مزدک بامدادان در تلمود بابلی و دیگر اسناد تاریخی

مزدک بامدادان در تلمود بابلی و دیگر اسناد تاریخی

نگارنده: مرتضی حماسی

محصولی از تیم پژوهش تاریخ فا

مزدک

کهن نامۀ تلمود ؛ تفاسیری است که طی سده ها و دوران ها به دست دانشمندان طراز اول یهود بر آیات تورات نهاده شده است . این کتاب بنا بر گفتۀ دکتر ابراهام کُهِن ؛ مترجم فقید متون عبری ؛ ما را با دار العلم ها و مدارس فلسطین و بابل آشنا می سازد که در آن جا تورات مورد بحث و تفسیر قرار می گرفته است (1) . این کتاب قسمتی از ادبیات تلمودی محسوب می گردد و دامنۀ ادبیات تلمودی و واژگان آن بسیار وسیع است و شامل مباحثی مانند یگانگی خداوند ؛ رابطۀ خداوند و کائنات ؛ انسان ؛ وحی و الهام ؛ زندگی و خانواده ؛ زندگی اجتماعی و اخلاقی و جسمانی ؛ آداب و رسوم ؛ قوانین و دادگاه ها ؛ آینده بینی یهودیان و برخی داده های تاریخی می باشد . در میان مطالب تلمود یکپارچگی میان موضوعات دیده نمی شود و نمی توان متنی را پیدا نمود که مختص به موضوعی پرداخته باشد .

با توجه به این که تلمود در عهد ساسانی نگارشش نیز ادامه داشته است ؛ از این کتاب به عنوان منبعی برای بررسی قوانین و حقوق جزائی در میان اقوام غیر ایرانی در امپراطوری ساسانیان یاد می کنند و البته از پادشاهان ساسانی و بیزانسی در این کتاب نیز به صورت پراکنده و موجز ، مطالبی نوشته شده است . (2)

کتاب دهم تلمود در بخشی به تاریخ شاهان ساسانی پرداخته است و از اشارات بسیار مهم تاریخی که در این بخش دیده می شود ؛ اشاره به ظهور شخصی مزدک نامی برای اصلاح دین زرتشت در زمان قباد پدر انوشیروان ؛ در سدۀ ششم میلادی است که در آن جا می خوانیم که قباد فرمان به پذیرش این دین به مردم می دهد و مردمان طبقات پایین تر از این فرمان استفادۀ زیادی می کنند . از اعتقاداتی که در این متن به مزدک نسبت داده شده است ؛ اشتراک و اجماع در مایملک و همسران و زنان است .

آن چه که نیز در تلمود بابلی در کتاب دهم آمده است ؛ مزدک را مصلح دین زرتشت قلمداد می کند که مردم را در شراکت در زن و مال فرا می خواند و در این عقیده ؛ زن را برابر با دارایی شخص بیان می شد . در ادامه به شورش یهودیان به رهبری مار زوترای دوم اشاره شده است که پس از مرگ قباد ساسانی ؛ دولتی مستقل تشکیل می دهند :

 

 
In the reign of Kobad ( cabdes ) in pars , a fantatic reformer named Mazak desired to introduce the doctrine of the community of property and wives , thus modifying the Zoroastrian creed . the king became an adherent of the new doctrine and decreed its acceptance by the people .The lower classes eagerly availed themselves of the license thus granted . to this communism , the jews , led by Mar zutra II , son of R.Huna , the young exilarch , offered an armed resistance . The occasion of the revolt was the murder of mar isaac , president of one the of the colleges . It is related that they established an independent Jewish state


[ در [ هنگام ] فرمانروایی قباد در پارس ، اصلاح طلبی متعصّب [ که ] مزدک نام داشت ؛ از قرار اصلاح کردنِ دین زرتشتی ؛ به مرسوم نمودن عقیدۀ اجتماع مال و همسران خواهان گردید . پادشاه [ قباد ] پیرویی از عقیدۀ جدید شد و فرمان به پذیرش آن توسط مردم داد . طبقات پایین تر مشتاقانه خودشان را از این گونه اجازۀ عطا شده ؛ سود رسانیدند . در این اصول اشتراکی ( = کمونیسم ) ؛ یهودیان ؛ توسط مار زوترای دوم پسر هونا ؛ رهبری شدند . اکسایلرچ جوان ؛ پایداری مسلحانه را ابراز داشت . به قتل رساندن ماراسحاق ؛ رئیس یکی از دانشگاه ها ؛ موجب این شورش بود . گزارش شده است که آنان یک دولت خود مختار یهودی تأسیس نمودند … ] . (3) 
نظر به بی کفایتی قباد شاه ، اوضاع کشور آشفته گردید و بدین خاطر شورش هایی ایجاد شد . ولی با رسیدن خسرو انوشیروان به پادشاهی ایران ؛ این اوضاع در میان یهودیان مساعد شده و آموزگاران مدارس یهودی به دلیل مجازات اعمالشان ، خود را پنهان می ساختند و مدارس علمی یهودیان نیز در بی تکلیفی و بسته بودن قرار داشت . این شورش ها بدون ارتباط با فتنه های مزدکیان و بی کفایی قباد اول نبوده است . در تلمود بابلی آمده است :

 

The colleges were closed , as the teachers were compelled to conceal themselves , and Abuna and Giza , two of the most eminent , fled . when peace was restored after Kobad’s death , the college at sura , received Giza as president 
[ مدارس بسته بودند ، چنان که آموزگاران وادار به پنهان کردن خودشان بودند ، و ابونا و گیزا دو نفرِ والامقام ترین ؛ فرار کردند . هنگامی که پس از مرگِ قباد ؛ آرامش به حالت اول برگشته بود ، دانشگاه در سورا ؛ جیزا را به عنوان رئیس قرار داد … ] . (4) 
تلمود بابلی خسرو انوشیروان ( فرمانروایی 531 – 579 میلادی ) را شخصی معرفی می کند که بر خلافش ، پسرش هرمزد چهارم ( فرمانروایی 579 – 590 میلادی ) پیروان دیگر آئین ها را آزار می داده است و دو دارالعلم دینی یهودیان ؛ یعنی سورا و پامبدیتا را تعطیل می کند . لذا میان پادشاهی قباد و هرمزد چهارم ؛ در دوران انوشیروان دادگر ؛ مدارس علمی – دینی یهودیان رونق پیدا می کند . و پس از هرمزد چهارم نیز توسط بهرام چوبین این دو دارالعلم باز می شوند . 

تلمود بابلی بدین شرح توضیح می دهد (5) :

 
Hormisdas IV., Chosroes Nushirvan’s son, was unlike his father. Led by the Magi, who strove to check the approaching dissolution of their religion by persecution of the adherents of other faiths, he vented his wrath upon the Jews and Christians of his empire. The Talmudical colleges at Sura and Pumbeditha were closed ,

در این مورد که قباد اول ، مزدک را کشته باشد و یا خسرو انوشیروان ؛ در میان پژوهشگران آراء متفاوتی دیده می شود ؛ پژوهشگرانی مانند آرتور کریستن سن ، و.م میلر و برخی پژوهشگران غربی معتقدند که قباد در ضیافتی که برای مزدک و پیروانش برپا کرده بود ، به قتل عام آن ها پرداخت ، لیکن تاریخ های پس از اسلام و متون زرتشتی ؛ کشتن مزدک را پس از به تخت نشستن انوشیروان و به توسط وی می دانند ، چنان بلعمی می نویسد :

[ چون انوشیروان در مملکت بنشست ، داد کرد . و در روزگار پدرش مردمان از وی عقل و تدبیر دیده بودند ؛ چون نوشیروان بر تخت بنشست ، همه مردم شاد شدند و نخست بگفت : تا مزدکیان را بکشتند ، و هر مالی که در دست ایشان بود ، آنرا خداوند ( = صاحب ) نبود به درویشان داد ، و هر زنی که ایشان داشتند ؛ به خداوند آن داد و درویشان را گفت : که کاری کنید و از مردمان چیزی مخواهید و که تن درست بود گفتی کشاورزی کن ، و هر که نابینا بود او را از خزانۀ خویش چیزی داد ، و گفت نخواهم در که در پادشاهی من درویش بُوَد … ] (6) 
موارد بیان شده در بالا در دیگر متون تاریخی ، درستی آن ها اثبات گردیده است . چنانچه مردم ایران از ستمی که مزدکیان بر ایرانیان روا می داشتند ، عاصی گشته بودند و بدین ترتیب درخواست از موبد موبدان ایران نمودند که قباد را از تخت سلطنت به زیر کشند . اخبار متون اسلامی و ایرانی از این ماجرا با وجود تفاوت هایی با نوشته های مورخین بیزانسی از به زندان افتادن قباد بدین خاطر ، این نظریه را بیشتر تایید می کند که آئین مزدک ، راه را برای ظلم و ستم به مردم باز نموده بود ؛ هر چند که در نخست از این مذهب بسیار استقبال شد ولی بعد ها به ضرر مردم ایران انجامید . و البته این که انوشیروان از درویشان حمایت می نماید را می توان در کتاب پهلوی « ماتیکان هزار داتستان » در یک رأی مشاهده کرد در زمان وی ؛ نهاد موبدان موبد ؛ به نهاد « درویشان دادگویی » ؛ تغییر نام می دهد ؛ هر چند که مترجم عزیز این کتاب ؛ استاد علی کاکا افشار این موضوع را تأثیر جنبش مزدک می دانند ؛ ولی چنان چه بلعمی و طبری و دیگر تاریخ نگاران این دوره نوشته اند ؛ حمایت از درویشان یکی از اعمال خسرو انوشیروان بوده است و خیلی بعید است که ساسانیان بخواهند تعالیمی که مزدک شعار می داده است ؛ بخواهند انجام دهند . حال با این که آموزه های مزدک باعث هرج و مرج در کشور گردیده بود ، تاریخ بلعمی که ترجمه ای از تاریخ طبری ، در این باب می آورد : 
[ موبدان قباد را گفتند : این مذهب خطاست و نپذیرفت ، و مزدکیان را تقویت می کرد و هر روز آن مذهب می افزود و مردمان در عذاب بودند و و متابعان مزدک افزون می شدند و خلقی از آن به ستوه آمدند . پس پیش موبد موبدان آمدند و گفتند : این مردمان ( = مزدکیان ) بسیار گرشتند و کس ایشان را قعر نتوان کردن ، و ملک ( = شاه ) خود از ایشان است . موبد موبدان گفت : من این کار را هیچ حیلت ندانم کرد ، مگر این ملک را عزل کنیم و ملکی دیگر بنشانیم تا این مردمان را قهر کند . گفتند : تدبیر جز این نیست . پس سوی قباد آمدند و تاج از سرش برداشتند و او را از تخت ملک فرود آوردند و به زندان بازداشتند … ] (7) 
ایدئولوژی ای که مزدک آن را پی گرفته بود ؛ آموزه هایی بود که از استاد خود « زرتشت خرکان » نامی گرفته بود . مذهبی که توسط این شخص بنا نهاده شده بود ؛ « زرتشتکان » نام گرفت . در کتاب گرانسنگ دینکرد ( کتاب سوم ) ؛ در فصل … ؛ شخصی مزدکی از موبدی زرتشتی پرسش می کند در این رابطه که چرا شما آئین زندگی اشتراکی ما را انکار می کنید ؟ بخشی از این پرسش و پاسخ به شرح زیر است : [ کرده پنجم ؛ پرسش هفتم : اشموغی پرسید :

از آن جایی که ، سرکوب آز و شهوت < و خشم > و رَشک و دیگر گناه گروی ها و سرکوبِ « دروج » برترین اندرز دین بهی است ، < پس ، درمانِ > گناه گروی مردمان ، به گونه ای گسترده < بر > اشتراکِ ثروت و زن و مجاز دانستن قانونیِ زن در اشتراک همگان < می باشد > ؛ …

پاسخ :

همانا اشتراکِ < ادعاییِ > شما در بابِ زن و دارایی ، < که آن را > برگرفته از آموزه های زرتشت < نامی می دانید > و نیز جارچیانی که در فسا (؟) < مردم را به این مسلک > فرا می خوانند ، یکسره < تجویزاتی > فریبکارانه است < که رهنمودِ خود را > از کتاب آموزه های < آشموغان می گیرد ؛ و خودِ این آموزه ها بنیاد شده > بر آز و شهوت و رَشک و ننگِ همگانی است ؛ که تنها هرزه < گروی > را مجاز می شمارد ؛ < و پی آمدش چیرگیِ > آشوب در جهان و < رواجِ > کاهلی ( = تنبلی ) در < کار و > آسانی مردم < خواهد بود > …

] (8)

نظر به این که این پرسش و پاسخ مربوط به پیش از اسلام باشد و یا پس از اسلام ؛ در کل ثابت می سازد که آن چه در نوشته های یهودی ؛ زرتشتی ؛ یونانی ، بیزانسی و اسلامی از آموزه های مزدک می خوانیم ؛ نمی توانسته است جعلی و یا مغرضانه باشد و بسیار غیر منطقی است که بخواهیم باور کنیم که زرتشتیان در دینکرد بخواهند دروغی به مزدکیان نسبت داده و پرسشی مجهول را با پاسخش در مهم ترین کتاب دینی خود بنویسند .

اکنون جای دارد که مقداری از اسناد و مدارک تاریخی موجود را دربارۀ با مزدک و مزدکیان بررسی اجمالی داشته باشیم …
نخست از تواریخ اسلامی شروع می کنیم ؛ و از بلعمی که از آن در چند جای نقل گرفتیم ؛ این بررسی را آغاز می کنیم . وی می نویسد : 
[ پس چون ده سال از عهد قباد بگذشت مردی بیامد به سوی او ، نام او مزدک ، از زمین خراسان ، از شهر نسا و دعوی پیامبری کرد و ایشان هیچ شریعت نو ننهاد مگر همان شریعت مغی ، و همان مادر و دختر و خواهر به حلال داشتن ، مگر آن که نکاح از زن بیفکند و ملک از خواسته برگرفت و گفت : ” خدای جهان میان خلق راست نهاده است ، کسی را کم یا زیاد بیش نداد چنان بود که همه کس به زن و خواسته باشد ، و هر که را خواسته بود نتوانست که گوید مر ان که نیست ندهم ، و زن هم چنین ، و هم زن من آن را حلال است ؛ و آن زن وی نیز مرا حلال است ، هر که خواهد همی گیرد ] . (9)
همچنین ابوریحان بیرونی نیز در فصل هشتم آثار الباقیه در مورد ظهور مزدک می نگارد :
[ و پس از این ها که گفته شد مردی خروج کرد که مزدک بن همدادان نام داشت و از اهل نسا بود و مؤبد مؤبدان یعنی قاضی القضات و در ایام قباد ابن فیروز ظهور نمود و مردم را به دین ثنویت خواند و با زردشت در بسیاری از آراء مخالفت کرد و به اشتراک در مال و زن قائل گشت و جمعی زیاد او را پیروی کردند و قباد نیز بدو ایمان آورد و برخی از ایرانیان بر این عقیده اند که قباد در ایمان به مزدک ناچار و مضطر بود چه ؛ از کثرت پیروان او بر پادشاهی خود می ترسید و برخی دیگر از ایشان بر این عقیده اند که مزدک جزو دهات بود و چون می دانست که قباد به زن پسر عموی خود علاقه دارد این بود که از موقع استفاده کرد و قباد هم فی الفور این مذهب را قبول نمود ] . (10) 
متون زرتشتی نیز همین اقوال را تکرار می کنند . بعنوان نمونه در کتاب بندهش ایرانی که از مهم ترین متن های تاریخی – دینی زرتشتی به خط و زبان پهلوی ( پارسی میانه ) است ؛ در بخش هیجدهم ؛ در همین موضوع آمده است : 
[ در شاهی قباد ، مزدک بامدادان به پیدائی آمد ، آئین مزدکی نهاد . قباد را فریفت و گمراه کرد که زن و فرزند و خواسته ( = مال ) به هَمی و انبازی ( = اشتراک ) باید داشت ، و فرمود دین مزدیسنان از کار بدارند ، تا انوشیروان خسرو قبادان ؛ به برنائی آمد ، مزدک را کشت ، دین مزدیسنان را سامان بخشید و آن هیونان را که به ایرانشهر اسب تازی می کردند ؛ بسپوخت و گذر ( ایشان ) را بست ، ایرانشهر را بی بیم کرد ] .
(11)
متون زرتشتی مانند متون دوران اسلامی ، از مزدک به نیکی یاد نمی کنند و در نسک هایی مانند منظومۀ مزدک نامه ( منظومۀ شعری زرتشتی که دربارۀ مزدک و کشتن وی است ) ، دینکرد و دیگر نسک ها اشاراتی به عقاید مزدکیان و نقد آن مشاهده می شود .
در نسک پهلوی « زند وهومن یسن » که به پیشگویی ها و سرنوشت دین زرتشت در ادوار تاریخی می پردازد ؛ دربارۀ دوران انوشیروان ساسانی این گونه می خوانیم :
[ زند وهومن یسن ؛ باب سوم ؛ بند 28 :آن پولادین ، خداوندی ( = پادشاهی ) خسرو پسر کواد شاه است . که گجسته ( = ملعون ) مزدک پسر بامداد ، دشمن دین را که با جدا راهان باشند ، از این دین باز دارد ] . (12)
آن چه که مزدک می پنداشت ؛ آن بود که زن و مال و خانه ، داشتن آن ها برای هر شخص ، از آموزه های زرتشت پیامبر بوده است و اینگونه است که دین پایدار می ماند . فردوسی بزرگ از زبان مزدک ، آموزه های وی را این گونه بیان می دارد :
زن و خانه و چیز ، بخشیدنیست **** تهی دست کس با توانگر یکیست

زن و خواسته باید اندر میان **** چو دین بهی را نخواهی زیان

بدین دو بود رشک و آز و نیاز **** که با خشم و کین اندر آید به راز

 

ولی در ادامۀ داستان ؛ فردوسی بزرگ نیز گواهی می دهد که آموزه های پیامبران به وسیلۀ مزدک از بین می رود و باعث بی راهه رفتن و گمراه شدن مردم از راه راست می گردد :
 ز چیزی که گفتند پیغمبران **** همان دادگر موبدان و ردان

به گفتار مزدک همه کژ گشت **** سخش هاش ز اندازه اندر گذشت

بر او انجمن شد فراوان سپاه **** بسی کس به بی راهی آمد ز راه

 

شاید بتوان احتمال داد که نوشته های ایرانی و اسلامی به دلیل دشمنی ساسانیان با مزدک که سعی بر تخریب چهرۀ او داشته اند ؛ از طریق نوشته های آن ها این گفتار و آموزه ها به مزدک نسبت داده شده و سپس در تواریخ اسلامی نیز وارده شده است ، ولی اگر این گونه بود ؛ می بایست در نوشته های مورخانی که در دورۀ مزدک و قباد می زیستند ، مانند نوشته های گیبون ؛ پروکوپیوس یونانی ، یوشع استیلیتس و … مطالبی مخالف با تواریخ ایرانی و اسلامی مشاهده می گردید ؛ که این گونه نیست .
امید عطایی فرد به نقل از پروکوپیوس و گیبون می نویسد :
[ پروکوپیوس یونانی که در سال 562 میلادی درگذشت ، در کتاب اول از مجموع هشت جلدی خود آورده است : ” چندی که از سلطنت قباد گذشت و قدرت وی در ادارۀ امور کشور بسط یافت ، برخی بدعت های تازه آورد که از آن جمله بود : وضع قانونی راجع به مشترک بودن زن ها در میان مردان ایرانی” .به نوشتۀ گیبون ، مردم ایران از مزدک خشمگین و مأیوس بودند زیرا وی حاصلخیزترین زمین ها و زیباترین زنان را برای استفادۀ پیروان خودش اختصاص داده بود ] . (13)

همچنین یوشع استیلیتس تاریخ نگار اهل ادسا ( Edessa ) در کتابی که در حدود 502 میلادی ؛ معاصربا قباد اول ؛ نوشته است راجع به قباد اول می نویسد :

he irritated the mind of the believing emperor Anastasius with threatening words . but when he heard his boastful language , and learned about his evil conduct , and that he had reestablished the abominable sect of the magi which is called that of the Zaradushtakan which teaches that woman should be in common , that every one could sheep with whom he pleases

[ او خاطرِ معتقدِ امپراطور آناستاسیوس را با الفاظ تهدید آمیز رنجاند . ولی هنگامی که او کلام چاخانش را شنید ، و دربارۀ رفتار شریرانۀ او آگاهی یافت ، و آن که او ( = قباد ) مسلک ناپسندِ موبدی که به زرتشتَکان نام گرفته است را احیا کرد که آموزش می داد زنان می بایست در اشتراک باشند ، که هر کس می توانست با کسی که کیف می کند ؛ بخوابد ( = همبستر شود ) … ] .(14) 
پیش تر به آئین « زرتشتکان » اشاره داشتیم که مذهبی بوده است که استادِ مزدک وی را بنا نهاده بود و مزدک این آموزه ها را به کمک قباد اول در میان مردم رواج بخشیده بود . در این متن به شخص مزدک اشاره نمی شود ؛ ولی برای ما ثابت می کند که بدون شک به وسیلۀ مزدک بوده است که این آئین در کشور رشد کرده و نظم طبقاتی را برهم زده و بزرگ و کوچک و بالا و پست را در یک طبقه گنجانیده است . به هر شکل برای ما مشخص است که حال اگر هم مزدک به قصد اصلاح اوضاع کشور ؛ آموزۀ کمونیسمی اش را رواج داده است ، اما این موضوع ثابت شده است که این سیاست به زودی شکست خورده است و زندگی بدون طبقات مختلف اجتماعی امکان پذیر نیست و این امر به عینه توسط مزدک و مزدکان به اثبات رسید .
 آبشخور و پی نوشت :

1 – گنجینه ای از تلمود / تالیف آبراهام . کهن ؛ ترجمه : امیر فریدون گرگانی ، تهران ، اساطیر ، 1390 ، برگۀ 2 .

2 – بنگرید به مقالۀ ” شاهان ساسانی در تلمود ” ، پایگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی .

3 – بنگرید به :

Babylonin Talmud, Book 10 : History of the Talmud tr. by Michel L. Rodkinson . [ 1918 ] , chapter VI


4 – همان .5 – همان .6 – تاریخ بلعمی ( ترجمه تاریخ طبری ) / بخش مربوط به ایران : مقدمه و حواشی باهتمام محمد جواد مشکور ، تهران ، دنیای کتاب ، 1382 ، برگۀ 151 و 152 .7 – همان ، برگۀ 144 .

8 – کتاب سوم دینکرد ، آراستاری ؛ آوانویسی ؛ یادداشت ها و ترجمه / مترجم فریدون فضیلت _ تهران : فرهنگ دهخدا ، 1388 ، برگۀ 15 .

9 – تاریخ بلعمی ( ترجمه تاریخ طبری ) / بخش مربوط به ایران : مقدمه و حواشی باهتمام محمد جواد مشکور ، تهران ، دنیای کتاب ، 1382 ، برگۀ 143 و 144 .

10 – آثار الباقیه / تالیف ابوریحان بیرونی ؛ ترجمۀ اکبر دانا سرشت ، تهران : امیرکبیر ، 1362 ، برگۀ 311 .

11 – بندهش / فرنبغ دادگی ، گزارنده مهرداد بهار . – تهاران : توس ، 1378 ، برگۀ 141 .

12 – زند وهومن یسن ( بهمن یشت ) ( مسئله رجعت و ظهور در آیین زرتشت ) و کارنامۀ اردشیر پاپکان / [ مترجم ] صادق هدایت . – [ ویرایش ] . – تهران : جامه دران ، 1383 ، برگۀ 41 .

13 – نقل از مقالۀ «فتنۀ مزدک » ، نوشتۀ امید عطایی فرد .

14 – برای ترجمۀ انگلیسی کتاب استیلیتس ؛ بنگرید به :

 

 
A HISTORY OF THE TIME OF AFFLICTION AT EDESSA AND AMIDA AND THROUGHOUT ALL MESOPOTAMI. [ Translated by William Wright ]
 
منبع: تاریخ فا

افکار و عقاید خود را با دیگران در تالار گفتمان تاریخ فا به اشتراک بگذارید و همچنین از کتابخانهو نگارخانه تاریخی این تارنما دیدن فرمائید:

با تاریخ فـا ، مرجع تاریخ و تمدن ایران و جهان باستان همراه باشید…

تاریخ فا ، مرجع تاریخ و تمدن ایران و جهان