تهاجمات ایرانیان و دوره اول آهن

تهاجمات ایرانیان و دوره اول آهن

نویسنده: پی. آر. اس. موری

ترجمه: شهرام جلیلیان

نگارنده: حامد محمدپور

برگرفته از کتاب ایران باستان

تهاجمات ایرانیان و دوره اول آهن

مدارک زبان شناختی و باستان شناسی، لازم و ملزوم یکدیگر خواهند بود تا نشان دهند که اقوام ایرانی زبان در آغاز از شمال شرقی به ایران وارد شدند و قبل از تغییر مسیر به سوی جنوب، به آهستگی به سمت غرب در سراسر قسمت شمالی کشور تا آذربایجان گسترش یافتند و سرانجام جایگزین اقوام بومی دره های زاگرس شدند. این یک رشته از جنبش های مهاجرتی پیچیده و گسترده بود. این جنبش های مهاجرتی که در آغاز حدود 1400 قبل از میلاد صورت گرفته اند، از نظر باستان شناسی از شرق به غرب از طریق استفاده گسترده از سفالینه های خاکستری رنگ ساده مشخص با پیشینیانی در ناحیه حصار که رفته رفته جایگزین ظروف سفالی نقاشی شده دوره متاخر برنز در غرب گشتند، ترسیم شده اند. بقایای آهنی، حتی در پایان عصر اول آهن، یعنی تاریخی حدود 1000 قبل از میلاد بسیار کمیاب هستند.

5.2-three-magi-persian-dress-ravenna

در دو قرن بعد از 1000 قبل از میلاد (عصر دوم آهن) استفاده از آهن گسترش یافت و تغییرات ناحیه ای بسیار چشمگیری در ساخت سفالینه ها پدیدار شد که احتمالا نشان دهنده تایید دوباره سنت های بومی خودشان است. در میان این ها، سفالینه های گورستان (B) در تپه سیلک حدود 650 – 850  قبل از میلاد نمونه ای برجسته است. در غرب، رشد نظامی گری و بازرگانی که با آشور و اوراتو (ارمنستان امروزی) پیوند داشت تاثیرات فرهنگی پراهمیتی دارد. اوراتو برای مدتی قسمتی از آذربایجان را به اشغال خود درآورد و لشکریان آشوری، هم برای استوار ساختن مرزهای شرقی شان در برابر اوراتوییان و ایرانیان و هم برای اطمینان حاصل کردن از ذخیره کافی اسب ها برای لشکریان، تا عمق دره های زاگرس به پیشروی پرداختند.

از میان پادشاهی های بومی، پادشاهی ماننایی، در جنوب دریاچه ارومیه، به خوبی از اسناد و مدارک آشوری و اوراتویی شناخته است. با این وجود آن ها چیز زیادی در مورد اصل و ریشه مانناها به دست نمی دهند. ماننا سرانجام به وسیله مادها از میان رفت. ترکیب فرهنگ های فعال در آذربایجان و کردستان در قرن 8 قبل از میلاد به طور برجسته ای در کلکسیون متنوعی از طلا، نقره، عاج و اشیاء سفالی لعاب دار «گنجینه» پیدا شده در زیویه نزدیک شهر سقز به سال 1947، آشکار است. در این گنجینه، آمیزه ای از سبک های آشوری، اورارتویی و خصوصیات سکایی به چشم می خورد اما اغلب به سبکی که حاکی از کار صنعتگران محلی است ساخته شده اند تا اینکه نشان از وارداتیی بودن داشته باشد.

مشکلاتی که مطالعه این دوره را پیچیده و دشوار می کنند، به خوبی در دو ناحیه گیلان (املش) و لرستان مشهود هستند. که یافته های تصادفی و کاوش های غیر قانونی تعداد زیادی از اشیاء را آشکار نموده اند که بررسی مناسب آن ها آغازی است برای معلوم کردن مفاد آن ها. در هر دو ناحیه گستره و مهارت فلزکاران، قابل ملاحظه است، اما تنها در گیلان است که تمایلی مشخص برای سفالگری وجود دارد. ظروفی که به شکل حیوان و انسان از گورستان بسیار غنی مارلیک (دوره اول آهن) و همچنین از بسیاری محل های ناشناخته در قالب ظروف سفالی کاملا صیقل خورده با لعاب قهوه ای مایل به قرمز به دست آمده اند، کیفیت تندیسی برجسته ای دارند.

art_xii_fig_8

خواه ظروف طلای مجلل پیدا شده از مارلیک، تولیدات محلی یا وارداتی از غرب باشند، با این حال هنوز تجزیه و تحلیل نشده اند. در لرستان فلزکاران بومی که در یک سنت دوره کهن کار می کردند، به دلیل شرایط سیاسی و اقتصادی استثنایی، به شکوفایی و استقلال غیر منتظره ای دست یافتند و گونه ای کامل از جنگ افزارهای برنزی، ساز و برگ اسب، بت ها، سنجاق ها و زیورآلات شخصی که به شکل پیچیده ای تزیین شده بودند، به وجود آوردند و همچنین در استفاده از آهن پیشکام بودند.

حیوان هایی که به صورت طبیعت گرایانه الگوبرداری و با دیوها جفت شده اند و نمونه های نیمه انسان – نیمه جانور که بر روی صفحه فلزی قالبگیری شده اند، در سبکی بسیار رایج ساخته شده اند. بدون اسناد نوشتاری شرح اسطوره های آن ها به عنوان یک مساله اسرارآمیز باقی خواهند ماند، همانند سازندگان آن ها که گمنام هستند.

تنها هنگامی که اقوام ایرانی زبان، پارسیان در 844 قبل از میلاد و مادها در 836 قبل از میلاد در اسناد رسمی آشوری ظاهر می شوند است که به تدریج یک تصویر منسجم پدیدار می شوند. در این زمان پارسیان دست کم جایی در کردستان استقرار یافته بودند. اندکی پس از سال 700 قبل از میلاد آن ها به سوی جنوب شرقی در فارس کنونی (پارس) رفتند و به سوی شرق به درون ایلام تجاوز کردند. مادها، با متحدان سکایی – کیمیری شان، پیرامون یک مرکز در اکباتان (همدان) در منتهی الیه شرقی جاده سراسری اصلی زاگرس مرکزی، گرد آمدند، در اسناد باستان شناختی این دوره (دوره سوم آهن، حدود 800 – 400 قبل از میلاد) با سفالینه های صیقل خورده ساده ای که گاهی اوقات با حکاکی یا رنگ آمیزی تزیین شده اند، مشخص می شود.

از حدود 614 – 610 قبل از میلاد مادها، در سایه اتحاد با بابلیان امپراتوری تضعیف شده آشوری را سرنگون کردند و به پیشروی در ترکیه (آسیای صغیر) پرداخته، خود را به رودخانه هالیس (قزل ایرماق کنونی) رسانیدند. سپس برای نیم قرن تاریخ آن ها ناشناخته است. نویسندگان یونانی گزارش می دهند که پادشاهی پارسی، بیشتر بر روی رسومات و سنت های مادی شکل گرفت.

طلیعه، تالار ستون دار تخت جمشید، یقینا در قرن هفتم قبل از میلاد در گودین تپه و نوشیجان در ماد، به چشم می خورد. از دو آتشکده نوشیجان، یکی به طور نظام مند از کف تا سقف به وسیله  تکه سنگ هایی انباشته شده است که شاید این کار هنگامی که آتش مقدس آن در مرگ یک پادشاه، به طور تشریفاتی خاموش شده بود، صورت گرفته باشد.

به طور سنتی تولد زرتشت (زراتوسپتر یونانی) پیامبر بزرگ ایرانیان را در این دوره می دانند. او در ایران شرقی زندگی کرد، تعلیماتش در برخی از سرودهایش (گاتاها) باقی مانده است که از طریق آن ها شناختی از اسطوره شناسی آریاها هویدا می شود، که یک تغبیر فلسفی عمیق از جهان را ارئه می دهد.

thumb_HM-2013651226633164501387633650.5354

زرتشت یک خدای واحد اعلی را اعلام کرد که آفریننده تمام هستی و خارج از دسترسی نیروهای بدی است. جهان بین دو قطب متضاد خوبی و بدی، راستی و دروغ تقسیم شده است و به این ترتیت راه انتخاب آزاد برای همه انسان ها، آشکار است. سمبل کامل حقیقت، آتش است و بنابراین آتشدان ها سمبل اصلی آیین زرتشتی گری هستند.

لینک دانلود مقاله:

منبع: تاریخ فا

نویسنده: حامد محمدپور

مانده ام سخت عجب، کز چه سبب ساخت مرا ، یا چه بوده ست مراد وی ازین ساختنم...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *