وضع کلی عیسویان در عهد ساسانی

وضع کلی عیسویان در عهد ساسانی

 

401mryp

 

کریستن سن در فصل ششم کتاب خویش که راجع به عیسویان ایران بحث مى کند، وضع کلى عیسویان را در آن عهد چنین شرح مى دهد: «براى توضیح روابط بین عیسویت و دیانت رسمى ایران در قرون چهارم و پنجم به ذکر عباراتى چند از «زاخو» مبادرت مى ورزیم: عیسویت در عهد ساسانى همیشه حتى در سخت ترین دوره هاى زجر و تعدى، مجاز بوده است، اگر چه گاهى بعضى مجامع عیسوى در شهرها و دهات دستخوش آزار عمال ایرانى مى شده اند. عیسویان اصول دینى خود را در انجمنهایى که در سنوات 410 و 420 در پایتخت کشور ایران تشکیل یافت، با حضور دو نفر نماینده دولت امپراطورى بیزانس برقرار نمودند که یکى «ماروثا» اسقف میافارقین بود و دیگر «آکاس» اسقف آمیدا. «افرعت» خطب و مواعظ خود را در سخت ترین ایام جور و تعدى که نسبت به عیسویان در زمان شاپور دوم جارى بود،نوشته است و معذلک اثرى در این رسالات دیده نمى شود حاکى از اینکه اجراى مراسم دیانت عیسوى در آن عهد به طور عادى و بدون مانع جریان نداشته باشد. فشار همیشه متوجه علماى دین مسیح بوده اما هیچ گفته نشده است که عامه مسیحیان را زجر یا مجبور به ارتداد نموده باشند.

ظاهرا عیسویان چه در کشور ایران، چه در دولت امپراطورى روم در روابط حقوقى بین خود تابع قانون سریانى و رومى بودند که ظاهرا آن را با عرف محل وفق مى داده اند. کشتارهاى بزرگ به ندرت اتفاق مى افتاد و غالبا عیسویان مى توانستند به آرامى تحت هدایت معنوى جاثلیقان و اسقفان خود زیست کنند». به طور کلى مذهب مسیح به عنوان یک اقلیت مذهبى آزاد بوده است و در عین حال مکرر از آزار مسیحیان در فواصل مختلف تاریخ یاد مى شود و ظاهرا بیشتر ریشه سیاسى داشته است، یعنى اقلیت مسیحى ایران غالبا در کشمکشهاى ایران و امپراطورى روم به حکم وابستگى مذهبى جانب هم مذهبان خود را نگاه مى داشته اند و به همین جهت مورد خشم سلاطین ایران قرار مى گرفته اند. کریستن سن درباره یزدگرد اول مى گوید: «…مسالمتى که یزدگرد اول در روابط خود با عیسویان اظهار مى کرد بلاشک معلول جهات سیاسى بود، زیرا با استوار کردن بنیان صلح ایران و روم مى توانست مساعى جمیله در تحکیم اقتدار سلطنت خویش به کار برد،ولى علاوه بر این ضرورت سیاسى مى توان گفت که طبعا یزدگرد مایل به مسامحه در امور دیانتى بوده است».

نویسنده: حامد محمدپور

مانده ام سخت عجب، کز چه سبب ساخت مرا ، یا چه بوده ست مراد وی ازین ساختنم...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *