آرتور کریستن سن و دربار ساسانى

آرتور کریستن سن و دربار ساسانى

نوشته زیر متن سخنرانی ایران شناس نامدار دانمارکی آرتور کریستن سن است که در دومین سفر او به ایران در سال 1929 در مدرسه آمریکاییان (ظاهرا کالج البرز) مصادف با دوره های آغازین پادشاهی رضاشاه ایراد شده است. بیانات او، همانطور که او ادا نموده بدون کوچکترین تغییری آورده می شود. تا هم حال و هوای جلسه سخنرانی حفظ شده باشد و هم چیرگی او بر زبان فارسی نمایانده شود. به رغم برخی اشتباهات دستوری او توانسته به خوبی از عهده بیان مطالب خود به فارسی و ادای مفهوم بر آید.

آرتور کریستن سن

متن سخنرانى آرتور کریستن سن

شما میدانید که دوره ساسانیان چه چیز است. می دانید که در بین ادوار تاریخی ایران عهد ساسانی یکی از بزرگترین بوده است. نه فقط زیرا که دولت ایران آن وقت قوی و توانا بود، اما از برای این که یک تمدن بسیار عالی داشت که با تمدن روم رقابت می کرد و آثار و نفوذ آن تمدن هنوز می ماند. برای تحصیل کردن آن دوره بسیار منابع داریم که عبارت از روایات مشرقی و مغربی و هم از خرابه ها و صورت های از دیوار برجسته و مسکوکات و کارهای صنعتی مختلف است و اگر آن منابع را با انتقاد تفحص می نماییم برای آن خواهد بود که به واسطه آن یک خاتم کاری ظریفی را انجام داده باشیم و دوره ساسانیان دوباره پیش چشم ما زنده باشد.

جلال و شکوه تیسفون

از تمام جلال و شکوه تیسفون که پایتخت ساسانیان بود، امروز به جز خرابه ها باقی نمانده که بزرگتر از همه آنها خرابه قصر سلطنتی می باشد که به اسم طاق کسری خوانده می شود. وسط نمای بدون پنجره عمارت که دارای طاقچه هایی می باشد تالار بزرگ به طول تمام عمارت ساخته شده بود.
یک عالم زنده و یک روح جاویدی در پس این دیواری که امروز یکه و تنها در وسط این بیایان برپاست، وجود دارد و با استعانت روایات و نوشته های مورخین، مخیله ها می تواند این دیوارهای خاموش را تجدید تجلی داده و این تالار بزرگ را از صور انسانی و البسه رنگین دلفروز تلألؤ جواهرات ذی قیمت مملو سازد. کف تالار با قالی های نرم مفروش شده و قسمت های زیادی از دیوارها نیز در پس قالی ها مستور هستند. تخت شاهنشاهی در ته تالار و در پشت پرده هایی مخفی است که اطراف آن را به فاصله های معین صاحب منصبان عالی رتبه و بزرگان کشوری احاطه نمودند، مثلا صدراعظم، یا بزرگترین روحانی عالم زرتشتی یا سردار کل قشون یا مهردار و رئیس دار الانشاءسلطنتی یا سایر وزراء و عده زیادی دیگر از مامورین درباری و کشوری و لشکری مثل رئیس دربار و پیشخدمتهای مخصوص و رئیس قشون داران و رئیس اصطبل ، رئیس قراولان مخصوص شاهی نیز جزو حضار این تالار می باشند. دفعتا پرده ها پس رفته و پادشاه پادشاهان نمایان می شود. روی مسند نشسته جامه چین داری از زری در بر نموده و شلواری که از مفتول های طلا و با دست بافته شده در پای نموده ، مویهای سرش با کمال قشنگی شانه شده و حلقه حلقه در اطراف سر و صورتش قرار دارند. در انتهای ریشش نیز حلقه ای از طلا دیده می شود تاج شاهی که دارای یکصد عدد مروارید خیلی درشت و عده زیادی نگین های یاقوت و زمرد می باشد، به وسیله زنجیری از طلا از سقف بالای سر شاهنشاه آویزان شده و این تاج به قدری سنگین است که سر هیچ انسانی طاقت تحمل آن را ندارد.


چهره شاپور شاه ساسانى-موزه متروپولیتن نیویورک

این جلال وشکوه در یک تالار بزرگی که روشنایی و نور ضعیف آن از یکصد و پنجاه روزنه سقف که قطر هیچ یک از آن ها بیش از 12 الی 15 سانتی متر نبود به قدری در وجود اشخاصی که برای دفعه اول در آن حضور می یابند موثر است که بی اختیار در مقابل این جلال به زانو خواهند آمد. به محض اینکه شاه نمایان می شود اعیان مملکت و درباریان به علامت احترام دست راست را بلند نموده و انگشت سبابه را در محاذات چشم به طرف شاه نگاه می دارند و در همین حالت باقی می مانند.
بین شاه و اعاظم مملکت یک پرده بوده است که او را از انظار مستور می داشته. مسعودی می گوید که این پرده در فاصله ده ذراع از شاهنشاه و ده ذراع از اولین ردیف درباریان قرار داشته و پاسپانی آن به یکی از پسران یک نفر از اعیان ملقب به خرم باش سپرده شده است. وقتی که شاهنشاه میل می کرد با چند نفر از درباریان محبوب خود در مجلس مخصوصی ملاقات نماید، فورا به حکم خرم باش یک نفر به قبه قصر رفته و با صدایی که عموم حضار بشنوند ندا می داد(( مراقب زبان خود باشید زیرا امروز در حضور پادشاه هستید )) و معمولا هر موقعی که جشن یا مجلس ، سازی در حضور شاهنشاه تشکیل می شود ، اجرای مراسم فوق لازم است، وزرا و درباریان محض اصغای این فرمان بدون صدا یا حرکت به ترتیب معلم و درجات خود ایستاده و خرم باش به یک نفر دستور می دهد تا فلان تصنیف را خوانده و دیگری را مامور می کند ساز بنوازد.
به واسطه این مجالس بود که سرگش (سرگیس) و باربد معروفیتی حاصل کرده و قطعات خود را مشهور ساختند. تشخیص و تعیین نواهای سه گانه را به باربد نسبت می دهند و مشهور است که مشارالیه سیصد و شصت ترانه به عده ایام سال(کبیسه سال زرتشتی محسوب نشده)تصنیف نموده است. خلاصه مورخین کلیه قسمت های دلپذیر ساز را به باربد منسوب می سازند.
خوب، مجلس جمع شده است و باربد گاهی ((نوروز بزرگ))، گاهی ((سرو سهی)) و گاهی ((کین سیاوش)) که موضوع آن را مرثیه مشهور شاهنامه فردوسی شرح می دهد و گاهی نغمه های دیگری که اسامی آن ها نیز توسط مورخین قدیم عرب و ایرانی ضبط شده، می زند و به واسطه نوازش عود و سرودن ترانه های زیبا خود شاهنشاه و عموم حضار را مسرور می دارد.

بهشت سلطنتى در دستجرد

حالا مجلس را عوض می کنیم . ما دیگر در تیسفون نیستیم ، بلکه در بهشت سلطنتی می رویم، مثلا در دستجرد هستیم که موضوع شکار شیر، گراز، خرس، غزال و گورخر در میان است.
بهرام گور شکارچی معروف شکار گورخر را بر سایرین ترجیح می داد . خسرو پرویز شکار گراز و بز کوهی را دوست دارد . دام های زیادی در اتاق دریاچه که محاط به نیزارها می باشد گسترده شده. پادشاه و همراهان شکارش با لباس های فاخر و مرصع به جواهرات و مرواریدها و منقوش به اشکال طیور و گلها در قایق ها سوار شده و از قایق به به سمت گرازهایی که گرفتار شده اند با کمان ها تیر می اندازند.
قایق های دیگری مملو از زن هایی است که برای تفریح جمعیت چنگ می نوازند . شکارها را در پشت فیل ها حمل می کنند. روز دیگر شکار بز کوهی است که باز به وسیله دام عمل می نمایند. پادشاه در زیر چتری سوار اسب شده و نوازندگان در بالای چوب بست قرار گرفته اند، شکارها نیز روی فیل ها و شترها حمل و نقل می شود. برای نقل وضعیات شکارها ما از اعتنا به به روایات مورخین مستغنی هستیم، زیرا دو مجلس شکار با دست استادان ماهری روی سنگ های مغاره خسروپرویز در طاق بستان منقوش و حجاری شده است.
تمدن روحانی آن دوره موضوعی است که نمی توانیم به کلمه های قلیل بیان کنیم. خلاصه سبب درجه عالی تمدن روحانی عهد ساسانیان آن است که اصلش عناصر سه گانه مذهب زرتشت بود، یعنی فکر خوب، سخن خوب و کار خوب.

خوراک شاهى

همین که شاه از ساز خسته می شد اغذیه می آوردند و بدیهی است که اولا آن غذا که اسمش خوراک شاهی است به میان می آید که عبارت است از گوشت های سرد و گرم، شیر برنج و مرغ یا طیوری که شکمشان از خرما و شکر می باشد. بعد نوبت (( خوراک خراسانی )) می رسد که آن نیز عبارت است از گوشتی که با کره و عصاره طبخ شده است و بعد خوراک های سبک تری می آورند از قبیل خوراک های یونانی که از تخم مرغ و عسل و برنج و کره و شیر و قند تهیه شده است.
خوراک دهقان نیز عبارت از گوشت گوسفند و تخم مرغ و چیزهای دیگر، دسر نیز شامل مغز بادام کوبیده و مخلوط با قند و جوز تازه هندی مسحوق با شکر یا دانه های انار ترش و شیرین که کمی گلاب به آن می زده اند، یا سیب های سوریه و قومیس و خرمای تازه یا بادام و یا از هلوهای ارمنستان.
همین که غذا تمام می شد کنسرت را تجدید می نمایند. الحان عود و چنگ و نای و نغمات دلکش نواهای هفتگانه سلطنتی که هر یک نماینده یکی از احساسات روحی است، می شنویم و ساقیان بهترین شربت های ایران را مانند شربت بلخ و مرورود و جور و کناواز و دارغام و سور و کوترابولا برای حضار می ریزند. اما کسی در این مجالس مست و بی خود نمی شود زیرا بر طبق قوانین مذهب زرتشت آشامیدن زیاد شراب مضر است. اما اگر کمی با اعتدال نوشیده شود فواید آن بی شمار خواهد بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *