدیک و از پس سرزمین های برف گیر ایران ویج و یا از سرزمین هائی که جدا از ما امروز قفقاز نامیده می شود . جاهائی که آن را کهن سرزمین سپید نژادان دانسته اند بسوی جنوب روانه شدند.هر تیره جائی گزید. از کوههای قفقاز و سرزمین مادهای جنگ آور تا پارسهای فرهنگ خدای تا کرانه های دریای هند سراسر ز دودمانها و خانواده های آریائی پوشیده گشت…پیوندی پاک پدید آمد از خون نخست آریاها با خاک پر ارج فلات ، خونی که در ذره ذره آن فرهنگ مزدیسنی و تعالیم وخشور ایران شعله می کشید ، این خون با خاک در آمیخت چونان اردی بهشت گان که آتش ها را بهم در آمیزند و آتش ورهرام سازند پس ایران متولد شد، دودمانها و سپس شاهی و سپس شاهنشاهی پدید آمد ، گاه شاهی ماد بود ، گاه شاهنشاهی کم نظیر در نظم هخامنشیان و گاه شاهنشاهی کم نظیر در شکوه ساسانیان.
آنگاه که تاریخ مفهوم ملت را به خود ندیده بود و مردمان گرفتار ضلالت کشاکش های تیره ای بودند، ابر مردی از تبار اندیشه وخشور پاک ایران متولد شد چونان ابر مرد نیچه که او را زائیده خدمت به زمین می داند. او متولد شد،خاک ایران با او نفس تازه کشید او کوروش بود فرزند ایران و شاگرد ممتاز مکتب مزدیسنی…

کوروش بزرگ با درایتی بی نظیر تیره ها و دودمانهای آریائی را به گرد هم آورد و به واژه ملت معنا بخشید، این ملت به رهبری کوروش به چهار گوشه جهان قدم نهاد ، این مایه افتخار تاریخ ایران است اما آنچه که نام کوروش را تا امروز زنده نگه داشته نه شاه بودن اوست و نه جهان گشایی های او ونه نبوغ بی نظیر نظامی او و نه حتی لطفهایی که او به اطرافیان خود کرده که اگر اینها بود نام او نیز در قسمتی از تاریخ متوقف شده بود.
نام کوروش زنده است و جاودانه خواهد ماند بواسطه این که او به مدنیتی فراتر از زمان خود می اندیشیده،بواسطه آزادگی وانسان دوستی و منش دموکرات او و بخاطر اینکه ما امروز در دنیایی زندگی میکنیم که آزاد زیستن یک اصل اساسی زندگی بشریت است و جستجو گر مدنیت در تاریخ هستیم،واژهای که در شخصیت کوروش به تبلور کامل می رسد.بالندگی فکری و فرهنگی بشر و ایجاد مدرنیته در یک قرن اخیر افق های فکری بشر را متحول کرده و عرصه برای مردمانی که به نیاکان جهان گشا ولی خون خوار خود می بالند بسیار تنگ شده است. همه مردمان در تاریخ خود در پی انسانهایی آزاده و مردم دار میگردند(که چون اکسیر کم یابست) نه انسان ستیز و بی منطق. یک آشوری دیگر به تاریخی که مملو از شلم نصرها، بخت النصر و آشوربانی پال هاست نمینازد!!! کتیبه های سراسر جنایت حکمرانان آشوری که یادآور نسل کشی های آلمان نازی است و یا حجاری های به قلاب آویختن و قصابی کردن انسانها بیشتر مایه شرم است تا افتخار…

اروپایی ها ارسطو ، سقراط ، افلاطون و فیساغورث را بر روی سرشان میگذارند وروشنفکران مصر امروز به سینوحه مینازند نه به خئوپس و رامیسس که خون خوارانی بی مانند بودند.
دنیای متمدن امروز دیگر جای افتخار به سازندگان ستمگر پلوزیون، ممفیس، دیوار هیدرین،اهرام جیزه و دیوار چین نیست بلکه افتخار از آن کسی است که مردم دار تر وانسان دوست تر بوده است.
داریوش بزرگ پارسه را با آن عظمت و شکوه ساخت ولی پرداخت حقوق یک روز یک کارگر مریض و لزوم استراحت سر موقع یک کارگر زن آبستن را هرگز از یاد نبرد آنچنان کرد که در تاریخ او را شاه مردم دار و آباد گر ومومن راستین اشو زرتشت نامیدن. شرق دور امروز به حکیم بزرگ کنفسیوس میبالد نه امپراتورانی که کارگران را لای جرز دیوار چین گذاشتند و با خودخواهی خویش سنگ را بر روی سنگ با ملات پیکر انسانها استوار کردند…

ویژگیهای منحصر به فرد تقویم ایرانی

ویژگیهای منحصر به فرد تقویم ایرانی

تقویم هجری خورشیدی، تنها گاهشماری است که در آن، سال نو برای تمامی کسانی که در هر منطقه از کره زمین حضور دارند، در یک لحظۀ مشخص “تحویل” می شود و تقویم ایرانی از این جهت بینظیر است.

به گزارش العالم آغاز سال نو در تمامی گاهشمارهای دنیا، اعتباری و قراردادی است؛ به عنوان مثال، در کشورهایی که سال نو میلادی را جشن میگیرند، لحظۀ آغاز سال نو را برابر نیمه شب 31 دسامبر (آغاز روز اول ژانویه) قرار می دهند و بدین ترتیب کشورهایی که در شرقی ترین مناطق کره زمین قرار دارند، نخست وارد سال نو می شوند و سپس به ترتیب، کشورهایی که در غرب واقع هستند، سال نو را آغاز می کنند.

اما در تقویم شمسی ایرانی، لحظۀ آغاز سال نو به یک رویداد طبیعی ارتباط دارد که عبارت است از لحظه اعتدال بهاری و ورود خورشید به برج “حمل”، که به ساعت و دقیقه و ثانیه قابل محاسبه است و نه تنها زیباترین جلوۀ رابطۀ انسان با طبیعت را به تصویر می کشد، بلکه همه ساله تغییر می کند و در ساعات مختلف شبانه روز واقع می شود و از تکرار و یکنواختی به دور است.

تقویمی که امروزه در ایران از آن استفاده می شود، جزو دقیقترین گاهشماری های جهان است. 

تقویم هجری شمسی را نخستین بار عبدالغفارخان نجم الدوله استخراج کرد. او عبارت «1264 شمسی» را در حاشیه تقویم سال 807 جلالی (مطابق با 3 -1302 هجری قمری) ذکر کرد و از آن تاریخ به بعد، تقویمی را در ایران رایج کرد که اساس آن شمسی و مبداء آن هجرت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) از مکّه مکرمه به مدینه منوره باشد. البته تقویمی که او نوشت، به تقویم هجری شمسی برجی معروف است که اصول آن به قرار زیر است:

– مبداء این تقویم، اول فروردین ماه سال شمسی هجرت پیامبر اسلام از مکّه مکرمه به مدینه منوره است که 119 روز قبل از اول محرم سال اول هجری قمری و مطابق با روز جمعه 19 مارس 622 میلادی است.

– لحظه تحویل سال مقارن با عبور مرکز خورشید از نقطه اعتدال بهاری است، وقتی که خورشید از نیم کره جنوبی وارد نیمکره شمالی آسمان می شود. این لحظه که اول برج حمل نامیده می شود، نوروز نامیده می شود و همیشه بر روز اول بهار منطبق است.

– سال هجری شمسی برجی از نوع سال شمسی حقیقی است، یعنی مدت زمان دو عبور متوالی مرکز خورشید از نقطه اعتدال بهاری. مدت متوسط آن 365 شبانه روز و 5 ساعت و 48 دقیقه و 2/45 ثانیه اندازه گیری شده؛ اما مدت سال شمسی حقیقی ثابت نیست و بر اثر تغییر تعدادی از پارامترهای نجومی، تغییر می کند.

– مدت سال شمسی حقیقی در دوره ای50 ساله ( 1385-1335هـ.ش ) بین 365 شبانه روز و 5 ساعت و 42 دقیقه تا 365 شبانه روز و 6 ساعت و 4 دقیقه در تغییر بوده است. البته این مقدار متفاوت با سال نجومی است که زمین یک دور کامل به دور خورشید می گردد و مقدار آن 365.2564 شبانه روز معادل 365 شبانه روز و 6 ساعت و 9 دقیقه و 10 ثانیه است.

– این تقویم شامل 12 ماه حقیقی به نام «بُرج» است که به نام 12 صورت فلکی قدیمی منطقه البروج که خورشید هر سال از آن ها عبور می کند، نام گذاری شده است. از حدود 20 قرن قبل از آن، منجمان دایره البروج را به 12 برج مساوی قرارداری تقسیم کرده بودند که اغلب متفاوت از آن صورت فلکی ای است که خورشید در آن به سر می برد.

ضمن آن که به دلیل حرکت تقدیمی زمین، محور زمین هر 25800 سال یک بار در آسمان دور می زند و برج ها در این بازه زمانی یک دور کامل روی تمام صورت های فلکی گردش می کنند (همین حرکت موجب تفاوت بین سال شمسی حقیقی و سال نجومی است).

از سوی دیگر، به دلیل حرکت ظاهری غیر یکنواخت مرکز خورشید در آسمان، طول هر برج از 29 تا 32 روز متفاوت بود و همانند ماه قمری، گاه پیش می آمد که طول یک برج از سالی به سال دیگر تغییر کند. هر 4 یا 5 سال یک بار نیز مجموع طول سال به 366 شبانه روز می رسید و به اصطلاح، سال کبیسه می شد.

تقویم هجری شمسی برجی در آغاز رسمی نبود و تنها در تقویم های قدیمی و در امور گمرکات و مالیّه ایران مورد استفاده قرار می گرفت؛ تا آن که در سال 1328 هجری قمری / 1288 هجری شمسی، میرزا عبدلحسین خان شیبانی وحیدالملک، نماینده تهران در مجلس شورای ملّی، طرحی با موضوع قید تاریخ کلیه معاملات و مبادلات مشترکه عمومی را از تاریخ قمری به هجری شمسی برجی پیشنهاد کرد. این پیشنهاد در دوره دوم مجلس شورای ملی ایران در ماده 3 قانون محاسبات عمومی، مصوّب 21 صفر 1329 / 2 حوت 1289 پذیرفته شد و تقویم هجری شمسی بُرجی به عنوان مقیاس رسمی زمان در محاسبات دولتی تصویب شد.

تقویم هجری شمسی

در اواخر سال 1303 هجری شمسی بُرجی، جمعی از نمایندگاه دوره پنجم مجلس شورای ملی ایران، طرحی را پیشنهاد کردند که نام برج های عربی متداول در تقویم بُرجی به نام های فارسی تبدیل شود و نام سال ها در دوره دوازده حیوانی رایج نیز متروک شود. پس از بحث های فراوان، بالاخره در جلسه 148 مجلس شورای ملی ایران در شب سه شنبه 11 فروردین 1304، قانون تبدیل بروج به ماه های فارسی از نوروز 1304 شمسی به تصویب رسید و تقویم هجری شمسی به عنوان تقویم رسمی کشور پذیرفته شد.

هجری شمسی که تا امروز تقویم رسمی کشور است، بهغیر از نام و طول هر ماه همانند تقویم هجری شمسی بُرجی است. نام ماههای تقویم هجری شمسی ریشه اوستایی دارند.

فروردین = نیروی پیشبرنده

اردیبهشت = راستی و پاکی

خرداد = کمال و رسایی

تیر = باران

اَمرداد = جاودانگی و بی مرگی

شهریور = کشور برگزیده

مهر = عهد و پیمان

آبان = آبها

آذر = آتش

دی = آفریدگار، دادار

بهمن = اندیشه نیک

اسفند = فروتنی و بردباری

تقویم هجری شمسی از لحاظ نجومی و طبیعی، از بهترین و دقیقترین تقویمهای جهان محسوب میشود. برخی از دلایل برتری این تقویم به ترتیب زیر است:

– مدت سال شمسی، نوروز و کبیسههای تقویم هجری شمسی دقیقا بر مبنای محاسبات نجومی تعیین میشود. تقویم هجری شمسی، تنها تقویم متداول در جهان است که علاوه بر کبیسههای چهارساله، کبیسه پنج ساله نیز دارد. وجود کبیسههای پنج ساله، باعث انطباق دایمی و دقیقتر تقویم هجری شمسی با فصول طبیعی میشود.

– تعداد روزهای ماههای تقویم هجری شمسی مبنای نجومی و طبیعی دارد. به عبارت دقیقتر، تعداد روزهای ماهها با مدت حرکت ظاهری غیر یکنواخت مرکز خورشید روی دایرهالبروج هماهنگی کامل دارد.

– آغاز سال تقویم هجری شمسی، با سالگرد تولد بهار و آغاز شکوفایی دوباره طبیعت شروع میشود.

نگاهی گذرا به سرزمین و نژاد پارس

خطّه پارس از معدود سرزمین هایی است که در نزد جغرافیادانان جهان باستان همچون بطلمیوس[1]، هکاته[2] و استرابون[3]، اهمیّت داشته و به کرّات از آن در آثارشان نام برده اند. در منابع لاتینی پارس به عنوان سرزمین پارسیان یا سکونتگاه پارسها در جنوب غربی ایران معرّفی شده است[4]. در این منابع نام «پرسیا[5]» یا «پرزیا[6]» به عنوان نام سرزمین فوق به کار برده شده است. در زبان یونان باستان همین نام به مفهوم استان فارس آمده است.

ادامه خواندن “نگاهی گذرا به سرزمین و نژاد پارس”

کشف شهر باستانی هخامنشی در استان ماردین ترکیه

شهر و آثار به جای مانده از امپراتوری هخامنشی و تمدن بابل در خرابه های 10 هزار ساله دارا در کنار شهر ماردین واقع در منطقه جنوب شرقی ترکیه کشف شد. باستان شناسان می گویند با کشف این آثار صفحه جدیدی در تاریخ امپراتوری هخامنشی ورق زده خواهد شد.
به گزارش مهر، در ادامه فعالیتهای کند و کاو در خرابه های باستانی دارا واقع در کنار روستای اوغوز از توابع شهرماردین واقع در استان ماردین که در جنوب شرقی ترکیه قرار دارد، آثاری مانند چتر و انواع کاشیهای حکاکی و مزین شده به اشکال حیوانات که مربوط به قرن 6 بعد از میلاد است، بدست آمده است؛ در کنار این آثار، استخوانهای مربوط به انسان بدست آمده که تخمین زده می شود حداقل سه هزار سال قدمت تاریخی داشته باشند.

ادامه خواندن “کشف شهر باستانی هخامنشی در استان ماردین ترکیه”

آموزش و پرورش در دوران مـادها و هخامنشیان


آموزش و پرورش در دوران فرمانروایی مادها
:

مدارک موجود درباره ی تمدن و فرهنگ مادها آن چنان اندک است که امکان اظهار نظر قطعی را درباره ی اوضاع فرهنگی مادها دشوار میسازد. در واقع درباره ی “معارف مادها” اطلاعاتی در دست نیست زیرا که نه سنگ نبشته ای از آنان تاکنون کشف شده است تا مدرک قرار داده شود و نه از یونانی ها و یا ملل دگر در زمینه ی اوضاع فرهنگی آنان اطلاعات جامعی به دست آمده است (بیژن، برگ١٢٠). حتا تاکنون هیچ مدرک مستقیمی که بر آشنایی مادها با خط و کتابت دلالت کند به دست نیامده است (دیاکونوف، برگ ٣٣٩). لیکن تا حدی آموزش و پرورش اجتماعی مادها را میتوان از کیفیت آموزش و پرورش عصر هخامنشی حدس زد، زیرا که پارسها در بادی امر از نظر تمدن و معارف در رتبه ای پایین تر از مادها قرار داشتند، لیکن همنژاد و همکیش و همزبان آنان بودند و وقتی که پارسیان بر آنان سلطه یافتند تمدن آنان را نیز گرفتند (با توجه به این نکته که تمدن هخامنشی از تمامی تمدنهای تابع خود از جمله تمدن ایلامی برای رشد خویش استفاده نموده است).

ادامه خواندن “آموزش و پرورش در دوران مـادها و هخامنشیان”

نقش اجتماعی زنان در دوران هخامنشیان

زنان درباری؛
بر اساس شواهد تاریخی می دانیم شهبانوان سلطنتى و شاه به طور کلى،سراهاى خاص در اختیار داشتند. در شرح ماجراى قتل مغ، هرودوت از سراى مردان سخن مى گوید(کتاب ۳، بند ۷۸ – ۷۷)، که از سراهاى اختصاص یافته به زنان مجزاست(کتاب ۳، بند ۶۸).وجود سراهاى مجزا در داستانى که هرودوت درباره ورود دموکدس به دربار شرح داده است، به طور ضمنى وجود دارد: پزشک یونانى را خواجه اى به نزد زنان شاه مى برد(کتاب ۳، بند ۱۳۰).پلوتارک تصریح مى کند :اغلب بربرها٬مخصوصا ایرانی ها٬ درباره زنان شان طبعی بسیار حسود دارند. مردهای ایرانی نه تنها به شدت مواظب اند تا چشم بیگانه ای بر زنان شان نیفتد٬ بلکه درباره زنان مهر شده خود نیز سخت پای بند حراست اند. زن ها در خانه ها پشت بست و کلون زندگی می کنند و به هنگام سفر در حصار چادر ارابه قرار دارند.(کتاب تمبستوکس،بند ۲۶) ادامه خواندن “نقش اجتماعی زنان در دوران هخامنشیان”

جایگاه وندیداد در فرهنگ و ادب اوستایی

وندیداد یکی از نوشته های اوستایی است که در کنار دیگر ادبیات اوستا به نام های یسنا، یشت ها، ویسپرد وخرده اوستا جای دارد. این نوشته هرچند به خط وگویش اوستا نگارش شده ولی بسیاری از بخش های آن با اندیشه وفلسفه زرتشت، پیام آور ایرانی هماهنگی ندارد. وندیداد همچون کشکولی ازدانش، آگاهی وباورهای ایرانیان است که از گذشته های دوربه تدریج از تاریخ، باورها، سنت ها وفرهنگ اجتماعی مردم ایران واقوام گوناگون این سرزمین گردآوری شده است.
این نوشته ازآموزه های گوناگونی درباره تاریخ و جغرافیای سرزمین پهناور ایران باستان و قوانین ویژه بهداشتی، درمانی، مدنی، کیفری، پزشکی، دامپزشکی ودانش های دیگرسخن گفته است. این احکام وقوانین اززمانهایی بسیاردوروپیش از پیام آوری زرتشت درمیان اقوام گوناگون ایرانی متداول بوده وکاربرد داشته است.

ادامه خواندن “جایگاه وندیداد در فرهنگ و ادب اوستایی”

انوشیروان و پیرزن فقیر

خسرو انوشَه روان شاه ایران که به دادگری معروف بوده است، روزی از روزها بر پشت بام قصر خود رفته بود و قدم می زد. هوا می خورد و مناظر اطراف قصرش را تماشا می کرد. او بر بام گسترده کاخ خود قدم می زد و اطراف را نگاه می کرد که ناگهان چشمش به پیرزن فقیری افتاد که کمی دورتر از قصر او، منزل داشت.

دید بر پشت بام همسایه   /   پیر زالی فقیر و بی مایه

ادامه خواندن “انوشیروان و پیرزن فقیر”

آریائیان از نخست در فلات ایران حضور داشته اند

تحقیقات اخیر ژنتیکی اینجانب نشان می دهند که عموم اقوام و گروه های جمعیتی ایرانی که در ایران امروزی (و حتی فراتر از مرزهای سیاسی فعلی ایران) ساکن هستند، علیرغم اینکه دارای تفاوتهای جزئی فرهنگی هستند و حتی گاه به زبانهای مختلف هم تکلم می کنند، دارای ریشه ژنتیکی مشترکی هستند و این ریشه مشترک به جمعیتی اولیه که در حدود ده تا یازده هزار سال پیش در قسمتهای جنوب غربی فلات ایران ساکن بوده بر می گردد.

ادامه خواندن “آریائیان از نخست در فلات ایران حضور داشته اند”

آیا ساسانیان دودمان هخامنشی را فراموش کرده بودند؟

همگی ما اگر شاهنامه را نخوانده باشیم دست کم با مطالب آن آشنا هستیم و می دانیم که در این تاریخنامه ی ایرانیان نامی از هخامنشیان برده نشده است. شاهنامه فردوسی در حقیقت برگردانی از خداینامه کتاب تاریخی ساسانیان است که سرگذشت ایران زمین را از آغاز خلقت شرح می دهد.پس غیبت نام هخامنشیان تقصیر فردوسی نیست بلکه باید گفت حتی درخداینامه زمان ساسانیان نیز نامی از هخامنشیان برده نشده است.

ادامه خواندن “آیا ساسانیان دودمان هخامنشی را فراموش کرده بودند؟”