اسم اعظم خدا را می دانی؟

اسم اعظم خدا را می دانی؟

نگارنده: حامد محمدپور

عطار نیشبوری - تاریخ فا

 

مردی از دیوانه ای پرسید

اسم اعظم خدا را می دانی؟

دیوانه گفت :

نام اعظم خدا نان است، اما این را جایی نمی توان گفت!

مرد گفت:

نادان شرم کن،چگونه نام اعظم خدا نان است ؟؟؟

دیوانه گفت :

در قحطی نیشابور چهل شبانه روز می گشتم، نه هیچ جایی صدای اذان شنیدم و نه درب هیچ مسجدی را باز دیدم ، از آنجا بود که دانستم نام اعظم خدا و بنیاد دین و مایه اتحاد مردم نان است!!!

“عطار نيشابوري”

 لینک این مطلب در تالار گفتمان تاریخ فا:

موضوع: اسم اعظم خدا را می دانی؟

افکار و عقاید خود را با دیگران در تالار گفتمان تاریخ فا به اشتراک بگذارید و همچنین از کتابخانه و نگارخانه تاریخی این تارنما دیدن فرمائید:

با تاریخ فـا ، مرجع تاریخ و تمدن ایران و جهان باستان همراه باشید…

تاریخ فا ، مرجع تاریخ و تمدن ایران و جهان

 www.TarikhFa.com

 

قداست کعبه نزد ایرانیان باستان

قداست کعبه نزد ایرانیان باستان

نگارنده: حامد محمدپور

 قداست کعبه نزد ایرانیان باستان

كعبه نزد ايرانيان قديم (ایرانیان پیش از اسلام را می‌گویم) از قداست ويژه‌اى برخوردار بود، ایرانیان باستان، به احترام كعبه به زيارت بيت الله الحرام مى‌رفتند و بر آن طواف مى‌بردند. حتی چاه زمزم به این علت زمزم نامیده شد که مردمان فارس به گرد این چاه زمزمه می‌کردند (و دعا می‌خواندند). حتی یک شاعر عربِ پیش از اسلام، به صراحت چنین سرود:

زَمزَمت الفُرسُ عَلَى زَمزَمِ

وَ ذلكَ من سالَفَهَا الأقـدَمِ
 
یعنی «ایرانیان بر گرد چاه زمزم، زمزمه کردند و این از زمان‌های قدیم بوده است».
منابع متعدد تاریخی این موضوع را بیان کرده اند.[۱] 
بعد از ظهور اسلام يكى از شاعران ايرانى به زبان عربی چنين گفته است:
 
و ما زلنا نحج البيت قِدْما
و نُلْقى بالاَبٰاطح اَميناًو ساسانُ بنُ بابَك سارَ حَتّى
أتى البيت العتيق بأصْيَديناوطٰافَ بِه و زمزم عند بئر
لاسماعيلَ تَروْى الشّار بينٰا
 
یعنی «ما از زمان‌هاى پيش کعبه را حج مى‌گزارديم و در آن سرزمین ايمن بوديم و ساسان همراه با دليران ما راه پيمود تا به بيت‌العتيق رسيد و كعبه و زمزم را طواف كرد، آن چاه را كه از اسماعيل است و نوشندگان را سيراب مى‌كند.»[۲]
به موجب اين اخبار، ايرانيان صدر اسلام افتخار مى‌كردند در عصرى كه مشركان جزيرة العرب كعبه را با بت‌هاى خود آلوده كرده زشت‌ترين گناهان را در مطاف و مسجدالحرام مرتكب مى‌شدند، به زيارت حج مى‌رفتند و هدايايى به كعبه تقديم مى‌داشتند.
در روايات اسلامى راجع به حفر چاه زمزم به وسيلۀ عبدالمطلب آورده‌اند كه چاه زمزم مدت‌ها از دسترس مردم خارج شده بود، لذا وقتى عبدالمطلب زمزم را دوباره حفر کرد، دو آهوى طلا و چند شمشير و زر بسيار به دست آورد كه یکی از بزرگان ايران به حرم كعبه اهدا كرده بود و عبدالمطلب نیز درب كعبه را با آن‌ها ساخت.[۳]
 
پی‌نوشت:
[۱]. أبو الحسن علي بن محمد بن حبيب الماوردي، أعلام النبوة، بيروت: دار الكتاب العربي، ۱۹۸۷. باب ۱۸، ص ۲۱۵. و ابن المطهر، البدء والتاريخ (نسخه موقع الوراق)، ص ۲۱۱. و ابوالحسن علي بن الحسين المسعودي، مروج الذهب (نسخه موقع الوراق)، ج ۱، ص ۱۳۰. و محمد بن عبد المنعم الحِميري، الروض المعطار في خبر الأقطار، بيروت: مؤسسة ناصر للثقافة، ‌۱۹۸۰، ص ۲۹۳. و ياقوت بن عبد الله الحَمَوي، معجم البلدان، بيروت : دار الفكر، ج ۳، ص ۱۴۸.
[۲]. ياقوت بن عبد الله الحموي، همان، ج ۳، ص ۱۴۸.
[۳]. علی قاضی عسکر، حج در اندیشه اسلامی، تهران: نشر مشعر، ١٣٨۴. ص ۹۳-۹۴
 لینک این مطلب در تالار گفتمان تاریخ فا:
افکار و عقاید خود را با دیگران در تالار گفتمان تاریخ فا به اشتراک بگذارید و همچنین از کتابخانه و نگارخانه تاریخی این تارنما دیدن فرمائید:

با تاریخ فـا ، مرجع تاریخ و تمدن ایران و جهان باستان همراه باشید…

تاریخ فا ، مرجع تاریخ و تمدن ایران و جهان

 www.TarikhFa.com

 

شاپور ساسانی و به زانو در آوردن بیگانگان تازشگر

شاپور ساسانی و به زانو در آوردن بیگانگان تازشگر

شاپور ساسانی

نگارنده: ایرانمهر

shapur-i-the-great-sassanid-king

پس از اردشیر پاپکان و بنیانگذاری دولتی مقتدر که دولتش در دریف دولتهای کورش و داریوش بود شاپور فرند ارشدش به شاهنشاهی ایران رسید . در زمان شاپور اول ( 239 تا 270 میلادی ) پادشاه ساسانی سه امپراطور روم به ایران حمله ور شدند . یکی گردیانوس جوان بود که در سال 242 میلادی کشته شد . دیگری فیلیپ عرب بود که در برابر شاپور ناچار به تسلیم شد و قبول کرد که سالیانه به ایران برای حملاتی مکرری که به آنجا نموده بود و خساراتی که وارد کرده بود باج بدهد .

سوم والرین بود که در سال 242 میلادی با 70 هزار سرباز و امیر و سناتور رومی اسیر ایرانیان شد . شاپور این پیروزی بزرگ را در چندین مکان حجاری نمود تا درس عبرتی برای آیندگان گردد . شاپور در کتیبه ای که در کعبه زرتشت به سه زبان نوشته است میگوید : ” والرین با سپاهی که مشتمل بر 29 گروه جنگی اروپایی بود و به 70 هزار نفر سرباز بالغ بود به جنگ ایران آمد .

در اطراف الرها و ادسا جنگ بزرگی بین ما و امپراطور والرین در گرفت . ما با دستهای خویش والرین را اسیر کردیم ! فرماندهان – استانداران – سناتورها و افسران رومی را به اسارت گرفتیم و همگی آنان را به ایالات ایران منتقل نمودیم .

” این صحنه پیروزی شاپور از زیباترین نقش های برجسته ایران است که از حادثه ای غرور آفرین حکایت میکند و مایه سرافرازی ایرانیان میباشد . شاپور با تاج پادشاهی که به صورت کنگره ای است و جامه ای آراسته سوار بر اسب تنومدی است که جلوی او فلیپ عرب امپراطور باج گذار رومی زانو زده و خم شده است .

پادشاه ایران یک دست خود را به طرف او دراز کرده تا نشان از قبوا باج او شود . فلیپ در این نقش با تاج رومی و بالاپوشی که بروی دوشش قرار دارد چنان نمایش داده شده که گویی با شتاب به سوی اسب پادشاه ایران دویده و زانو زده است . والرین هر دو دست خود را به نشانه بخشش به جلو دراز کرده . عظمت پادشاه ایران و بزرگی او در تاج – دستبند و طرز آرایش مویش که چین دار است و بر شانه های افتاده است و همین طور از زین و لگام اسب مغرورش به وضوح دیده میشود .

کنار دیگر شاپور امپراطور دیگری دیده میشود . که پادشاه ایران مچ دست او را به نشانه اسارت گرفته . پشت سر اسب پادشاه ایران تصویر موبد بزرگ کرتیر دیده میشود که کلاهی بیضی شکل مزین به نشان قیچی به سر دارد و انگشت سبابه دست راست اش را به نشانه احترام به سوی شاپور دراز کرده است و گردن بندی مرواریدی آراسته شده به گردن دارد و بالاپوشی با سنجاقی در جلوی سینه می باشد . این کتیبه نقش دار ساسانی یکی از هنرمندانه ترین نقوش باستانی ایران است که وضح و سادگی و زیبایی آن به راحتی نشانگر عظمت و افتخاری پادشاهان گذشته است .

در زمان او مانی نقاش ظهور کرد و دعوی پیغمبری نمود . مانی متولد 215 میلادی بود و از یک خانواده همدانی پدرش فاتک نام داشت . در زمان شاپور مانی ارزش بسیاری داشت به صورتی که در تاجگذاری شاپور مانی مانی در کنار او نقش مهمی ایفا میکرد و از آنجایی که شاپور به عقاید مختلف دینی احترام میگذاشت و بنا به همین آزادی که شاپور به وی داده بود توانست در عراق و خوزستان عقاید دین نوی خود را گسترش دهد .

در نهایت به نوشته تاریخ یعقوبی موبد کرتیر که موبد موبدان بود و مقام بالایی را در زمان شاپور اول داشت در دادگاهی عقاید مانی را مردود اعلام کرد و آنرا به اثبات رساند و شاهنشاه را از او بر حذر داشت . مانی که جان خود را در خطر دید در سال 251 میلادی مجبور ترک ایران شد و به سغد و ترکستان پناهنده شد و در انجا به مشغول به تبلیغ دین خود شد . پس از درگذشت شاپور اول مانی دوباره به ایران بازگشت و فعالیت هایش را در شاهنشاهی هرمز اول ادامه داد .

(نوشتار بالا از قول کلمان هوار خاورشناس بزرگ فرانسه)

پرفسور کریستن سن مینوسد : فلیپ عرب امپراتور روم سرزمین های ارمنستان و و بین النهرین را برای شاهنشاهی شاپور اول به رسمیت شناخت . شاپور اول با استفاده از اسیران رومی که در “اسا” نصیب وی شده بود به جندی شاپور رفت و با نیروی اسیران رومی سد سنگی عظیمی ( به نام شادروان = خوش رفتار ) بنا کرد که بقایای آن هم اکنون نیز مشاهده میشود . 

این سد کمک بسیاری به کشاورزان منطقه نمود و خشکسالی هی سالانه را کاهش داد و در ضمن آب کارون را هم بالاتر از سطح همیشه گی اش نگهداشت . وی برای آبادانی ایران چندین شهر را با استفاده از نیرو های اسیر شده بازسازی کرد . اقدامات او برای مردمش ستایش کننده بود زیرا امپراتوری روم را که چندین سال به ایران حمله میکرد را از پای در آورد و بر پای وی زانو زد .

هانری ماسه عضو ارشد استادان زبان فارسی دانشکده زبانهای شرقی از قول فردوسی وجود دین ایرانی در سیستم شاهنشاهی ساسانی را به این دلیل می داند : ” وقتی که پادشاه آیین دینی را پاس داری کند – سلطنت و ایمان مردم هم در امان است – پادشاه نباید ایمان را از دست دهد – شاه بی ایمان هرگز قابل احترام نیست. “

فردوسی بزرگ :

چو شاپور بنشست بر تخت داد – کلاه دلفروز بر سر نهاد

شدند انجمن پیش او بخردان / بزرگان فرزانه و موبدان

چنین گفت که ای نامدار انجمن / بزرگان پر دانش و رای زن

منم پاک فرزند شاه اردشیر/سراینده دانش و یادگیر

همه گوشش دارید فرمان من / مگردید یک سر ز پیمان من

و از این هر چه گویم پژوهش کنید/ اگر خام گویم مرا نکوهش کنید

( شاهنشاه شاپور اول به گفته فردوسی خردمندان و دانش وران را به صورت انجمنی در دولتش جمع آوری نموده بوده و به آنان دستور داده بود که سخنان او را بررسی کنند و اگر خطایی انجام داد او را راهنمایی کنن . این کار امروز در پیش رفته ترین کشورهای پادشاهی اروپا در حال اجرا است. )

ملک الشعرا بهار در ستایش شاپور اول :

” خسروان پیش نیاکان تو زانو میزدند /شاهد من صفه ی شاپور و نقش قیصر است. “

نظامی گنجوی : 

” چو آمد دولت شاپور در کار / در آن دولت عمارت کرد بسیار “

منبع: تاریخ فا

لینک این مطلب در تالار گفتمان تاریخ فا:

موضوع: شاپور ساسانی و به زانو در آوردن بیگانگان تازشگر

 

 

بررسى نتايج جنگ هاى اعراب و ايران

بررسى نتايج جنگ هاى اعراب و ايران

نگارنده: ایرانمهر

بررسى نتايج جنگ هاى اعراب و ايران

اعراب مسلمان طى مدت كوتاهى طومار دوقدرت بزرگ دنيا را جمع مى كنند اما شكست ايران اهميت بيشترى از شكست روم داشت كه تنها ولايات آسيايى و آفريقايى خود را از دست داد. ايران در آن زمان حداقل 2برابر خاك فعلى خود وسعت داشت و سقوط كامل آن در كمتر از ربع قرن سبب قدرت گرفتن قابل توجه اعراب شد. در فلات ايران، بين النهرين و آسياى ميانه نفوس بسيار زيادى وجود داشت و پيوستن آنها به اعراب سبب قدرت گرفتن اين نيروى تازه از راه رسيده شد.

اما شكستهاى ايران از اعراب را نبايد فقط به حساب سستى رزمندگان ايرانى گذاشت چرا كه سربازان مذكور عمدتاً از طبقات فرودست بوده و به شدت از ظلم طبقاتى در عذاب بودند و از سوى ديگر اعراب تازه مسلمان نيز با انگيزه بوده وخود را در هر صورت برنده جنگها مى دانستند.

مرحوم دكتر احمد حامى نويسنده كتابهاى متعدد تاريخى در كتاب خود به نام «مهر» مى نويسد: جنگهاى اعراب و سپاهيان ساسانى نه پيروزى اعراب و نه شكست ايرانيان بود بلكه پيروزى مردم ستم كشيده و رنج ديده و انتقامجوى ايران و ايمان مسلمانان بود. سربازان ايرانى جنگ نكردند زيرا چيزى نداشتند كه براى نگهدارى از دست بدهند آنها خواستشان اين بود كه شكست بخورند تا جامعه طبقاتى ساسانيان برافتد و رنجشان به پايان برسد.

حامى براى سخنان خود دلايلى منطقى نيز مى آورد يكى آنكه باقيمانده پيروان مانى و مزدك به عربستان رفته و مسلمان شدند و همانها بيشترين اثر را بر آشفتگى فكرى سربازان و مردم ايران و شوراندن آنها عليه جامعه طبقاتى داشتند همين امر سبب شد تا شورشهاى متعدد داخلى قواى نظامى ايران را ضعيف كند و حتى سربازان، فرماندهان خود را بكشند.

حامى به درستى ذكر مى كند كه سپاهيان عرب براى فتح شهرهاى بزرگ ايران كافى نبوده اند چرا كه در تواريخ شمار آنها همواره 20يا 30هزار نفر بوده حال آنكه ايران در قرن هفتم ميلادى حداقل از 100شهر آباد برخوردار بوده بنابراين متصور است كه شهرها به دست خود مردم سقوط مى كرده و سپس چپاول مى شده است.

استاد حامى در كتاب خود تضادهاى بسيار جدى را از بين تاريخ متداول نوشته شده توسط اعراب را بيرون كشيده و كلاً آنها را رد كرده است. از جمله آنكه درباره جنگ قادسيه معتقد است، صحراى قادسيه در جنوب نجف اصلاً جاى نبرد 150هزار سرباز را نداشته و يا درجلوى دژهاى قديمى با گنجايش بسيار كم بوده وهرگز نمى توانسته شاهد مبارزه دهها هزار سرباز باشد.

درباره نبرد نهاوند نيز اطلاعات بسيار خوبى به ما مى دهد. وى مى گويد: در دره نهاوند جا براى جنگيدن چند هزار نفر نيز نيست چه برسد به مبارزه 180هزار سرباز. دره نهاوند از جنوب شرقى به شمال باخترى كشيده شده و رودى كه در آن روان است به گاماسب مى ريزد و كوههاى سر به فلك كشيده نهاوند را چون دژى در ميان خود گرفته اند.

به گفته حامى، اعراب هرگز در جنگهاى كوهستانى موفق نبوده اند و پا پيش نمى گذاشتند بنابراين در اين نبرد نيز قاعدتاً يا نبرد در اين ابعاد نبوده و يا آنكه برترى عددى اعراب بسيار قابل توجه بوده است نه آنكه 150هزار نفر در شهرى «حصارى» شوند و 30هزار عرب كه به نبرد در بيابان و زمين صاف عادت كرده اند آنها را تعاقب كنند.

البته در مجموع تفاوتى در اصل ماجرا نيست. حكومتى در ابعاد حكومت ساسانى ظرف ربع قرن به كلى از هم پاشيد و مجموعه تضادهاى درونى آن در كنار پيشروى اعراب مسلمان بزرگترين واقعه تاريخى قرن هفتم ميلادى را رقم زد.

منبع : مهر میهن

لینک این مطلب در تالار گفتمان تاریخ فا:

جنگها و نبردهای خونین ایران و عرب

افکار و عقاید خود را با دیگران در تالار گفتمان تاریخ فا به اشتراک بگذارید و همچنین از کتابخانه و نگارخانه تاریخی این تارنما دیدن فرمائید:

با تاریخ فـا ، مرجع تاریخ و تمدن ایران و جهان باستان همراه باشید…

تاریخ فا ، مرجع تاریخ و تمدن ایران و جهان

 www.TarikhFa.com

جنگ ها و نبردهای خونین ایران و عرب

جنگ ها و نبردهای خونین ایران و عرب

نگارنده: ایرانمهر

جنگ ها و نبردهای خونین ایران و عرب

جنگ پل ( جسر ) اولین نبرد یزدگرد سوم پادشاه ساسانی با اعراب

از زمانى که خسروپرويز نامه فرستاده حضرت محمد(ص) را پاره كرد تا زمانى كه مسلمانان به صورت جدى امپراطورى ساسانى را تهديد كردند كمتر از 20 سال فاصله شد اما در اين مدت همه چيز تغيير كرده بود. شاهنشاهى ايران در اثر كشمكشهاى طولانى با روم تضعيف شده و تغيير مداوم پادشاهى و جامعه طبقاتى بى رحم هم مزيد علت شد تا بزرگترين دولت سياسى آن زمان آماده فروپاشى باشد. از آن طرف اعراب مسلمان علاوه بر تشكيل يك واحد متشكل نظامى با بهره گيرى از اتحاد اعراب بيابانگرد، با بهره گيرى از فرماندهى مناسب به سرعت در حال توسعه بودند.

جنگ زنجير

ابوبكر كه پس از پيامبر به خلافت رسيد در 12هجرى برابر با 633 ميلادى زمان را براى نبرد با ايران آماده ديد. وى مرد قدرتمند عرب «خالد بن وليد» را مأمور حمله كرد. خالد در حركت خود به سمت ايران ابتدا در جنوب براى بصره با قواى هرمز سردار ايرانى درگير شد و در نبردى تن به تن وى را كشت و اعراب نيز سپاه وى را از بين بردند. اعراب در درگيرى ديگرى بطور همزمان سپاه كمكى ايران به سردارى «قارن» را نيز در هم كوبيدند و جنگ سلاسل يا زنجير سبب اولين برترى اعراب مسلمان به قواى ايران شد.

اعراب در «ولجا» نيز (نزديك مصب دجله و فرات) شكستى ديگر نصيب سپاه ايران كردند.

 

جنگ اوليس

اولين برخورد جدى در برابر سپاه خالد در «اوليس» درنزديكى فرات روى داد. سپاهيان عرب تحت فرمان ايران و سپاهيان ايران در اين نبرد به شدت در برابر نيروهاى خالد مقاومت كردند تا آنجا كه خالد قسم خورد آب رودخانه را از خون آنها قرمز كند و پس از پيروزى نيز با كشتن اسرا سعى كرد كه اين قسم خود را عملى كند و سر صدها اسير را بريد.

خالد سپس پيشروى خود را به سوى فرات ادامه داده و پس از گرفتن شهر انبار در نزديكى بابل تقريباً جنوب بين النهرين را از دست ايران خارج كرد. اما سپس به دستور ابوبكر براى دخالت در نبرد اعراب و روم (چنانكه در جنگ بعدى توضيح داده خواهد شد) موقتاً جنگ با ايران را كنار گذاشت.

قدرت گرفتن عمر

ابوبكر كه مردى ملايم بود ابتدا سبب خوشحالى ايرانيان و روميها شد اما بعدها پس از بيمارى و روى كار آمدن عمر (كه مردى جنگجو بود) پى بردند كه زنده بودن ابوبكر براى آنها بهتر بوده است.
در همين زمان يزدگردسوم آخرين پادشاه ساسانى براى پايان دادن به پيشروى اعراب رستم فرخزاد را مأمور سركوبى دشمنان ايران كرد. رستم كه سردارى بزرگ و پر قدرت بود سپاهى عظيم گردآورد و آن را به دو قسمت تقسيم كرد. بخشى از آن را به «نرسى» و بخشى از آن را به «جاپان» سپرد.
عمر كه از عزم ايرانيان براى «مقابله» با خبر شده بود در مدينه بر منبر رفت و از مردم كمك خواست و ابوعبيده بن ثقفى را با لشكرى بزرگ به سمت ايران فرستاد.

 

جنگ پل

«مثنا» سردار عرب كه جانشين خالد شده بود پس از چند نبرد با ايرانيان به دليل قلت نيرو مجبور به عقب نشينى و منتظر نيروهاى اعزامى از مدينه شد. پس از رسيدن ابوعبيده سپاه عرب از فرات گذشته و به جنگ بهمن جادويه سردار ايرانى رفتند.

در اين جنگ جادويه از سى فيل جنگى استفاده كرد و نبردى سخت درگرفت كه ابوعبيده در آن كشته شد و تنها پايدارى «مثنا» سبب شد تا لشكر عرب كاملاً از هم نپاشد. اعراب سراسيمه به اوليس عقب نشستند و بهمن به اشتباه از تعقيب آنها صرف نظر كرد.


جنگ زنجیر اولین جنگ اعراب با یزدگرد سوم ساسانی

از زمانى که خسروپرويز نامه فرستاده حضرت محمد(ص) را پاره كرد تا زمانى كه مسلمانان به صورت جدى امپراطورى ساسانى را تهديد كردند كمتر از ۲۰ سال فاصله شد اما در اين مدت همه چيز تغيير كرده بود. شاهنشاهى ايران در اثر كشمكشهاى طولانى با روم تضعيف شده و تغيير مداوم پادشاهى و جامعه طبقاتى بى رحم هم مزيد علت شد تا بزرگترين دولت سياسى آن زمان آماده فروپاشى باشد. از آن طرف اعراب مسلمان علاوه بر تشكيل يك واحد متشكل نظامى با بهره گيرى از اتحاد اعراب بيابانگرد، با بهره گيرى از فرماندهى مناسب به سرعت در حال توسعه بودند.

 

جنگ زنجير

ابوبكر كه پس از پيامبر به خلافت رسيد در ۱۲ هجرى برابر با ۶۳۳ ميلادى زمان را براى نبرد با ايران آماده ديد. وى مرد قدرتمند عرب «خالد بن وليد» را مأمور حمله كرد.

خالد در حركت خود به سمت ايران ابتدا در جنوب براى بصره با قواى هرمز سردار ايرانى درگير شد و در نبردى تن به تن وى را كشت و اعراب نيز سپاه وى را از بين بردند. اعراب در درگيرى ديگرى بطور همزمان سپاه كمكى ايران به سردارى «قارن» را نيز در هم كوبيدند و جنگ سلاسل يا زنجير سبب اولين برترى اعراب مسلمان به قواى ايران شد.
اعراب در «ولجا» نيز (نزديك مصب دجله و فرات) شكستى ديگر نصيب سپاه ايران كردند.


جنگ اولیس دومین جنگ اعراب با یزدگرد سوم ساسانی

اولين برخورد جدى در برابر سپاه خالد در «اوليس» درنزديکى فرات روى داد. سپاهيان عرب تحت فرمان ايران و سپاهيان ايران در اين نبرد به شدت در برابر نيروهاى خالد مقاومت كردند تا آنجا كه خالد قسم خورد آب رودخانه را از خون آنها قرمز كند و پس از پيروزى نيز با كشتن اسرا سعى كرد كه اين قسم خود را عملى كند و سر صدها اسير را بريد.

خالد سپس پيشروى خود را به سوى فرات ادامه داده و پس از گرفتن شهر انبار در نزديكى بابل تقريباً جنوب بين النهرين را از دست ايران خارج كرد. اما سپس به دستور ابوبكر براى دخالت در نبرد اعراب و روم (چنانكه در جنگ بعدى توضيح داده خواهد شد) موقتاً جنگ با ايران را كنار گذاشت.

 

قدرت گرفتن عمر

ابوبكر كه مردى ملايم بود ابتدا سبب خوشحالى ايرانيان و روميها شد اما بعدها پس از بيمارى و روى كار آمدن عمر (كه مردى جنگجو بود) پى بردند كه زنده بودن ابوبكر براى آنها بهتر بوده است.

در همين زمان يزدگردسوم آخرين پادشاه ساسانى براى پايان دادن به پيشروى اعراب رستم فرخزاد را مأمور سركوبى دشمنان ايران كرد. رستم كه سردارى بزرگ و پر قدرت بود سپاهى عظيم گردآورد و آن را به دو قسمت تقسيم كرد. بخشى از آن را به «نرسى» و بخشى از آن را به «جاپان» سپرد.
عمر كه از عزم ايرانيان براى «مقابله» با خبر شده بود در مدينه بر منبر رفت و از مردم كمك خواست و ابوعبيده بن ثقفى را با لشكرى بزرگ به سمت ايران فرستاد.


جنگ بوایب سومین نبرد یزدگرد سوم پادشاه ساسانی با اعراب

به دستور عمر سردارى سپاه به مثنا سپرده شد و اعراب پس ازرسيدن نيروهاى کمكى در رمضان سال ۱۳ هجرى (۶۳۴ ميلادى) با نيروهاى ايرانى در نزديكى كوفه محلى به نام بوايب نبردى سخت را آغاز كردند. نيروهاى طرفين در اين نبرد بسيار مردانه جنگيدند و «مردان مهرويه» سردار ايرانى در اثناى جنگ كشته شد و مثنا نيز زخمى كارى برداشت (كه در اثر آن چند هفته بعد فوت كرد) اما در نهايت ايران شكست خورده و از سپاه ايران تقريباً كسى زنده نماند.

 

جنگ قادسیه چهارمین نبرد یزدگرد سوم پادشاه ساسانی با اعراب

در 636ميلادى برابر با 14 هجرى رستم فرخزاد بدون فوت وقت در حال مهيا کردن سپاه عظيم 120 هزار نفرى بود و اين مسأله دور از چشمان عمر باقى نماند. وى نيز بيكار ننشست و سپاهى 30 هزار نفرى را به فرماندهى سعدبن ابى وقاص مأمور حمله به ايران كرد اين سپاه متشكل از بهترين جنگاوران عرب و مردان رزمديده شامى بود كه اخيراً از نبرد با روم فاتحانه بازگشته بودند.

سپاه دو طرف در قادسيه (در 30 كيلومترى كوفه امروزى ) در برابر هم صف آرايى كردند. در اين جنگ كه از نبردهاى تعيين كننده تاريخ به شمار مى آيد در ابتدا فيلان ايرانى سواران عرب را وادار به عقب نشينى كردند اما پس ازآن تيراندازان عرب فيلان را از سر راه برداشتند با ورود نيروهاى امدادى سورى به صف اعراب قدرت آنها مضاعف شد و در روز سوم نبرد اعراب سواره نظام ايران را شكست دادند در اين زمان تلفات ايران10 هزار نفر و تلفات اعراب 2 هزار نفر ذكر شده است.
اما جسارت سربازان عرب سبب شد تا در شب سوم جنگ نيز سپاه ايران نتواند استراحت كند و از طرفى زخمى شدن فيلهاى ايرانى نيز آرايش اردوى ايران را بر هم زد.

در روز چهارم آنچه كه شكست قطعى را نصيب ايران كرد برخاستن توفان خاك به سمت نيروى ايران و مرگ رستم به دست اعراب بود. پس از اين سپاه ايران از هم پاشيد و درفش كاويانى به دست اعراب افتاد. دراين نبرد هزاران سرباز ايرانى نيز در رودخانه غرق شدند وتلفات سنگين ايران موجب برترى نظامى اعراب در منطقه ميانرودان شد.

 

جنگ مدائن پنجمین نبرد یزدگرد سوم پادشاه ساسانی با اعراب

سعد دو ماه بعد بر سر دروازه پايتخت ساسانيان بود. تيسفون با گنجهاى بزرگش اکنون روبروى اعراب قرار داشت. سربازان عرب اكنون به حدود 60 هزارنفر افزايش پيدا كرده بود اما در اينجا اتفاق عجيب، ترس و فرار يزدگرد بود. تا اين زمان در جنگهاى اعراب و ايران هنوز اتفاق قريبى نيفتاده بود و ايرانيان نيز مردانه مقاومت كرده بودند اما چون پايدارى و سرسختى اعراب بيشتر بود عاقبت در هر معركه اى فاتح مى شدند چنانكه دولت روم نيز در همين زمان على رغم مقابله قدرتمندانه مجبور به عقب نشينى گام به گام شده بود اما اينكه چرا يزدگرد تيسفون را بدون مبارزه رها كرد سؤال برانگيز است و جانشين او فرخ هرمز برادر رستم نيز على رغم چند مبارزه محدود در بيرون قلعه عاقبت اين شهر افسانه اى را به تازيان واگذار كرد.

 

جنگ نهاوند آخرین نبرد یزدگرد سوم پادشاه ساسانی با اعراب

يزدگرد که به رى عقب نشسته بود تصميم گرفت براى آخرين بار شانس خود را بيازمايد بنابراين با فرستادن سفير به كليه استانهاى باقيمانده ايران از آنها خواست تا براى وى نيرو بفرستند. به زودى از خراسان، سيستان، بلخ، اصفهان، فارس، كرمان و آذربايجان نيرو جمع شد و 150هزار سرباز ايرانى در نهاوند به فرماندهى فيروزان سردار پير ايران گرد آمدند. اما اعراب نتوانستند بيش از 30هزار سرباز گرد آورند. به گفته برخى مورخين عرب ايرانيان در داخل شهر به دفاع پرداختند اما پس از آنكه اعراب به حيله خود را در حال عقب نشينى نشان دادند ايرانيان از اردو بيرون آمده وناگهان خود را با اعراب آماده به جنگ ديدند. 

اگرچه در اين نبرد در اثر پايدارى اعراب ايرانيها شكست خوردند اما به نظر مى رسد بايد نسبت به مقدار نيروهاى طرفين شك كنيم چرا كه هيچ گاه 150هزار سرباز از ترس قوايى در حد يك پنجم خود به شهرى پناه نمى برند مضافاً آنكه اين سپاه براى پس گرفتن نواحى تسخير شده جمع شده بود. بنابراين نيروى مذكور حداقل بايد نيرويى در حد نيروى اعراب يا كمتر از آنها باشد كه ابتدا عقب نشينى و پناه به قلعه را انتخاب مى كند. (642ميلادى)
در هر حال شكست نهاوند سبب سقوط ساير ولايات ايران به دست اعراب مى شود.

لینک این مطلب در تالار گفتمان تاریخ فا:

جنگها و نبردهای خونین ایران و عرب

افکار و عقاید خود را با دیگران در تالار گفتمان تاریخ فا به اشتراک بگذارید و همچنین از کتابخانه و نگارخانه تاریخی این تارنما دیدن فرمائید:

با تاریخ فـا ، مرجع تاریخ و تمدن ایران و جهان باستان همراه باشید…

تاریخ فا ، مرجع تاریخ و تمدن ایران و جهان

 www.TarikhFa.com

سیستان زادگاه زبان اوستایی

سیستان زادگاه زبان اوستایی

دکتر محمدعلی رئوفی

نگارندگان: ایرانمهر – مرتضی حماسی

سیستان

در مورد آنکه زبان اوستایی نیز در حوزه باختر و یا بلخ و پس از آن در سیستان به میان آمده است همچنان روایات و شواهد موثق وجود دارد از جمله اینکه : 

1. پس از مهاجرت آریایی ها از آریاناویچه آریایی های هندی از معبدهای کنر و پنجشیر به دره پنجاب سرازیر شدند و آریایی های باختر تدریجاً حوزه بلخ ،هری و سیستان و دامنه های البرز حوالی بلخ را اشغال کردند .

2. در یکی از نسخه های اوستا یعنی وندیودات که بطور کامل به جا مانده از محلی به حیث پیدایشگاه زرتشت نام می برد که میان اکسوس (آمودریا ) و اندوس ( رود سند ) و درنگیانا ( زرنج ) واقع شده و آن شامل نامهای نواحی و سر زمینهای ایجاد کرده اهورامزدا است .یعنی آریانا محل ظهور زرتشت و زبان اوستای است . 

3. قرار نظر هننگ محتویات اوستا ( گاثاها ) نشان می دهدکه متن اوستا در حوالی بلخ و متون بعدی آن در نواحی سیستان بوجود آمده است . 

ویلهم گیگر خاورشناس آلمانی هم به استناد اعلام جغرافیایی اوستا ( یشتها ) داستانهای پهلوی شاهان آریایی را در آرانا (بخدی و سیستان ) می داند . 

گریستن سن گفته است ، پارتها ( پارثوها )که به مغرب فلات آریان رفتند یعنی عراق عجم ، از همکیشان شرقی خود جداشده و حتی در زبان شان که منشا آن شرقی بود تغییراتی حاصل گشت ، اما زبان شرقی آریان ها که گاثا و یشتها بدان سروده شده بود به حال خود باقی ماند .

وقوع جنگهای مذهبی میان گشتاسپ حامی زرتشت و تورانیان شمال آمو دریا در نواحی بلخ 

تذکر اوستا تنها از جغرافیایی حوزه بلخ و سیستان از شرق تا حوالی شهر( ری )
با این شواهد و با ارائه مدارک معتبر دیگر به این نتیجه می رسیم که خاستگاه زبان پارسی دری باختر و سرزمین بلخ و سیستان می باشد . این واقعیت پس از کشف کتیبه های رباطک و سرخ کوتل بلغان در دهه های پنجاه و هفتاد خورشیدی بیشتر مورد تایید قرار گرفت . همچنان سرود کرکویه که زرتشتیان در آغاز دوره اسلامی در آتشکده کرکوی سیستان هنگام پرستش آنرا به خوانش میگرفتند و بوسورث به آن اشاره کرده است در تاریخ سیستان به رسم الخط عربی و به زبان نزدیک به پارسی دری چنین آمده است : 

فرخته بادا روش / خنیده گرشاسپ هوش
همی پرست ازجوش / انوش کن می انوش
دوست بداگوش / به آفرین نهاده گوش
همیشه نیکی کوش / که دی گذشت و دوش
شاها خدایگانا / به آفرین شاهی

یعنی :

افروخته و روشن باد مشهور / بلند آوازه باد هوش گرشاسپ .
همواره از جوش پر است / می نوش کن و نوش کن ،
دوست به آغوش بدار / به نیکی وآفرین گوش بدار
همیشه به نیکی بکوش / که دیروز و دیشب گذشت ،
ای شاه ای خدایگارا / توشاهی با آفرینی .

در ادبیات پهلوی و زرتشتی ؛ سیستان نخستین مکانی است که دین زرتشت در آن جا رشد می کنه و پس از حمله اسکندر گجستک و سوزاندن اوستا و نزار شدن دین مزدایی ؛ دوباره سیستان اولین مکانی است که دین زرتشت در آن جا پیشرفت می کند و به دیگر مکان ها راه می یابد ؛ متنی پهلوی در دست نویس mk موجود است به نام « شگفتی و برجستگی سیستان » ، که به این مهم اشاره دارد :

متن کتاب شگفتی و برجستگی سیستان :

( شگفتی و برجستگی سیستان )

1. شگفتی و برجستگی ( سر ) زمین سیستان از دیگر شهرها به این دلیل زیاد تر و بهتر ( است ) .

2. یکی این که رود هلمند و دریاچه فرزدان و دریای کیانسه و کوه اوشداشتر در ( سر ) زمین سیستان است .

3. اشیدر و اوشیدر ماه و سوشیانس ( فرزندان ) زرتشت ( در انجا ) زاده و پرورش ( یافته ) و از ان رستاخیز خواهند کرد .

4. یکی این که پیوند و خاندان فرمانروایان کیانی در این کشور به ایشان گزند امد .

5. از فرزندان فریدون, سلم که کشور روم و توج که ( کشور ) ترکستان را به سروری داشتند , ایرج را که فرمانروایی ایران را داشت کشتند .

6. و از فرزندان ایرج به جز کنیزی دیگرکسی نماند .

7. ون کنیز پس فریدون او را به دریاچه فرزدان هدایت کرد و در پنهان داشت تا دهمین پیوند که از ان کنیز پسری زاده شد .

8. پس فریدون به دریاچه فرزدان شد و او از اردیسور اناهیتا مراد خواست و با اراستن ایرانشهر و فره کیان , دیگر ایزدان در محل سیستان یافتند و مراد بالاتر به دست اوردند و با منوچهر و انها ایرانشهر را ستودند .

9. یکی این که ویشتاسپ شاه دین را در دریاچه فرزدان رواج داد .

10. اول در سیستان و سپس در دیگر شهر ها و ویشتاسپ شاه با همپرسگی با زرتشت و سین اهومستودان بوستینگ , چون از اولین شاگردان زرتشت و برترین شاگردان او بودند .

11. دین در سیستان آموزش و رواج دادند , 100 پیشوای مذهبی از دوده ی خوبان فراز رفتند .

12. نسکی بود که دزد – سر – نیزد خوانند چون سین و برزمهر زرتشتان ان را اماده کردند و به دست اوردند .

13. وقتی که اسکندر رومی گجستگ به ایرانشهر امد , انهایی را که به راه مغ مردی میرفتند گرفت و کشت .

14. مرد و غلام بچه ای چند به سیستان امدند .

15. نسکی ( انجا ) بود , با زنان بود بچه ای ( که ) نسک دزد – سر – نیزد را استوار و به خاطر سپرد , به این دلیل راه دین در سیستان بازگشت و اراست و اماده کرد , نو به نو به جز در سیستان , ان گاه در دیگر جاها به یاد نماند .

16. من که در ان جایی هستم که دین را ستایش می کنند , به خاطر شادی نسل من هادخت نسک بخوانید .

پایان یافت با درود و شادی و خوشی , شاد و دیرزی و پیروز گار و درستکار , کامکار بود که ( این را ) نوشت که نگه می دارد و که میخواند .

لینک این مظلب در تالار گفتمان تاریخ فا:

موضوع: سیستان زادگاه زبان اوستایی

افکار و عقاید خود را با دیگران در تالار گفتمان تاریخ فا به اشتراک بگذارید و همچنین از کتابخانه و نگارخانه تاریخی این تارنما دیدن فرمائید:

با تاریخ فـا ، مرجع تاریخ و تمدن ایران و جهان باستان همراه باشید…

تاریخ فا ، مرجع تاریخ و تمدن ایران و جهان

 www.TarikhFa.com

دانلود سخنرانی استاد رائفی پور پشت پرده جنایت فرودگاه جده

دانلود سخنرانی استاد رائفی پور پشت پرده جنایت فرودگاه جده 

نگارنده: حامد محمدپور

سعودی ها با این کارها می خواهند مردم ایران ماجرای یمن رو فراموش کنند.

موضع نگرفتن قاطع مقامات جمهوری اسلامی چه عواقبی را در پی دارد؟

رائفی پور یمن سعودی جده تجاوز

لینک دانلود فایل:

دانلود سخنرانی استاد رائفی پور پشت پرده جنایت فرودگاه جده

افکار و عقاید خود را با دیگران در تالار گفتمان تاریخ فا به اشتراک بگذارید و همچنین از کتابخانه و نگارخانه تاریخی این تارنما دیدن فرمائید:

با تاریخ فـا ، مرجع تاریخ و تمدن ایران و جهان باستان همراه باشید…

تاریخ فا ، مرجع تاریخ و تمدن ایران و جهان

عربستان در یمن چه می‌خواهد؟

عربستان در یمن چه می‌خواهد؟

نگارنده: حامد محمدپور

139306191911196533610474

جت‌های سعودی ماه گذشته با حمایت اطلاعاتی آمریکا و تسلیحات پیشرفته ساخت آمریکا به اسم آنچه به گفته سفیر این پادشاهی در واشنگتن «بازگرداندن دولت مشروع» و حفاظت از «قانون اساسی و انتخابات یمن» بود، حملات هوایی به خاک این کشور را آغاز کردند.

به نقل از سی ان ان، «لزوم حفاظت از قانون اساسی و انتخابات» پیام عجیب و غریبی از سوی نماینده یک سلطنت مطلقه محسوب می‌شود. در واقع انگیزه‌های عربستان در یمن احتمالا هیچ ربطی به حفاظت از «دولت مشروع»، قانون اساسی و روند انتخاباتی این کشور ندارد. 

پس دقیقا چه اتفاقی در جریان است؟ 

 اگر نگاهی به تاریخ سلطنت عربستان بیاندازیم این کشور هیچ‌گاه اجازه هیچ گونه رقابت منطقه‌ای را نداده و همواره با تلاش کشور‌ها برای ایجاد دولت‌های دموکراتیک که بر قدرت مردم می‌افزایند، مقابله کرده؛ با نگاهی به این تاریخچه، انگیزه‌های واقعی این پادشاهی مشخص می‌شود. این رویکرد در سال ۲۰۱۳ مشهود بود، زمانیکه سعودی‌ها حمایت خود از کودتای نظامی که منجر به سرنگونی دولت منتخب محمد مرسی در مصر شد را اعلام کردند و این رویکرد در راستای سیاست‌های ضدانقلابی عربستان برای محدود کردن یا برگرداندن نتایج بهار عربی بود. 
هدف عربستان کاملا مشخص است: جلوگیری از روی کار آمدن هر دولتی در منطقه که از حمایت گسترده مردمی برخوردار است و خودرایی را دنبال می‌کند. در این میان، بهانه «مقابله با نفوذ ایران» هیچ چیز نیست جز جنجال فرقه‌ای. برای مثال در سال ۲۰۰۹، حوثی‌ها که به طور دقیق‌تر انصارالله خوانده می‌شوند، از حمایت ایران برخوردار نبودند، با این حال عربستان با ادعای حمله حوثی‌ها، برای چند هفته به مواضع آن‌ها حمله می‌کرد. درست است، در حال حاضر جنبش انصارالله از حمایت ایرانیان بهره‌مند می‌شود. اما انصارالله تنها گروهی نیست که از کمک منابع خارجی در منطقه برخوردار است. 
با توجه به تمامی این مسائل، تصمیم آمریکا برای حمایت از حملات سعودی در یمن می‌تواند گمراه کننده توصیف شود. با وجود آنکه صحبت‌های جنبش حوثی‌ها بی‌تردید ضدآمریکایی است، هیچ یک از منافع آمریکا را هدف قرار نداده است. در واقع زمانیکه سفارت آمریکا در صنعا طی ماه ژانویه تخلیه شد و بیش از ۲۰ خودروی زرهی را در فرودگاه جا گذاشت، حوثی‌ها اعلام کردند که این خودرو‌ها را برای نماینده سازمان ملل در یمن ارسال می‌کنند. و با وجود آنکه حوثی‌ها از حضور آمریکا در یمن استقبال نکردند، در عملیات‌های آمریکا علیه القاعده در این کشور نیز مداخله‌ای نداشته‌اند. 
در سپتامبر گذشته بود که جاش ارنست، سخنگوی کاخ سفید یمن را یک موفقیت در جنگ علیه تروریسم خواند و توضیح داد که اولویت آمریکا در این کشور اشاعه دموکراسی نیست بلکه جلوگیری از تبدیل شدن یمن به جایی امن برای القاعده است. با توجه به این مسئله اگر چنین هدف سیاسی همچنان پابرجا باشد، پس باید اذعان کرد که جنگ عربستان در یمن نه تنها هدف آمریکا برای مقابله با القاعده را تضعیف می‌کند، بلکه دیگر تلاش‌های ایالات متحده در یمن را نیز تحت تاثیر قرار می‌دهد. 
واقعیت این است که جت‌های عربستان و شورای همکاری خلیج فارس با بمباران کردن‌‌ همان گروهی که ریشه کن کردن القاعده در چندین منطقه یمنی را مدیریت می‌کرد، به عنوان نیروی هوایی القاعده عمل می‌کنند. عربستان در روز دوم حملات خود به یمن، در حالی حدود ۱۰۰ هواپیما علیه حوثی‌ها اعزام کرد که بر اساس گزارش‌ها، سال گذشته در کمپین آمریکا علیه داعش، تنها چهار جت جنگنده اعزام کرده بود. 
برای آنکه بدانیم نتایج کمپین عربستان احتمالا مثبت نخواهد بود، باید نگاهی داشته باشیم به نیروهای بسیار کمتر حوثی‌ها در سال ۲۰۰۹ که توانستند در مقابل ارتش عربستان بایستند. در آن زمان نیروهای حوثی چندصد نفر بیشتر نبودند اما ارتش عربستان را شوکه کردند و با گرفتن تجهیزات عربستان، حدود ۲۵۰ روستای سعودی را در جریان تصرف مناطق مرزی، مجبور به تخلیه کردند. امروز حوثی‌ها با یک گروه بسیار بزرگ‌تر به نام انصارالله جایگزین شده‌اند. 
در سال ۲۰۰۹ فعالیت نیروهای حوثی محدود به بخش‌هایی از منطقه صعده می‌شد و این گروه خودش بودجه‌اش را تامین می‌کرد، البته یمن مدعی بود که این گروه از معمر قذافی، رهبر مخلوع لیبی کمک‌های اندکی دریافت می‌کرد. با این حال آن‌ها توانستند حدود ۹۰ روز در مقابل بمباران عربستان ایستادگی کنند. امروز، انصارالله از حمایت‌های ایران برخوردار است. 
همین حالا هم دولت عربستان مجبور به لغو پروازهای خود به فرودگاه‌های جنوبی شده و گفته می‌شود کلاس‌های درس در مناطق مرزی را به حالت تعلیق در آورده است. این شرایط احتمالا با تداوم درگیری‌ها، وخیم‌تر خواهد شد.
منبع: فرارو

افکار و عقاید خود را با دیگران در تالار گفتمان تاریخ فا به اشتراک بگذارید و همچنین از کتابخانه و نگارخانه تاریخی این تارنما دیدن فرمائید:

با تاریخ فـا ، مرجع تاریخ و تمدن ایران و جهان باستان همراه باشید…

تاریخ فا ، مرجع تاریخ و تمدن ایران و جهان

 www.TarikhFa.com

آبی ایرانی – Persian Blue

آبی ایرانی – Persian Blue

ابی ایرانی تاریخ فا

آبی ایرانی

آبی ایرانی یا لاجوردی در زبان انگلیسی “Persian Blue” شناخته می شود. این رنگ برای نخستین بار در سال ۱۶۶۹ میلادی در انگلستان، «آبی ایرانی» نامیده شد. آبی ایرانی یکی از سایه‌های رنگ آبی است که به رنگ سنگ لاجورد است. این رنگ در معماری ایرانی و هنرهای دستی ایران کاربردی فراوان دارد. از این روی گردشگرانی که طی سده های پیشن به ایران آمدند این رنگ را که در معماری و هنرهای ایرانی جایگاهی ویژه داشت، «آبی ایرانی» یا “Persian Blue” نامیدند.

سایه های این رنگ به سه دسته از این قرار تقسیم می گردد:
رنگ کاملا آبی
آبی همراه با سایه هایی از رنگ خاکستری و نیلی
لاجوردی تیره که به آن آبی عمیق نیز میگویند
لاجوردی روشن، یکی از رنگهای پرکاربرد در قالی های ایران است.

 


لینک این مطلب در تالار گفتمان تاریخ فا:

افکار و عقاید خود را با دیگران در تالار گفتمان تاریخ فا به اشتراک بگذارید و همچنین از کتابخانه و نگارخانه تاریخی این تارنما دیدن فرمائید:

با تاریخ فـا ، مرجع تاریخ و تمدن ایران و جهان باستان همراه باشید…

تاریخ فا ، مرجع تاریخ و تمدن ایران و جهان

www.TarikhFa.com

انباشت سرمایه و انقلاب مشروطه در ایران

انباشت سرمایه و انقلاب مشروطه در ایران

فریبرز مسعودی

انقلاب مشروطه در ایران

شنبه ۹ رمضان سنه ی ۱۳۱۱ هجری قمری

امروز بندگان همایون سوار شدند… گوشت در تهران کمیاب است، نان گران هیچ کس در فکر مردم نیست. خداوند وجود پادشاه ما را از تیر نفرین مردم محفوظ دارد. صاحب دیوان با هشتاد سال عمر که همه ی این عمر را غلط زندگی کرده است و قابل هیچ خدمت و ماموریتی نیست، هشتاد هزار تومان داد، حاکم کرمان شد، رکن الدوله را گفتند صد و پنجاه هزار تومان داد، حاکم فارس شد، حکومت گیلان هم در حراج و مزایده است تا چه شود.

روزنامه خاطرات اعتماد السلطنه (وزیر انطباعات در اواخر دوره ناصری) 

انقلاب مشروطه ایران حاصل پیچیدگی‌های دورانی بغرنج، پیچیده و آبستن دگردیسی‌های خونبار جهانی است که مهر و نشان آن را بر تارک خود حمل می‌کرد. انقلابی همانند دیگر انقلاب‌های خونبار در کشورهای پیرامونی مصر، هند، چین، مکزیک و ترکیه که در چنبره تعارض‌ها، تضادها و بغرنجی‌های بیرونی و درونی از جمله رخنه امپریالیسم، مسئله ارضی، قومی و طبقاتی و فشارهای سنگین و خرد کننده برای نوسازی اقتصادی طبق الگوهای سرمایه‌دارانه و تعارض‌های دینی، آزادی‌های اجتماعی و فردی، قانون و استبداد به نفس نفس افتاده بود. حضور همزمان عناصر گوناگون اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی موجب حضور همزمان بازیگران بسیاری شده بود که گاه همساز و گاه متعارض و حتی در تضاد با یکدیگر هر یک به انقلاب مشروطه دل بسته بودند. بازیگرانی متشکل از تجار، پیشه‌وران، تولید کنندگان صنایع خرد روستایی وصنایع دستی خرده مالکان و پیشه‌وران شهری و روستایی ورشکسته در اثر نفوذ اقتصاد سرمایه‌داری غرب و تغییر فاز اقتصادی کشور از اقتصاد معیشتی به اقتصاد کالایی و تولیدکنندگان صنایع دستی که از هستی ساقط شده و به دامن لمپن پرولتاریای حاشیه شهرها پرت شده بودند و رعیت‌های جاکن شده از روستاها و ماموران دولتی و روشنفکران و افراد تحصیل کرده‌ای که برخی خواهان برقراری سرمایه‌داری بدون درد و حرمان و خانه خرابی بودند و دسته دیگر خواهان دور زدن فرماسیون اقتصاد سرمایه داری و برقراری جمهوری شورایی ایران بودند. انقلابی های مشروطه خواه به همین نسبت گونه گونی در پایگاه طبقاتی و قومی و جنسیتی دارای ایدئولوژی های گوناگون و گاه ضد و نقیضی بودند که حتی برخی در طول انقلاب مشروطه تغییر مشی و ایدئولوژی نیز داده و به صف مخالف می پیوستند و رنگین کمانی از خواسته ها و آرزوها از اخراج بیگانگان و امپریالیست ها گرفته تا برچیدن بساط استبداد و برقراری قانون را داشتند. من در این مختصر بدون این که وارد خواسته های رنگارنگ انقلابی ها بشوم تنها به مهم ترین ویژگی های اقتصادی و زیربنایی که زمینه های انقلاب مشروطه را فراهم آورد خواهم پرداخت. ضمن این که منکر تاثیر انواع ایدئولوژی های شرکت کنندگان از اجتماعیون عامیون گرفته تا طرفداران سرمایه داری غربی و طرف داران مشروطه سلطنتی و حکومت قانون به سبک غربی و قانون شرع نیز نمی شوم. اما به نظر می رسد آن چه که در گام نخست یا در مشروطه اول همه انقلابی ها را به یکدیگر پیوند می داد- خارج از نیرنگ ها و ترفندها- یک خواسته و آن هم برقراری قانون و طرد استبداد بود.

زمینه های عینی انقلاب مشروطه

۱) خالی شده خزانه دولت

انقلاب مشروطه ایران پاسخ مردمی بود به حاکمیت پیر و فرتوت ایران که در زیر بختک سهمگین فقر و استبدادِ دم افزون دست و پا می‌زدند. حکومتی که طی سال‌های طولانی در زیر ضربه های سهمگین و پیاپی انحصارهای مالی و صنعتی دولت‌های سرمایه داری پیشرفته غرب که هر یک برای چنگ اندازی به سهم دیگری در هر نقطه ولو دور افتاده ترین نقطه جهان به جان یکدیگرافتاده و قربانیان را از یکدیگر می دریدند، از نفس افتاده بود. جنگ‌های پیاپی با دولت های امپریالیستی روس و انگلیس ضمن تحمیل شکست های خفت بار به کشور و کندن تکه هایی از پیکره میهن، باعث خالی شدن خزانه دولت به دلیل تامین هزینه های سنگین قشون کشی و تهیه اسب و علیق و اسلحه و مهمات نیروهای نظامی قرون وسطایی ایران از یک سو و پرداخت غرامت های سنگین به دولت های متجاوز از دیگر سو شده بود. دست و دلبازی حکام مستبد و زورگوی قاجار که در برابر خودی پلنگ و دربرابر دشمن گربه بودند در دادن انواع امتیازهای خانمان سوز به بیگانگان و ضعف نظارت بر دریافت مالیات و عوارض و تغییرهای ماهوی در جریان تجارت باعث افلاس و ورشکستگی دولت در اثر کاهش شدید درآمدها و عوارض مالیاتی شده بود. نفوذ اقتصاد سرمایه داری امپریالیستی باعث فقر و گرسنگی و بیکاری و کوچ هزاران تن از نیروی کار از کشور گردید. از دست دادن هزاران تن نیروی کار فعال و جوان صنعتگر ضربه سهمگین دیگری بود بر پیکر اقتصاد کشور.

۲) گسترش اقتصاد کالایی و سلب مالکیت از دهقانان (خصوصی سازی بدوی[۱])

گسترش تجارت خارجی ایران با دولت های امپریالیستی در دهه‌های پایانی ۱۸۰۰ میلادی و رسیدن آن به چند برابر گذشته قاعدتا می‌بایستی به سود دولت و باعث بهبود و رونق اقتصاد کشور شود. اما نه تنها این گونه نشد بلکه داد و ستد با دولت‌های امپریالیستی عمدتا برای خرید و فروش کالاهای استعماری و مواد اولیه مورد نیاز آن دولت‌ها بود. در واقع در برش زمانی شکست ایران از کمپانی هند شرقی- به گفته مارکس- در جنگ هرات، موجب پرتاب شدن ایران به بازارهای جهانی و گره خوردن اقتصاد نیمه جان و قرون وسطایی کشور با اقتصاد امپریالیستی گردید. رشد و گسترش تجارت ایران با غرب علیرغم تسلط فئودالیسم، شرایط عینی را برای گسترش بازار داخلی، عمومی و ملی سرعت بخشید ولی چون منجر به رونق تولید برای صدور مواد اولیه مورد نیاز صنایع غربی گردید موجب خانه خرابی میلیون ها روستایی از یک سو و ورشکستگی تولید کنندگان صنایع دستی و روستایی ایران از سوی دیگر شد که تا آن زمان عمده تولیدات صنعتی ایران را تشکیل می‌دادند. در اثر داد و ستد ایران با کشورهای سرمایه داری کشاورزی ایران به سوی تولید کالاهایی برای فروش در بازارهای جهانی پیش رفت. تولید ابریشم و پیله در شمال – در این برهه به علت تغییر سیاست های استعماری – تعطیل و ورشکسته شد و کشت تنباکو، تریاک، پنبه و کنف برای مصرف صنایع کشورهای سرمایه داری امپریالیستی شدت گرفت. پولی که به این شکل وارد بخش کشاورزی ایران شد نه تنها موجب بهبود اوضاع اقتصادی رعیت نشد بلکه به جیب مالکان و تجاری که اکثرا به تازگی و برای سودآوری کشاورزی به آن جذب شده بود سرازیر شد. از دیگر سو هجوم انبوه صنایع تولیدی سرمایه دارانه به کشور ضربه های کاری به صنایع دستی و صنایع روستایی و پیشه وران شهری وارد کرد و به این ترتیب هزاران روستایی و پیشه‌ور و تولید کننده صنایع دستی ورشکسته و مفلس به شهرها کوچیده و همراه عده بسیاری از پیشه وران شهری و برخی تولید کنندگان صنایع خرده کالایی که در اثر رقابت نابرابر با کالاهای غربی ورشکست شده بودند یا به دامن لمپن پرولتاریا در غلطیدند و یا به خارج کوچ کردند.

روند نابودی صنایع مختص به صنایع روستایی و دستی نبود بلکه صنایعی که به کوشش سرمایه داران ایرانی در گوشه کنار کشور تاسیس شده بود اعم از تولید منسوجات، پارچه ابریشمی، کفش، بلور و قند و شکر و کبریت در اثر رقابت غدارانه صنایع امپریالیستی ورشکست شده و صاحبان سرمایه اگر ورشکست و مفلس نمی شدند رو به تجارت با غرب و تولید محصول برای صنایع غربی آورده و بدین شکل نخستین تنیدگی سرمایه داری ایران با استعمار و امپریالیسم انجام شد. روند در هم تنیدگی اقتصاد ایران با بازارهای امپریالیستی جهانی با فقیر سازی دهقانان، انهدام مولدین خرده پا و توسعه مناسبات بازاری و پولی در کشور و تخصصی شدن تولیدات کشاورزی در مناطق گوناگون کشاورزی و روستایی انجام شد.(ص ۶۵ تاریخ اقتصادی ایران)

در این برش زمانی دولت که به پول نقد به جای محصول نیاز داشت ضعیف و ناتوان برای جمع اوری مالیات ناچار متکی به خان های فئودال و گردنکشان روستایی شده و برای دریافت مالیات نقدی شروع به منصب فروشی کرد. به این روش دولت در واقع هر درآمد هر منطقه را به مزایده گذاشته تا هرکس که مبلغ بیشتری پرداخت کرد آن منصب و منطقه ای را که بر آن سوار بود از آن خود کند. اما مستبدی که به این سان منصب را به چنگ آورده بود بدون توجه به نیاز کشاورزان به سرمایه گذاری هر چند اندک برای استمرار بهره کشی مالیات را بالا برده و فشار را برگرده رعیت بیشتر کرد. اما این همه ماجرا نبود زیرا با این جابه جایی قدرت از مستبد اعظم به مستبد محلی حق و حقوقی هم که تا آن موقع بر اساس نظام فئودالی برای رعیت و دهقان و ایلیاتی وجود داشت به تدریج ترک برداشت. زیرا مستبد محلی که به هیچ مقام و منصبی پاسخگو نبود برای بالا بردن درآمد خود- که پایه های لرزانی هم داشت- از هیچ فشاری فروگذار نمی کرد. این درست که تا پیش از این دهقان و رعیت به زمین وابسته نبود ولی در سیستم اخیر مستبد اعظم اگر خریداری می یافت یک ده را با رعیت آن می فروخت. یا حق ایل بر سر چراگاه نادیده گرفته می شد و مستبد محلی آن را به شخص یا طایفه دیگری واگذار می کرد.

از سوی دیگر با واگذاری دریافت مالیات به حکام محلی و دریافت مالیات نقدی توسط حکومت مرکزی از مستبدان محلی مناسبات کشاورزی تغییر زیر پوستی دیگری را هم تجربه کرد و آن رخنه مبادله کالایی و گسترش ارزش پول در روستاها بود که به تدریج وارد مناسبات فئودالی می شد. رعیت و کشاورز با این تجربه نو ناچار شد برای تهیه بذر و کود و سایر اقلام مورد نیاز از جایی یا شخصی وام بگیرد. ناتوانی در بازپرداخت وام باعث واگذاری یا فروش زمین یا به بیانی دیگر سلب مالکیت از روستایی و باز شدن پای سرمایه گذار شهری – اعم از تاجر یا نزول خوار- به مناسبات ارضی شد. رونق خرید و فروش زمین کشاورزی به دلیل نفوذ تجار و نزول خواران و فشار و تنگدستی دولت مرکزی، ناصرالدین شاه را برآن داشت که شیوه واگذاری املاک خالصه را که تا آن زمان به صورت اجاره داری بود تغییر داده و فرمان بدهد تا همه املاک خالصه به جای اجاره سالانه به فروش برسند. به دستور او همه زمین های خالصه به جز منطقه تهران فروخته شده و مالکیت آن ها انتقال یافت و به این شکل نخستین خصوصی سازی- به گفته احمد سیف خصوصی سازی بدوی – در ایران روی داد. اما کشاورزی ایران به جز تغییر در شیوه تولید کشاورزی و نظام سهم بری و مالکیت دهقانی تحول دیگری را هم تجربه کرد. در اثر نفوذ استعمار و جهد آنان برای تامین نیاز صنایع و تولیدهای صنعتی این کشورها مواد و محصول های کشاورزی کشت شده به سود صنایع کشورهای استعماری تغییر یافته و محصول هایی نه برای مصرف داخلی بلکه برای تامین نیازهای صنایع خارجی کشت شد. همچنین آن دسته از سرمایه داران و تجاری ایرانی که به کارهای مالی و صرافی روی آورده بودند و یا تجاری که در کشاورزی خرید و فروش محصول های تجاری امپریالیستی را انجام می دادند خواسته یا ناخواسته زمینه های پیوند بازارهای ملی( هر چند بسیار ضعیف و شکل نایافته) و داخلی ایران را به بازارهای جهانی پیوند می دادند.

این گروه که تحت تاثیر اهداف و بازارهای امپریالیستی قرار داشتند کشاورزی را به سوی تولید محصولات برای صدور سوق می دادند.(تاریخ اقتصادی ایران ص۶۷) البته بودند تجار و سرمایه داران ایرانی که روحیه میهن دوستانه داشته و در تضاد با منافع غرب حرکت می کردند. برخی از این تجار به تاسیس کارخانه هایی برای تولید محصولات مورد نیاز مردم همت گماشتند که همان گونه که اشاره رفت در اثر رقابت های امپریالیست ها ورشکست شدند. این گروه پیشنهادهایی به شاه ایران برای کاهش فشارهای امپرالیستی دادند که در اثر دشمنی کین توزانه فئودالهای مرتجع داخلی و فشارهای غرب به باز ننشست. از جمله پیشنهاد حاج محمد حسن امین الضرب که سرمایه ای در حدود ۲۵ میلیون تومان و صرافی او شعبه هایی در سویس، روسیه، فرانسه و انگلیس داشت به دولت تاسیس یک بانک با سرمایه مشترک صرافی ها و دولت بود.(تاریخ اقتصادی ایران ص ۶۴ یا ۶۵ یا ۶۶) از دیگر اقدام های محمد حسن امین الضرب تشکیل مجلس وکلای تجار بود. حاج محمد حسن امین الضرب و همتایانش خواهان تشکیل محکمه و بانک تجاری در پایتخت برای مقابله با سوء استفاده های بانک شاهی شدند و به همت او و یارانش یک اتحادیه تجاری به نام مجلس وکلای ایران در تهران تشکیل شد که خیلی زود دامنه فعالیت آن گسترش یافته و در شهرهای اصفهان، قم، زنجان، قزوین، کرمان، کرمانشاه، ساری، کردستان، خراسان، بندر لنگه، ارومیه، خوی، تبریز، بندرعباس شعبه زده و در میان بازرگانان ایرانی در بغداد و استانبول شعبه دایر کرد. (انقلاب مشروطه ایرانی ص۵۲) ولی این مجلس هم راه به جایی نبرد زیرا در اواخر دوره ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه به تدریج کمپانی های فراملی و شرکت های سهامی غربی بودند که جای تجار افغانی، هندی و عرب را در بازرگانی خارجی ایران اشغال کرده بودند و اجازه هیچ حرکت مستقلی را به ایرانیان – که از سوی حکومت نیز پشتیبانی نمی شدند- نمی دادند.

۳) زمینه های عینی انقلاب مشروطه

خصوصی سازی کشاورزی و تغییر شیوه تولید از شیوه معیشتی به تولید کالایی و رواج پول در معامله ها نه تنها باعث برافتادن فئودالیسم سخت جان و دیرپای ایرانی نشد بلکه در کنار آن زمینه های پدیداری نوعی سرمایه داری تجاری وابسته به سرمایه داری غربی را فراهم آورد. تغییر در شیوه تولید کالایی هیچ نکته مثبتی برای ایران نداشت و موجب بدبختی و خانه خرابی بیشتر توده مردم روستایی و شهری گشته راه را برای غارت هر چه بیشتر توده مردم هموار ساخت.

زیرا در اثر نفوذ مناسبات سرمایه دارانه در اقتصاد ایران و در هم تنیدگی اقتصاد ایران با بازارهای امپریالیستی:

الف) تولید کشاورزی نه برای مصرف داخلی که به سود تامین نیازهای صنایع امپریالیستی تغییر یافت.

ب) تولید محصولات صادراتی کشاورزی موجب رواج مبادله پولی در اقتصاد کشاورزی گردید.

پ) رواج پول باعث نفوذ تجار و نزول خوارها به روستاها و درنتیجه رانده شدن رعیت از صحنه اقتصاد تولیدی روستا شد.

ت) ورود صنایع مرغوب غربی و رقابت نابرابر آن با صنایع سنتی موجب ورشکستگی و نابودی صنایع دستی و خانگی ایران در شهرها و روستاها شد.

ث) صنایع نوپای ایران که توسط سرمایه داران ملی در ایران پایه گذاشته شده بود در اثر رقابت مکارانه صنایع امپریالیستی نابود شده و سرمایه داران مفلس و از گردونه تولید خارج شدند.

ج) مصرف برخی محصولات در بازار رواج یافت که ریشه در بازارهای امپریالیستی داشت مانند واردات قند و شکر از روسیه

چ) خروج پول و ثروت چه به صورت غرامت جنگی، یا هزینه های قشون کشی و مالیات ها و درآمدهایی که از طریق تسلط بر گمرکات و انحصار واردات و صادارت و کشتی رانی و ماهیگیری و تلگراف و تلفن به زیان خزانه دولت نصیب بیگانگان شده بود و کوچ هزارن تن نیروی کار فعال و صنعتگر به خارج از سرزمین اصلی را به دنبال داشت، همراه با دگرگونی در تولید محصولات کشاورزی انباشت سرمایه را به شدت کاهش داده و شرایط عینی انقلاب مشروطه را به وجود آورد.

منابع:

سیف، احمد (۱۳۸۷) قرن گمشده، چاپ اول، تهران، نشر نی
کسروی، احمد (۱۳۷۸)تاریخ مشروطه ایران، چاپ نوزدهم، تهران، انتشارات امیرکبیر
عیسوی، چارلز (۱۳۸۷) تاریخ اقتصادی ایران، ترجمه یعقوب آژند؛ چاپ سوم، تهران، نشر گستره
مهرگان، حیدر (۱۳۸۵) انقلاب ناتمام، بی جا
آفاری، ژانت ( ۱۳۸۵) انقلاب مشروطه ایران، ترجمه رضا رضایی، چاپ سوم، تهران، نشر بیستون
[۱] ) این اصطلاح را نخستین بار دکتر احمد سیف به کار برده است.

 

افکار و عقاید خود را با دیگران در تالار گفتمان تاریخ فا به اشتراک بگذارید و همچنین از کتابخانه و نگارخانه تاریخی این تارنما دیدن فرمائید:

با تاریخ فـا ، مرجع تاریخ و تمدن ایران و جهان باستان همراه باشید…

تاریخ فا ، مرجع تاریخ و تمدن ایران و جهان

www.TarikhFa.com