نهضت پرنی ها

حدود 250 پیش از میلاد پرنی ها به ناگهان به سرداری ارشک ( اشک / آرش ) از خاک ترکمنستان امروزی به سمت جنوب سرازیر شده و پس از غارت استانهای مرزی وارد خاک اصلی ایران پارس شدند. این بار پرنی ها به جای آریا هرات و مرو به نسا، واقع در جلگه های حاصلخیز اترک حمله کردند.

ارشک از این واهمه داشت که از عهدۀ استحکامات این دو شهر برنیاید. ارشک در سال 247 پیش از میلاد در شهر آساک، نزدیک قوچان امروزی در حوزۀ نسا، از سوی پرنی های پیروز به شاهی برگزیده شد. اشک آباد، که امروزه با نام عشق آباد پایتخت جمهوری ترکمنستان است، می تواند نشان خوبی باشد از نخستین شهر اشکانیان. موقعیت اشک آباد را در پناه کوه های شمال خراسان، که شهر را در زمان سلوکی از درون ایران در امان نگه می داشت، نمی توان نادیده گرفت. با به حکومت رسیدن ارشک، که باید او را یکی از مهمترین چهره های تاریخ ایران نامید، دودمان اشکانیان با کمک مستقیم و رستاخیز پرنی های آریایی/سکایی تأسیس شد.

پس از ارشک یکم دیگر شاهان این سلسله نیز به پاس احترام ارشک/اشک خود را ارشک/اشک نامیدند. به قول گیرشمن پیروزی پرنی ها، پیروزی کوچ نشینان بر ماندگارترین روستایی و شهری بود و با اینکه اشکانیان چندین سده بر ایران فرمانروایی کردند، هرگز شکاف میان کوچ نشینان و ماندگاران پر نشد.

پیوند مستقیم اَپـَرنه با اَوَر- شَترو ( اَپـَرشهر، اَبـَرشهر و اَوَرَنک ) در بُندِهِشن که مارکوارت به میان کشیده است و ایران شناسانی چند به آن استناد و یا اشاره کرده اند ، هنوز با مدارک موجود قابل دفاع نیست. مگر اینکه اَبـَرشهر نیشابور را شهری از منطقۀ اَپـَرنه بدانیم.

در اشارۀ کریستین سن به این شهر، آنجا که شاهپور پس از پیروزی بر پهلیزگ، شاه تورانی؟! شهر نوشاهپور را در محلی که جنگ روی داده است، بنا میکند، این نکته دارای اهمیت است که کریستین سن این شهر را کرسی استان اَبـَرشهر یعنی ناحیۀ پَرَنی ها میخواند. اینکه آیا در زمان اشکانیان به پاس یاری های پَرَنی ها ایالتی به نام آنها خوانده شده است هنوز به درستی روشن نیست.

در سنگ نبشتۀ شاهپور یکم در کعبه زرتشت، در پهرست استانهای زیر فرمانروایی شاهپور از اَپـَرخشَتر ( اَپـَرشهر ) نام برده شده است و همین استان در متن یونانی سنگ نبشته با عبارت « همۀ بخش های بالا » آمده است.

آبشخور:
تاریخ اشکانیان ؛ پرویز رجبی
پژوهشی از علیرضا کیانی ؛ تاریخ فا

امین الدوله و پیمان ننگین پاریس

در سال 1857 ميلادي مصادف با 1273 هجري قمري پيماني بين دولت های ايران و انگليس منعقد گرديد كه در آن پيمان بخشي از كشورمان و خراسان بزرگ يعني هرات و افغانستان از خاك ايران جدا گرديده و  آرزوي ديرين استعمار جهت كوتاه نمودن دست ايران از شبه قاره هند جامه عمل پوشيد.حال در اين مقال به نقش و پيشينه يكي از عوامل انعقاد اين پيمان نامه به اختصار خواهيم پرداخت.

ابوطالب فرخ خان امين الدوله كاشي؛
ابوطالب در حدود سال 1230 قمري(1814) به جهان آمد و در 1288 ق (1871) از جهان رفت.
در آغاز نوجواني “خلقي داشت طيب الادا و خلقي كالبدر اذاابدا.” مخزن الوقايع
فتحعلي شاه او را ديد و پسنديد و در جرگه غلام بچگان خود درآورد.ابوطالب براي شاه قليان مي آورد و پيمانه ميريخت. ميرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهاني قطعه اي درباره ابوطالب دارد كه در منشآت او چاپ نشده و آن اين است:

“معقول كاري ،روزگاري داشتيم ؛هروقت كه از خدمات دولتي خسته ميشديم ،در سالاريه گرم بازي شطرنج بوديم  ، و چون از حركات فيل و فرزين و رخ ،ملال حاصل شدي به غنج و دلال “فرخ” واصل شدمي . چه “فرخ” ،لبي رنگين تر از لاله ،دلي سنگين تر از مرمر ، بهشت نعيم ،يد و بيضاي كليم ، كلاله مو ، لاله رو ، ابرو كمند ، بالا بلند ، تذرو خرام ، شيرين كلام ، گل بدن ، جادو سخن ، نازك ميان ، سهام مژگان ، قندين لب ، ماه غبغب ، روشن ضمير ، خرما كی… ، پرمايه ، فندق خا… !! ”
نهاده زلف خود را در دكاني              به هر موجي نهاده نرخ جاني
بلا و فتنه چاووشان راهش               اجل فرمانده چشم سياهش [1]

و چون زماني به قايم مقام پروا نكرده ، قائم مقام هم به تضمين از “عنصري” كه درباره سلطان محمود غزنوي و اياز سروده:

او و من هر دو به هم نازيم و ناز من به است                او به حسن خويش نازد من به مدح شهريار [2]

دوره نوجواني ابوطالب سپري گرديد “آن حلق داودي متغير شد و جمال يوسفي به زبان آمد و بر سيب زنخدانش چون به گردي نشست و رونق بازار حسنش شكست.” [3]

فتحعلي شاه او را نزد عباس ميرزا نائب السلطنه فرستاد و نوشت:

فرخ خان ساقي خودمان را كه ريشش درآمده بود ،براي پيشخدمتي شما فرستاديم.در كتاب كشكول جمالي نوشته محمد علي جمال زاده ميخوانيم “آقاي حسن وثوق (وثوق الدوله) حكايت ميكردند كه ايشان مالك كاغذي هستند كه وقتي عباس ميرزا حكومت تفليس داشته ،پدرش فتحعلي شاه بدو نوشته است.كاغذ به خط ميرزا مريم نام زني است كه منشي حضور فتحعلي شاه بوده است.
فتحعلي شاه مي نويسد:فرزند جانم ، غلام بچه هاي ما ، رفته رفته بزرگ شده اند و ديگر مناسب اين خدمت نيستند . بايد مقداري غلام بچه هاي خوشگل و قشنگ هرچه زودتر تدارك ديده بفرستي .از كارهاي تو هم خيلي خوشوقتم . همه حسابي هست و خيلي هم حسابي است و كاملا حسابي است و حسابي حسابي است.

ابوطالب در دستگاه پوسيده “كپك اوغلي” ها روزبروز ارجمندتر شد ؛ فرخ خان شد؛ امين الملك شد ؛ امين الدوله شد سفير شد .

اعتماد السلطنه در “روزنامه خاطرات ” خود (ص 1006) اين بيت را آورده است؛
همه طبال و  ما همان بطال         اي پسر  كو… بده به  استعجال !!

و پيمان ننگين پاريس را با انگليس ها بست ، يعني كه هرات و افغانستان را به انگليسيان بخشيد. همچنان كه چند سال پس از اين در سال 1277 به دستور انگليسيان، امتياز سيم تلگراف خانقين، تهران را از شاه براي انگليس ها گرفت. [4]

اين كه بيشتر كوشيده اند كه گناه پيمان پاربس را يكسره به گردن ميرزا آقا خان نوري بيندازند صحيح نبوده و گناه اين خيانت به گردن هردوي آنها يعني ميرزا آفا خان و امين الدوله ميباشد و سخن اعتماد السلطنه پذيرفتني است كه امين الدوله براي بستن پيمان پاريس از انگليسها پول گرفت.
چونين كسي در 1875 يعني سالي كه آن پيمان ننگين و رسوا را بست و دست ايران را بريد، در پاريس به لژ فراماسوني گراندريان پيوست!!

آبشخور:
1 و 2  ( از يادداشتهاي خانملك ساساني )
3 گلستان چاپ نفيسي
4 نگاه شود به تاريخ روابط سياسي ايران و انگليس

مهرداد دوم

مهرداد دوم یا مهرداد بزرگ(اشک نهم) نهمین شاه ایران از دودمان اشکانی است که از حدود ۱۲۳ تا ۸۷ پ. م سلطنت کرد. لقب کبیر را به دلیل مقتدر بودن و نظم و سازمان دادن به امور ایران به او داده‌اند. وی هنگامی به شاهی رسید که ایران از هر سو آماج تهاجم اقوام مختلف شده بود. مهرداد با دلاوری و درایت تمام نواحی اشغال شده را پس گرفت و مرزهای ایران را در شرق تا کوههای هیمالیا و در غرب تا میان‌رودان رساند. در زمان پادشاهی او ایران و روم هم‌مرز شدند. وی همچنین به اوضاع داخلی ایران نظم و سازمان داد و اقتصاد شکوفایی را پایه‌ریزی کرد.

مهرداد پس از نشستن بر تخت شاهی نخست بابل را از تازیان پس گرفت و سپس لشکر به ارمنستان کشید. وی در سال ۱۱۳پ. م سراسر میان‌رودان را به دست آورد و آنگاه رو به شرق نهاد. پیش از رسیدن مهرداد به شاهی، حدود سال ۱۳۳پ. م در شرق، سکاها به مرزهای ایران و بلخ تاختند، دولت بلخ را نابود کردند و دولت‌های کوچک یونانی را تا نزدیک هندوستان از میان بردند. آنها به داخل ایران نیز تاخته و پارت و گرگان را لگدکوب اسبان خود کردند. گروهی از آنان به سیستان و افغانستان رفته و حکومتی سکایی پدید آوردند و از این پس سرزمین زرنگ سکستان(سیستان) نامیده شد. حتی اردوان دوم شاه ایران که پدر مهرداد دوم است نیز در نبردی با آنان کشته شد. مهرداد با نبردی سهمگین سکاها را چنان شکست داد که دیگر مدت‌ها متعرض ایران نشدند. او پارت و هرات را آزاد کرد و دولت سکایی سیستان را وابسته به دولت اشکانی کرد. وی همچنین مرو و بخش‌هایی از فرارود را نیز تصرف کرد.

پس از پیروزی‌هایی که ذکر آن رفت مهرداد فرصت یافت تا به امور داخلی کشور بپردازد. او نخستین کس از خاندان اشکانی است که خود را شاهنشاه خواند و ادعا کرد که خاندان اشکانی از نسل اردشیر دوم هخامنشی است. این کار او اقدامی آگاهانه بود که اشکانیان را ادامه دهنده هویت ایرانی نشان دهد و همینطور این کار حکومت اشکانیان را در پرتو ارتباط یافتن با هخامنشیان بر حق جلوه داد. مهرداد دوم بسیار پای‌بندی به فرهنگ، آداب و سنن ایرانی بود. وی با تلاشی خستگی ناپذیر بر آن شد تا فرهنگ ایرانی را از مظاهر فرهنگ یونانی هلنی پاک کند. در عرصه بازرگانی و سر و سامان دادن به اقتصاد کشور مهرداد اقدامات بسیاری کرد و در روزگار او بود که را بازرگانی ایران به چین که در تاریخ به “راه ابریشم” معروف است گشوده شد. از این پس مبادلات کالا میان چین، هند، عربستان و برخی سرزمین‌های دیگر موجب شکوفایی اقتصاد کشور گردید.

به دلیل اهمیت سرزمین‌های غربی ایران و میان‌رودان مهرداد در سال ۹۴پ. م به سرزمینهای شمالی میان دجله و فرات تاخت و پس از کسب پیروزی‌هایی در این منطقه رود فرات را به عنوان مرز غربی ایران تعیین کرد. وی همچنین در امور ارمنستان که دارای اهمیت بسیاری بود و شاهان آن از تبار اشکانی بودند دخالت کرد.

در سال ۹۶پ. م رومیان در راستای سیاست جهانگشایی خود به کرانه غربی رود فرات رسیدند و مصمم بودند که ایران و هند را به قلمرو خود ضمیمه کنند. فرمانده قوای روم شخصی به نام سولا بود. مهرداد به خاطر گرفتاریهای زیادی که در آن زمان برای اشکانیان پیش آمده بود صلاح دید که با رومیان وارد جنگ نشود، لذا به آنان پیشنهاد صلح کرد. این پیمان بسته شد ولی نماینده اشکانی به دلیل تحقیری که سولا بر او روا داشته بود در بازگشت اعدام شد.

در پایان زندگی مهرداد دوم(حدود ۸۷ پ. م) در شرق و غرب تهاجماتی صورت گرفت. تیگران(Tigranes) شاه ارمنستان از مرگ مهرداد بهره جسته و بخش شمالی میان‌رودان را تصرف کرد. در این زمان گودرز که در زمان مهرداد دوم در بابل قیام کرده بود برای مدت کوتاهی به شاهنشاهی رسید. اُرُد گودرز را از حکومت انداخت و پس از دوره کوتاهی سیناتروک بر جای او به شاهنشاهی نشست.

منابع:

خدادادیان، اردشیر، اشکانیان، منصور ۱۳۸۰
دانشنامه آزاد.