جنگ شاه اسماعیل اول و شیبک خان ازبک

جنگ شاه اسماعیل اول و شیبک خان ازبک

شاه اسماعیل

شاه اسماعیل به زیر دژهای مرو رسید وآن را درمحاصره گرفت.شیبک خان هر روز سپاهیانش را از دژ بیرون می فرستاد تامحاصره رادر هم بشکنند ومانع از تخریب دیوارها ی دژ توسط قزلباشان شود.سران قزلباش که دیدند محاصره نتیجه ای ندارد حیله ای اندیشیدند تا شیبک خان را از دژ به زیربکشند ونبرد را به فضای باز بکشانند.طبق این حیله شاه اسماعیل به شیبک خان نامه ای نوشت وپیشنهادآشتی داد وگفت که قصد بازگشت به آذربایجان را دارد وجنگ را به وقت دیگری موکول خواهدکرد.شاه اسماعیل بدون اینکه منتظر پاسخ شیبک خان بماند مرو را ظاهرا به قصد آذربایجان ترک کرد.

بنابر حیله ای که سران قزلباش اندیشیده بودند،یک دسته300نفری از قزلباشان در نزدیکی مرو مستقرشدند وفرمان یافتند که هرگاه شیبک خان از دژ بیرون شد ودر صدد حمله به آنهابرآمد در برابرش بگریزند تا شیبک خان آنها راتعقیب کند واو را به محمودآباد بکشانند تا اورابه دام بیاندازند.نقشه کارگر افتاد وشیبک خان فردای آنروز بیرون شد وبه تعقیب این دسته پرداخت تا به محمود آباد رسید وناگهان خود را با شاه اسماعیل وقزلباشان روبرو دید.گروهی اندک اما ورزیده با او بودند وراهی جز جنگیدن نداشت.او با یارانش با رشادت تمام قزلباشان را مورد حمله قرار داد ودر دور اول نبرد شماربسیاری از آنها را ریزریز کرد.

شاه اسماعیل عادتش آن بود که وقتی جنگ آغاز میشد دور از میدان نبرد با دسته ای از ندیمانش سرگرم بازی میشد.اینجا نیز به همان عادت دورتر ازمیدان نبرد سرگرم شکاربلدرچین بود.چون قزلباشان درآستانه شکست قرارگرفتند سران قزلباش رفته اورا ازمیدان بازی به نبرد کشاندند تاحضورش به قزلباشان روحیه باخته، قوت قلب دهدوآنها را مطمن سازد که به امدادآسمانی به پیروزی خواهندرسید.در دور دوم نبرد در نیروی شیبک خان شکست افتاد.شیبک خان پس از دادن چندین کشته با500تن عقب نشسته به دره ای درکوهستان پناه بردند.قزلباشان در این تگنا به سر شیبک خان ریختند.اما شیبک خان در این تنگنا و درگیری شدید در زیر دست وپای یارانش خفه شد.بقیه یارانش همه کشته شدند.جسد شیبک خان را یافته سرش رابریده وبرای شاه اسماعیل بردند.ولی شاه گفت که جسد راهم بیاورند.چون لاشه را آوردند شاه دستهای شیبک خان را ازجسد جدا کرده وبه کناری نهاد وشکمش رابا شمشیرش دریده ،امعاء واحشایش را بیرون آورد.آنگاه به قزلباشان “حکم ولایی” داد تا گوشت لاشه را خام خام خوردند.(آذرماه 889 خ )

مولفان صفوی خوردن این مردار توسط قزلباشان را از زبان شاهد عینی چنین آورده اند:
“پادشاه کینه خواه سه ضربت ازشمشیر خون ریز ذوالفقار آسا برشکمش زدند ودو دست اوراقطع نمودند وبه لفظ گهربار ادا فرمودند که هرکه سر مرا دوست دارد ازگوشت دشمن من طعمه سازد…..”

ثواب اجرای حکم ولایی ولی امر قزلباشان در خوردن گوشت مردار شیبک خان نزد قزلباشان چندان بزرگ پنداشته میشد که آنها برسر دستیابی به پاره ای گوشت خام وحرام باخاک وخون آغشته، از سروکول یکدیگر بالا میرفتند وچندتن ازآنها زخمی شدند وبرخی که تکه ای گیرشان نیامد ازدیگران خریدند وخوردند.

بن مایه:

جهانگشای خاقان 380-381
امیرمحمود خواندمیر 71
عالم آرای عباسی
حبیب السیر
عالم آرای صفوی
تاریخ قزلباشان مرحوم خنجی

نویسنده: حامد محمدپور

مانده ام سخت عجب، کز چه سبب ساخت مرا ، یا چه بوده ست مراد وی ازین ساختنم...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *