سنگ ستون ادادنراری سوم پادشاه آشوری

سنگ ستون ادادنراری سوم پادشاه آشوری

نگارنده : مرتضی حماسی

 

در نیمۀ نخست قرن نهم پیش از میلاد مسیح ، آخرین پادشاه مقتدر آشور به نام آشوربانی­پال دوم ( 883-859 پ.م ) و سلمانسر سوم ( 858-824 پ.م ) امپراطوری شان را تا سوریه بسط دادند . بعد از آن آشور دچار بحران می گردد ولی نوۀ سلمانسر به نام « ادادنراری سوم » حمله ای به غرب آشور انجام می دهد و از سوی شرق نیز فتوحاتی کرده و تا دریایی که به گفتۀ خودش محل طلوع خورشید است ؛ پیشروی کرده و بسیاری از مناطق کشور مادها را متصرف می شود . سند این حمله ، ستون سنگی وی است که در موزۀ استانبول نگاهداری می شود و به لوح انتاکیه ، لوح تل الریماه ، لوح نمرود نیز شناخته می شود و شناسۀ آن ANET3 281= CoS 2.14G می باشد و بخشی از آن نیز شکسته شده و موجود نیست . ترجمه موجود سنگ ستون توسط ا.لئو اپنهایم ( A.Leo Oppenheim ) و ک.لاوسون یانگر ( K.Lawson Younger ) انجام یافته است .


نقش ادادنراری سوم بر روی کتیبۀ مکشوفه در عراق

ترجمه سنگ ستون ادادنراری سوم :

بند 1 – 14 :
مایملکِ ادادنراری ، شاه بزرگ ، شاه قانونی ، شاه جهان ، شاه آشور – شاهی که آشور ; پادشاه اگیگی-خدایان (1) او را پیش از این گزینش کرده بود ، هنگامی که او یک جوانک بود ، او را به مرتبه ای بدون یک رقیب وامی­گذارد . پادشاهی که خلق را هدایت می کند به گونه ای که مطبوع به مردم آشور است به مانند رایحۀ نهال زندگی است . پادشاهی که اورنگش را آنان به محکمی برقرار داشتند ، بزرگ روحانی مقدس و نگاهبانِ خستگی ناپذیرِ معبدِ ( .s r.ra ) که مناسکِ معبد مقدس را نگاه می دارد . کسی که فقط به الهام های الهی امید بخش داده شده از سوی آشور ، سرورِ او ، عمل می کند .
کسی که فرمانروایان را در چهار گوشۀ جهان به زیر پای خود ، مطیع ( = تسلیم ) ساخته است . تسخیر می نماید از کوهستان سیلونا ( Siluna ) تا جایی که خورشید طلوع می کند ، کشورهای سابان ، الی پی ، هَرهَر ، کشور مادها ، گیزیل بوندا در سراسر محدودۀ آن ، کشورهای مونا ، پرسیس ، آلبریا ، آپدادانا ، نائیری با سراسر مناطق آن ، آندیو ( که به فاصلۀ دور در کوهستان ها قرار دارد ) تا به دریای بزرگِ طلوع خورشید ، و از کناره های فرات ، کشور هَتی ( = هیتی ) ، آمورو در سراسر محدودۀ آن ، سرزمین تیر ، سرزمین صیدون ، سرزمین اسرائیل ، سرزمین اِدوم ، سرزمین فیلیستیا ( = فلسطین ) . من آن ها را در زیرِ پایم مطیع ساخته ام ، باج بر آن ها تحمیل می شود .

بند 15 – 21 : من به سرزمین دَمَسکوس (2) یورش بردم ، من ماری پادشاه دَمَسکوس را اسیر کردم ، در شهر دَمَسکوس ، شهر سلطنتی اش ، شکوه و جلال ترسناک آشور ، خدای من ، آنان را در هم شکست ، و او در برابرم تسلیم شد . او خراجگزار من شد . 2300 تالنت از نقره ، 20 تالنت از طلا ، 3000 تالنت از برونز ، 500 تالنت از آهن ، جامه های کتانی با تزئیناتِ رنگارنگ ، یک بسترِ عاج کاری شده ، یک تختِ با عاج کاری جواهرنشان شده ، مایملک او و دارایی های بی شمارش ، من در کاخ اَش در دَمَسکوس ؛ شهر سلطنتی اَش ؛ به چنگ آوردم .

بند 22 – 24 :
پادشاهان سرزمین کلده خراجگزار من گشتند ، مالیات و باج بطور دائم بر آن ها تحمیل گشت . در بابل ، بورسیپا ، کوثی ، آن ها نشان پیکشی به خدایان بِل ، نَبو ، و نرگال(3) تحویل داده شدند . من قربانی پاک محیا نمودم .

پی نوشت :

1 – ایگیگی : اسم جمع برای خدایان بزرگ در آسمان .
2 – دَمَسکوس = دمشق ، پایتخت امروزی سوریه .
3 – بعل یا انلیل : سروری قائم به خویش ، خدای طوفان . پدر خدایان ، تعیین و تثبیت کنندۀ سرنوشت جهان ، خدای شهر نیپور .
نَبو : خدایی که سرنوشت انسان ها و روزهای عمرش را می نویسد ، خدای دبیری و نویسندگی .
نرگال : خدای زیرزمینی ، گاهی همسر ارشکیگال خوانده شده است . خدای طاعون .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *