فصل های دو و سه قرنتنیان

فصل های دو و سه قرنتنیان

فصل های دو و سه قرنتنیان چنین میگویند :

نگارنده شهرام روشنگر

 

قرنتنیان


۲

موعظۀ پولُس و حکمت دنیوی

۱من نیز ای برادران، هنگامی که نزد شما آمدم، راز خدا را با فصاحت و حکمت بشری به شما اعلام نکردم.۲زیرا برآن بودم در مدتی که بین شما هستم، چیزی جز عیسی مسیح ندانم، آن هم عیسای مصلوب.۳و من با ضعف، و با ترس و لرز بسیار نزد شما به سر بردم.۴و پیام و وعظ من نه با کلمات گیرای حکیمانه، بلکه با برهانِ قدرتِ روح بیان شد،۵تا ایمان شما نه بر حکمت بشری، بلکه بر قدرت خدا مبتنی باشد.

حکمت پنهان خدا


۶امّا در عین حال، ما در میان بالغان از حکمت سخن میگوییم، امّا نه از حکمتی که متعلق به عصر حاضر یا حکمرانان این عصر باشد که محکوم به زوالند،۷بلکه از حکمت پنهان خدا سخن میگوییم که از دیده ها نهان است و خدا آن را پیش از آغاز زمان، برای جلال ما مقرر فرموده است.۸امّا هیچیک از حکمرانان عصر حاضر این حکمت را درک نکردند، زیرا اگر آن را درک کرده بودند، خداوندِ جلال را بر صلیب نمیکردند.۹چنانکه آمده است:

«آنچه را هیچ چشمی ندیده،
هیچ گوشی نشنیده،
و به هیچ اندیشه ای نرسیده،
خدا برای دوستداران خود مهیا کرده است.»

۱۰زیرا خدا آن را توسط روح خود بر ما آشکار ساخته، چراکه روحْ همه چیز، حتی اعماق خدا را نیز میکاود.۱۱زیرا کیست که از افکار آدمی آگاه باشد، جز روح خود او که در درون اوست؟ بر همین قیاس، فقط روح خداست که از افکار خدا آگاه است.۱۲ولی ما نه روح این دنیا، بلکه روحی را یافته ایم که از خداست تا آنچه را خدا به ما عطا کرده است، بدانیم.۱۳و از همین سخن میگوییم، آن هم نه با کلماتی که آموختۀ حکمت بشری باشد، بلکه با کلماتی که روح میآموزد؛ و بدینسان حقایق روحانی را با کلماتی روحانی بیان میکنیم.۱۴امّا انسان نفسانی امور مربوط به روح خدا را نمیپذیرد زیرا در نظرش جهالت است، و قادر به درکشان نیست، چراکه قضاوت درست دربارۀ آنها تنها از دیدگاهی روحانی میسّر است.۱۵امّا شخص روحانی دربارۀ همه چیز قضاوت میکند، ولی هیچکس نمیتواند دربارۀ او قضاوت کند.
۱۶«زیرا کیست که از فکر خداوند آگاه باشد
تا بتواند او را تعلیم دهد؟»
ولی ما فکر مسیح را داریم.

۳

حکمت دنیوی و نگرش نادرست به رسولان

۱امّا ای برادران، من نتوانستم با شما همچون اشخاصی روحانی سخن بگویم بلکه همچون اشخاصی نفسانی سخن گفتم، یعنی مانند کسانی که در مسیح، کودکِ نوزادند.۲من به شما شیر دادم نه گوشت، زیرا آمادگی آن را نداشتید و هنوز هم ندارید،۳چراکه هنوز نفسانی هستید. وقتی در میان شما حسد و جدال هست، آیا نشان آن نیست که نفسانی هستید؟ آیا مانند انسانهای معمولی رفتار نمیکنید؟۴زیرا وقتی کسی میگوید: «من به پولُس تعلق دارم،» و دیگری میگوید: «من متعلق به آپولُس هستم،» آیا انسانهایی معمولی نیستید؟
۵مگر آپولُس کیست؟ پولُس کیست؟ آنان فقط خادمانی هستند که خدا به هر کدام وظیفه ای سپرده تا شما به واسطۀ ایشان ایمان آورید.۶من بذر را کاشتم و آپولُس آن را آبیاری کرد، امّا خدا بود که موجب رویش آن شد.۷پس نه کارنده کسی است و نه آبیاری کننده، بلکه فقط خدا که رویاننده است.۸آن که میکارد و آن که آبیاری میکند، هر دو یک هدف دارند و هر یک به فراخور محنتی که میکشند، پاداش خواهند یافت.۹ما فقط همکارانی هستیم متعلق به خدا، و شما مزرعه و ساختمانی متعلق به خدایید.
۱۰با فیضی که خدا به من بخشیده است، همچون معماری ماهر پی افکندم و دیگری بر آن پی، ساختمان میسازد. امّا هرکس باید آگاه باشد که چگونه میسازد.۱۱زیرا هیچکس نمیتواند جز آن پی که نهاده شده است، پی دیگری بگذارد، و آن پیْ همانا خود عیسی مسیح است.۱۲اگر کسی بر این پی ساختمانی از طلا یا نقره یا سنگهای گرانبها یا چوب یا علف یا کاه بسازد،۱۳آشکار خواهد شد که چه کرده است، چراکه آن «روز» همه چیز را ظاهر خواهد ساخت. زیرا آتش نتیجۀ کار را آشکار کرده، کیفیت کار هرکس را خواهد آزمود.۱۴اگر آنچه بنا کرده است باقی بماند، پاداش خود را خواهد یافت.۱۵امّا اگر بسوزد، زیان خواهد دید؛ و هرچند خودْ نجات خواهد یافت، امّا همچون کسی خواهد بود که از میان شعله های آتش جان به در برده باشد.
۱۶آیا تشخیص نمیدهید که معبد خدایید و روح خدا در شما ساکن است؟۱۷اگر کسی معبد خدا را خراب کند، خدا نیز او را هلاک خواهد کرد؛ زیرا معبد خدا مقدّس است و شما آن معبد هستید.
۱۸خود را فریب مدهید. اگر کسی از شما خود را با معیارهای این عصر حکیم میپندارد، برای اینکه براستی حکیم باشد، باید جاهل گردد.۱۹زیرا حکمت این دنیا در نظر خدا جهالت است. چنانکه نوشته شده: «حکیمان را به تَرفند خودشان گرفتار میسازد.»۲۰و باز نوشته شده است: «خداوند میداند که افکار حکیمان باطل است.»۲۱پس دیگر کسی به انسانها فخر نکند. زیرا همه چیز متعلق به شماست،۲۲خواه پولُس، خواه آپولُس، خواه کیفا، خواه دنیا، خواه زندگی، خواه مرگ، خواه زمان حال و خواه زمان آینده، همه و همه از آنِ شماست۲۳و شما از آنِ مسیح اید و مسیح از آنِ خداست.

 

 

نویسنده: حامد محمدپور

مانده ام سخت عجب، کز چه سبب ساخت مرا ، یا چه بوده ست مراد وی ازین ساختنم...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *