جشن شهریورگان

جشن شهریورگان

40382جشن شهریورگان:
جشن شهریورگان جشن نیکوکاری، جشن جوانمردی و آفرینش زمین: 

نرمک نرمک میرویم تا از گرمای پر شور تابستانی دوری بگیریم و خنکای پاییزی را با جان و دل، پذیرا باشیم. کشاورزان بیشتر شهرهای ایران، با رسیدن شهریورگان در پوست خود نمیگنجند. هنگام گردآوری فرآورده هاست اینک آنها دستاورد کشته ی خویش را به سرپنجه ی گاوآهن درو میکنند و دلی بهر گردآوری بازده و خرمن میتپانند و دلی از برای کشته ی پاییزه در آخر شهریور. از اینروست که سده هاس شهریورگان، برای ایرانیها بسی بایسته ی جشن و شادمانی بوده است.

شهریورگان از آن دسته جشنهای دوازدگانه سال در ایران باستان بوده است. این جشن در گاهشماری ایرانی برابر است با روز چهارم شهریور ماه. واژه ی شهریور برگرفته از “خشَترَه وَئیریَه”اوستایی، به چمار شهر و شهریاری شایسته و نیرومند است. خشتره به چمار کاری است که بر پیرامون اندیشه نیک بچرخد که به زبان ساده تر همان کردار نیک است. کردار نیک همگامی با هستی است. 
امروزه گل ریحان را ویژه شهریور مینامند.

در همانسان شهریور نام یکی از امشاسپندان است که نماد پادشاهی آسمانی و نیروی خدایی بوده و همیشه خواهان فر و بزرگی و نیرومندی برای مردمان است. این امشاسپند در جهان گیتایی، نگهبان ایوخشست یا توپال(فلزات) و سیم و زر، دستگیری از بینوایان و فرشته ی جوانمردی است.

ایرانیان باستان در این روز پس از نیایش اهورامزدا و نیکوکاری و دادن خوراک به تهیدستان و نیازمندان، نزد پادشاه میرفتند و این جشن را شادباش میگفته اند. سپس فلزهای کهنه را از انبارها بیرون آورده و نو میکردند و پس از آن به شادی و پایکوبی میپرداختند.

امروزه نیز در شهرهای کویری و گرم، چون یزد و کرمان، که بیشتر سال گرم است، شهریورگان بمانند یک نوروز دیگر را دارد. از این روی چونان نوروز، خانواده های ایرانی و همانا بیشتر زرتشتیها که آیین ایرانی را همچنان و بگونه درست به جای میآورند به خانه تکانی میپردازند، ظرفهای فلزی را پاک و درخشان میکنند و دل و جان را چونان ظرفهای کهن مسی و رویین و برنزین را پرداخت و زدایش میدهند و آیینه وار آماده ی پذیرایی از زیبایی و رنگارنگی پاییز میشوند. 

در گذشته های دور، برای سال دو بخش “تابستان بزرگ” و “زمستان بزرگ” داشته ایم. بهار و پاییز هم دو واژه ی پس از آنهاست که شاید بیش از سه هزار سال درازا ندارند. تابستان، در زبان پهلوی نیز “تاپیستان یا گرماستان” بوده و در زبان اوستایی “هامین” از ریشه ی هَمَ (hama) که آن نیز گرما باشد و هنوز در زبان بلوچی آنرا هامین مینامند، چنانچه در زبان کردیِ اورامی “هامِن” و با اندک دیگرگونی در زبان کردیِ سورانی “هاوین” خوانده میشود.

 

جشن شهریورگان در متون قدیمی:

به نوشته ی ابوریحان بیرونی در رویه ی ٢٢١ برگردانِ نامه ی “آثارالباقیه” جشن شهریورگان را “آذرجشن” یا جشن آتش نیز میخوانده اند. جشنهای آتش که امروز برجای مانده دربرگیرنده جشن سده و جشن سوری نیز میشده است. آشکار نیست که چرا به شهریورگان جشن آتش میگویند هرآینه شاید بتوان پاسخ این پرسش را بربنیاد “شاهنامه ی فردوسی” داد.

بگمان نگارنده، شاهنامه در کنار اوستا(کهن ترین نوشتار دینی جهان) بنیادیترین و ارزشمندترین آثار در زمینه ی شناخت تاریخ ایران باستان هستند. آثاری که پشوانه آنها را امروزه کندوکاریهای باستان شناسی به اثبات میرساند (که در این نوشتار مجال آوردن آنها نیست) و ما را از نسکهاهای نه چندان راست و درستی چون “تاریخ هرودوت” و آنچه رودادنویسان اروپایی نگاشته اند، بی نیاز میکند!

در داستان هوشنگ شاه پیشدادی- دومین پادشاه استوره ای ایران زمین پس از گیومرت(گئومرتا، روان و جانِ میرا؛ نخستین انسان)- آمده است: 

هوشنگ نخستین انسان روی زمین بود که با دانش خود “آهن” را از دل سنگ بیرون آورد و با شناختن آهن پیشه ی آهنگری بنیاد نهاد و بدان تبر و اره و تیشه ساخته گشت. پس از آن با ساختن جویها بر سر دریاها، آنها را به دشتها کشاند و “کشاورزی” را سبب شد. با پیدایش کشاورزی زندگی کوچی و ایلی به یکجانشینی و “شهرنشینی” دگرگون شد:

نخستین یکی گوهر آمد به چنگ 
به آتــش ز آهـــن جدا کرد سنگ
ســـــرِ مایه کرد آهــــــنِ آبـــگون 
کزآن سنگ خـــارا کشیدش برون

در شاهنامه، این کارنامه ی ارزشمند گفتار و کردار نیاکان، دوجا از شهریور نام برده شده است یکی آنجا که رستم به نزد کیخسرو میرود و آغاز به بزرگداشت و ارجمندشمردن شاه میکند:

چو هـــرمــــزد بادت بدین جایگاه 
چو بــــهـــمن نگهبـــان فرخ کلاه
هــمــه ساله، اردیبهشت هُــژیر 
نگهبـــان تو با هُــش و رای پیـــر
چو “شــهـــریـورت” باد پیروزگـــر 
بنـــــام بــــزرگی و فـــر و هنــــر

و دیگر یادکرد از شهریور، به ماجرای رفتن بهرام گور به نخجیرگاه(شکارگاه) و کشتن شیران برمیگردد که برپایه شاهنامه روزی بود که “ابر شهریور” برآمد و همه جا پر از سیاهی شد:

هــــمی بود تا ابــــرِ شهریوری 
بر آمـــد جهان شد پر از لشگری

شهریور؛ شهریاری آرمانیِ خرد، رها و آزاد از روش و کیش: 

در جای جای اوستا- بویژه نسک گاتها پس از ستایش شهریورامشاسپند و یادکرد از شهریاری مینویی، ویژگیهای اینگونه شهریاری و کشورداری آمده است:

هریاری و پادشاهی و کشورداری و رهبری، از آنِ کسانی است که برپایه منش نیک و آزادی گزینش میان دو راهِ راستی و اشه یا دروغ و کژی، نیکی و راستی را برمیگزیند؛ شهریاریِ این شهریاران، دارای فَرَوَهرِ(نمونه) مینویی است؛ “این رهبرِ راستگو، در برابر آن رهبرِ فریبکاری است که خود را پاک وانمود میکند” (یسنا، هات ٣١بند ١٠).

در دینکرد ( از گفته های اوستا ) در نسک نُهمش آمده است: “بدترین پادشاه، آن بددین و بدکنشی است که کُشنده ی بیگناهان میباشد و پادافره ( کیفر ) گران، سزای آن کسی است که چنین دروندی  (دروغگویی) را پادشاه کند.”

همانا “دین”در این گفته نه به چمار کیش و آیینی ویژه، چنانچه به ریشه ی این واژه ی پارسی نماره دارد؛ دین از ریشه ی “دَئِنا” و با دید و دیدن نیز هم ریشه است و اندریافت” بینشِ درون” (وجدان) میدهد.
در نزد بِهدینان و نیاکان، پادشاهی خواسته شده(شهریور) آن است که شهریار براساس نیروی مینویی، منش نیک و وجدان پیرو راه اشه و راستی باشد.

“اهورامزدا با خداوندی و سروری خود و پیوستگی پایدارش با اشه، رسایی و جاودانگی، شهریاری مینویی و یاوری و منش نیک را به کسی خواهد بخشید که در اندیشه و کردار دوست اوست. رهبر هرگز نباید مایه ی خشنودی دِرَوَندان(دروغگویان) شود؛ زیرا آنان همواره با اشوونان(راستان) دشمنی میورزند”


از این روست که این شهریاریِ دلخواه نه از مدار دین و آیینی ویژه وانگه تنها و تنها از مسیر راستی و درستی میگذرد.

 

جشن های دیگر شهریورماه:

در ماه شهریور افزون بر شهریورگان که در روز سی ام امرداد ماه امروزی و چهارم شهریورماه باستانی برگذار میشود، جشنهای درون- ماهی دیگری نیز وجود دارد:

١ – جشن خنک شدن هوا: هرمَزد روز از شهریورماه برابر با یکم شهریور در گاهشماری ایرانی؛ جشن خنک شدن هوا در خوارزم که “فغربه” هم گفته شده است.

٢- جشن کشمین: اردیبهشت روز از شهریورماه برابر با سوم شهریور در گاهشماری ایرانی؛ جشنی ناشناخته در سُغد باستان که با بازاری همگانی همراه بوده است.

٣- جشن خزان یا جشن مُغان: دی به آذر روز از شهریورماه برابر با هشتم شهریور در گاهشماری ایرانی؛ در برخی از شهرهای ایران بویژه شهر دماوند، این جشن از آن دسته از جشنهای کهنی است که همراه با آتش افروزی بر بام خانه ها و چراغانی کردن و آذین بستن کوچه و خیابان برگزار میشده است. از این جشن میتوان به سوارکاری نیز نماره کرد. انگیزه ی برپایی این جشن، پایان تابستان و آغاز فصل خزان میباشد. برخی نیز هنگام برپایی این جشن را در هجدهم شهریورماه دانسته اند. گویا دو جشن با نام جشن خزان برگزار میشده که جشن خزان نخستین در روز دی بآذر، برابر روز هشتم شهریور ماه انجام میشده و جشن خزان دیگر، هرمزد روز از مهرماه ، روز نخست مهر. خزان روز هشتم باشد از شهریورماه کهن و این روز جشن مغان است.

٤- بازار: دی به مهر روز از شهریورماه برابر با پانزدهم شهریور در گاهشماری ایرانی؛ بازاری همگانی در در سُغد و فرارودان (ماوراالنهر) باستان.

٥- روز بزرگداشت سالخوردگان: ارد روز از شهریورماه برابر با بیست و پنجم شهریور در گاهشماری ایرانی؛ رسمی با پیشینه ی سه هزار ساله در بزرگداشت سالخوردگان و ارج نهادن به پدربزرگان و مادر بزرگان در ایران باستان به نام “اشیش وانگ”، که روز دهش اهورایی و مینویی و روان پاک بود و تا کنون نیز در برخی از بخشهای سرزمینهای ایرانی با دیدار از بزرگان خانواده ادامه دارد.

٦- گاهنبار پتیه شهیم گاه: از اشتاد روز تا انارام روز از شهریورماه برابر با بیست و ششم تا سی ام شهریور در گاهشماری ایرانی؛ “پتیه شَهیم”(در اوستایی پئی تیش ههیه)، به چمار پایان تابستان، سومین جشن از جشنهای گاهنبار است. در باور سنتی زرتشتیان این جشن یادآور سومین زینه آفرینش است و هنگام آفریده شدن زمین. مراسم این جشن نیز به مانند جشنهای گاهنباری دیگر است، با این دگرگونی که این جشن، جشن کشاورزی است و با گردآوری دانه ها در کشتزارها و چیدن میوه ها در باغها برگزار میشود.

٧ـ جشن انار: از ماراسپند روز شهریورماه برابر با بیست و نه شهریور در گاهشماری ایرانی؛ برگزاری “جشن انارچینی” در پایان شهریورماه تا آغاز مهرماه در بخش تارم و روستاهای انبوده و رودبار الموت قزوین که همراه با شادی کردن و نواختن دایره و سورنا و دهل انجام میشود و پیش از آن کسی نمیتواند به چیدن انار بپردازد. انار سنگان و انار انبوده با ارزشتـریـن فرآوردههای باغی این کوی برزن است كه آوازه جهانی دارد و به كشورهای دیگر هم نیز فرستاده میشود.

همچنین در ماه شهریور، فراخورهای باارزش دیگری نیز هست مانند:

  • زادروز داراب 
  • کشته شدن مانی
  • زادروز پورسینا
  • تازش بیگانگان به ایران
  • زادروز رازی
  • بنیادگذاری دانشگاه گندی شاپور
  • بزرگداشت ابوریحان بیرونی

باری، جشن شهریورگان و شهریاری مورد نظر، از رهایی آدمی از چیرگی و گرفتاری بر وجود خویشتن و خودپسندی و “مَن- مَن کردن” آغاز میشود و به پادشاهی آدم رها شده از “من و تن” بر آرمان شهر می انجامد. در پایان، گفتاری از اوستا را به زبان کهن مادریمان میآورم تا چشمهامان با این دبیره و نوشته، شسته و به واژه های آن خو گرفته و دمساز شود:

” سپنتا. مئینیو. وهیشتاچا. مننگها. هچا. اشات. شیه اتناچا. وچنگهاچا. اهمایی. دات. هئوروتات. امرتات. مزداو. خشترا. آرمئیتی.اهورو.”

” کسی که در پرتو خرد ورجاوند و قلبی پاک، اندیشه و گفتار و کردار نیک و با راستی و درستی هماهنگ باشد مزدااهورا با توانایی و مهر خویش به او رسایی و جاودانی خواهد بخشید”.

(گاتها، سپنتمت گات، هات ۴۷، بند ۱).
 

نویسنده: (هرمز مهررام)

“شهریورگان بر شما ایرانیان تبارمند و نیک سرشت خجسته و ایدون باد.”

بنمایه ها:

شاهنامه ی فردوسی؛ ویرایش فریدون جنیدی.

گاتها ؛ برگردان موبد فیروز آذرگشسپ. 

مراسم آیینی و آداب زردشتیان؛ موبد اردشیر آذرگشسپ. 

رضی، هاشم. گاه‌شماری و جشن‌های ایران باستان. تهران: انتشارات فروهر1358

 

افکار و عقاید خود را با دیگران در تالار گفتمان تاریخ فا به اشتراک بگذارید و همچنین از کتابخانهو نگارخانه تاریخی این تارنما دیدن فرمائید:

با تاریخ فـا ، مرجع تاریخ و تمدن ایران و جهان باستان همراه باشید…

نویسنده: حامد محمدپور

مانده ام سخت عجب، کز چه سبب ساخت مرا ، یا چه بوده ست مراد وی ازین ساختنم...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *