بستر داستانی در رؤیاهای تواریخ هرودوت

بستر داستانی در رؤیاهای تواریخ هرودوت
بستر داستانی در رؤیاهای تواریخ هرودوت

بستر داستانی در رؤیاهای تواریخ هرودوت

یزدان صفایی

هرودوت مورخی یونانی است که در سال ۴۸۴ ق. م در هالیکارناسوس، شهری با بافت یونانی در غرب آسیای صغیر به دنیا آمد. در میان آثاری که از مورخان کلاسیک باقی مانده، اثر او، «تواریخ» بسیار مهم به شمار میآید. او در زمانهای (سدۀ پنجم ق. م) میزیست که زادگاهش بخشی از قلمرو امپراطوری هخامنشی به شمار میآمد.تواریخ که به هدف ثبت و ضبط وقایع، کردارهای آدمیان و علت جنگها نوشته شده، مانند دیگر آثار مورخان یونانی، دارای کلیشهها و سنّتهای خاصی است که چونان بستر و زمینهای عمل میکنند که گزارشِ وقایع در آن قالب ارائه میشود. یکی از این کلیشهها در اثر مهم هرودوت که موضوع این گفتار است، مسئلۀ خواب و رؤیا است که در جریان وقایع مطرح میشود تا داستانی پرورده و منظّم روایت گردد.

یکی از معروفترین داستانهایی که هرودوت در تواریخ در قالب رؤیا به نگارش درآورده، داستان نگرانی آخرین شاه ماد از تولد کورش است که بعداً بنیادگذار امپراطوری هخامنشی خواهد شد. آستیاگ در خواب دیده بود که از زهدان دخترش سیلی جاری میشود که پایتخت او و سپس سراسر آسیا را دربرمیگیرد. طبق تعبیری که مغان خوابگزار به شاه ارائه می-کنند؛ شاه نگرانِ رقابت آیندۀ نوهاش با خود میگردد و به همین علت دخترش را به عقد یک پارسی درمیآورد اما یک سال بعد از این زناشویی، بار دیگر و با اندکی تفاوت، شاه رؤیایی مشابه میبیند و به قصد پیشگیری سعی میکند رقیب آیندهاش را بکشد که اکنون طفل خردسالی بیشتر نیست. (کتاب یکم، بند ۱۰۷-۱۰۸) میدانیم که اینگونه داستانپردازی، که در آن شاه حاکم، رویای تولد نوزادی را مشاهده میکند که موجب سقوط پادشاهیاش میشود، درونمایۀ بسیاری از داستانها و اسطورههای عهد باستان محسوب میشود. همچنین داستان نوهای که پدربزرگ خود را از تخت به زیر میکشد در روایات شفاهی ایرانیان (داستان کیخسرو) پیشینه دارد. به نظر میرسد هرودوت، روایات شفاهی را در قالب داستانپردازی که در حول محور رویای شاه کهنسال، میگردد قرار داده تا داستانی منظّم و یکپارچه به خوانندۀ خود ارائه دهد.شایان توجه است، خواب دیگری که در قالب داستانی توسط هرودوت (کتاب یکم، بندهای ۲۰۹-۲۱۰) نقل میشود؛ ناشی از نگرانی شاه از توطئۀ فردی دیگر است. کورش که در روایت پیشین، عامل نگرانی بود؛ در این روایت، نگران توطئۀ داریوش است. او در جریان لشکرکشی به سرزمینهای شمال شرقی در اواخر حکومتش، در خواب داریوش را میبیند که دو بال بر شانه دارد که یکی بر آسیا و دیگری بر اروپا سایه افکنده است. در روایت پیشین، کورش برای شاه ماد به ترتیب مانند سیل و درخت تاکی بود که بر آسیا سایه افکنده بود. همانطور که ملاحظه میشود عناصر تشکیلدهندۀ رؤیا در هر دو روایت شباهت زیادی به یکدیگر دارند. داستان خواب کورش، که در دو بند ارائه شده، از داستان بندهای پیش و پس از خود، کاملاً جداست به طوریکه به نظر میرسد به مثابۀ روایتی مستقل، یکپارچگی داستان را بهم زده است؛ گویی مورخ جایی بهتر برای قرار دادن این خردهروایت در قالب روایت اصلی پیدا نکرده است. خود هرودوت این احتمال را مطرح میکند که ممکن بوده این رؤیا برای هشدار به کورش باشد که به زودی درخواهد گذشت اما به نظر میرسد با توجه به شباهت درونمایۀ این رؤیا با محتوای رؤیای شاه ماد، هر دو را باید شیوهای سنّتی برای بیان نگرانی شاه کنونی نسبت به طغیان و عصیان دیگران دانست.شاهان تنها در زمینه و بستر نگرانی از سقوط، خواب و رؤیا نمیدیدند. نوعی دیگر از داستانهایی که در اثر هرودوت با ماجرای خواب دیدن، پرورده میشود؛ مسئلۀ تصمیم شاه برای جنگ است. زمانیکه هرودوت، خشایارشا را هنگام تصمیمگیری برای لشکرکشی به یونان، پریشان و مشوّش نشان میدهد؛ شبح مردی زیبا و بلند بالا که نشانۀ کمال است و در برابر ضعف ارادۀ خشایارشا اینچنین زیرکانه به تصویر کشیده شده، در خواب خشایارشا را برای تصمیم به جنگ کردن، ترغیب میکند. (کتاب هفتم، بند ۱۲) شاه که خواب نخست را نادیده گرفته، شب بعد خوابی مشابه میبیند (همان، بندهای ۱۳-۱۴) این شبح به خواب «آرتابان» نیز میرود که به هیچ وجه خواهان جنگ نبود (همان، بند ۱۷) گویا اهمیت این جنگ میبایست بزرگ جلوه داده میشد چرا که خود خشایارشا برای سومین بار خوابی مشابه میبیند و مانند شاه ماد، از مغان خوابگزار برای تعبیر استفاده میکند و تحت تأثیر این رویا تصمیم به نبرد گرفت. (بند ۱۹) نسبت به دو نمونۀ پیشین، تعداد رؤیاهایی که در این روایت ذکر شده بیشتر است (در مجموع ۴ بار). همچنین این بار شخصی غیر از شاه نیز خواب میبیند و خواب منجر به یک تصمیم مهم میگردد حال آنکه در دو داستان پیشین، رؤیاها بیشتر جنبۀ هشدار داشت. باید توجه نمود که در تواریخ هردوت عوامل دیگری نیز غیر از رؤیا در تصمیمهای شاه تأثیر فراوانی می-گذارند. به ویژه در تصمیمهای مربوط به نبرد؛ عواملی چون: توطئه زنان یا رقابت بر سر دستیابی به آنان، خیانت و یا دسیسۀ فراریانی که به دربار دشمن پناهنده میشوند، از جمله مهمترین عواملی است که هردودت به آنها اشاره میکند. در بستری اینچنین که مورخ به دنبال عاملی برای افزایش انگیزۀ خشایارشا برای گرفتن تصمیم نهایی مبنی بر جنگیدن میگردد؛ ماجرای خوابهای متوالی شاه وارد روایت میگردد و پازل داستان کامل میشود.مروری بر سه روایت بالا، نشان میدهد، رویاهایی که در ضمن داستان گزارش شدهاند، از مهمترین ابزار هرودوت برای نظم بخشیدن به ساختار داستان بوده است که در قالب کلیشههای ادبی و تاریخنگارانۀ یونانی قرار میگیرد و روایتی یکپارچه و یکدست به مخاطب خویش ارائه میدهد.

——————

چاپ شده با عنوان «تاریخنگاری هرودوت براساس رؤیاهای داستانی» در:
روزنامۀ جام جم، سهشنبه، ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۳، صفحۀ ۱۰

لینک مطلب در انجمن:

http://forum.tarikhfa.ir/thread6442.html

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *