امثال و حکم سومری

امثال و حکم سومری

نگارنده: مرتضی حماسی

پیکره سومری

تمدن کهن سومر یکی از چهار تمدن بزرگ در عهد کهن بود که مانند بوستانی در هزارۀ سوم پیش از میلاد در دل صحرا در جنوب میانرودان سر بر آورد . در همین زمان ، فرهنگ و تمدن مصریان در کنار رود نیل ، هندوستان در کنار رود سِند و گَنگ و چین باستان در کنار رود وی و هُوانگهو ؛ با تأثیرپذیری و داشتن اشتراکات بسیار ، بصورت مستقل به سیر تکاملی خود ادامه می دادند .
سومریان علاوه بر این که کهن ترین تمدن بشری در قرن بیستم از سوی باستانشناسان لقب گرفتند ؛ دارای فرهنگ و ادبیاتی غنی نیز بوده اند که اساطیری همچون اسطورۀ گیلگمش 1 ؛ انوماالیش 2 و … از نخستین و بهترین آثار ادبی میانرودان می باشند که داستان هایی آموزنده و حاوی مضامین اخلاقی فراوانی هستند که از نگرش انسانِ عهد باستان به جهان و مسائل آن ، اندیشه هایی ژرف و نکته های باریک در خود پنهان دارد .
لیکن علاوه بر داستان و اسطوره پردازی در میان سومریان ، امثال و حکم های متعدد نیز یکی از اشکال ادبی ای بوده است که مبدع آن سومریان بوده اند . در این مقاله به چند نمونه از این امثال که نخستین امثال و حکم جهان است و توسط ساموئل کریمر گردآوری شده است ؛ اشاره خواهیم داشت:

« مرگ برای همه هست ؛ گشاده دست باش ؛
عمر دراز است ، صرفه جویی کن .
تهیدست را مرگ به از زندگی است ؛
اگر نان به دست آرد ، نمک ندارد
و اگر نمک یابد ، نان ندارد ،
و اگر گوشت به چنگ آرد ، بره ندارد
و اگر بره به او رسد ، گوشت نخواهد داشت .

کسی که نقره اش بیش است ، شاید خوشبخت باشد ،
کسی که جو ، بیش تر دارد ، شاید خوشبخت باشد ،
اما کسی که چیزی ندارد ، خواب راحتی دارد .

من آن اسب اصیلم که مرا با استری بستند ،
اکنون باید گاری بکشم و نی و کاه حمل کنم .

کسی که مسئول زن و فرزند نیست ،
از قید بندگی رها است .

گاو شخم می زند ، سگ شیارهای کود را زیر و رو می کند .

سگ آهنگر که نمی تواند سندان را برگرداند ، ظرف آب را بر می گرداند .

روباه را نگرفته به فکر قلادۀ آن است .

از گاو نر وحشی فرار کردم و گرفتار گاو مادۀ وحشی شدم .

( اگر ) دست به دست هم دهیم ، خانۀ مرد آباد می شود ؛
( اگر ) شکم ها را سیر کنیم ، مرد ، خانه خراب می شود .

اگر خانه ات را مانند خواجه بنا کنی ، چون برده ای زندگی می کنی ؛
و اگر خانه ات را مانند چون خانۀ برده بنا کنی ، مانند خواجه زندگی می کنی .

گاهی تو سرزمین دشمن را زیر تسلط داری ، و گاهی دشمن سرزمین تو را .

می توان سروری داشت ، می توان پادشاهی داشت ؛
از از مأمور وصول مالیات باید هراس داشت » . 3

پی نوشت :

1 – گیلگمش – Gilgamash : پسر ایزدبانو نین سون و کاهنی از کولاب ، پنجمین پادشاه اوروک پس از طوفان . معماری بزرگ میان مردگان جهان زیرزمینی بود . مجموعه ای اشعار حماسی در باب نام او سروده اند .

2 – انوما الیش – Enumma Elish : حماسۀ آفرینش سامی که خلقت خدایان ، شکست نیروهای آشوب جهانی توسط خدای جوان مردوک و آفرینش انسان از خون کینگو ، قهرمان شکست خورده آشوب را توصیف می کند . این اصطلاح از نخستین کلمات حماسه ، « زمانی در فراز … » گرفته شده است .

3 – برگرفته شده از :
ساموئل ، کریمر ، الواح سومری ، ترجمۀ داود رسایی ، ابن سینا ، تهران ، 1340 .

کتابنامه :

حماسه گیلگمش ، ن . ک ساندارز ، ترجمۀ دکتر محمد اسماعیل فلزی ، تهران : انتشارات هیرمند ، چاپ سوم ، 1388 .
خاور نزدیک باستان ، کلاریس سویشر ، ترجمۀ عسکر بهرامی ، تهران : ققنوس ، 1383 .

 

افکار و عقاید خود را با دیگران در تالار گفتمان تاریخ فا به اشتراک بگذارید و همچنین از کتابخانه و نگارخانه تاریخی این تارنما دیدن فرمائید:

با تاریخ فـا ، مرجع تاریخ و تمدن ایران و جهان باستان همراه باشید…

تاریخ فا ، مرجع تاریخ و تمدن ایران و جهان

 www.TarikhFa.com

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *