جاده ی ابریشم از چه کشورهایی عبور می کند؟

جاده ابریشم یا راه ابریشم ، راهی کاروان رو به طول هشت هزار کیلومتر بوده که تا حدود قرن هشتم هجری قمری (16. م ) ، ارتباط شرقی ترین مرکز تجاری دنیا در کشور چین با غربی ترین مرکز تجاری در اروپا را برقرار و امکان دسترسی شرق به غرب را فراهم می کرده است. جاده ابریشم با عبور از شمال چین و کشورهای آسیای میانه و شمال افغانستان وارد ایران می شد و پس از طی کردن از کشور ایران و عبور از طول کشور ترکیه ، با پشت سر گذاشتن استانبول وارد اروپا می شد.

در مناطقی که جاده ابریشم از آنها عبور کرده، امپراطوریهای فارس و امپراطوری عثمانی بوجود آمده بود. در مراکز حمل و نقل مسیر جاده ابریشم، دین بودائی ، دین مسیحی و دین اسلام که تا کنون همچنان در میان میلیون ها نفر از پیروان خود تاثیر دارند، گسترش یافته است.در آن زمان ها بسیاری از فعالیت های مهم سیاسی و نظامی در مسیر این جاده انجام میشد. تعداد بیشماری از ابداعات بزرگ و افکار پیشرفته وبا اهمیت، از طریق این جاده در مناطق مختلف جهان انتشار می یافت.بطور کلی ، جاده ابریشم از قلمرو اقتصادی و تجاری فراتر رفته و به مسیر مبادلات همه جانبه اقتصادی، سیاسی، فکری، فرهنگی و ملی در جهان تبدیل شده بود.

ایران نیزکه به طور کلی در مسیر راه ابریشم بوده است ومبادی ورودی وخروجی مهم آن از گذشته های دور، محورهای مهم بازرگانی و توریستی این جاده بوده اند تنها کشوری است که راه های دریایی وزمینی جاده ابریشم در آن با هم از طریق خلیج فارس برخورد پیدا می کرده اند.

عبور جاده ابریشم از کشورهای
کره جنوبی ، چین ، قرقیزستان ، قزاقستان ، ازبکستان ، ترکمنستان ، ایران ، ترکیه

وعبور از چهل 40 شهر

کشور کره جنوبی:
1. گیانگ جو 2. پیونگ تاک

کشور چین
:3. ویهای 4. هانگژو 5. شوژو 6. ژنگ ژو 7. شی آن 8. لانژو 9. وووی 10. ژانگی 11. جایوگوان 12. دون هوانگ 13. هامی 14. تورفان 15. اورمچی 16. کوچار 17. کاشغر

کشور قرقیزستان
18. نارین 19. بیشکک

کشور قزاقستان
20. تاراز

کشور ازبکستان
21. تاشکند 22. سمرقند 23. بخارا

کشور ترکمنستان
24. ماری 25. مرو 26. عشق آباد

کشور ایران
27. مشهد 28. یزد 29. شیراز 30. اصفهان 31. تهران 32. تبریز

کشور ترکیه
33. دوغوبیازیت 34. ارزروم 35. سیواس 36. کاپادوکیا 37. آنکارا 38. ازمیر 39. بورسا 40. استانبول

مهرداد دوم

مهرداد دوم یا مهرداد بزرگ(اشک نهم) نهمین شاه ایران از دودمان اشکانی است که از حدود ۱۲۳ تا ۸۷ پ. م سلطنت کرد. لقب کبیر را به دلیل مقتدر بودن و نظم و سازمان دادن به امور ایران به او داده‌اند. وی هنگامی به شاهی رسید که ایران از هر سو آماج تهاجم اقوام مختلف شده بود. مهرداد با دلاوری و درایت تمام نواحی اشغال شده را پس گرفت و مرزهای ایران را در شرق تا کوههای هیمالیا و در غرب تا میان‌رودان رساند. در زمان پادشاهی او ایران و روم هم‌مرز شدند. وی همچنین به اوضاع داخلی ایران نظم و سازمان داد و اقتصاد شکوفایی را پایه‌ریزی کرد.

مهرداد پس از نشستن بر تخت شاهی نخست بابل را از تازیان پس گرفت و سپس لشکر به ارمنستان کشید. وی در سال ۱۱۳پ. م سراسر میان‌رودان را به دست آورد و آنگاه رو به شرق نهاد. پیش از رسیدن مهرداد به شاهی، حدود سال ۱۳۳پ. م در شرق، سکاها به مرزهای ایران و بلخ تاختند، دولت بلخ را نابود کردند و دولت‌های کوچک یونانی را تا نزدیک هندوستان از میان بردند. آنها به داخل ایران نیز تاخته و پارت و گرگان را لگدکوب اسبان خود کردند. گروهی از آنان به سیستان و افغانستان رفته و حکومتی سکایی پدید آوردند و از این پس سرزمین زرنگ سکستان(سیستان) نامیده شد. حتی اردوان دوم شاه ایران که پدر مهرداد دوم است نیز در نبردی با آنان کشته شد. مهرداد با نبردی سهمگین سکاها را چنان شکست داد که دیگر مدت‌ها متعرض ایران نشدند. او پارت و هرات را آزاد کرد و دولت سکایی سیستان را وابسته به دولت اشکانی کرد. وی همچنین مرو و بخش‌هایی از فرارود را نیز تصرف کرد.

پس از پیروزی‌هایی که ذکر آن رفت مهرداد فرصت یافت تا به امور داخلی کشور بپردازد. او نخستین کس از خاندان اشکانی است که خود را شاهنشاه خواند و ادعا کرد که خاندان اشکانی از نسل اردشیر دوم هخامنشی است. این کار او اقدامی آگاهانه بود که اشکانیان را ادامه دهنده هویت ایرانی نشان دهد و همینطور این کار حکومت اشکانیان را در پرتو ارتباط یافتن با هخامنشیان بر حق جلوه داد. مهرداد دوم بسیار پای‌بندی به فرهنگ، آداب و سنن ایرانی بود. وی با تلاشی خستگی ناپذیر بر آن شد تا فرهنگ ایرانی را از مظاهر فرهنگ یونانی هلنی پاک کند. در عرصه بازرگانی و سر و سامان دادن به اقتصاد کشور مهرداد اقدامات بسیاری کرد و در روزگار او بود که را بازرگانی ایران به چین که در تاریخ به “راه ابریشم” معروف است گشوده شد. از این پس مبادلات کالا میان چین، هند، عربستان و برخی سرزمین‌های دیگر موجب شکوفایی اقتصاد کشور گردید.

به دلیل اهمیت سرزمین‌های غربی ایران و میان‌رودان مهرداد در سال ۹۴پ. م به سرزمینهای شمالی میان دجله و فرات تاخت و پس از کسب پیروزی‌هایی در این منطقه رود فرات را به عنوان مرز غربی ایران تعیین کرد. وی همچنین در امور ارمنستان که دارای اهمیت بسیاری بود و شاهان آن از تبار اشکانی بودند دخالت کرد.

در سال ۹۶پ. م رومیان در راستای سیاست جهانگشایی خود به کرانه غربی رود فرات رسیدند و مصمم بودند که ایران و هند را به قلمرو خود ضمیمه کنند. فرمانده قوای روم شخصی به نام سولا بود. مهرداد به خاطر گرفتاریهای زیادی که در آن زمان برای اشکانیان پیش آمده بود صلاح دید که با رومیان وارد جنگ نشود، لذا به آنان پیشنهاد صلح کرد. این پیمان بسته شد ولی نماینده اشکانی به دلیل تحقیری که سولا بر او روا داشته بود در بازگشت اعدام شد.

در پایان زندگی مهرداد دوم(حدود ۸۷ پ. م) در شرق و غرب تهاجماتی صورت گرفت. تیگران(Tigranes) شاه ارمنستان از مرگ مهرداد بهره جسته و بخش شمالی میان‌رودان را تصرف کرد. در این زمان گودرز که در زمان مهرداد دوم در بابل قیام کرده بود برای مدت کوتاهی به شاهنشاهی رسید. اُرُد گودرز را از حکومت انداخت و پس از دوره کوتاهی سیناتروک بر جای او به شاهنشاهی نشست.

منابع:

خدادادیان، اردشیر، اشکانیان، منصور ۱۳۸۰
دانشنامه آزاد.