رستم فرخزاد و ملاقات با نمایندگان سپاه عرب

رستم فرخزاد و ملاقات با نمایندگان سپاه عرب

نگارنده: حامد محمدپور

رستم فرخزاد

رستم فرخزاد در ملاقات با نمایندگان سپاه عرب می‌دید که سعد بن ابی‌وقاص هر نوبت فرستاده‌ای متفاوت از پیک قبلی می‌فرستاد و کسی را دو نوبت مأمور رساندن پیام نمی‌کرد. رستم به یکی از فرستادگان سَعد گفت که چرا امیر شما در هر نوبت فرستاده‌ای دیگر می‌فرستد و یک کس دو بار مأمور رساندن پیام قرار نمی‌دهد. فرستاده گفت به این دلیل که امیر ما در راحتی و سختی میان سپاه به عدالت رفتار می‌کند و روا نمی‌دارد که یک شخص را دو بار زحمت دهد و دیگران آسوده باشند. رستم تحت تأثیر این سخن و منش و سیرت ایشان قرار گرفت و دانست که بنای عرب بر اصلی محکم استوار است. [1]

ایشان پس از ذکر شکست‌های متوالی ساسانیان از اعراب می‌گویند: “رستم و سرداران و سپاهیان او در هر واقعه‌ای به این نکته برمی‌خوردند که دیگر نوبت دولت و حشمت شاهان ساسانی گذشته است و اکنون نوبت سادگی و آزادگی است.” [2]

اعراب پس از تسلط بر ایران، بر کسانی که مسلمان نشدند، جزیه (نوعی مالیات) مقرّر گردند و زمین‌ها را در اختیار مالکین اصلی، باقی گذاشتند. [3]

 یعنی هرآنکس که بر اساس عهدنامه، جزیه می‌پرداخت، جان و مال و ناموسش در امان می‌بود. این درحالی است که سپاهیان ساسانی، در مقدمه‌ی جنگ قادسیه از آشفتگی حکومت سوءاستفاده می‌کردند و حتی به جان و مال و ناموس ایرانیان تجاوز می‌کردند. لذا رستم فرخزاد ميان سپاه آمد و گفت: “اى مردم پارس! به خدا سوگند، آنچه باعث تباهى ما شده كارهاى زشت ماست. به خدا سوگند، اعراب با اينكه با اين مردم در حال جنگ هستند، رفتار بهترى با آنان دارند. سيره‌ی آنها بهتر از كردار شماست.” [4]

پی نوشت:

1. عبدالحسین زرینکوب، دو قرن سکوت، ص ۶۴
2. عبدالحسین زرینکوب، همان، ص ۶۶
3. عبدالحسین زرینکوب، همان، ص ۳۱۳
4. بنگرید به »حمله ارتش ساسانی به مردم ایران قبل از جنگ قادسیه«

آذرمی دخت و فرخ هرمز زاد

تقریباً همۀ مورخان دورۀ اسلامی آذرمی دخت خواهر بوران دخت را پادشاهی فوق العاده زیبا و عادل گزارش کرده اند. در مجمل التواریخ و القصص آمده است که نام آذرمی دخت در اصل خورشید بوده است ولی پدرش خسرو پرویز، او را آذرمی می خوانده است. او ظاهراً وزیری انتخاب نکرد و به رأی و تدبیر خود حکومت می راند. رواج توطئه های درباری سبب پیدایش افسانه های چندی در ارتباط با این خاندان شده است. در هیچ کدام از منابعی که به آذرمی دخت پرداخته اند خبر چندانی از فعالیت سیاسی و اجتماعی این شاه ساسانی به چشم نمی خورد و حجم اصلی گزارش ها را داستان عشق فرخ به او و توطئۀ کشته شدن این سردار به دست آذرمی دخت است. باید گزارش های طبری جانمایۀ همۀ گزارش های بعدی بوده باشد.

ادامه خواندن “آذرمی دخت و فرخ هرمز زاد”