مجموعه قوانین یوستی نیانوس

مجموعه قوانین یوستی نیانوس

نگارنده : مرتضی حماسی

یوستی نیانوس اول از جمله حامیان بزرگ هنر و معماری بیزانس بود ، که یکی از طرح های ساختمانی او کلیسای سانتا سوفیا بود . اما یوستی نیانوس بیش از صرفا یک بنا کنندۀ کلیسا و ساختمان های عمومی بود . او طی دورۀ طولانی فرمانروایی اش از 527 تا 565 ، قوانین امپراطوری را یکسان ساخت و بخش هایی از امپراطوری روم غربی دوباره فتح کرد .
یوستی نیانوس ، برخلاف اکثر امپراطوران پیشین ، اشراف زاده نبود . در واقع ، این امپراطور در سال 482 در خانواده ای دهقانی نزدیک ساردیکا در عمق شبه جزیرۀ بالکان در چند صد مایلی شمال غربی قسطنطنیه به دنیا آمده بود . اصل و نسبش می تواند توضیح دهد که چرا او در مقام امپراطور ، هر چند تجمل و تشریفات را دوست داشت ، قابل دسترس نیز بود : « چرا که حتی مردان طبقۀ فرودست و به کلی گمنام آزادی کامل داشتند که نه تنها به پیشگاهش بیایند بلکه با او گفتگو کنند » . (1)

عمویش ، یوستینوس اول ، فرماندۀ نگهبانان کاخ بود و هنگامی که امپراطور آناستاسیوس اول در سال 518 درگذشت ، یوستینوس به عملیات موفقیت آمیزی دست زد تا فرمانروای جدید بیزانس شود . یوستینوس پیش از آن یوستی نیانوس را به قسطنطنیه آورده و این جوان ، پیش از آن که چندین سال را در سپاه سپری سازد ، در آن جا تحصیل کرده بود . یوستینوس اول پیرمردی بود که تفریح را کار ترجیح می داد . از این رو برادرزادۀ جاه طلب و باهوش خود را مسئول ادارۀ امپراطوری کرد . در سال 527 که یوستینوس درگذشت ، یوستی نیانوس یک مدیر با تجربۀ امپراطوری بود .
تجربۀ یوستی نیانوس ، همراه با هوش و میل شدیدش به سختکوشی ، از او فرمانروایی بسیار لایق ساخت . او تمام طول روز از بام تا شام را صرف کار و تلاش می کرد . افزون بر وظایف متعارفش ، برای تحصیل قانون ، معماری ، موسیقی ، شعر ، دین ، و فلسفه نیز وقت پیدا می کرد . چنان که تاریخ دان ویل دورانت می نویسد : « ذهنش پیوسته فعال بود و به طرح های بزرگ و جزئیات کوچک به یکسان توجه داشت » . (2)

شهبانو تئودروا

 

یوستی نیانوس اول در ادارۀ امپراطوری از یاری ارزشمند همسر و ملکه اش تئودورا برخوردار بود . تئودورا نیز مانند شوهرش عضو طبقۀ اشراف نبود . پدرش تریبت کنندۀ خرس و خودش بازیگر و رقصنده بود . هوش و لیاقت شهبانو تئودورا موقعیتی تقریبا به قدرتمندی موقعیت شوهرش ، یوستی نیانوس ، برایش به ارمغان آورد ، اما دیدگاه های سیاسی متفاوت آن دو غالبا آن ها را از هم دور می کرد .

این گذشته او را از تبدیل شدن به یکی از قدرتمند ترین افراد در امپراطوری بیزانس باز نداشت . باهوش ، شوخ طبع ، و جاه طلب بود و استعداد خوبی در امر سیاست داشت . شوهرش توانایی های او را به رسمیت می شناخت و عملا او را در فرمانروایی امپراطوری شریک کرد . می گفت :

« خداوند همسری به من بخشیده است که در تصمیم گیری [ در امپراطوری ] با من شریک و همراه است » . (3)

 

یک موزائیک کاری که تئودورا و ملازمانش را نشان می دهد . توصیۀ تئودورا به یوستی نیانوس کمک کرد تا ، پس از آن که دو حزب سیاسی را تا سرحد شورش خشمگین ساخت ، تاج و تخت خود را حفظ کند


از آن جا که یوستی نیانوس به « آبی ها » تعلق خاطر داشت و تئودورا به « سبز ها » ، این دو غالبا در دو جهت مخالف تلاش می کردند . یک بار ، آنتیموس ، اسقف اعظم قسطنطنیه ، از فرمان یوستی نیانوس سرپیچی کرد . امپراطور اسقف اعظم را از شهر تبعید کرد ، اما ملکه که احساس می کرد این حکم منصفانه نیست ، آنتیموس را به مدت دو سال در اقامتگاه خود پنهان کرد ، در حالی که می کوشید حکم تبعید را لغو کند . تئودورا ، پس از آن که تلاش هایش ناکام ماند ، آنتیموس را به تبعید فرستاد ، یعنی در کاخ خودش در آن سوی بوسفور ، که تنها سه کیلومتر از قسطنطنیه فاصله داشت ، اقامت داد . با این حال ، نقشه های تئودورا هر چقدر هم در کار یوستی نیانوس اخلال ایجاد می کرد ، امپراطور با ملاطفت و شکیبایی آن را می پذیرفت .

شورش نیکا

این تئودورا بود که یوستی نیانوس را در جریان بزرگ ترین بحران امپراطوری اش ، شورش نیکا در سال 532 ، نجات داد . در زمانی که « آبی ها » و « سبز ها » شکلی کاملا نادر با هم از در همکاری برآمده بودند ، یوستی نیانوس خشم هر دو حزب را برانگیخت که باعث برپایی شورش شد . ده ها هزار نفر با خشم و خشونت در خیابان های شهر به راه افتادند ، نگهبانان و دیگر مأموران حکومت را به قتل رساندند و بسیاری از ساختمان های دولتی و عمومی را به آتش کشیدند . شورشیان همچنان شهر را به هم می زدند ، فریاد بر می آوردند « نیکا » ، که واژه ای یونانی به معنای « پیروزی » بود .

به گفتۀ تاریخ نگار بیزانسی پروکوپیوس ، تنها تئودورا بود که با سخنان زیر یوستی نیانوس را شرمسار ساخت و باعث شد او از نقشۀ فرار از شهر و در نتیجه از دست دادن تاج و تختش دست بر دارد :

« نظر من [ تئودورا ] این است که اکنون زمان مناسبی برای فرار نیست ، هر چند این کار موجب ایمنی است . برای مردی که امپراطور بوده شایسته نیست که آواره شود . هرگز مباد که من از این جامۀ ارغوانی [ نشان سلطنت ] جدا شوم و مباد روزی که کسانی که به دیدارم می شتابند مرا ملکه نخوانند . این که اگر امپراطور به نجات خویش آرزومند است ، چنین کاری دشوار نیست . چون پول فراوان داریم ، دریا در برابر ماست و کشتی ها آماده . اما به این بیندیش که پس از این که نجات یافتی ، این احساس در وجودت رخنه نخواهد کرد که ای کاش مرگ را ترجیح می دادی . تا آن جا که من مربوط است ، به یک ضرب المثل قدیمی علاقه مندم که می گوید : سلطنت کَفَنی است پر شکوه » . (4)

یوستی نیانوس ماند ، نخست از یکی از دستیارانش خواست که به رهبران « آبی ها » رشوه دهد تا « سبز ها » را رها کنند . سپس سردار بلیزاریوس اکثر شورشیان را در ورزشگاه قسطنطنیه به دام انداخت و حدود سی هزار نفر از آنان را کشت و به شورش پایان داد . در آن زمان چنین کشتار گسترده ای سؤال برانگیز نبود ، چرا که فرمانروایان بیزانس به ندرت نسبت به دشمنان خود ترحم نشان می دادند .

اصلاح قوانین

بدین ترتیب ، یوستی نیانوس با پیروی از توصیۀ تئودورا تاج و تخت را خود را نجات داد . او پس از شورش نیکا دستور بازسازی شهر را که به شدت تخریب شده بود صادر کرد و به یکی از علایق بزرگش ، اصلاح مجموعۀ قوانین حقوقی روی آورد .
قوانین امپراطوری آمیزه ای از قوانین مدنی روم ، قوانین جداگانۀ هر منطقۀ امپراطوری ، احکام قضاوت ، و فرامین امپراطور بود . این مجموعۀ قوانین چنان آشفته بود که هیچ کس از آن سر در نمی آورد . یوستی نیانوس می خواست به این سردرگمی پایان دهد و یک مجموعۀ قوانین یکپارچه و رسمی پدید آورد . چنان که امپراطور نوشت :

« ما [ یوستی نیانوس ] دریافته ایم که سازماندهی کلی قوانینی که از زمان پایه گذاری شهر روم تا به امروز به ما رسیده چنان آشفته و در هم است که در حد درک و فهم انسان نیست ؛ و ما برای بررسی آن چه شاهزادگان پیشین به تصویب رسانده بودند تا قوانین اساسی خود را اصلاح و آن ها را قابل فهم تر سازند آغاز کنیم » . (5)

به نقل از کتاب عقاب ، هلال ، و صلیب ، امپراطور به رئیس بررسی قوانین دربارۀ وظایف کمیتۀ اصلاح قوانین این گونه دستور می دهد :

« ما به شما فرمان می دهیم که کتاب های مربوط به قوانین رومی را که قضات دوران باستان تهیه کرده اند بخوانید و بازبینی کنید به طوری که بتوان تمام جوهر و اساس [ این کتاب ها ] را گرد آورد ، و هیچ قانون همانند یا متضاد با یکدیگر باقی نماند [ و ] خلاصه ای از آن ها فراهم آید که جای همه را بگیرد .
ما کلیۀ قوانین را در پنجاه کتاب تقسیم خواهیم کرد ؛ و تمام قوانین باستانی را که طی 1400 سال به صورتی آشفته و نامنسجم بوده اند در این پنجاه کتاب پیش گفته خواهیم گنجاند . همۀ مؤلفان حقوقی از اختیار برابری برخوردار خواند بود و هیچ کدام بر دیگری رجحان نخواهد داشت ، چرا که هیچ کدام برتر یا کهتر از دیگری نیست .
به هیچ وجه به شما اجازه نمی دهیم قوانینی را ضمیمه کنید که در آثار باستانی ظاهر و اکنون از دور خارج شده اند ؛ چرا که تنها مایلیم آیین حقوقی ای متداول شود که بیش ترین کاربُرد را داشته یا سنت دیرپایی را بر جا گذاشته باشد .
مایلیم [ که ] از میان آگاهان به قوانین از این پس هیچ کس جرئت نکند هیچ شرح و تفسیری [ بر آن ] بیفزاید ، و با تلخیص کار پیش گفته ، چنان که در ادوار پیشین انجام می شد ، سردرگمی ایجاد کند
» . (6)

مجموعه قوانین یوستی نیانوس

یوستی نیانوس یک حقوق دان مشهور به نام تربیونیانوس را به ریاست هیئتی مرکب از ده کارشناس حقوقی برای مطالعۀ قوانین بیزانس منصوب کرد . تریبونیانوس و هیئت همکارش ، پس از خواندن ده هزار کتاب قانون ، مجموعه قوانین حقوقی تازه ای را به نام « کورپوس یوریس کیویلیس » یا « کودکس یوستی نیانوس » [ مجموعۀ قوانین یوستی نیانوس ] تهیه کردند که در سال 529 جایگزین مجموعۀ قوانین پیشین امپراطوری گردید . بعدا ، این مجموعۀ قوانین توسعه یافت تا فرامین یوستی نیانوس را در بر گیرد . تریبونیانوس ، به منظور کمک به دانشجویان حقوق در مطالعۀ این مجموعه قوانین ، یک کتاب درسی به نام آموزشگاه ها نیز نوشت .
این هیئت ، افزون بر مجموعه قوانین ، تمام احکام و آرای قضات پیشین رومی و بیزانسی را گرد آورد . این آرا می بایست در قضاوت در پرونده های جدید مورد استفاده قرار می گرفت . تریبونیانوس و دیگران در این گردآوری خیلی گزینشی عمل کردند . آن ها تنها آرایی را منظور داشتند که با اقتدار امپراطور تعارض پیدا نمی کرد و برای این منظور هر جا لازم بود عبارات را تغییر می دادند . آن ها برخی احکام را نیز تغییر دادند تا آن ها را با آیین و تعالیم مسیحی همسو سازند .
سرانجام ، تمام کار این هیئت به عنوان « مجموعۀ قوانین مدنی » منتشر شد ، هر چند هنوز به عنوان « مجموعۀ قوانین یوستی نیانوس » مشهور است . در حالی که مجموعۀ قوانین اولیۀ یوستی نیانوس به زبان لاتین بود ، اما مجموعۀ قوانین نهایی به زبان یونانی نوشته شد ، که تا پایان عمر امپراطوری در قرن پانزدهم زبان رسمی قوانین امپراطوری باقی ماند .

 

سرشت این مجموعۀ قوانین

مجموعه قوانین یوستی نیانوس در بسیاری جهات یک طرح کلی از جامعۀ بیزانسی بود و در دو مفهوم ریشه داشت : نخست این که همۀ قوانین از امپراطور منشأ می گیرد و دوم این که همه قوانین می باید بر مسیحیت ارتدکس ، یعنی مذهب رسما پذیرفته شده ، مبتنی باشند . این مجموعۀ قوانین حکم می کرد که شهروندان ، یعنی کسانی که آزاد زاده شده اند ، اشخاص بلند پایه یا عوام هستند . برده داری را به رسمیت می شناخت و هر چند آزادسازی بردگان را تشویق می کرد ، اجازه می داد دهقانان بی نوا از فرط درماندگی فرزندان نوزاد خود را به بردگی بفروشند . حکم می کرد که هر کشاورزی که برای بیش از سی سال در زمینش بماند باید خود و فرزندش برای همیشه در آن زمین ماندگار شوند ، که این باعث پیدایش طبقۀ سرف ها [ رعیت وابسته به زمین ] شد . سرف هایی را که بدون اجازه ارباب زمین خود را ترک می کردند می شد درست مانند بردگان بازگرداند . اما این مجموعۀ قوانین از برخی حقوق فردی نیز حمایت می کرد ، به ویژه هنگامی که به ارث یا مالکیت مربوط می شد . بر اساس قوانین یوستی نیانوس ، زن می توانست از دارایی ارث ببرد و اگر شوهرش می مرد ، می توانست سرپرستی فرزندانش را بر عهده گیرد . همچنین زنان اگر مرتکب زنای محصنه می شدند دیگر به مجازات مرگ محکوم نمی شدند ، هر چند مردان محکوم می شدند . تجاوز به عنف مستوجب اعدام بود و اموال متجاوز مصادره و به قربانی اش داده می شد .
در ابتدا ، تنها دلیلی که برای طلاق در این مجموعۀ قوانین به رسمیت شناخته می شد ورود زن یا شوهر به دیر یا صومعه بود . اما اعتراض هایی صریح باعث شد دلایلی دیگر برای طلاق وارد این مجموعۀ قوانین کنند . تا پس از مرگ یوستی نیانوس ، طلاق با رضایت طرفین در مجموعۀ یوستی نیانوس جایی نداشت ؛ اما در دوران زندگی او ، یک زن فی المثل در صورتی که شوهرش بی وفا بود یا او را به دروغ به زنا متهم می کرد یا در صورتی که او را در بند نگه می داشت ، می توانست طلاق بگیرد .

محاکمه و مجازات

بر اساس مجموعۀ قوانین یوستی نیانوس ، کسی را که به جرمی متهم می شد تنها به دستور قاضی می شد به زندان انداخت . پس از زندانی کردن می بایست محاکمه در فرجۀ معینی آغاز می شد . محاکمه می بایست یک قاضی منصوب از طرف امپراطوری انجام می داد . وکلا می بایست به کتاب مقدس قسم می خوردند که از موکلان خود به خوبی دفاع کنند ، در حالی که موکلانشان می بایست به درستی مدعایشان سوگند یاد می کردند .
متهمانی که مقصر شناخته می شدند با مجازات های متعددی مواجه بودند . ممکن بود جریمه شوند یا بخشی از تمام دارایی خود را از دست بدهند . برخی مجازات های سنگین تری وجود داشت ، هر چند قضات دادگاه می توانستند ملایمت نشان دهند و به مجازات های کم تری حکم کنند ، مثلا ، مأموران متقلب وصول مالیات یا بدعت گذارانی که دربارۀ وحدت طبیعت می نوشتند می بایست یک دستشان قطع شود . بینی برخی از متخلفان قطع می شد و برخی ها را نیز کور می کردند . جرایم مختلفی مجازات مرگ را از راه گردن زدن ، به صلیب کشیدن ، یا زنده سوزاندن را به همراه داشت . مردان همجنس باز پس از شکنجه ، قطع عضو ، و نمایش عمومی ؛ اعدام می شدند . اما زنان همجنس باز در این مجموعۀ قوانین نادیده گرفته می شدند .
سرانجام دیگر جوامع اروپایی در دورۀ رنسانس از مجموعۀ قوانین یوستی نیانوس تقلید کردند و این مجموعۀ قوانین تا به امروز در اروپا بخشی از بسیاری از مجموعه قوانین حقوقی باقی مانده است . پژوهشگر یکاترینا کریستو فیلوپولو می نویسد : 

« کار سترگ یوستی نیانوس در تدوین قوانین شالودۀ مجموعه قوانین اروپا را تشکیل داد . این کتابی است که پس از کتاب مقدس بیشترین تأثیرات را بر بشریت داشته است » . (7)

مجموعه قوانین یوستی نیانوس ، چنان که در تصویر دیده می شود ، در اصل به زبان لاتین نوشته شد و بعدا به یونانی ترجمه گردید . پایۀ اصلی این مجموعۀ قوانین این بود که همۀ قوانین از امپراطور منشأ می گیرد و باید با تعالیم مسیحی همسو باشند


پی نوشت و آبشخور :

1 – بنگرید به :

Sacret History . Translated by Richard Atwater . Ann Arbor : Universtity of Michigan Press , 1961

2 – بنگرید به :

Durant , The Age of Faith

3 – بنگرید به :

Quoted in Christophilopoulou , Bizantine History

4 – بنگرید به :

In History of Wars , Quoted in Brinton , A History of Civilization

5 – بنگرید به :

Justinian , The Civil Law . Translated by S. P. Scott. Quoted in Charles T. Davis , ed., The Eagle , the Crescent and the cross : Sources of medieval History , Vol, I ( c. 250-c. 1000 ) . New York : Appleton – Century – Crofts , 1967

6 – امپراطوری بیزانس ، جیمز آ. کوریک ، ترجمۀ مهدی حقیقت خواه ، تهران : ققنوس ، 1383 ، برگۀ 73 .
7 – بنگرید به :

Quoted in Christophilopoulou , Bizantine History


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *