عصر رنسانس اسلامی

عصر رنسانس اسلامی

نویسنده: حامد محمدپور

رنسانس اسلامی

تمدن اسلام بدینگونه وارث فرهنگ قدیم شرق و غرب شد که نه تقلید کننده به تمام معنا از فرهنگ های سابق بود و نه ادامه دهنده محض آن. دوره کمال آن که با غلبه مغول به پایان آمد دوره سازندگی بود و در قلمرو چنین تمدنی همه عناصر مختلف راه داشت: عربی، عبری، یونانی، هندی، ایرانی، ترکی، و حتی چینی. علاوه بر این، آنچه این تمدن را جهانی کرده است در واقع نیروی شوق و اراده کسانی است که خود از هر قوم و ملتی، منادی اسلام می دانست.

با وجود تفاوت هایی که طی دوره های مختلف بین فرمانروایان گوناگون روی داد، در سراسر آن یک قانون اساسی وجود داشت و آن قرآن بود که در قلمرو آن نه مرزی موجود بود و نه نژادی، نه شرقی در کار بود و نه غربی. در مصر یک خراسانی حکومت می کرد و در هند یک ترک؛ غزالی در بغداد کتاب در رد فلسفه می نوشت و ابن رشد در اندلس به آن جواب می داد. یک شیخ ترمذی یا بلخی در قونیه و دمشق مورد تکریم و احترام عامه می شد و یک سیاح اندلسی در دیار هند عنوان قاضی می یافت. همه جا، در مسجد، در مدرسه، در خانقاه، در بیمارستان از هر قوم مسلمان نشانی بود.

در حوزه وسیع دنیای اسلام اقوام مختلف عرب، ایرانی، ترک، هندی، چینی، مغولی، آفریقایی و حتی اقوام ذمی به هم آمیختند. هریک از این اقوام نیز عیب هایی داشتند و مزایایی. چنانکه آمیختن آن ها به یکدیگر سبب شد که مزایای بعضی اقوام نقص ها و عیب های بعضی دیگر را جبران کرد. بدینگونه، اسلام که یک امپراطوری عظیم جهانی بود همه را به هم درآمیخت و از آن چیز تازه ای ساخت.

همه جا یک دین بود و یک فرهنگ. فرهنگ اسلامی که زبانش عربی بود، فکرش ایرانی، خیالش هندی و بازویش ترکی، اما دل و جانش اسلامی بود و انسانی. پرتو آن در سراسر قلمرو اسلام وجود داشت. زادگاه آن مدینه، دمشق، بغداد، ری، نیشابور، قاهره، قرطبه، غرناطه، قونیه، قسطنطنیه، کابل، لاهور، دهلی و … بود. در هر جا از آن نشانی بود و در هیچ جا رنگ خاصی بر آن چیره نبود.

اسلامی بود، نه شرقی و نه غربی. با این همه، رشد و نمو آن در طی مدت سه چهار قرن متوالی چنان سریع بود که فقط به یک معجزه شگرف شبیه بود. به خاطر اهمیت علمی و ادبی این دوران است که محققان آن را عصر رنسانس در اسلام خوانده اند.

تاریخ فا ، مرجع تاریخ و تمدن ایران و جهان باستان

نویسنده: حامد محمدپور

مانده ام سخت عجب، کز چه سبب ساخت مرا ، یا چه بوده ست مراد وی ازین ساختنم...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *