لشکرکشی خلفا به ایران چگونه بود؟

لشکرکشی خلفا به ایران چگونه بود؟

نگارنده: حامد محمدپور

لشکر کشی خلفا به ایران چگونه بود؟

وقتی به تاریخ رجوع کنیم خواهیم دید: اعراب در بخشهای مختلف ایران نبردهای سخت و طولانی و خونینی داشتند و اکثر این نبردها به دستور خلیفه دوم و سوم و لشکریان معاویه بود. در اواخر دوره امویان ایرانیان به ائمه شیعه خیلی علاقه پیدا کردند به طوری که طبرستان که روزی مرکز مخالفت با اعراب بود و دژی در مقابل آنان بود به یک پایگاه شیعی تبدیل شده بود!

یکی از دلایلی که اهل سنت به عنوان برتری و فضیلت برای خلفا به آن استدلال می‌کنند، جنگ‌ها و فتوحاتی است که به دست خلفا اتفاق افتاد، می‌گویند که چه افتخار و شجاعتی است از این بالاتر، که عمر به ایران حمله کرد و مردم را مسلمان کرد. اما در پاسخ به این کلام نکاتی باید در نظر گرفته شود.

نکته اول:

فرض کنیم که لشکر کشی عمر بن خطاب، باعث بزرگی شأن او باشد، اما برای افتخار به یک شخصیت، هرگز نمی‌توان به یک قسمت از زندگی او توجه کرد.

نکته دوم:

رسول خدا (ص)، هیچ گاه براي مسلمان كردن ديگران با آنها نجنگيد و خون کسي را نريخت و هیچگاه شروع كننده جنگ نبودند. دعوت پیامبر اکرم (ص) با گفتگو بود. او وظيفه داشت دين اسلام و قوانين آن را به مردم ابلاغ كند، اما وظيفه نداشت كه مردم را به زور شمشير و سر نيزه مسلمان کند. خداوند در آيات فراوانی از قرآن کريم اين مطلب را بيان کرده است؛ از جمله:

فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلَاغُ الْمُبِينُ [النحل ، آیه ۸۲]

پس اگر پشت‏ كرده برگردند، همانا بر تو رساندن روشن و آشكار پيام است و بس. [۱]

اما جنگ های خلفا چگونه بود ؟

به عنوان نمونه، جنگ ذات العيون که در آن (فتح شهر الانبار)، خالد بن وليد، از فرماندهان سپاه عمر بن الخطاب به تير اندازان خود دستور داد كه چشمان مردم را هدف بگيرند و آنان در آن روز هزار نفر را كور كردند، تا حدي كه اين جنگ به جنگ “ذات العيون” معروف گشت.

ابن اثير در الكامل مي‌نويسد:

وقتي كه شهر انبار فتح شد، خالد مأمور سر و سامان دادن به آن شهر شد (اين شهر از آن جهت انبار ناميده مي‌شد كه محل ذخيره مواد غذائي بود). ولي پيشاپيش لشكريان شخصي بود به نام اقرع بن جابس كه مجرد رسيدن به شهر، اطراف آن را محاصره كرد و آتش جنگ را شعله‌ور ساخت. او مردي كم صبر بود، تيراندازان را جلوي لشكر گذاشت و دستور داد تا چشم‌هاي مردم را هدف بگيرند و خود او نيز اولين تير را رها كرد و آنان به دنبال او چشم‌ها را مورد هدف قرار دادند كه حدود هزار چشم هدف تير قرار گرفت. از اين رو اين واقع “ذات العيون” نام گرفت. [۲]

و ابن كثير در البداية و النهاية مي‌گويد:

خالد، شهر انبار را فتح كرد و اين‌جنگ‌ها “ذات العيون” ناميده شد. خالد سوار بر مركب خود به انتهاي شهر رفت و مردي از عاقل‌هاي فارس به نام “شيرزاد” همراه او بود. خالد شهر را محاصره كرد، ولي مردم در اطراف شهر خندق ايجاد كرده بودند. مردان عرب زباني اطراف خندق جمع شده بودند كه به همراه صاحبان زمين‌ها مانع از نفوذ لشكر به داخل شهر شدند ، دستور داد سر يك نفر از آنان را جدا كنند. سپس خالد دستور داد كه با تير مردم را هدف قرار دهند تا اين كه چشم هزاران نفر از آنان كور شود. فرياد و ناله مردم سراسر آن‌جا را فرا گرفت كه چشم‌هاي مردمان كور شد و لذا اين جنگ را “ذات العيون” ناميدند. [۳]

جنگ گرگان :

در اين جنگ هم جنايت عظيمي اتفاق افتاد. غير مسلمان، از فرمانده به ظاهر مسلمان درخواست كردند كه ما درهاي شهر را بر روي شما مي‌گشاييم، به شرطي كه حتي يك نفر از ما كشته نشود؛ اما لشكريان خليفه چه كردند؟ همه را كشتند جز يک نفر و گفتند كه ما گفته بوديم كه يك نفر از شما را نمي‌كشيم!!

ابن اثير در الكامل مي‌گويد:

به گرگان وارد شدند و با گرفتن ۲۰۰ هزار دينار با آنان مصالحه كردند. سپس به اطرافه طميسه كه شهري در كنار ساحل دريا و بعد از گرگان واقع و جزو مازندران بود، رفتند و با مردم آن‌جا جنگ كردند. نماز خوف كه حذيفه كه كيفيت خواندن آن را مي‌دانست خوانده شد و با آنان نيز به مقابله برخواستند و سعيد با شمشير بر سر مردم كوبيد كه از زير بغل او درآمد و آنان را محاصره كردند. آنان درخواست امان كردند كه به آنان اين امان داده شد تا كسي از آنان را نكشند و لذا قلعه را باز كردند، ولي آنان همه را كشتند به جز يك مرد. سپس آن‌چه كه در قلعه بود تصرف كردند. [۴]

آن‌ها از فرمانده امان خواسته بودند، با چه مجوزي به آن‌ها امان دروغ داده شد؟ با چه مجوزي عهد خود را شكستند؟ با چه مجوزي همه آن‌ها را كشتيد؟ اگر واقعاً مستحق قتل عام بودند، با چه مجوزي آن يك نفر را باقي گذاشته شد؟! آيا در زمان پيامبر چنين جنايتي سابقه داشته است؟ پيامبر اسلام از بدترين دشمن خود ابوسفيان و از وحشي (غلام هند جگر خوار) قاتل عزيزترين كس خود گذشت و آن روز كه بر آن‌ها مسلط شد همه را؛ از جمله معاويه را آزاد كرد. اما مسلمانان چه كردند؟! آيا به چنين فتوحاتي مي توان مباهات کرد؟

بر فرض اين كه آن ها اجازه به راه انداختن چنين نبردهايى را داشته اند، بايد ديد آيا آن‌ها همان طور كه پيامبر اكرم (ص) در جنگها عمل مى‌كرد، عمل كرده‌اند، يا هم چون رهبران خودكامه دنيا؟ خليفه رسول خدا كسى است كه از مرز دستورات پيامبر و شريعت او خارج نگردد؛ همان طور كه او مى‌جنگيد، بجنگد، به همان هدفى كه او جهاد مى‌كرد، جهاد كند؛ نه اين كه هر طور غريزه قدرت طلبى او اقتضا كرد.

پی‌نوشت:

 [۱ ] النحل / ۸۲ .
[۲ ] الكامل في التاريخ ، ابن الأثير ، ج ۲ ، ص ۳۹۴ .
[۳ ] البداية والنهاية ، ابن كثير ، ج ۶ ، ص ۳۸۴ .
[۴ ] الكامل في التاريخ ، ابن الأثير ، ج ۳ ، ص ۱۱۰ .

منبع: پایگاه جامع ادیان

افکار و عقاید خود را با دیگران در تالار گفتمان تاریخ فا به اشتراک بگذارید:

تالار گفتمان تاریخ فا