مراتب هستی در در کلامِ یاری

مراتب هستی در در کلامِ یاری

نگارنده : شهرام روشنگر

یارسان

آنچه که در ادامه و در سلسله مقالاتی با موضوع عقاید یارسان (اهل حق) ارائه می شود، به قلم یک محقق صاحبنظر بوده که تا کنون و به شیوه ای که طرح و ارائه می شود، مسبوق به سابقه نبوده است و برای اولین بار است که ارائه می شود. این یادداشت ها، در واقع نگرش و کاوشی جدید با دستاوردهای نوین بوده و نتیجه ی کنکاش محقق در عمق اندیشه عالمان باورمند و نیز آثار نادر و در پستو قرار گرفته ی طایفه اهل حق می باشد. امید که مقبول افتد.

پیش از پرداختن به موضوع “مراتب هستی” در آیین یارسان، باید توجه داشت که از مطالعه و بررسی مجموع متون کلامی در دوره های مختلف ظهور ذاتی، می توان به شناخت هستی شناسی یارسان راه یافت زیرا برخی مباحث در کلام«سرانجام» می توان یافت که در کلام شیخ امیر به آن پرداخته نشده و بعضی مطالب در دفتر نوروز طرح شده که در دیگر منابع یاری نمی توان دید. لذا چنین موضوعی را نمی توان صرفا با تکیه بر «دیوان گوره» یا«سرانجام» تعریف و تبیین کرد، با این که اثر مذکور آیین نامه یارسان را در خود جای داده است اما جهان بینی یارسان را بایستی در مجموع منابع کلامی جستجو کرد.

متکلمان، حکما و عرفا، بر اساس مبانی پذیرفته شده، برای هستی مراتبی قائل هستند. حکمای ایران باستان جهان را به دو عالم معنا و صورت تقسیم کرده اند، حکمای یونان باستان نیز عالم را به مراتب مختلف تقسیم کرده اند، افلاطون الاهی عالم طبیعت را صورت عالم«مُثل» دانسته است. در جهان اسلام، متکلمان، حکما و عرفا هستی را این گونه تقسیم کرده اند، دانشمندان علم کلام به پیروی از قرآن جهان هستی را به عالم غیب (ملکوت) و شهادت تقسیم کرده اند، و عالم ملکوت را نیز به دو عالم تقسیم کرده اند. حکما سه عالم را تعریف و اثبات کرده اند، عالم عقل (عالم فرشتگان که فاقد جسم و جسمانیات است)، عالم مثال (عالمی که جسم نیست اما جسمانی می باشد) که آن را عالم برزخ و مثال منفصل هم می گویند و عالم ماده [1]. لازم به ذکر است که«مُثُل» افلاطونی غیر از «عالم مثال» می باشد. عرفای شامخ به پنج عالم اعتقاد دارند، عالم اعیان ثابته (صورت علمی ماهیات در علم حق تعالی)، عالم عقل، عالم مثال، عالم ماده و عالم انسان. عارفان انسان را «کَون جامع» یعنی جامع جمیع عوالم نیز نامیده اند. علی ابن ابی طالب قیروانی گفته است:

اَ تزعم انک جسم صغیر و فیک الانطوی عالم الاکبر[2]

در کلام یاری، دو عالم تعریف شده است؛ عالم ملکوت (عالم فرشتگان) و عالم ملک (ماده). هر یک از این دو عالم با دو مرحله از تجلی حق تعالی ارتباط دارد. یعنی حضرت حق با تجلی در عالم «دُر» عالم ملکوت و فرشتگان را خلعت هستی بخشید و با تجلی در جامه ی«خاوندکار» عالم طبیعت را لباس وجود عطا کرد. در این نگاه آفرینش هستی جلوه ای از تجلی عام خداوند به شمار آمده و تجلی ویژه و خاص، اختصاص به انسان دارد و این مرتبه از تجلی نیز مراتبی دارد و تجلی اعظم خداوند در جامه ی حضرت علی (ع)دانند. در فرهنگ یاری، انسانِ متجلی از جلوه ی حقانی به «مظهر ذات» و «مظهر حق» موصوف می باشد. برای چنین اشخاصی درجات و مراتبی قائل اند (که در مباحث آتی به یاری حق به آن خواهیم پرداخت). در این نگرش خبری از عالم مثال نیست.

افزون بر تقسیم مذکور، در برخی متون یاری از هیجده هزار عالم سخن رفته است ولی هیج توضیحی در این باره دیده نمی شود، و از طرف دیگر از عوالم یا مراتب و درجات عالم ملکوت سخن به میان آمده است در سیستم هستی شناسی اهل حق، اولین عالم، عالم ملکوت است، این عالم در هفت طبقه یا لوح آفریده شد که عبارتند از « لوح عقیق، لوح گوهر، لوح دُر، لوح یاقوت، لوح مرجان و لوح الست [3]»، اما تعریف و تبیینی علمی در باره ی این الواح ارائه نشده است.

دو مسأله ی مهم در این جا بایسته است که مورد کاوش و بررسی قرار گیرد ، نخست این که منشأ بحث تجلی خداوند که در متون اهل حق آمده است، چیست؟. دوم این که چرا آیین یاری در هستی شناسی یارسان وجود دو عالم مطرح شده است. و در مجموع، چنین نگرشی در تفسیر هستی بر اساس کدام مبنا یا مبانی ارائه شده است؟

به نظر می رسد که موضوع تجلی خداوند متأثر از منابع اسلامی بوده است اما چنان که خواهیم گفت، این موضوع به جهتی در تفسیر هستی با نارسایی مواجه می شود. و مبحث تقسیم عالم به عالم ملکوت و ملک متأثر از نگرش حکمت ایران باستان می باشد. در این جا با دو نوع بینش مواجه هستیم، به بیان دیگر هستی شناسی یارسان متأثر از دو جهان بینی دیده می شود. یکی جهان بینی اسلامی و دیگری نگرش هستی شناسی حکمای ایران باستان. در حقیقت جهان بینی آیین یاری در پرتو دو اندیشه شکل گرفته و جریان یافته است و طی اعصار گذشته به سمت معارف اسلامی مایل شده است. که در آثار کلامی دوره های پس از پردیور دیده می شود.

از آن جا که تعریف و تبیین مبنایی این موضوع برای برخی کلام دانان و نیز پژوهش گران مجهول مانده است، در باره ی فلسفه ی پیدایش آیین یارسان و نیز در خصوص ارتباط یا عدم ارتباط آن با ادیان باستانی و ابراهیمی، به ویژه انشعاب آن از مذهب شیعه دچار تناقض گویی شده اند. لذا برخی تلاش کرده اند که آیین یاری با آیین زرتشت پیوند بدهند و برخی آن را معجونی از ادیان باستانی و ابراهیمی تلقی کنند، اما دلیلی متقن و مبرهن نشان نداده اند، زیرا سخن خود را بر اساس معیاری محکم استوار نکرده اند. گرچه بحث آفرینش ملایک در آیین یاری متأثر از هستی شناسی کیش زرتشتی دارد.

کلام یاری، دو اسم «قادر» و « قهار» خداوند را منشأ پیدایش مظاهر و عالم کثرات می داند، گاهی موجودات را تجلی نور خداوند توصیف می کند.

و نور قدرت الله اکبر چهار تن و معجز آورد و نظر[4]

نوروز در بند «خداخبری» می گوید:

قادر قدرت دایم فردی هیچکس بالا دست نزاد نمردی[5]

در این بیت به دو اسم «نور» و «قدرت» اشاره شده است. «قهار»، در کلام یاری به واژه ی«خشم» معنا شده است، لذا کلام می گوید:

خشمی هانه پشت پرده ی خزانش نه بالای هفت برج ندلی یانش[6]

قرآن کریم عالم را تجلی نور حق می داند: «الله نور السموات و الارض»، «هو الواحد القهار» و «ان الله علی کل شیء قدیر».
عارف نامدار، شبستری می گوید:

چو قاف قدرتش دم بر قلم زد هزاران نقش بر لوح عدم زد[7]

با توجه به این که اساس یک دین یا آیین، اعتقادات بنیادین آن دین یا آیین را شکل می دهد، و از این منظر می توان ماهیت آن را شناخت. از آن جا که در کلام یاری، موضوع تجلی از معارف اسلامی اخذ شده چه دلیلی دارد که آیین یاری را به ادیان باستانی مرتبط کنیم. اصل اساسی که تکیه گاه دیگر مسائل اعتقادی یاری به شمار می رود، موضوع تجلی می باشد. اما تقسیم جهان آفرینش که متأثر حمکت ایران باستان می باشد، باید گفت که حکمت، اختصاص به جغرافیای خاص یا مردمان خاصی ندارد. حکما در طول تاریخ بر فضای فکر مردمان اثر گذار بوده اند. فلاسفه ی اسلامی نیز برخی ابواب فلسفی را از ایران باستان اخذ کرده اند و مردمان یاری نیز در هستی شناسی از این قاعده مستثنی نبوده اند. البته رد پای برخی انگاره های بعضی ادیان باستانی در معتقدات یاری قابل رصد می باشد که نیاز به بررسی دارد. اما باید توجه داشت که قوی ترین و مهم ترین دستاویزی که می توان به آن تمسک جست کدام است و آن دستاویز با کدام دین یا آیین تناسب و سنخیت دارد. شعار؛« گفتار نیک، پندار نیک و کردار نیک» که سر لوحه ی همه ی انبیاست را نمی توان دلیل ارتباط زرتشت با یاری تلقی کرد. از این رو موضوع تجلی و کیفیت پیدایش جهان هستی روزنه ای است که می تواند وجه اشتراک و نیز موارد اختلاف را یاری با اسلام و دیگر مکاتب را نشان دهد.

آثار کلامی بعد از عصر پردیور، در خصوص بیان مسائل هستی شناسی نسبت به متون دوره ی سلطان اسحاق (مقنن آیین یارسان) متأثر از منابع اسلامی بوده است.

اولین مخلوقات عالم ملکوت عبارتند از چهار فرشته ی مُقرَّب، نوروز در این باره می گوید:

چهار ملک ژ نور ساخت نجسه ی سرّ ویش شین نه مکتب بطن دریای دّر[8]

این موجودات ملکوتی عبارتند از جرئیل، عزرائیل، اسرافیل و مکائیل، از نظر منابع یاری مقدم بر همه ی آنان، حضرت جبرئیل از نور حق آفریده شد.

تطبیق چهار ملک مقرب در آیین یاری با چهار ملک مقرب در منابع اسلامی این نظر را تقویت می کند که خمیر مایه ی بحث آفرینش از نگاه یاری تحت تأثیر آموزه های اسلامی بوده است، اما پیش تر اشاره شد که این نگرش، هستی شناسی جامعی را ارائه نمی کند. از مهم ترین دلایل آن «دونادون» (گردش روح انسان پس از مرگ به بدنی دیگر می باشد، در این باور، روح انسان در طی هزار و یک دون پاک شده و آن گاه شایستگی رسیدن به عالم حق و حقیقت را خواهد داشت) و «حلول ملک» (وارد شدن یا تجسد یافتن فرشتگان در جامه ی بشری) باید دانست.

تعجب اینجاست که برخی از کلام دانان (عالمان آیینی یارسان) بدون این که تعریفی علمی و منطقی از روح (نفس) نشان داده باشند و نیز بدون این که مراتب و درجات تعالی روح را تبیین کرده باشند، گردش روح را عامل تعالی و تکامل تلقی کرده اند. در حالی که گردش روح نه تنها غیر قابل اثبات است بلکه امتناع عقلی دارد.

در منابع اسلامی، صادر اول غیر از جبرئیل استف در حکمت مشاء که تعداد عقول به ده رسانده اند، عقل (ملک) دهم را جبرئیل می دانند. عرفا صادر اول را حقیقت محمدیه(ص) می دانند و حکمت صدرایی عقل کل می داند.

بررسی متون یاری نشان می دهد که تعریفی جامع از مبحث تجلی به دست نمی آید.


پی نوشت :

[1]. نک. شواهد الربوبیه: مداصدرا، ص6
[2]. شرح فصوص الحکم : محی الدین عربی، ج1،ص80.
[3]. دیوان گوره: سید محمد حسینی ص 17.
[4]. دیوان شیخ امیر، ص1.
[5]. دیوان نوروز، ص142.
[6]. دیوان نوروز، ص211
[7]. مفاتیح الاعجاز،ص5.
[8]. دیوان نوروز، ص213.

5 دیدگاه برای “مراتب هستی در در کلامِ یاری”

  1. با سلام. لطفا به بخش انجمن رسیدگی کنید مدتهاست که مشکل دارد و ما از دیدن و بهرمندی از ان محروم هستیم. با سپاس

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *