گزارش توسیدید از بیماری بزرگ در آتن

گزارش توسیدید از بیماری بزرگ در آتن 


در تابستان دومین سال از جنگ های پلوپونزی که میان دو دولتشهر آتن و اسپارت از سال 431 پیش از میلاد آغاز یافت ، مقارن با زمانی که توسیدید تاریخ نگار بزرگ آتنی در جوانی بود و دهۀ سوم زندگی اش را می گذراند ؛ آرخیداموس پادشاه اسپارت به اتیکه یورش می برد . طی چند هفتۀ بعد ، سپاهیان اسپارت شهرهای بزرگ و کوچک نزدیک آتن و در امتداد ساحل را مورد حمله قرار دادند . آتنی ها که در پشت باروهای محکم شهر از آسیب مصون بودند ؛ تحرکی نکردند و از چالش رو در رو با سپاهیان اسپارتی پرهیز کردند . پس از چهل روز ، ذخیرۀ اسپارتی ها تمام شد و به میهن خود بازگشتند .
با رفتن اسپارتی ها زندگی در آتن به حالت عادی برگشت . اما در نخستین روزهای تابستان مصیبت از راه رسید . در داخل شهر ؛ مردم به بیماری ای مرموز و کشنده دچار شدند . شمار کمی از مردمان بهبود یافتند . نخستین نشانۀ بیماری تب بالا بود که سپس به سرفه و اختلال در تنفس می انجامید . در آخرین مراحل بیماری ، پوست بیمار عفونت می کرد و از کورک ها یا جوش هایی که سطح آن آن را پُر می کردند ، « زردابی غیر از همه انواعی که پزشکان شناخته بودند » تراوش می کرد . قربانیان این بیماری بزرگ ، نامی که برای این بیماری مسری داده اند ، پیش از مرگ تقریباً هفت روز رنج می کشیدند .
در آن شهر پر جمعیت و پر ازدحام ، این بیماری به سرعت از یکی به دیگری سرایت می کرد . آن چه که کار را بدتر می کرد این بود که آتن مجرای فاضلاب نداشت . مردم زباله ها و پس مانده های خود را در خیابان ها می انداختند و بردگان آن ها را جمع آوری می کردند . بیماری حتی به حیوانات هم سرایت کرد . مهار این بیماری نسری خیلی زود از دست خارج گشت .

این بیماری مهلک همه گیر دو سال در آتن شیوع داشت . مردم از شهر فرار کردند و دوستان یا بستگان بیمار و در حال مرگ خود را رها کردند تا جان خود را نجات دهند . جسد های مردگان در گورهای دسته جمعی دفن می شدند .
در سال 429 پ.م توسیدید هم به طور جدی به این بیماری مبتلا شد . پس از بهبودی ، تا آن جا که می توانست دربارۀ این بیماری مهلک اطلاعات ثبت کرد . او در کتاب دوم تاریخ جنگ پلوپونزی ، دربارۀ بیماری بحث کرد و حتی کوشید تا ریشه های این بیماری همه گیر را بیابد . توسیدید به این نتیجه رسید که بیماری از طریق سربازان بیمار بیگانه به آتن سرایت کرده است . او گزارش داد که نخستین نشانه های بیماری در مصر یا حبشه پدید آمده و سپس از آن جا به جاهای دیگر سرایت کرده است .
توسیدید بیماری را تا آن جا که امکان داشت با دقت توصیف کرد طوری که « اگر زمانی بار دیگر شیوع یافت شاگر طب آن را تشخیص دهد » . نشانه هایی که توسیدید توصیف کرده است با هیچ یک از بیماری های امروز دقیقاً تطابق ندارد . پزشکان بر پایۀ نوشته های توسیدید گمان می کنند که این بیماری همه گیر می بایست یکی از دو بیماری ویروسی آبله یا تیفوس بوده باشد که به واسطۀ شپش و کک شیوع پیدا می کنند . امروزه پزشکان این بیماری ناشناخته را سندرم توسیدید می خوانند .
بیماری بزرگ ، تلفات وحشتناکی در آتن به بار آورد . مورخان برآورد می کنند که یک سوم آتنی ها جان خود را از دست دادند . یکی از قربانیان پریکلس « شهروند اول » شهر بود . رساترین صدا بر ضد حملۀ تهاجمی به اسپارت همیشه ساکت شد .

چه بسا توسیدید هنگام نوشتن دربارۀ بیماری بزرگ از آموزه های بقراط حکیم متأثر بوده است که در دوران جنگ های پلوپونزی زندگی می کرد . بقراط ، بر خلاف دیگر طبیبان زمان خود ، باور نداشت که می توان بیماری ها و ناهنجاری ها را با سحر و جادو درمان کرد ، بلکه اعتقاد او این بود که بیماری ها علت های طبیعی دارند و می توان با درمان های طبیعی مداوایشان کرد . بقراط که معمولاً پدر علم پزشکی خوانده می شود ، هشتاد اثر دربارۀ بیماری ها و درمان های طبی نوشته است . امروز هنوز بیشتر کسانی که تازه پزشک می شوند سوگند بقراط را یاد می کنند و آن قول و پیمانی است ناظر بر کار بردن نهایت تلاش در راه مراقبت و بهبودی بیماران .

 


تابلوی حکاکی شده به نام مرگ پریکلس ، اثر چاپل ، هنرمند سدۀ نوزدهم میلادی که آخرین لحظات زندگی رهبر آتن را به نمایش می گذارد

 

آبشخور :

تاریخ جنگ پلوپونزی ، توسیدید ، ترجمه دکتر محمد حسن لطفی ، تهران : خوارزمی ، 1377 ، کتاب دوم .
توسیدید مورخ یونان باستان ، رابین اس.داک ، ترجمۀ منوچهر پزشک ، تهران : ققنوس ، 1389 ، برگۀ 59 ، 62 .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *