نکاتی دربارۀ کتیبه یونانی داریوش بزرگ

نکاتی دربارۀ کتیبه یونانی داریوش بزرگ

نگارنده: مرتضی حماسی

کتیبه داریوش

در میان سنگ نبشته های داریوش بزرگ هخامنشی ، سنگ نبشته ای از وی در آسیای صغیر به خط یونانی موجود است که یکی از مهم ترین کتیبه های هخامنشی است .

این سنگ نبشته حاوی سیاست مدارا و احترام به دین و آیین دیگر اقوام و کشورها است . در این سنگ نبشته چنین آمده است که :

” داریوش ، شاه شاهان ، فرزند هیشتاسپ ، به بندۀ خود گاداتس چنین می نویسد : گزارش رسید که تو فرمان های مرا چنان که باید و شاید به کار نمی بندی . این که تو سرزمین مرا با بردن و کاشتن درختان میوه دار آن سوی فرات به کرانۀ آسیای کوچک آباد می کنی ، بر کار تو ارج می گذارم و از این کار در خاندان پادشاه از تو سپاسی بزرگ برجاست . ولی این که تو فرمان مرا دربارۀ خدایان به جای نیاورده ای ، اگر از راه خود برنگردی ، نشان نا خوشایندی مرا خواهی دید . تو از باغ های مقدس آپولو ( خدای یونانی ) باژ خواسته ای و فرمان داده ای زمین تقدیس نشده را کشت کنند ، از نا اگاهی به نیّت نیاکان من به ایزدان که در این باره به پارسیان نگه داشتِ دقیقِ نظم و قانون را سفارش کرده اند و … ” . (1)

موضوعات جالبی در این سنگ نبشته بدان ها اشاره شده است . یک نکته این که داریوش برای خدایان اقوامی که تحت سلطه اش بودند ، احترام قائل بوده است ؛ چنان که در مصر نیز معابد خدایان مصری را ترمیم می کند و معابدی نو نیز می سازد و خود را در اشکال خدایان مصری و شاهان مصری بر دیوار های معابد ؛ منقوش می سازد . حال پرسش این است که چگونه در کتیبۀ بیستون اشاره شده است که ایلامیان ؛ اهورامزدا را نمی پرستیدند و داریوش برای همین آن ها را شکست داد ؟

باید به این نکته توجه داشت که داریوش بزرگ ، علت پیروزی های خود را پرستش و پیروی از اهورامزدا معرفی می کند و می توان پنداشت که کتیبۀ بیستون ، کهن ترین سندی است که پادشاهی در آن اقداماتش را به خواست و ارادۀ ایزد شناسا می کند . با این نظر که کشور های تحت سلطۀ هخامنشیان در پرستش خدایان خود آزاد بودند و حتی در سکه هایی از ساتراپ نشین های هخامنشی ، نقش خدایان خود را ضرب می نمودند ؛ نمی توان پنداشت که داریوش بزرگ به خاطر عدم پرستش اهورامزدا بخواهد به ایلام لشگرکشی کند ؛ و دلیل این کار از سوی داریوش ؛ شورش هایی بود که در ایلام رخ داده بود و هرج و مرجی که دربارۀ پادشاه شدن بر ایران وجود داشت . حتی باید در نظر داشت که هخامنشیان ، پایتختشان شهر شوش بوده است و نیاکان کوروش بزرگ نیز شاه های شهر انشان در خوزستان بوده اند ؛ پس بدین ترتیب بسیار بعید است که داریوش بخواهد به این دلیل به ایلامی حمله نماید پایتختشان در آن جا بوده است .

” آپولو ” که در این سنگ نبشته نامش آمده است ؛ ایزد خورشید در یونان باستان بوده است . شباهت هایی میان این ایزد یونانی با ایزد میترا ( مهر ) وجود دارد . چنان چه در کتیبه های نمرود داغ ، این ایزد با میترا تطابق شده است ؛ و همچنین با ایزد هلیوس . چنان چه در سنگ نبشته ای زیر سنگ نگارۀ ایزد میترا ، واژگان ” آپولو – میترا – هلیوس ” حک شده است . (2)

دیگر نکته ای که در این سنگ نبشته فهمیده می گردد ؛ این است که در ایران باستان به کشاورزی و زراعت بسیار ارج می نهادند . همان گونه نیز که در گات های زرتشت ؛ بسیار به امر زراعت تاکید شده است و کشتن گاو ها را به جای گماشتن این حیوان به امر زراعت ؛ زرتشت نکوهش می کند .

وهوخشتر گات ، یسنا 51 ، قطعۀ 14 :

” کرپان ها نمی خواهند که در مقابل قانون زراعت سر اطاعت فرود آورند برای آزاری که از آن به ستوران می رسد تو قضاوت خود را در حق شان ظاهر ساز که آیا در روز قیامت نظر به کردار و گفتارشان به خانه دروغ خواهند در آمد یا نه ” (3)

در متون پهلوی نیز ، به آباد کردن زمین و کاشتن درخت بسیار تاکید شده است .

حتی با این حال که گاداتس در آن سوی فرات درختان میوه کاشته و زمین های مقدس را زیر کشت نبرده است ؛ باز هم داریوش برای این که وی به امر زراعت پرداخته است ؛ وی را مستحق دریافت پاداش می داند ، زیرا آباد سازی دنیا یکی از آموزه های دین زرتشتی است .

از این سنگ نبشته می توان دانست که سیستم منظمی برای دریافت باج از ساتراپ نشین های امپراطوری وجود داشته است که بر طبق آن ، امکان باج گرفتن اظافی وجود نداشته است . هرودوت در تاریخ خود به شرح مالیات های ساتراپ نشینان پرداخته است ؛ که حاکی از نظم و دقت در کشورداری هخامنشیان است .

علاوه بر این موارد ؛ مشاهده می کنیم که داریوش بزرگ ؛ گاداتس را نا آگاه از نیت های نیکانش نسبت به ایزدان معرفی می کند و می گوید که به پارسیان در این باره ، حفظ نظم و قانون سفارش شده است . می توان این گونه استنباط نمود که پارسی ها و نیاکان داریوش ، از روزگاران گذشته نیز در مورد ایزدانی که در دیگر کشورها مورد احترام و پرستش بوده است ؛ برخورد با آن ها را در سایۀ احترام و نظم و قانون اجرا می نمودند . علاوه بر این موارد نیز ؛ مشاهده می گردد که خشایارشا پسر داریوش بزرگ ؛ در سنگ نبشته ای ، از ویران کردن پرستشگاه دیوان سخن می گوید . تنها طبق اخبار تاریخی که در دست است ، و همچنین بنا بر عقیدۀ برخی پژوهشگران منظور خشایارشا از این مورد ، سوزاندن معبد آکروپولیس توسط وی می توانسته باشد . با این که خشایارشا پس از فرو نشاندن شورش در بابل ، مجسمۀ مردوک را از بابل به منتقل می کند ؛ اما دلیل این کار جلوگیری از شورش دوباره در بابل بوده است و این که در بابل ، کس دیگری نتواند خود را شاه بنامد . بدین گونه که اگر کسی می خواست خود را شاه بابل معرفی کند ؛ می بایست دست خود را به سوی مجسمۀ مردوک دراز می نمود و به این دلیل نیز خشایارشا این مجسمه را از معبد بابل منتقل می کند . چنان چه اگر خشایارشا معابد خدایان اقوام دیگر را ویران می نمود ؛ معبد مردوک که در دوران کوروش بزرگ ساخته شده بود را می توانست نابود سازد ، و جالب این که این معبد تازه کشف شده ، در مجاورت تخت جمشید ( پارسه کد ) ؛ پایتخت بهاری هخامنشیان توسط هنرمندان بابلی ساخته شده است که برای اجرای مراسم مذهبی بابلی هایی که در پارس اقامت داشتند ، این معبد ساخته شده بود . این یافته های باستان شناسی برای ما روشن و آشکار می سازد که در میان شاهان هخامنشی ، احترام به باورهای دینی اقوام مختلف ، به صورت قانون درآمده بوده است که پارسیان و ایرانیان را موظف به حفظ آن می نمود و هیچ کسی مجاز نبود که از این قانون سرپیچی کند .

پی نوشت و آبشخور :

1 – ایران و ایرانی گرایی در گذشت روزگاران ، استاد جلال خالقی مطلق ، مجلۀ فروزش ، شماره ی ششم ، تابستان و پاییز 1392 ، صص 3-19 ، برگۀ 10 .

2 – بنگرید به مقالۀ مهر ایرانی ، فریدون جنیدی .

3 – گاتها ، ترجمه و تالیف ؛ ابراهیم پورداوود به انضمام ترجمه انگلیسی دینشاه جی جی باهای ایرانی ، تهران : دنیای کتاب ، 1382 ، برگۀ 239 .

نویسنده: حامد محمدپور

مانده ام سخت عجب، کز چه سبب ساخت مرا ، یا چه بوده ست مراد وی ازین ساختنم...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *