افغانستان کشوری با تاریخ کهن

افغانستان کشوری با تاریخ کهن

نگارنده: حامد محمدپور

افغانستان در ذهن بسیاری جنگ و ناآرامی را به یاد می‌آورد اما این سرزمین، زیبایی‌ها و جاذبه‌هایی دارد که تحت تأثیر چند دهه جنگ هرگز شکوفا نشده‌اند. افغانستان کشوری محصور در خشکی در آسیای میانه است. این کشور حدفاصل آسیای میانه، جنوب غربی آسیا و خاورمیانه می‌باشد و پایتخت آن کابل است. همسایگان افغانستان، پاکستان در جنوب و شرق، ایران در غرب، تاجیکستان و ازبکستان و ترکمنستان در شمال و چین در شمال شرقی هستند. افغانستان ۶۵۲٬۸۶۴ کیلومتر مربع مساحت چهل‌ و یکمین کشور وسیع دنیا است و جمعیت آن در سال ۲۰۱۳ بیش از ۳۱ میلیون نفر بوده که آن در رتبه چهل‌ و دوم پرجمعیت‌ترین کشورهای دنیا قرار می‌دهد. سه دهه جنگ افغانستان را به یکی از کشورهای خطرناک و فقیر دنیا تبدیل کرده‌است. افغانستان در دوران باستان از نقاط کانونی در راه ابریشم و مسیرهای مهاجرت انسان‌ها بوده‌است. رشته کوه‌های هندوکش به طول 600 و عرض 100 کیلومتر از شمال شرقی به سمت غرب و جنوب غربی افغانستان کشیده شده و به طور تقریبی افغانستان را از وسط به 2 بخش شمالی و جنوبی تقسیم کرده است.

این کوه‌ها بیش از نیمی از سرزمین افغانستان را فراگرفته و برای شهرهای «کابل»، «قندهار» و «هرات» موقعیت استراتژیک مهمی را ایجاد کرده است. بسیاری، کوه‌های هندوکش را جزئی از هویت افغانستان می‌دانند. در ارتفاعات هندوکش همواره برف وجود دارد و حتی در تابستان‌های گرم این کشور، قله‌های سر به فلک کشیده و یخچال‌های طبیعی این رشته کوه پیر پوشیده از برف است.
در خصوص وجه تسمیه این کوه روایت‌های گوناگونی در بین مردم و مراجع تاریخی افغانستان وجود دارد که از محل زندگی هندوها و شکست آنان در این منطقه گرفته تا کشته شدن اسیران آنان به دلیل سردی هوا در دامنه‌های این کوه و … از جمله روایت‌هایی است که مطرح است. «نصیر مهرین» نویسنده و مورخ افغان در این خصوص تصریح کرده است: در «اوستا» از این رشته کوه بنام «ابارسین» که به معنی (بالاتر از عقاب) است یاد شده است.

بعدها یونانیان که فکر می‌کردند «قفقاز» آخر دنیاست، پس از کشف این رشته کوه، آن را «کوکازوس اندیکوس»، یعنی (قفقاز هندی) نام‌گذاری کردند و این نام یونانی پس از قرن‌ها، به شکل امروزی آن که هندوکش است، درآمده است. در میان ارتفاعات هندوکش، دره‌های عمیق، خوش آب و هوا و زمین‌های حاصلخیزی وجود دارد که اقلیم مساعدی برای پرورش دام و تولید میوه دارد.
دره‌های «پنجشیر» و «بدخشان» از جمله دره‌های سرسبز، زیبا و حاصلخیزی هستند که این کوه‌های سر به آسمان ساییده در دل خود پنهان کرده‌اند.

کوه‌های سر به فلک کشیده و دره‌ها عمیق، رگبار‌های تند بهاری و تابستان‌های خشک، زمستان‌های بسیار سرد و تابستان‌های گرم، ارتفاعات پوشیده از برف و سرزمین‌های پست و خشک وسوزان، همه این ویژگی‌ها در یک کشور جمع شده و نام آن را افغانستان گذاشته‌اند. افغانستان دارای 34 ولایت است که هر کدام از آنها آب و هوا، سنت‌ها، آداب و رسوم و جذابیت خاص خود را دارد.

مهمترین ولایت‌های افغانستان شامل «کابل»، «قندهار»، «هرات»، «بلخ»، «غزنی» و «ننگرهار» است. همه ساله جشن بزرگ نوروز به نام «جشن گل سرخ» در شهر مزار شریف ولایت بلخ برگزار می‌شود که در آن با برافراشتن پرچم منسوب به حضرت علی (ع) مردم جشن خود را آغاز می‌کنند. این جشن به نام گل سرخ مشهور است زیرا در فصل بهار دشت شادیان مزار شریف که روزگاری محل دریاچه باستانی بلخ بوده است از گل‌های سرخ و زیبای لاله پوشیده می‌شود.

در گوشه گوشه افغانستان، می‌توان آثار باستانی فراوانی را مشاهده کرد که همه و همه نشان از غنای فرهنگی و پیشینه تاریخی این کشور باستانی آسیای میانه دارد. از مزار منسوب به حضرت علی (ع) در بلخ، مسجد جامع هرات، آرامگاه خواجه عبدالله انصاری شاعر و سالک پارسی گوی در هرات، مقبره امیرعلی شیرنوایی، مقبره سلطان محمود غزنوی در غزنی تا مجسمه‌های تخریب شده بودا در بامیان و صدها اثر و بنای تاریخی دیگر، همه و همه نشان دهنده عمق اصالت و غنای تاریخی افغانستان است.

متأسفانه سال‌های متمادی جنگ برخی از مناطق زیبا و آثار باستانی کشور افغانستان را تخریب کرده است، اما هنوز هم طبیعت زیبا و بکر و مناطق دیدنی بسیاری در افغانستان وجود دارد که چشم هر بیننده‌ای را خیره می‌سازد

با اطمینان و جرأت می‌توان گفت که تاریخ کامل کشور افغانستان را نمی‌توان از ذیل نام افغان و افغانستان دریافت؛ بلکه تاریخ باستانی و سده‌های میانه این مملکت را باید در تاریخ ایران اوستایی و شاهنامه ای و در تاریخ خراسان جستجو نمود و بدون تردید تاریخ ایران اوستایی و شاهنامه ای و خراسان تاریخی از سرزمین بلخ و بامیان و سیستان و نیمروز و زابل وکابل و هرات و مرو و غور و غرجستان و از کتاب اَوِستای زردشت و شاهنامه ها و از تاریخ پیشدادیان و کَیانیان و ادبیّات دری، جدا نیست.

منبع: نون و آب

نویسنده: حامد محمدپور

مانده ام سخت عجب، کز چه سبب ساخت مرا ، یا چه بوده ست مراد وی ازین ساختنم...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *