نادرقلی خان و ایل افشار

Nader_Shah_Painting

نادرقلی خان و ایل افشار

نادر شاه افشار از ایل افشار بود او از مشهورترین پادشاهان ایران پس از اسلام است ، ابتدا نادر قلی یا ندرقلی نامیده می شد موقعی که افغانها و روس ها و عثمانی ها از اطراف به ایران دست انداخته بودند و مملکت در نهایت هرج و مرج بود یک عده سوار با خود همراه کرد و به طهماسب صفوی که کین پدر برخواسته بود همراه شد فتنه های داخلی را خواباند افغانها را هم بیرون ریخت ، شاه طهماسب صفوی از شهرت و اعتبار نادر در بین مردم دچار رشک و حسادت گشت و برای نشان دادن قدرت خود با لشکری بزرگ به سوی عثمانی تاخت و در آن جنگ هزاران سرباز ایرانی را در جنگ چالدران بدلیل عدم توانایی به کشتن داد و خود از میدان جنگ گریخت نادر با سپاهی اندک و خسته از کارزار از مشرق به سوی مغرب ایران تاخت و تا قلب کشور عثمانی پیش رفت و سرزمینهای بسیاری را به خاک ایران افزود و از آنجا به قفقاز تحت اشغال روس ها رفت که با کمال تعجب دید روسها خود پیش از روبرو شدن با او پا به فرار گذاشته اند در مسیر بر گشت در سال 1148 در دشت مغان در مجلس ریش سفیدان ایران از فرماندهی ارتش استعفا نمود و دلیلش اعمال پس پرده خاندان صفوی بود . و خود عازم مشهد شد در نزدیکی زنجان سوارانی نزدش آمدند و خبر آوردند که مجلس به لیاقت شما ایمان دارد و در این شراط بهتر است نادر همچنان ارتش دار ایران باقی بماند و کمر بند پادشاهی را بر کمرش بستند . او سه بار به هند اخطار نمود که افسران اشرف افغان را که حدودا 800 نفر بودند و در قتل عام مردم ایران نقش داشتند را به ایران تحویل دهد که در پی عدم تحویل آنها سپاه ایران از رود سند گذشتند و هندوستان را تسخیر نمود ند 800 متجاوز افغان را در بازار دهلی به دار زدند و بازگشتند و نادر شاه حکومت محمد گورکانی را به او بخشید و گفت ما متجاوز نیستیم اما از حق مردم خویش نیز نخواهیم گذشت محمد گورکانی بخاطر این همه جوانمردی نادر از او خواست هدیه ای از او بخواهد و نادر قبول نکرد و در پی اسرار او گفت جوانان ایران به کتاب نیازمندند[حتی نادر درآنزمان دستور برگردان انجیل به فارسی را صادر کرد ] سالها حضور اجنبی تاریخ مکتوب ما را منهدم نموده است محمد گورکانی متعجب شد او علاوه بر کتابها جواهرات بسیاری به نادر هدیه نمود که بسیاری از آن جواهرات اکنون پشتوانه پول ملی ایرا ن در بانک مرکزی است . 12 سال سطنت نمود و در سال 1160 بوسیله عده ای خائن کشته شد . نکته قابل ذکر آنست که او از 15 سالگی تا 25 سالگی بهمراه مادرش در بردگی ازبکان گرفتار بود و با مرگ مادرش از اردوگاه ازبکان گریخت و پس از آن با جوانان آزادیخواهی همپیمان شد …[برخی از مورخان ،اسیر بودن نادر و مادرش را در دست ازبکان بدون سندیت میدانند] 

ایل افشار

اَفشار یا اوشار یکی از ایلهای بزرگی است که در زمان شاه اسماعیل صفوی همراه با شش ایل بزرگ از آناتولی عثمانی به ایران آمدند و پایه‌های سلسله صفوی را بنیاد گذاردند. این ایل به دو شعبه بزرگ تقسیم مى‏شد: یکى قاسملو و دیگرى ارخلو یا قرخلو؛ نادر شاه افشار از شعبه اخیر بود. طایفه قرخلو را شاه اسماعیل از آذربایجان به خراسان کوچاند و در شمال آن سرزمین، در نواحى ابیورد و دره گز و باخرز تا حدود مرو مسکن داد؛ تا در برابر ازبکان و ترکمانان مهاجم سدى باشند. تعداد بسیاری از این ایلها در زمان شاه عباس اول در ایل شاهسون ادغام گشتند.

واژه افشار به معنی چابک و علاقه‌مند به شکار است. وازه افشار از ایل افشرانلو یا هفت شرانلو گرفته شده است که این ایل به همین نام هنوز در شمال خراسان زندگی می‌کنند. توتم و حیوان مقدس قبیله افشار در قدیم گونه‌ای از عقاب به نام تاوشائچیل بوده که اغلب شکار خرگوش می‌کند.

با تحقیقات اخیر ونشانه های بجا مانده مشخص شده که ایل افشار که تاکنون فکر می‌کردند ترک تبارند در حقیقت کرد تبار بوده وبه زبان کردی شمال یعنی کرمانجی صحبت می‌کرده اند ولی بدلیل اینکه زبان حاکم ان زمان ترکی بوده است ( برخلاف این زمان که فارسی زبان حاکم است دران هنگام در دربار ونامه نگاریها از زبان ترکی استفاده میشده است ) به اشتباه ترک نامیده شده اند.[1] بطور مثال زبان بازماندگان ایل افشار درحوالی درگز و باجگیران همچون ایلات شمال خراسان مثل زعفرانلو-شادلو کرمانجی میباشد وزبان ایل بزرگ افشار شرق ترکیه نیز کرمانجی است.

زبان طایفه های ایل افشار درمنطقه صائین قلعه افشار ( شاهین دژ و تکاب فعلی ) در اذربایجان غربی مثل طایفه های شاقی شقاقی-شکاکی – شرانی- موصولانی موصلانلو- زاخورانی زعفرانلو – صربیانی نیز کرمانجی میباشد.

غذای محلی ایل افشار در منطقه افشار تکاب کله جوش (kələ josh) یا ماوکا نام دارد. لبنیات مصرفی افشاریها نوعی پنیر ریز بسیار خوشمزه ومقوی بنام شور است که همراه با کره محلی مصرف شده و فقط در این ناحیه ازایران یافت می‌شود.خوراک مخصوصی که موقع دندان در اوردن کودکان شیر خوار پخته و به انها داده می‌شود دَََََنَک (dənək) نام دارد که ازحبوباتی مثل نخود وماش درست می‌شودوسبب تقویت دندانهای نوزاد می‌شود.

لباس سنتی ایل افشار درمنطقه افشار تکاب همچون کرمانجهای ترکیه وخراسان میباشدکه تا چند سال پیش استفاده میشد. لباس مردانه شامل پیراهن سفید با دکمه هایی در کنار سینه بوده وشلوار مشکی با فاق خیلی بلند و دستاری بر سر بنام کلودستمال وشالی بدور کمر بوده است. لباس زنانه نیز دامنی تا زانو با چینهای بسیار زیاد و رنگارنگ با نواری مشکی یا سفید در زیر ان و جلیقه ای که به دو طرف ان 

 سکه های نقره ای وصل می‌شود ودستار سر منگوله دار و روبنده ای بنام پوشون میباشد. و روسری زنان نیز موخورونام دارد که ازنوارهای مشکی و قهوه ای تشکیل شده است وروی این روسری هم دستار سر قرارمیگیرد. کلاغی نیز نام نوعی سربند است.سلسله نیز که اززنجیری از سکه های نقره و قدیمی تشکیل شده از بالای سر تا زیر چانه بسته می‌شود. این پوشاک هنوزتوسط پیرمردان و پیرزنان این نواحی استفاده می‌شود.فرش افشار که از پشم گوسفند و رنگهای طبیعی بافته می‌شود شهرت جهانی داشته و به فرش اهنین معروف است.نقش ونگارهای این فرش و نیز گلیم افشار که در انهاشکل ماهی وقوچ ودیگر حیوانات دیده می‌شود در همه نقاط اسکان ایل افشار در ایران وترکیه و شمال عراق مشابه است. رقص محلی در مناطق ایل افشار با گرفتن دستهای یکدیگر وحرکات موزون انجام می‌شود.


منابع:
ک.توحدی.حرکت تاریخی کرد به خراسان در دفاع از استقلال ایران.انتشارات مرو و اسفند.مشهد 1366 و 1378
بیگدلی.محمدرضا، ایل‌سُوَن‌ها (شاهسون‌)های ایران، تهران 1374.
مقاله تخت سلیمان,تکاب-روزنامه اطلاعات-27خرداد1351
ک.توحدی,نادرصاحبقران,1384

درفش دیرین بسیار جالب و با ارزش مکشوفه از شهداد

derafsh_shahdad

بررسی درفش دیرین بسیار جالب و با ارزش مکشوفه از شهداد

سایت همشهری آنلاین در باب این درفش چنین توضیحاتی آورده است: “این قدیمی‌ترین پرچم جهان است که از یک صفحه با میله و لولا و دسته برنزی ساخته شده و در شهداد [خبیص (=خرمابیش یعنی شهر پرنخل، بنا  به توصیف حمدالله مستوفی)] شهرک معروف استان کرمان پیدا شده و البته چون در این چند هزار سال زنگ زده (زنگ مس، سبز رنگ است) سبز شده ولی در اصل نوعی درخشش فلزی داشته که آفتاب را باز می‌تابانده و اصلا واژه درفش به معنی درخشان است.
روی آن، نقشی از یک نخل – که هنوز هم در آنجا زیاد است – دیده می‌شود و 2 درخت دیگر و 5 آدم کوچک و بزرگ که همه از بزرگان هستند و 2 شیر و یک گاو کوهان‌دار و چند مار شبیه مارهای جیرفت هم به چشم می‌خورند.”
موضوع جالب عقاب روی میلهً درفش است که همشهری توجهی بدان نکرده است در اساتیر کهن ایرانی به نام سیمرغ (عقاب) علاوه بر این که سمبل ایزد خورشید بوده است، تحت نامهای سومری و هوریانی آنزو و زروان خدای خرد و باد اساتیری بزرگ بومیان دیرین فلات ایران به شمار می آمده است و بدین جهات نیز بوده که تمثالش در بالای درفش کاویانی پارسیان دوره هخامنش نیز نصب بوده است. اگر نام آنزو را با  کلمه کاسی یانزی (شاه) تطبیق دهیم در این صورت از آن معنی خدای بزرگ اراده شده است. در یک سینی باستانی مکشوفه زروان و اهورامزدای درون شکم وی را در نقش سیمرغ و انسان بالدار مشاهده می نماییم. بنابراین آنزو با خدای دوجنسیتی زروان مربوط بوده است. نام سومری کهن فلات ایران یعنی دیلمون را هم که در نام دیلمنستان (گیلان کهن) در شمال و بندر دیلم در جنوب دیده میشوند می توان از ریشه دال (زال) یا دالمن یعنی عقاب گرفت که  در زبانهای بومیان کهن ایران باستان بر جای مانده است. بنابراین زال زر شاهنامه که در آشیانه سیمرغ پرورش می یابد خود خورشید فرزند آنزو/زروان یعنی ایزد مهر است. در اساتیر سومری مکان زروان قله کوه کارنئول (زاگروس) قید گردیده است که از مراکز زروان پرستی و خورشید پرستی بوده است. از سوی دیگر نام زروان را می توان از نام الهه بابلی سارپانی توم یا زربانیتو مأخوذ دانست که به معنی کسی که دانه را می آفریند می باشد. در طی نخستین هزارهً پیش از میلاد، این الهه به عنوان همسر مردوک مورد پرستش بود و در پرستشگاه عمده او در بابل مشارکت داشت. در این ظرفیت این الهه همچون دیگر الهه ها وظایف بسیار دیگر مانند آفرینش، حفاظت کشور، شفاعت برای مؤمنان و ایجاد نسل و مانند آنها را به عهده داشت. موضوع گاو کوهان دار و درختان این درفش عهد نیز در رابطه با گئوش اورون (ایزد گاوشکل دایائوس وداها، گیه مرتن= کیومرث درخشان) و گئوش تشن (الهه گاو شکل پریتوی وداها) و نیز درخت گئو کرن (هوم سپید) اوستا بسیار قابل است. بنا به توضیح ابوریحان بیرونی در مورد جشن گئوش ایرانیان یکی از این پنج خدا/امشاسپند باید معادل جمشید (جام درخشان)/مهر/امرداد ایزد خورشید بوده باشد که تحت نام مهر قربانی کننده گاو مقدس است. مطابق اوستا و کتب پهلوی یکی از درختان درخت گئوکرن (گاو بنیادین پخش کننده حیات) به عنوان درخت جوانی و جاودانگی است، دیگری درخت محافظ آن و سومی درخت هوم سپید (طوبی= درمانگر) است. در اساتیر زرتشتی ماران با تمساح اهریمنی و ماهی کره یعنی دلفین به عنوان محافظ درخت گئوکرن از حمله تمساح جایگزین گشته اند. در رابطه با گاو کوهان دار این درفش گفتنی است؛ در اوستا نام این درفش ملی ایرانیان عهد باستان بی جهت درفش گاو نامیده نشده است. در فرهنگنامه های فارسی برای کلمه درفش معانی پرچم (دم گاو) و درخشان را آورده اند ولی شناسنامهً کهنی برای آنها ذکر نشده است؛ لذا ترکیب آن از در (دارنده) و فش (یال، کوهان) درست تر به نظر میرسد چه نام درفش گاویانی اوستا و داستان گاوبرمایون شاهنامه که در ارتباط با استوره فریدون و درفش کاویانی (گاویانی) عهد فریدون (کورش سوم) است، این مفهوم را کاملاً مستدل می نمایند. خود مجمع تصاویر درفش دیرین شهداد  از سوی دیگر به خصوص و به وضوح یادآور ورجمکرد (باغ ساخته ایزد جمشید= خورشید همزاد) نیز هست که در فرگرد دوم وندیداد با جوانی جاودانه و جاودانگی مربوط شده است: در وندیداد و کتب پهلوی باب ورجمکرد هم گفته شده است که جمشید در آنجا تخمهً انواع مخلوقات را نهاده است تا در طوفانی که در دوره هوشیدر (دارنده درخشندگی= ایزد خورشید= مهر/جمشید  موعود رستاخیز) اتفاق می افتد نژاد مخلوقات از میان نرود. جای این قلعه بنا به روایت کتاب پهلوی بندهش در میان پارس است. جالب است که مطابق روایات پهلوی کرساسپ (=کشنده دشمن، گرشاسپ  جاودانی) یا همان بهرام ورجاوند سمت کابل که به جای همان ایزد مهر(مشیه/میثیه/مسیح) ایزد و منجی موعود هستند در روز رستاخیز از به نجات ایرانیان خواهد شتافت. اثر این استوره در روایات انجیلی شتافتن سه مغ شرقی از سمت شرق فلات ایران به بیت اللحم برای زیارت مسیح نوزاد موعود در حال تولد به وضوح بر جای مانده است. طبق روایات پهلوی کرساسپ در دشت پیشانسی (=دشت و صحرای گسترده “پثن ها= پرتو سورها، اسلاف بلوچان”) به تیر یک تورانی به نام نوهین (نهانکار) به خواب بوشاسپ (خواب طولانی بد) فرو رفته و در میان درمک (جایگاه دارای گودی= خوار/کویر/جایگاه بسیار گود) افتاده و برف بر او نشسته است؛ بدان کار که چون ضحاک ماردوش (خندان= آشّورخدای ملی آشوریان+ مردوک خدای ملی بابلیها) رها شود، او خیزد و وی را بزند. او را ده هزار فروهر پرهیزگاران نگهبان اند.
در رابطه با این همانی بودن ایزد مهر با جمشید خدایگانی و باغ ورجمکرد وی در ارتباط با هم مهرداد بهار مطالبی در کتاب خود پژوهشی در اساتیر ایران آورده است که ما  در اینجا آن را به اختصار می آوریم (ما برای سادگی مطلب توضیحات خود را در پرانتزها بر گفتار وی اضافه می نماییم): 
”در ریگ ودا یمه (جمشید) دو پیام برنده دارد هر دو سگ اند(به قیاس از استوره امیران گرجیها سگبالدارند) این دو سگ پاسداران راه بهشت اند و مردگان را وا می دارند، تا بی آن که از راه به در روند، به انجمن پدران که در کنار یمه (جمشید) نشسته اند بپیوندند (در کتب پهلوی اینجا همچنین جایگاه ایزد مهر است). این سگها در مراسم تشییع مردگان در دین زرتشتی نیز وظیفه ای به عهده دارند که به این استوره مربوط است. در اوستا، ییمه دو صفت اصلی دارد، یکی خشئته به معنی شاهوار و درخشان که امروزه نیز در جزو دوم نامهای خورشید و جمشید می بینیم و دیگر هور درس به معنای خورشید دیدار و ییمه پسر ویونگهونت (زروان) است که نام او نیز با درخشیدن مربوط است؛ و اگر توجه کنیم که حتی در ریگ ودا نیز یمه با خورشید مربوط است و او دهنده خورشید است. جالب توجه در این ارتباط شباهتهای او است، به خصوص در ایران، با ایزد مهر که خود ایزدی است با منشاً خورشیدی:

الف- در ریگ ودا آمده است که میتره (میثره/مهر) گرد آورنده مردم است و کشتکاران را با چشمهایی که بر هم نهاده میشود در می یابد و پنج قبیله مردمان فرمانبرداری او را میکنند.
در اساتیر ایرانی نیز جمشید طبقات چهارگانه مردم را متشکل می کند و گرد هم می آورد و مردم را پاسداری می کند. 
ب- بنا به مهر یشت،بند پنج، مهر کاخی بر فراز کوه هرا (البرز) دارد، جاییکه در آن نه شب هست و نه گرما، نه بیماری هست و نه مرگ.
جمشید نیز  مطابق فرگرد دوم وندیداد “ور” یا کاخی می سازد و در پادشاهی او نیز تاریکی، سرما، گرما و بیماری و مرگ نیست.
پ- از مهریشت بر می آید که مهر نه تنها وظایفی در زمینه برکت بخشی به عهده دارد، بلکه ایزدی است جنگاور و نیز حامی پیمانها و داور است. بدین گونه مهر وظیفه جنگاوری و مؤبدی، هر دو را به عهده دارد. در ریگ ودا سوریه (خورشید) نیز [نظیر مهر/ائیریامن] پریستار جهان خدایان ایزدی است. متقابلاً در شاهنامه در باره جمشید چنین آمده است:

منم گفت با فره ایزدی                     همم شهریاری و هم مؤبدی

جمشید در اوستا دارای سه فره یا فره ای با سه جلوه (سه سئوشیانت) است:” یکی از آنها که فرهً خدایی/مؤبدی است به ایزد مهر می رسد، فره شاهی به فریدون (کورش سوم) می پیوندد و فره پهلوانی  و جنگاوری را گرشاسپ به دست می آورد (در باب سئوشیانتها تنها این یکی با این  گفته مطابقت ندارد و به جایش گائوماته زرتشت/اوخشیت نمه= پروراننده نماز سئوشیانت دوم نشسته است).
ت- در مرکز آئین های دین مهر پرستی قربانی کردن گاو به دست مهر، قرار داشته است. از افسانه مشیه (مهر، خورشید) و مشیانه(مهریانه/ماه) که واریانت دیگر داستان جم (یمه=همزاد مذکر) و جمه (یمی= همزاد مرنث) است و از یسنا 32، بند 8 نیز بر می آید که جمشید به قربانی کردن گاو می پرداخته است. همچنین مهر دارای چراگاههای فراخ بوده است و جمشید دارنده رمه خوب که ارتباط هر دو آنها را با گاو و گله داری را می رساند.
ث- در آغاز بهار خورشید یا مهر وارد برج بره میشود و در واقع تجدید سلطنت و قدرت در طبیعت می کند. در برابر، جشن نوروز جشن پیروزی و فرمانروایی کامل جمشید است که در آغاز بهار قرار دارد.
ج- ارتباط انسان با خورشید (مشیه نخستین مذکر زوج خدایگانی/انسانی) از سویی و ارتباط انسان با جم (نخستین همزاد مذکر انسانی/خدایگانی) معرف ارتباط اینهمانی جم با خورشید است.”
بر این اساس دلیل اطلاق نام خدایگان خورشیدی آریائیان یعنی جمشید (مهر) بر روی تختگاه پاسارگاد هخامنشیان را به وضوح در می یابیم. حتی به نظر میرسد که پیدایی نامهای کرمان و کرمانشاه (کرمانشان) را هم که در اصل ترکیبی از کر (سنگ) و مان (خانه)- شان (جا) دارند، خانه های صخره ای خود را با پرستش ایزد خورشید یعنی مهر زاده صخره سنگی مربوط می ساخته اند. مردم این مناطق در عهد مادها، ساگارتیان (دارندگان خانه های سنگی) و ستروخاتیان (خانه سنگیها) نامیده می شده اند، چون استرابون از پرستش آرس (بهرام/مهر) نزد مردم کرمان خبر داده و افزوده است که برایش خر و گور خر قربانی میکنند. همچنین در سمت کرمانشاهان  و دیگر مناطق کردنشین سمت غرب ایران آثار باستانی  و اخبار تاریخی گواه بارز میر/مهر /خورشید پرستی  ایشان می باشد. 
در سمت جنوب شرقی شهداد نام شهر کویری معروف و کهن بم نیز قابل توجه است و اگر این نام را با کلمه فارسی بم (کلفت و درشت)، وهم  و وم پهلوی بسنجیم که به معنی عریض و وسیع  و تخته سنگ هستند؛ بر این اساس این اسم اشاره به حصار حصین معروف آن داشته است و  اسم شهر در واقع شهر دارای ارگ بم (=ضخیم) بوده است که علی الاصول در اثر سادگی و کثرت تلفظ به شهر بم تلخیص یافته است.

آنوبیس،خداوند حنوط

آنوبیس، خداوند حنوط

آنوبیس،خداوند حنوط (کفن و دفن) بود که سرش به شکل سر شغال بود، حیوانی که معمولاً در اطراف گورستان ها پرسه می زد. تحوت که با سر لک لک آفریقایی- نوعی پرندۀ مصری- توصیف شده است، خداوند کتابت و خرد بود. و حتحور، الهه ای با سر گاو، پشتیبان زنان بود.
فرعون رئیس کاهنان تمام مصر بود. اصولاً او را خدایان بر می گزیدند تا از پیکره های آن ها که در داخلی ترین محراب معبد، تحت عنوان «قدیس مقدسین» نگهداری می شد، مراقبت کند. در عوض، خدایان در پیکره هایشان می ماندند و برکتشان را بر فرعون و مصر نازل می کردند. اما در واقع کاهنان به عنوان قایقش را به جلو براند. او همه کس را سوار قایقش نمی کند، بلکه تنها کسانی را قبول می کند که در مورد آن ها گفته شده باشد: «او، برخلاف ظاهرش، ابلیس نیست.» 
براساس نوشته های بسینمایندگان فرعون آیین مذهبی را به جا می آوردند. 
فرعون معابد عظیمی را در سر تا سر سرزمین به خدایان اهدا می کرد. معابد مصر به کلیساها، مساجد یا کنیسه های امروزی که مردم برای پرستش خداوند در آن جمع می شوند، شبیه نبود. بلکه معبد در واقع خانۀ خدایان بود و تنها فرعون و کاهنان حق ورود به آن را داشتند. مردم تنها در روزهای خاص جشن در مراسم پرستش خدای ایالتی شرکت می کردند. اما از آن جا که مصری ها افرادی مذهبی بودند، در زیارتگاه های کوچک تر محلی خدایان محلی خود را پرستش و در محراب خانه هایشان خدایان خانگیشان را عبادت می کردند. در واقع، طبق گزارش هرودوت: «مصری ها بیش از هر ملتی در سراسر جهان مذهبی هستند.» 

مرده دوباره زندگی می کند

اعتقاد به زندگی دوباره یکی از اجزای اساسی مذهب مصری ها بود. در این باره چند نوع تفسیر و توضیح معمول بود. در یکی از این تفاسیر، مرده در زمینی در بهشت ساکن می شد که آن را «سرزمین یارو» (Yaru) می نامیدند. در این محل که به مزارع مصر بی شباهت نبود، مرده در صلح و وفور نعمت زندگی می کرد. بعضی افراد که قادر نبودند به یارو برسند- زیرا یارو را آب احاطه کرده بود- برای یاری گرفتن از حیوانات مقدس نام نویسی می کردند. جیمز هنری بریستد، مصرشناس، این سفر را بدین نحو توصیف می کند: 
گاهی اوقات شخص متوفی از باز یا لک لک می خواهد تا او را از آب عبور می دهد… گاهی اوقات خداوند خورشید او را سوار بر قایقش حمل می کند. اما اغلب ان ها به خدمات مرد قایقرانی مشهور به «صورت وارو»(Turn Face) یا «پس نگر»(Look Behind) نیاز دارند، زیرا او همیشه صورتش را به عقب برگردانده است تا اری از مورخان این نخستین بار در تاریخ بوده است که مردم به ارتباط کیفیت زندگی پس از مرگ با اعمال و رفتار دوران زندگی اعتقاد داشته اند.

afterlife1

بعدها، مصری ها به این باور رسیدند که مردگان نیک در زیر مصر در جهان زیرین به اُزیریس می پیوندند و تنها فرعون مقتدر و خانواده اش همراه با تعداد کمی از اشراف و صاحب منصبان بالا قادرند به زندگی پس از مرگ برسند. حتی کسانی که در دایرۀ نزدیکان حاکم بودند نمی توانستند به جهان زیر زمین برسند، مگر این که حاکم آن ها را هدایت می کرد. به این ترتیب، به منظور نزدیکی به روح فرعون، اشراف آرامگاه هایشان را تا حد امکان نزدیک به آرامگاه فرعون می ساختند و معمولاً فرعون زمین و ماد لازم را برای ساختن آرامگاه در اختیارشان قرار می داد

سفارش دکتر مصدق

 Mohmmad_Mosaddegh_2

وصیتنامه دکتر مصدق


«1- وصیت می‌کنم که فقط فرزندان و خویشان نزدیکم از جنازه من تشییع کنند و مرا در محلی که شهدای ۳۰ تیر مدفونند، ‏دفن نمایند.

2- بدون سند رسمی یا نوشته به خط و امضای خود به کسی مدیون نیستم.

3- ‏نظر به اینکه طبق اسناد رسمی ثبت‌شده در دفتر اسناد رسمی شماره ۳۹ تهران، منافع دو سال از خانه‌ها و مستغلاتی که ‏به فرزندان خود بخشیده‌ام پس از مرگ تعلق به اینجانب دارد به شرح ذیل:‏

الف – منافع خانه واقع در کوچه ازهری ملک خانم ضیاء اشرف بیات مصدق سند شماره ۴۲۱۵۶ (۲۹ اسفند ۱۳۲۹)‏

ب – منافع چهاردانگ از خانه‌هایی که در آن سکونت داشتم، ملک آقای مهندس احمد مصدق، سند شماره ۴۲۱۵۷ (۲۹ اسفند ‏‏۱۳۲۹)‏

ج – منافع خانه مسکونی همسر عزیزم، ملک آقای دکتر غلامحسین مصدق سند شماره ۴۲۱۵۸ (۲۹ اسفند ۱۳۲۹)‏ حق‌الارض عمارت دو اشکوبه و دو گاراژ، ملک دکتر غلامحسین مصدق، سند شماره ۴۲۱۵۹ (۲۹ اسفند ۱۳۲۹) که در سال ‏به یکصد و بیست هزار ریال (دوازده هزار و تومان قطع شده)‏

د – مستغلات واقع در خیابان ناصرخسرو، ملک‌بانو منصوره متین‌دفتری، سند شماره ۴۲۱۶۰ (۲۹ اسفند ۱۳۲۹)‏ از بابت منافع سال اول مبلغی که در صورت جداگانه به خط اینجانب تنظیم شده به اشخاص مفصله در آن صورت بپردازند و ‏هر چه باقی‌ماند، برای نماز و روزه و حج اینجانب به کار برند و از عواید سال دوم قطعه زمینی که برای باشگاه دانشجویان ‏دانشگاه تهران مناسب باشد، با نظر نماینده آقایان مزبور خریداری شود و چنانچه آقایان دانشجویان قطعه زمینی در اختیار ‏داشته باشند، مبلغ مزبور را به نماینده یا نمایندگان قانونی آقایان دانشجویان تحویل دهند که آنها خود مبلغ مزبور را صرف ‏تعمیر ساختمان جدید آن بنمایند.

چنانچه وصیت‌نامه دیگری از نوشتجات غارت‌ شده یا در خانه نزد دیگران است از درجه ‏اعتبار ساقط است.

احمدآباد، ۲۰ آذرماه هزار و سیصد و چهل و چهار هجری شمسی

دکتر محمد مصدق


* در 14 اسفند 1344 که دفترچه یومیه نوشتجات خود را دیدم ملاحظه شد که طبق سند رسمی تنظیمی در دفتر اسناد رسمی شماره 39 منافع خانه واقع در کوچه ازهری را به خانم ضیاء اشرف بیات مصدق بخشیده‌ام و طبق نوشته مورخ 3 تیرماه 1338 به آقای مجید بیات وکالت داده‌ام دفتر اسناد رسمی را امضا نماید بنابراین پرداخت وجه دو سال بعد از حیاتم مربوط به میل و استطاعتی است که خانم ضیاء اشرف داشته باشد. به طور خلاصه می‌تواند تمام یا قسمتی و یا هیچ پرداخت نکند.

 Mohmmad_Mosaddegh
وصیت نامه دکتر محمد مصدق

تبريك بخاطر گرفتن PageRank بالا | پيج رنك تاريخ فا | Tarikhfa Page Rank

  

سلام به شما دوستان و عزيزان
مفتخريم كه توانستيم به اين زودي و بخوبي پيج رنك بالايي دريافت كنيم.
اين رنك توسط گوگل داده شده و از 0 تا 10 طبقه بندي ميشود.

پيج رنك پرتال سايت: 3
پيج رنم تالار گفتمان: 2
پيج رنك كتابخانه: 2

رنك الكسا:

Alexa Traffic Rank Reputation
 624,174
Global Rank

 7,390
Rank in IR

11
Sites Linking In

اين رنك در دومين ماه افتتاح تارنگار تاريخ فا ميباشد كه اميدوارم بيشتر و بهتر شود.
از تمامي عزيزان كمال تشكر را دارم و اميدوارم زحمات شما عزيزان را بتوانيم جبران كنيم.

تاريخ فا 2 ماهه شد

تاریخ فا كتابخانه تاريخ فا | Tarikhfa Ebook - خانه

درود
امروز تارنگار تاريخ فا 2 ماه شد.
مفتخريم كه جمع زيادي از دوستان عزيز وگرامي در اين تارنگار حضور دارند و اطلاعات مفيد خود را در اختيار ساير دوستان و همنوعان خود قرار ميدهند و سايرين نيز بهره هاي خوبي از اين تارنگار ميبرند.
خرسنديم كه توانستيم محيط خوبي را براي شما عزيزان فراهم آوريم كه تلاش در بهتر كردن و پيشرفت تارنگار نيز داريم كه با همياري شما عزيزان مقدور ميشود.

بخش هاي سايت:
پرتال اصلي سايت: www.tarikhfa.ir
انجمن سرزمين پارس: www.forum.tarikhfa.ir
كتابخانه تاريخ فا: www.ebook.tarikhfa.ir

آماري از سايت:
پرتال:

55 نوشته

كتابخانه:انجمن:
موضوع ها582 نوشته ها2,626 کاربران 54

25 كتاب

بازديد روزانه فعلي: حداقل 6000

رتبه در الكسا:

Alexa Traffic Rank Reputation
 893,328
Global Rank

 6,480
Rank in IR

11
Sites Linking In

همينجا از تمامي دوستان و عزيزان كه ما را در ارتقا اين تارنگار ياري كردند كمال تشكر را دارم و به زودي با خبر هاي خوش به سراغشان مي آييم…
به اميد پيشرفت روز افزون اين تارنگار و تارنگارهاي ايراني…

افتتاح تارنگار تاریخ فا

بنام پروردگار یکتا

تارنگار تاریخ فا در راستای آگاهی و ارتقای دانسته های شما از تاریخ و تمدن جهان و سرزمین پارس ایجاد گشته است.

تمام کوشش ما در ارائۀ هر چه بهتر داشته های خود به شما هم میهنان گرامی در جای جای کشور عزیزمان ایران است.

با ما همراه باشید.