شاپور اول به روایت تلمود

شاپور اول به روایت تلمود

نگارنده: مرتضی حماسی

محصولی از تیم پژوهش تاریخ فا

IMAG0111-1

دربارۀ تلمود :

در فاصلۀ سال های 200 الی 500 میلادی کتابی فرآهم آمده از اندیشۀ یهودی نوشته شد که با نام « تلمود » شناخته می شود . زمانی که این کتاب ارزشمند در حال آماده شدن بود ؛ در فلسطین نیز تلمودی دیگر که با نام « تلمود اورشلیمی » شناخته می شود ، به کوشش دو دسته از دانشمندان و روحانیان یهود نبشته می گردید . دانشمندان یهود دربارۀ آداب ؛ اعتقادات و سنت ها و آموزه های آئین یهود بحث هایشان را پس از نتیجه گرفتن ؛ به آیندگانشان ارمغان می دادند . در سال 200 میلادی ؛ دانشمند بزرگ یهود به نام « یهودا ناسی » مطالب این گفتگو ها را به رشتۀ تحریر درآورد و کتابی به نام « میشنا » به معنی « دوم کتاب مقدس » را به نگارش درآورد . زمانی که محتویات این کتاب برای بار بعد توسط دانشمندان یهودی در بابل و فلسطین بررسی و موشکافی شد ؛ دو تلمودی که ذکر نمودیم حاصل گشت . این کتاب با وجود پیچیدگی نوشتار های خود ، دارای موضوعاتی در حوزۀ رسوم و سنن ؛ ادبیات ؛ تفاسیر تورات ؛ اندرز ؛ تاریخ ؛ دانش های طبیعی ؛ پزشکی ؛ ستاره شناسی ؛ زیست شناسی ؛ کالبد شناسی ؛ احکام جزایی و قوانین مدنی و دیگر موضوعات می باشد .

آن چه که در تلمود دربارۀ تاریخ مشاهده می گردد ؛ به گونۀ یکپارچه در یک بخش نیامده است و بدون پیروی نمودن از نظم است و می بایست بخش ها و فصل های تلمود را برای تاریخ خاصی بررسی و جست و جوی نمود . در این مقاله به مطالبی که تلمود بابلی دربارۀ شاهپور اول فرزند اردشیر پاپکان در خود دارد را بررسی خواهیم نمود .

 

شاپور اول در تلمود بابلی :

نام شاپور اول به صورت « شموئیل » (1) که روحانی بزرگ یهودیان بوده است ؛ مشاهده می گردد . شموئیل و « راب » که از دانشمندان یهود بودند ؛ نقش مهمی را در تأسیس مرکز پژوهشی علوم یهودی در بابل زمین را داشته اند . راب اهل فلسطین بوده است و دانش معاصرش را از عمویش به نام « حیا » و شخصی موسوم به « یهودا ناسی » فراگرفته بود ؛ در مقابل ؛ شموئیل اهل بابل بود و علاوه بر دانش الهیات یهودی ؛ چشم پزشکی نیز می دانست و به بیشتر دانش های معاصر خود آگاهی داشت .

بنا بر گفتۀ تلمود ؛ شموئیل آزمایش های پزشکی را اغلب بر بدن خود انجام می داد به حدی که همسرش گاهی از دیدن این آزمایشات تعادل خود را از دست داده و مدتی بی هوش به زمین می افتاد ! (2) .

از نوشته های تلمود مشخص شده است که یهودیان زیر چتر فرمانروایی شاپور اول از استقلال زیادی برخوردار بوده اند . هر کجا اختلافی بین رسوم یهودیت و قانون مملکتی پیدا می شد ، شموئیل دستور می داد که قوانین مملکت را رعایا کنند . بدین ترتیب شموئیل می کوشید از اختلاف و برخورد یهودیان با دولت مرکزی بکاهد (3) . از این موضوع می توان برداشت نمود که ایران ساسانی دارای قوانین تدوین شده ای بوده است .

امنون نتصر از دانشگاه عبری اورشلیم می نویسد :

[ از تلمود چنین بر می آید که شموئیل در بسیاری امور غیر یهودی مطلع تر از راب بود . با وجودی که راب و شاپور روابطی داشته اند مدرکی در دست نیست که این دو همدیگر را از نزدیک می شناختند . برعکس ؛ شموئیل در چند فرصت با شاپور نشست و برخاست داشته است . در یکی از کتب تلمود به نام Baba Mezia, 70b ، راب یکی از مثل های کتاب مقدس را ( هر که مال خود را به ربا و سود بیفزاید آن را برای کسی که بر فقیران ترحم کند جمع می نماید – کتاب امثال سلیمان نبی باب 28 آیۀ 8 ) ؛ این طور تفسیر می کند :

« شاپور مال یهودیان ثروتمندی که از راه نادرست سرمایه اندوخته اند گرفته و آن را بین فقرا تقسیم کرد . راشی مفسر بزرگ یهود کلمۀ فقیر را فقیر در معنویات و نه در مادیات تفسیر می کند(4) » . بدیت ترتیب راب ؛ شاپور را مرجعی برای مجازات یهودیان فاسد می داند .
در جای دیگر در تلمود ، شموئیل و راب را مشاهده می کنیم که دربارۀ دو مؤسسه یکی به نام « بی ابیدان » ( BY ‘ BYDN) و دیگری « بی نصرفی » (BY NZRPH ) با هم مشاجره می کنند . هنوز هم میان دانشمندان دربارۀ ماهیت این دو مؤسسه هم رای نیستند . چنین پیشنهاد شده که بی ابیدان یک مرکز مباحثات مذهبی متعلق به زرتشتیان و دیگری بی نصرفی متعلق به مسیحیان است ] (5) .

در بخشی از تلمود می خوانیم که راب از رفتن به این دو مؤسسه خودداری می کرد ولی شموئیل فقط به بی ابیدان می رفت . طبق تفسیر راشی ، در زمان مشاجرات در این دو مرکز امکان داشت یهودیان به قتل برسند (6) .

دربارۀ آغاز آشنایی شموئیل و شاپور مدرکی در دست نیست . بنا بر تلمود ؛ شاپور دوست داشت در عید « سوکوت » ( سایه بندان ) شیرین کاری هایی که شموئیل با جام های شراب انجام می داد تماشا کند (7) . امکان دارد که شاپور در اعیاد یهودیان شرکت می کرده است .

بنا بر گفتۀ نتصر ؛ شاپور ترجمه رسائل و کتب دینی دیگر دین ها را به زبان پهلوی تشویق می کرد (8) . شاپور اول ساسانی رابطۀ خوبی و همراه با تسامح با دیگر ادیان امپراطوری اش داشت و نیت داشت که اقوام و عقاید و ادیان مختلف در امپراطوری اش را زیر یک پرچم بیاورد . شاپور کشورهای تحت سلطه اش را در کتیبۀ خود در کعبۀ زرتشت این گونه نام می برد :

« پارس ، پارت ، خوزستان ، میشان ، آسورستان ، نودشرگان ، ارابایه ، آذربایجان ، ارمنیه ، ورجان ( = گرجستان ) ، سیگان ، ارّان ، بلاسگان تا فراز کوه قاف الانان در ، و همۀ کوه پدشخوار ، ماد ، ورکان ( = گرگان ) ، مرو ، هرات و همۀ ابرشهر ، کرمان ، سکستان ، توران ، مکران ، پارده ، هندوستان ، کوشان شهر تا فراز پیشاور و تا کاش ، سغد و مرز چاچستان و از آن سوی دریای مزون شهر … » (9) .

آمیانوس مارسلینوس ؛ تاریخ نگار رومی که هم دورۀ شاپور اول بوده است ؛ دربارۀ متصرّفات شاپور می نویسد :


Now there are in all Persia these greater provinces, ruled by vitaxae, or commanders of cavalry, by kings, and by satraps , namely, Assyria, Susiana, media, Persis, Parthia, Greater Carmania, Hyrcania, Margiana, the Bactriani, the Sogdiani, the Sacae, Scythia at the foot of Imaus,and beyond the same mountain, Serica, Aria, the Paropanisadae, Drangiana, arachosia and Gedrosia


« اکنون آن جا سراسر شامل پارس است ؛ این ولایات بزرگ تر به کمک ویتاخش ( = بیدخش ) ؛ یا فرماندهان سواره نظام ؛ به واسطۀ پادشاهان و شهرب ها فرمانروایی می شده ، برای مثال ؛ آشور ، شوش ( = خوزستان ) ، ماد ، پارس ، کرمان بزرگ تر ، هیرکان ( = گرگان ) ، مارگیانا ( = مرو ) ، باکتریان ( = بلخ ) ، سغد ، سکاییه ( سکستان = سیستان ) ، سکا های جنوب هیمالیا و ماوراء همان کوهستان ، سریکا ( = مکانی نزدیک چین ) ، آریا ( = هرات ) ، پارپانیزاد ( = هندوکوش ) ، درنگیانا ( = زرنگ ؛ سیستان ) ، آراخوزیا ( = رُخَج ) و گدروسیا ( = سیستان ) » (10 ) .

پس از جنگ های شاپور اول با قیصر والریانوس ؛ زمام شهرهای شام و آسیای صغیر به دست شاپور گرفته شد . شاپور در یکی از جنگ هایش علیه رومیان برای تصرف شهر قیصریه تعداد دوازده هزار یهودی را می کشد . یهودیان قیصریه در دفاع از این شهر با سربازان رومی همکاری می کردند . تلمود در این جا مسئلۀ چاک زدن پیراهن را به عنوان عزاداری مطرح می کند . شموئیل در این مورد با چاک زدن پیراهن مخالفت می کند . از سوی دیگر تلمود از قول شاپور می گوید که وی حتی یک نفر یهودی هم در عمر خود نکشته است . تلمود توضیح می دهد که مقصود شاپور این است که هیچ گاه دستور قتل هیچ فرد یهودی را صادر نکرده است . عده ای مورخین یهود عقیده دارند که مخالفت شموئیل در چاک زدن پیراهن ، دوستی وی با شاپور بوده است(11) . به عقیدۀ این مورخین شموئیل در این جنگ پشتیبان شاپور بود و مخاصمۀ یهودیان قیصریه علیه قوای شاپور مورد نفرت او بود (12) .

در کنار این گفته ها ؛ در کتیبۀ کعبۀ زرتشت آمده است که تصرف شهرقیصریه پس از نبرد سوم شاپور با روم ؛ یعنی نبرد با والریانوس بوده است و این نبرد در نزدیکی رها و حران بوده است که پس از آن طبق نوشتۀ سطر یازدهم این کتیبه ؛ رئیس گارد ، سناتور ها و افسران و سپهسالاران بدست شاپور اسیر می گردند .

در یکی از مشاجرات مذهبی شاپور دربارۀ این عقیدۀ یهودیان که مسیح سوار بر الاغ ظهور خواهد کرد که پیشنهاد می کند که اسب سفید رنگ او را برای مسیح بفرستند . شموئیل در جواب می گوید : آیا اسب صد رنگ داری ؟ ترجمۀ درست پاسخ شموئیل کاملا روشن نیست . (13) .

در یک مصاحبۀ دیگر شاپور از شموئیل می پرسد که وی ( یعنی شاپور ) شب چه خواب خواهد دید . شموئیل پاسخ می دهد که شاه امشب دربارۀ رومی ها خواب خواهد دید که او را اسیر کرده و مجبور می کنند که هستۀ خرما در یک آسیاب طلائی آرد کند . تلمود می گوید که در آن شب شاپور خواب وحشتناکی در این باره دید (14) .


شموئیل در تلمود به نام های گوناگونی خوانده شده است . یکی از این نام ها « شاپور ملکا » است یعنی شاپور ملک است (15) . امکان دارد که این لقب را به خاطر دوستی او با شاپور به وی داده باشند . پاره ای تفسیر می کنند که همانطور شاپور پادشاه ایرانیان است ؛ شموئیل پادشاه یهودیان محسوب می شود . ناگفته نماند که گاهی روحانیان یهود را عنوان « ملک » می دادند . نام دیگر شموئیل « اریوک » است که معنی اش روشن نیست (16) .

در Baba Mezia, 119a آمده است که شاپور قانون مالکیت یهود را که توسط ربی شمعون وضع شده بود تصویب کرد . راشی تفسیر می کند که مقصود یا شاپور پادشاه ساسانی است یا شموئیل که گاهی ملک شاپور خوانده می شود . در هر حال راشی و سایر مفسران معتقدند که شاپور در قوانین یهود وارد بوده است و بعید نیست که او نیز قانون فوق را تصویب کرده باشد .


تلمود به طور کلی چهرۀ شاپور اول را به صورت مثبت ترسیم می کند و شاپور روی هم رفته دوستدار و مدافع یهودیان قلمداد می گردد . دورۀ بین وفات شاپور اول ( 273 میلادی ) و جلوس شاپور دوم ( 309 میلادی ) دوره ای است که یهودیان می کوشند آثار ارزندۀ شموئیل و راب را مورد مطالعۀ دقیق قرار داده و راه را برای توسعه و نضج و بالاخره ختم تلمود باز نمایند .

 

 

آبشخور و پی نوشت :
1 – دربارۀ شموئیل بنگرید به :
D . Hoffman , Mar Samuel , Rector der judischen zu Neherdeaim Babylonien , Leipzig , 1873 ; Jacob Neusner , op . cit . vol. ii , pp. 64 – 72 , 134 – 144 , 232 – 236

2 – بنگرید به :
Nebarim , 50b

3 – بنگرید به :

Gitin , 10b

4 – بنگرید به :

Rashi , Baba Mezia , 70b

5 – شاهان ساسانی در تلمود ، امنون نتصر ، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی ، برگۀ 14 .
6 – بنگرید به :

Rashi , Shabbath , 116a

7 – بنگرید به :

Sukka , 53a ; Rashi , 116a

8 – شاهان ساسانی در تلمود ، امنون نتصر ، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی ، برگۀ 16 .
9 – راهنمای کتیبه های ایرانی میانه پهلوی – پارتی / پژوهش سعید عریان ، تهران : نشر علمی ، 1392 ، برگۀ 70 .
10 – بنگرید به :

Ammianus Marcellinus , Description of the 18 Provinces of Sasanian Empire
11 – بنگرید به :
S. Baron , A Social and Religions History of the Jews , New York , 1952 , vol . ii , pp . 177 – 173 , and ch. 13 , nn . 6 – 7
12 – شاهان ساسانی در تلمود ، امنون نتصر ، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی ، برگۀ 16 .
13 – بنگرید به :
Senhedrin , 98a ; Rashi , 116a
14 – بنگرید به :
Berakhoth , 56a
15 – بنگرید به :
Baba Bathra , 115b ; Baba Kama , 96b
16 – بنگرید به :
Shabbath , 53a , Keddushin , 39a , Menahoth , 38b , Holin , 76a
این نام در کتاب دانیال نبی در باب دوم ، آیۀ 12 نیز آمده است .
منبع: تاریخ فا

افکار و عقاید خود را با دیگران در تالار گفتمان تاریخ فا به اشتراک بگذارید و همچنین از کتابخانهو نگارخانه تاریخی این تارنما دیدن فرمائید:

با تاریخ فـا ، مرجع تاریخ و تمدن ایران و جهان باستان همراه باشید…

تاریخ فا ، مرجع تاریخ و تمدن ایران و جهان

 

نویسنده: حامد محمدپور

مانده ام سخت عجب، کز چه سبب ساخت مرا ، یا چه بوده ست مراد وی ازین ساختنم...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *