کوتاه از تاریخ زیگورات ها و اونتاش نپیریشا , بنیانگذار معبد زیگورات در شوش و ایلام

کوتاه از تاریخ زیگورات ها و اونتاش نپیریشا , بنیانگذار معبد زیگورات در شوش و ایلام

نگارنده: حامد محمدپور

در سال ١٩٣۵ میلادی هنگامی که شرکت نفت ایران و انگلیس در حوالی رود دز به حفاری‌های نفتی مشغول بود، یکی از کارمندان نیوزیلندی شرکت به نام «براون» متوجه مجموعه‌ی عظیمی شبیه تپه شد که در مکانی مرتفع قرار گرفته بود. او از آن مجموعه که در زیر خاک مدفون بود آجری کتیبه‌دار پیدا کرد. در همان زمان یک گروه باستان‌شناس در فاصله‌ی ٣۵ کیلومتری در شوش به کاوش‌های باستان‌شناسی مشغول بود. براون آن آجر را نزد گروه برد تا شاید از راز آن تپه پرده بگشایند. این‌گونه بود که حفاری‌های نفتی، نام زیگورات چغازنبیل را در اذهان زنده کرد. بعدها کاوش‌های باستان‌شناسی بین سال‌های ١٩۵١ تا ١٩۶٢ میلا‌دی توسط رومن گیرشمن (Roman Girshman) باستان‌شناس فرانسوی انجام شد که اطلاعات مفیدی را از دل خاک در مورد چغازنبیل بیرون کشید. 

معرفی زیگورات

در بین‌النهرین اعتقاد مردم بر این بود که خدایان متعددی دنیا را کنترل و اداره می‌کنند و هر شهری را خدایی است که از آن محافظت می‌کند. مردم در مرکز شهر برای خدایان معبد درست می‌کردند تا در آن زندگی کنند که گاه به شکل زیگورات بود. معابد کوچک‌تری هم ساخته می‌شد تا مردم هدایا و پیشکش‌های خود را تقدیم خدایان کنند.

images

زیگورات (Ziqqurat) ساختمانی هرمی شکل بود که در چند طبقه ساخته می‌شد و با پلکان‌های متعدد به طبقات بالا می‌رسید. زیگورات‌ها در بین‌النهرین قدمتی چندهزارساله دارند که در فاصله‌ی سال‌های ٢٢٠٠ تا ۵۵٠ قبل از میلاد ساخته شده‌اند.

درمورد فلسفه‌ی وجودی زیگورات‌ها سه نظریه عنوان شده است: اول، آن‌ها برای مصون نگه‌داشتن گندم از سیلاب بهاری ساخته می‌شدند. دوم، این زیگورات‌های سترگ تقلیدی از کوه‌های مقدس دورتادور فلات ایران بود. بنابراین اگرچه پیدایش این بناها در خاک بین‌النهرین بود لیکن الهام‌بخش آن‌ها ایران و معنای آن‌ها از این سرزمین گرفته شده بود. بنابر نظریه‌ی سوم که البته معروف‌ترین قول است، زیگورات نردبان صعود به آسمان بوده است.

پس از چندهزار سال هنوز هم تعدادی از این زیگورات‌ها یافت می‌شود، به عنوان مثال زیگورات اور (Ur ziqqurat) در جنوب بین‌النهرین و زیگورات چغازنبیل در ایران. زیگورات اور که ٢١١٠ سال قبل از میلاد ساخته شده قدیمی‌ترین و زیگورات چغازنبیل بزرگ‌ترین زیگورات جهان هستند. 

شهر چغازنبیل

محدوده‌ی حکومت ایلامی‌ها خوزستان، لرستان، پشت‌کوه و کوه‌های بختیاری بود که از غرب به دجله، از شرق به قسمتی از پارس، از شمال به راه بابل و همدان و از جنوب به خلیج فارس محدود می‌شد و پایتخت آن شهر باستانی شوش بود.

با به حکومت رسیدن اونتاش نپیریشا (Untash Napirisha) در قرن ١٣ قبل از میلاد (١٣۴٠–١٣٠٠ قبل از میلاد)، چغازنبیل به عنوان پایتخت مذهبی و سیاسی ایلامی‌ها در نزدیکی رود دز ساخته شد و دوراونتاش (Dur Untash) نامیده شد. دوراونتاش به معنای قلعه‌ی اونتاش است. در بعضی از متون به خط میخی این شهر ال‌اونتاش (Ul Untash) ذکر شده که به معنی شهر اونتاش است. این شهر از سه حصار تودرتوی خشتی تشکیل شده و دروازه‌ی اصلی آن بر روی حصار بزرگ در ضلع شرقی قرار دارد.

در حد فاصل حصار اول و دوم کاخ‌های شاهی و آرامگاه‌های سلاطین ایلام قرار دارند. در بین حصار دوم و سوم بقایای تصفیه‌خانه‌ی آب دیده می‌شود که جزو قدیمی‌ترین تأسیسات آب‌رسانی به شمار می‌رود. آب آن از رودخانه‌ی کرخه در فاصله‌ی چهل و پنج کیلومتری از طریق کانالی تأمین می‌شد. در مرکز حصار سوم معبد اصلی (زیگورات) قرار دارد. تصویر بنیان‌گذار چغازنبیل  بر روی سنگ همراه با مجسمه‌ی مفرغی همسرش ملکه نپیراسو (Napirasu) هم‌اکنون در موزه‌ی لوور پاریس نگه‌داری می‌شوند. مجسمه‌ی ملکه، وی را در حال عبادت در برابر خدایان نشان می‌دهد. هم‌چنین بر روی دامن ملکه نام وی به همراه چند دعا به خط میخی درج شده است.

 زیگورات چغازنبیل        

زیگورات چغازنبیل معبد اصلی (زیگورات) مربعی به ضلع ١٠۵ متر است که اضلاع آن در جهات اصلی شرقی، غربی و شمالی و جنوبی واقع شده‌اند. اصل این معبد با به‌کارگیری میلیون‌ها آجر و در پنج طبقه به ارتفاع ۵٢ متر ساخته شده بود که در حال حاضر تنها دو طبقه از آن باقی مانده است. به غیر از طبقه‌ی اول و پنجم، تمامی طبقات از خشت پر شده بودند. طبقه‌ی پنجم که مرتفع‌ترین طبقه محسوب می‌شد و تنها کاهن‌ها و خانواده‌ی شاهی اجازه‌ی ورود به آن طبقه را داشتند، جای‌گاه قراردادن خدای اینشوشینک (god Inshushinak) یا خدای خاص شهر شوش بود. در حقیقت اونتاش، پادشاه ایلامی، این بنا را برای اینشوشینک ساخت. ایلامی‌ها معتقد بودند که هنگام غروب، خدایشان از آخرین طبقه‌ی زیگورات به آسمان پرواز می‌کند و روز بعد باز می‌گردد.

بر روی دیوارهای معبد آجرهایی به خط میخی مشاهده می‌شود که همگی دارای متنی یکسان هستند و بیان‌گر نام پادشاه و هدف او از ساخت این معبد است: من اونتاش، پسر هوبانومنا، شاه انزان و شوش هستم. پس از آن که مصالح ساختمانی را به دست آوردم، من در این‌جا شهر اونتاش و حریم مقدس را برپا نمودم و آن را در یک دیوار خارجی و یک دیوار داخلی محصور کردم. من معبد بلندی ساختم که شبیه آن‌چه شاهان پیش ساخته‌اند نبود و آن را به خدای اینشوشینک مقدس وقف کردم. باشد که ساختمان و زحمت من موقوفه‌ی ایشان شود و لطف و عدل اینشنوشینک در این‌جا برقرار بماند.

 میز قربانی

در اطراف معبد و بر روی کف اصلی دو سکوی مدور بریده مشاهده می‌شود که نظرات مختلفی در مورد آن‌ها ابراز شده، برخی آن‌ها را قربانگاه و برخی دیگر مربوط به ستاره‌شناسی و ساعت خورشیدی دانسته‌اند. در موزه‌ی لوور پاریس میزی موسوم به میز قربانی (Sacrificial Table) از جنس برنز موجود است که به احتمال زیاد متعلق به این جایگاه است .دورتا دور میز قربانی دو مار و پنج زن دیده می‌شوند. اندازه، دقت و ظرافت بالای به‌کاررفته در ساخت این میز حکایت از مهارت فراوان فلزکاران دوره‌ی ایلامی دارد. 

 میراث جهانی

چغازنبیل در سال ١٩٧٩ میلا‌دی از طرف یونسکو در فهرست میراث جهانی قرار گرفت. این محوطه یکی از چند اثر ثبت شده‌ی ایران در فهرست میراث جهانی است. اهمیت این محوطه‌ی تاریخی به عنوان مهم‌ترین اثر به‌جای‌مانده از دوران حکومت ایلامی، قدمت ٣٠٠٠ ساله‌ی آن همراه با جاذبه‌های طبیعی از جمله عوامل مؤثر در به ثبت‌رسیدن این مجموعه به‌عنوان میراث جهانی بوده‌اند. فرسایش طبیعی و خسارت‌های ناشی از جنگ ایران و عراق، آسیب‌های فراوانی را متوجه این شهر کهن نمود.

برای جلوگیری از تخریب هر چه بیشتر این منطقه، در سال ١٩٩٨ میلادی، توافقی بین سازمان میراث فرهنگی ایران، یونسکو، بنیاد اعتباری ژاپن و مؤسسه‌ی کراتره فرانسه (مؤسسه‌ی بین‌المللی حفاظت از بناهای خشتی)، برای اجرای طرح مطالعاتی حفاظت و مرمت محوطه‌ی تاریخی چغازنبیل در زمینه‌های مختلف علمی صورت گرفت. در راستای اجرای این طرح، یک پایگاه دائمی پژوهشی شامل آزمایشگاه، بخش حفاظت و مرمت، کتاب‌خانه، بخش رایانه‌ای و بخش مطالعات سفال در قسمت اداری موزه‌ی هفت‌تپه ایجاد و تجهیز شده است.

 شهر تاریخی چغازنبیل

شرکت نفت در حریم زیگورات چغازنبیل، اقدام به حفر چاه‌هایی کرده است. این چاه‌ها در سه مسیر انفجاری برای کاوش لا‌یه‌های زیرزمینی این منطقه حفر شده‌اند. باستان‌شناسان هشدار می‌دهند هرگونه انفجار به تخریب این اثر باستانی منجر می‌شود این خبر دوباره چغازنبیل را در زبان‌ها انداخت و تأثر و نگرانی عمیق دوست‌داران و محافظان فرهنگ ایران‌زمین را برانگیخت. آیا حفاری‌های نفتی که در سال ١٩٣۵ چغازنبیل را از دل تاریخ بیرون کشید، این بار آن را از صفحه‌ی تاریخ محو خواهد کرد؟

 معمای چغازنبیل

چغازنبیل که بخش باقی مانده از شهر عیلامی دوراونتاش است، در ۵۰ کیلومتری جنوب شهر اندیشمک و در ۱۰۰ کیلومتری شمال اهواز قرار دارد. با وجود این که این بنای عظیم افزون بر ۳ هزار و ۲۵۰ سال قدمت دارد و یکی از مهمترین آثار باستانی ایران و جهان به شمار می رود، اما از معروفیت چندانی برخوردار نیست و این شاید بدین دلیل باشد که تاریخ ایران از دوره پس از ورود آریایی ها به این سرزمین دنبال می شود و پیش از شکل یابی تمدن آریایی، کمتر مورد توجه قرار می گیرد. زیگورات چغازنبیل اثری است که به تمدن عیلام و نه تمدن آریایی تعلق دارد و البته در بخشی از فلات ایران شکل گرفته و به خود بالیده است.

تمدن عیلام را بیشتر در ارتباط با تمدن های بین النهرین مورد مطالعه قرار می دهند، اما شکی نیست که این تمدن در بخشی از سرزمین ایران استقرار یافته و تأثیرات عمیقی را بر تمدن آریایی بر جای گذاشته است. در عهد قدیم، عیلام شامل خوزستان و لرستان و پشتکوه و کوه های بختیاری بود. از مغرب به دجله، از مشرق به قسمتی از فارس، از سمت شمال به راهی که از بابل تا همدان امتداد داشت و از سمت جنوب به خلیج فارس تا بوشهر محدود می شد و البته تحقیقات جدید، دایره نفوذ این تمدن را از این هم گسترده تر نشان می دهند. شهرهای مهم عیلام یکی شوش بود که از قدیمی ترین شهرهای جهان به شمار می آید و دیگری «ماداکتو» که در منطقه کرخه بود. خایدالو که احتمالاً در جای خرم آباد امروزی قرار داشت، از دیگر شهرهای مهم عیلام بود و حتی گفته اند که نام عیلام برگرفته از منطقه کوهستانی لرستان است؛ چه آن که عیلام واژه ای است سامی به معنای کوهستان و سرزمین بلند. به هر روی، تمدن عیلام که در هزاره سوم پیش از میلاد شکل گرفت تا سال ۶۴۵ پیش از میلاد – یعنی بیش از دو هزار سال – دوام آورد و سرانجام به دست آشوری ها برافتاد.

از سخن دور نیفتیم، زیگورات چغازنبیل در زمان پادشاهی اونتاش – ناپیریشا ساخته شد که در سال ۱۲۷۵ پیش از میلاد به تخت نشست. در زمان او هنر ومعماری عیلام به اوج خود رسید و زیگورات چغازنبیل تنها نمونه ای از دستاوردهای هنری عیلامیان در این دوره بود. زیگورات گویا به تقلید از معابد بین النهرین به گونه هرم پله پله و در پنج طبقه بنا شد که هر طبقه به سان یک مکعب بزرگ بر روی طبقه زیرین قرار گرفته بود. (و البته در واقع امر این گونه نبود و فقط از نگاه بیرونی چنین به نظر می رسید) برای این کار میلیون ها خشت و آجر ساخته شده و بر روی هم قرار گرفتند. خاک به اندازه کافی در محل موجود بود و آب نیز یک کیلومتر و نیم آن سوتر از رودخانه دز تأمین می شد. مشکل اصلی پختن آجرهای بزرگ بود که کاری وقت گیر و پرهزینه به شمار می رفت. ناحیه هفت تپه که زیگورات چغازنبیل در آن قرار گرفته، در گذشته نیز مانند امروز، کم درخت بود و از این رو چوب لازم برای سوخت از کوهستان های لرستان بریده شد. این چوب ها با الاغ و گاو کوهی تا سرچشمه دز حمل می شدند و آنگاه از طریق رود به محل مورد نیاز انتقال می یافتند.

اونتاش ناپیریشا، سال ها مجبور شد لشکر کاملی از ده ها هزار کاشی ساز، آجرپز، بنا، عمله، کارگر و خرچران را به کار گیرد تا زیگورات ساخته شود. اما این همه نیز کافی نبود؛ او به متخصصانی برای طرح های بدیع زهکشی و آبیاری شهر دور اونتاش که همزمان با زیگورات ساخته شد، نیاز داشت و نیز به هنرمندانی برای طرح های تزئین دیوارها با موازئیک هایی به رنگ روشن و گروه کاملی از کاتبان نیز برای تراشیدن حروف روی هزاران آجر (به عنوان کتیبه) موردنیاز بودند و گردآوری مجموعه این افراد و از آن فراتر اداره و راهبری شان، بیانگر قدرت سازماندهی عیلامی ها بود.

معبد عظیمی که بدین ترتیب برای پرستش خدای «اینشوشیناک» خدای مقتدر عیلام ساخته شد، سال ها به عنوان عظیم ترین معبد این تمدن باقی ماند و سرانجام با سقوط عیلام رو به ویرانی گذارد. بعدها بر لوحه گلینی که در یکی از کاوش های باستان شناسی به دست آمد، نیایشی از اونتاش گال یا همان اونتاش ناپتیریشما دیده شد که نه فقط احترام او به اینشوشیناک را نشان می داد، بلکه مهلت ساخت معبد چغازنبیل را نیز روشن می کرد. پادشاه عیلامی در نیایش خود می گوید: «من اونتاش گال هوبانومینا، پادشاه انزان (خوزستان) و شوش، به شکرانه زندگی دراز، ثروت بی شمار و فرزندان بسیار، برای نیایش خدای اینشوشیناک، خداوند مکان مقدس، پرستشگاهی سترگ پی افکندم. من این معبد را به او پیشکش کردم و به سوی آسمان برافراشتم. باشد که هدیه من و کوشش من به پیشگاه خدای اینشوشیناک پذیرفته آید.» اکنون پس از گذشت ۳ هزار و ۲۵۰ سال، معبد سترگی که پادشاه عیلامی پی افکند و ۵۰ متر ارتفاع داشت، هنوز پابرجاست، هرچند که دیگر درآن خدای اینشوشیناک موردتقدیس قرارنمی گیرد و با فروریختن دو طبقه از بنا ارتفاع آن به ۲۵ متر کاهش یافته است.

در هزاران سال زیگورات به زیرخاک رفت و در هیأت تپه ای ظاهر شد که وجودش در دشت سوزیانا غیرطبیعی می نمود.

در فاصله سال های ۱۳۱۵ تا ۱۳۱۸ شمسی باستان شناسان گمانه زنی هایی را در محوطه زیگورات چغازنبیل صورت دادند که به نتایج قابل توجهی نرسید؛ اما در سال ۱۳۲۵شمسی رومان گیرشمن باستان شناس بزرگ فرانسوی، عملیات خاکبرداری محوطه را آغاز کرد و موفق شد که زیگورات را از زیر خروارها خاک بیرون آورد.

محوطه زیگورات چغازنبیل با دیواری به ابعاد ۱۲۰۰*۸۰۰ متر محصور شده است. درون این دیوار، دیوار دیگری قراردارد که حیاطی به ابعاد ۴۰۰*۴۰۰ متر را به وجودآورده است و درمیانه آن ساختمان معبد به چشم می آید. اگرچه درنگاه نخست به نظرمی رسد که هرطبقه بر روی طبقه زیرین ساخته شده، اما در واقع هرطبقه از سطح زمین بالا آمده و چون درون طبقه کوتاه تری قرارگرفته، چنین می نماید که برروی آن ساخته شده است. در طبقه دوم ساختمان، اتاق هایی برای مراسم نیایش وجوددارد و احتمالاً در طبقه پنجم – که حالا ازمیان رفته – معبد «اینشوشیناک» قرارداشته است. برروی آجرهای همه ساختمان کتیبه هایی به خط میخی به چشم می خورد که نام سازنده زیگورات یعنی اونتاش گال و نیز نام اینشوشیناک برآنها نوشته شده است.

در جلوی دروازه اصلی زیگورات نیز سکوهایی برای قربانی وجوددارد که مراسم قربانی برروی آنها صورت می گرفته است و البته باید یادآور شد زیگورات دارای هفت دروازه است که دروازه اصلی درضلع جنوب شرقی آن قراردارد.

در فاصله میان زیگورات و دیوار پیرامون آن، ساختمان های دیگری نیز دیده می شوند. ازجمله این ساختمان ها آرامگاه «تپتی آهار» از شاهان عیلام است که جسد وی و احتمالاً همسر مورد علاقه اش را درخود جای داده. در این آرامگاه بقایای استخوان های افراد بسیاری به دست آمده که برخی به صورت منظم و برخی به شکل نامنظم دفن شده اند و این امر دلالت بر موقعیت اجتماعی متفاوت آنها دارد.

احتمالاً به همراه شاه، عده ای از خدمتکاران او نیز برای خدمت به وی در دنیای دیگر دفن شده اند و شاید بعدها برخی از اعضای خانواده شاه نیز درکنار او درخاک جای گرفته اند.در کنار آرامگاه تپتی آهار، آرامگاه دسته جمعی دیگری وجوددارد که بقایای ۲۳ اسکلت از آن به دست آمده، این آرامگاه ازنظر معماری در مرتبه ای پائین تر از مقبره تپتی آهار قراردارد و بی شک به افرادی با موقعیت نازل تر اختصاص داشته است.

غیر از این ها در پیرامون معبد نیز گورهایی کشف شده که اجساد درون آنها در تابوت های سفالی بیضی شکل قرارداده شده اند.

گویا اهمیت مذهبی چغازنبیل موجب دفن مردگان بسیاری در اطراف آن بوده است. گورهای دیگری که در این محوطه به دست آمده اند یا مردگان را در خمره های سفالی ساده جای داده اند یا بدون تابوت در دل خاک جای گرفته اند. در برخی از این گورها هدیه هایی چون ظروف و خنجر مفرغی مشاهده شده است.

آرامگاه تپتی آهار که از آن یاد کردیم، دارای معبد مستقلی است که از بخش هایی چون تالار، ایوان، حیاط، اتاق و قربانگاه تشکیل شده است. میان این معبد و ساختمان زیگورات نیز ساختمان بزرگ دیگری به چشم می آید که احتمالاً یکی از کاخ ها یا معابد مهم دور اونتاش بوده است.

در سال های اخیر کاوش های باستان شناسی در محوطه چغازنبیل و مرمت بنای سترگ زیگورات با کمک سازمان جهانی یونسکو سرعت بیشتری پیداکرده است و امید است که در آینده زوایای دیگری از تاریخ این کهن ترین و ناشناخته ترین معبد بزرگ ایرانی به دست آید.

زیگورات چغازنبیل

در سال ۱۸۹۰ میلادی (۱۲۶۹ شمسی) ژاک دومورگان ـ‌ Jaacque de morgan که تحصیلات زمین شناسی داشت، در یک مأموریت علمی در ایران موفق به کشف نفت گردید. حاصل این کشف تشکیل شرکتی قدرتمند برای بهره برداری از نفت ایران بود. تقریباً نیم قرن بعد یکی از زمین شناسان این شرکت آجر کتیبه داری را از چغازنبیل یافته بود، برای سرپرست هیئت باستان شناسی فرانسوی مستقر درشوش برد و به این ترتیب این دین ادا شد. خواندن این کتبیه امکان شناخت شهری را فراهم کرد که توسط اونتاش ـ گال ـ Gal ـ untash. پادشاه ایلام ساخته شده بود. او در اواسط قرن سیزدهم قبل از میلاد پادشاهی می کرد و پایتخت او شهر شوش بود.

 نگرش تاریخی

حدود اواسط قرن سیزدهم قبل از میلاد، پشته وسیعی که بیش از ۳۰ متر از رودخانه آب دز، یکی از شعبات کارون را از مسیر مستقیم خارج و به آن قوس می دهد، توسط شاه ایلام اونتاش ـ گال انتخاب شد تا در آن شهرکی مذهبی بنیان گذاشته شود و تبدیل به مرکزی زیارتی برای مردم ایلام گردد. این شهرک دور ـ اونتاش نامیده شد که چنین نامی برگرفته از نام بنیانگذار آن بود.

بین شوش، که در آن زمان پایتخت ایلام بود، و این پدیده نوین که در جنوب شرقی آن قرار داشت حدود ۳ کیلومتر، یعنی یک روز کاروان رو، فاصله داشت. مسیر مشابهی نیز دور. اونتاش را به شهر هیدالو ـ Hidalu که در نزدیکی شهر شوشتر امروز قرار داشت، متصل می کرد. این شهر در کنار رود کارون، اندکی پس از خروج این رود از کوهساران به طرف دشت سوزیانای قدیم بنا شده بود.

اگر فرضیه سلطنت بیست ساله ای (۱۲۴۵ ـ ۱۲۶۵) که به اونتاش ـ گال نسبت داده شده می شود صحیح می باشد. بدون اینکه چندان ره به خط ببریم می توانیم بپذیریم که شروع عملیات ساختمانی دور ـ اونتاش دقیقاً بلافاصله پس از به قدرت رسیدن این شاهزاده بوده است. قطعاً در طول تمام این دورهٔ بیست ساله روی این شهر کار شده ولی عملیات ساختمانی این بنا و شهرک هرگز به پایان نرسیده است. در چندین جا شاهد توقف ناگهانی کار هستیم. قطعه زمینی کفسازی (آجر فرش) شده، نقشه معبدی را در روی زمین ترسیم و مشخص کرده ولی خود معبد هرگز ساخته نشده است.

آجرهای کتبیه داری نیز دیده می شود که به دقت در کنار هم چیده شده اند. این آجرها در بر گیرنده اسامی خدایان هستند که باید نیایشگاههائی برای آنها برپا می شده است؛ محله های فقیر نشین کارگران را نیز می بینیم که در کنار انبارهای مصالح ساختمانی به حال خود رها شده اند. با این همه، کارهای عمده ساختمانی آن انجام شده ولی شواهد امر نشان می دهند که این عملیات ساختمانی فقط در زمان سلطنت اونتاش ـ گال پیگیری می شده است.

پاره ای از این شواهد عبارتند از: هیچ یک از ۶۵۰۰ آجر کتیبه داری که ما یافتیم حاوی نام شاهزاده پادشاه دیگری نبود؛ هیچ یک از صدها شیء کتیبه دار خارج شده از دل خاک، غیر از نام این شاه دارای نام دیگری نبود. البته یک مورد استثنایی نیز وجود دارد. که در روی یک سر یک گرز نام اتر ـ کیتاه ـ ـ ( ۱۲۸۶ ـ ۱۲۹۵) نقد شده بود که به نام برادر پاهیر ـ‌ایشان ـ Ishshan ـ Pahir بنیانگذار این سلسله شاهی و پدر بزرگ اونتاش ـ گال است.

پس از مرگ اونتاش ـ گال، شدت وحدت زندگی مذهبی در دور ـ اونتاش کاهش می یابد و با خاموش شدن سلسله خاندان سلطنتی سریعاً پیگیری می شود. جانشین او به نام کیدین ـ خوتران ـ Khutran ـ ( ۱۲۲۲ ـ ۲۴۲ ق.م) که در معبد ایشن کاراب ـ Ishni Karab یادگاری بیش از حد خاضعانه به شکل یک استوانه باقی می گذارد. ظاهراً صلاح و فایده ای در پیگیری کار برادرش نمی بیند. سوزاندن و خاکستر کردن و خاکسپاری او در یکی از گورهای با شکوه که در زیر زمینهای قصر یافتیم، می یابد احتمالاً نمایش مردمی بزرگی را که شهرک مقدس با آن مأنوس بود، محدود کرده باشد.

تا اینکه لحظهٔ نهایی فرا می رسد و با حمله و تهاجم آشوریها به این شهرک و فتح آن توسط اینها، لطف و مرحمت برای همیشه از آن روی بر می گرداند. این همان در هم تنیدن این شهر و متروکه شدن آن است که در ۶۴۰ قبل از میلاد اتفاق می افتد.

سالنامه های آشور بانیپال Assur banipal به ذکر این هشتمین لشکر کشی می پردازند. تصور این خرابی و انهدام را، که دستجاب سربازان بی انضباط آشوری به این شهر وارد کرده اند. در ذهن زنده می کنند. اومانالداش Ummanaldas پادشاه ایلام که تحت تعقیب مهاجمین بوده به دور ـ اونتاش پناهنده می شود. این شهر علیرغم داشتن سه حصار پشت سر هم هرگز یک شهر دفاعی و قلعه ای نبوده است. وی مطلقاً در این مکان نمی ماند و در آن سوی آب ـ دز، که امروزه هم به همان نام زمان آشور بانیپال نامیده می شود. احساس امنیت بیشتری می کند. شاید در این شهر استحکاماتی بوده است که باقیمانده آن با نام (ده نو) از بالای زیگورات به خوبی مشهود است.

و شاید هم او چنین می اندیشیده که در پناه این رود گسترده دسترسی به او دشوار خواهد بود، ولی علیرغم باور وی، سپاه آشوری از این رود می گذرد و او را متواری می سازد و تعقیب می کند. این تعقیب تا کوهسارانی که ایلامی به آن پناه برده بود، با غارت و چپاول سربازان آشوری همراه بوده است.

چهارده شهر را به اضافه قصبه های کوچک بی شمارشان در دوازده بخش ایلام فتح کردم، خانه های آنها را ویران کردم، به آتش سوزاندم و تبدیل به زباله و ویرانه کردم، تعداد غیر قابل شمارشی از جنگجویان آنها را کشتم.

برای اینکه بدانیم رفتار فاتحین با بناهای با شکوه چغازنبیل چه بوده است نیازی به ذکر جزئیات نداریم. مجسمه حیواناتی که به عنوان نگهبان در چهار دروازه برج مقدس قرار داشتند، همه ضایع و در واقع قتل عام شدند و اگر یکی از آنها نتوانست مرمت شود، در پرتو حوصله و مهارت همسرم بود. این مجسمه از دروازه شمال شرقی به دست آمد.

حصارالهه کی ری رشیا ـ Kiri risha چگونگی غارت شدن اشیاء نذری و همچنین چگونگی پراکنده و مترک شدن اشیاء ظاهراً بی ارزش را در هنگام عزیمت سپاه آشوری نشانمان داد. معبد رب النوع ایشنی کاراب ـ Ishni Karab احتمالاً شاهد گریز چند سرباز ایلامی بوده، زیرا که بعضی از آنها سلاح خود را در ورودی معبد و بعضی نیز در آشپزخانه رها کردند.

قدیمی ترین و مهمترین سازه تاریخی آبی کشور و جهان به نام تصفیه خانه چغازنبیل در شهرستـان شوش و در کنـار زیگـورات چغـازنبـیل قـرار دارد.

به گزارش خبرنگار سایت خبری وزارت نیرو ، در این تصفیه خانه با استفـاده از قـانـون فیـزیـکـی ظـروف مرتبـطه و مصالحی مناسب شامل قیر و و آجر و سطوح شیب دار که هم اینک نـیـز در تصفیه خانه های جهان استفاده می شود آبی را که از رودخانه کرخه در ۴۵ کیلومتری آن کشیده بودند ( کانال روباز ) تصفیه می کرد .

بر اساس این گزارش ، حجم مخزن ۳۵۰ متر مکعب ، ابعاد حوضچه فوقانی ۹ × ۶/۷ متر و عمق ۶۰ سانتی متر ، ظرفیت حوضچه فوقانی ۵/۴ متر مکعب ، تعداد حفره های حد فاصل مخزن و حوضچه ۹ عدد، ابعاد حفره (مجرا) ۱۵ × ۸۰ سانتی متر که هر کدام ۸۰ سانتی متر از دیگری فاصله دارد، از مشخصات قدیمی ترین تصفیه خانه دنیا است.

روش تصفیه به این صورت است که آب ابتدا وارد مخزن شده سپس با استفاده از ۹ مجرای ارتباطی شیب دار، آب تصفیه شده به حوضچه فوقانی برای استفاده منتقل می شد.

این قانون که با نام ظروف مرتبطه توسط پاسکال فرانسوی به جهانیان معرفی شد عملاً ۳۰۰۰ سال پیش از آن توسط ایلامیان مورد استفاده قرار گرفته است .

چغازنبیل در ۴۵ کیلومتری جنوب شرقی شوش قرار دارد و یکی از چهار سازه تاریخی کشورمان است که در فهرست یادمان های جهانی بشریت در یونسکو به ثبت رسیده است . این مجموعه تاریخی در زمان اونتاش گال شاه ایلام میانه بین سال های ۱۲۷۵ تا ۱۲۴۰ پیش از میلاد ساخته شده است .

ایلامیان خدایان پرسـت بودند ، کنفـدراسیـونی که ایلام را در هزاره سوم پیـش از میلاد تشکیل می داد، شامل ایالت های سوزیان یا شوشان ( دشت های شمال غرب خوزستان ) ، لیان ( بوشهر ) ماداگتو ( دره شهر استان ایلام کنونی ) ، آوان ( دشـت های شمـال شـرق خوزستـان ) ، سیمـاش ( منطقة بختیاری ) ، انشان یا انزان ( جلگه مرودشت فارس ) ، آیاپیر یا آیاتُم ( ایذه کنونی ) هیدالو یا هیدالی ( شرق خوزستان تا فهلیان کهگیلویه ) و ….. بوده است .

این ایالت ها هر کدام ایزد خاص خود را می پرستیدند ، این موضوع باعث اختلافات مذهبی دائمی و عدم اتحاد و یا اتحاد شکننده کنفدراسیون بوده است .

اونتاش ناپیریشا یا هوبان یاگال ، پادشاه ایلامی بوده است که بین سال های ۱۲۷۵ تا ۱۲۴۰ پیش از میلاد می زیسته است . این شاه با ایجاد یک شهر مذهبی به نام دوراونتاش معابدی برای تمامی خدایان کنفدراسیون می سازد و معبد بزرگ شهر را به اینشوشیناک حامی پایتخت و شاه تقدیم می کند که همان زیگورات چغازنبیل میباشد .

زیگورات کلمه ای سومری است که به معنی معابد چند طبقه می باشد که به صورت پلکانی ساخته شده است . چغازنبیل از دو بخش چغا به معنی تپه غیر طبیعی و یا باستانی در لهجه لری و زنبیل به معنی سبد تشکیل شده است . تا پیش از حفاری این محل توسط رومن گیریشمن باستان شناس فرانسوی یک تپه سبد مانند دیده می شد که به آن چغازنبیل می گفتند .

معبد به وسعت ۱۰۵ × ۱۰۵ متر و در پنج طبقه بنا شد که فعلاً تنها ۲۵ متر و ۵/۲ طبقة آن باقی است ، ارتفاع اصلی معبد ۵۳ متر بوده است .

این شهر مقدس در کنار رودخانه دز ساخته شده است ، اختلاف ارتفاع شهر با رود دز حدود ۷۵ متر است . بستر این رودخانه از منطقه هفت تپه به بعد ماسه ای و سست است که باعث فرسایش دائمی و گل آلود بودن آن می شود .

اختلاف ارتفاع و آلودگی آب رود دز و مقدس بودن دائمی رودخانه کرخه ، باعث شد اونتاش گال ، کانال بزرگی را از رودخانه مقدس کرخه ، جدا و برای تبریک به شهر مذهبی دوراونتاش برساند . کرخه تقدس خود را تا روزگار ما نیز حفظ نموده است . این کانال ۴۵ کیلومتری که بنا به گفتة اونتاش ناپیریشا ، افتخار قوم ایلامی بوده است ، هم اینک با نام های هرموشی و زهکش داریوش قابل شناسائی است  

کانال به تصفیه خانه شهر مقدس وارد می شده است و پس از تصفیه فیزیکی با مرکـب ( اسب و الاغ ) به داخل حصار معبد مقدس منتقل و در ظروف بزرگ سفالی که در کنار دیوارها تعبیه شده بود ریخته می شد ، زوار از آب آن برای تبرک و شفا می نوشیدند و یا با خود می بردند . این ظروف برای جلوگیری از تخریب در زیر خاک قرار دارد .

منبع: پارک دانش

نویسنده: حامد محمدپور

مانده ام سخت عجب، کز چه سبب ساخت مرا ، یا چه بوده ست مراد وی ازین ساختنم...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *