سکاها

سکاها 

نگارنده: حامد محمدپور

سکاها

سکونخا پادشاه سکاها در حالی که به بند کشیده شده است در سنگ نبشته بیستون از ویژگی پوشش وی کلاه اش است که منسوب به سکاها می باشد …..

سکاها در زبان آشوری اشکور نامیده می شدند و پارسیان و هندی آنان را سکا می نامیدند
آن چنان که در کتیبه هخامنشی نگاشته شده است سک یا سکا نامی است که در زبان پارسی باستان برای سکاهایی که از طرف آسیای میانه برای ایرانیان سروکار داشته اند به کار رفته است سنگ نبشته هخامنش بیستون از چهار دسته سکا یاد کرده است ……

در نوشته هرودوت سوم به سکیث نام دارن ….
این نام از این جهت به این مردمان داده شده بود که سیکت در زبانى یونانی به معنای پیاله است و این افراد همیشه پیاله ای با خود داشتند ….

سکاها اروپایی خود را سکلث (secolotes) می نامند همین کلمه در زبان های اروپایی به سیت (scythe) تبدیل شده است ….

در زبان عربی هم مورخین و جغرافی دانان دوران امپراتوری اسلامی را ساک نامیده اند ….

به دقت آشکار نیست سکاها را چگونه می نامیدند اما گمان قوی می رود که اسم آن ها همان سک یا سکا باشد …چرا که نام هایی که توسط اقوام مختلف در نقاط مختلف دنیا براى اشاره از آن ها به کار رفته مشابه هم هستند و در فرهنگ شاهنامه واژه سگسار آمده است. (از مرز بوم هایی که داهیان در آن جای گرفتند. )

 تاریخ فا

گوتی ها (گوتیان) | ساکنان قدیمی آذربایجان کنونی ایران و کردستان

نویسنده: یزدان صفایی

آشوریان از گوتی‌ها با نام «قوتی» یاد کرده‌اند. [۱] واژه‌ی گوتی فقط در هزاره دوم و سوم پیش از میلاد به کار می‌رفته است و به یک گروه قومی مشخصی گفته می‌شده و سپس‌تر این اصطلاح به اقوام گوناگونی که در شمال و شرق بابل زندگی می‌کردند، گفته شده است و گستره جغرافیایی مشخصی را شامل نمی‌شده است. در هزاره نخست پیش از میلاد، همه اورارتوییان مردم ماننا و ماد را «گوتی» می‌نامیدند و فقط گاهی در کتیبه‌های سارگون دوم، ماد‌ها از گوتیان مشخص شده‌اند. [۲]

خاستگاه

بخشی از خاک ماد در هزارهٔ سوم پیش از میلاد، جزو منطقه‌ای بود که منابع کتبی به آن اشاراتی دارند. آثاری به زبان سومری وهوریانی در دست است که در آن‌ها آمده که، در کوهپایه‌های غربی زاگروس و در آنجایی که بعد‌ها ماد غربی تشکیل شد، قبایل هوریان Hurrians، لولوبیان Lullubians و گوتیان ودیگر اقوامی که با عیلامیان قرابت داشتند، زندگی می‌کردند. [۳] از گستردگی قلمرو پادشاهان گوتی، آگاهی چندانی در دست نیست. [۴]
گوتی نام مردمانی بوده است که در‌‌‌ همان هزارهٔ سوم و دوم پیش از میلاد در شرق و شمال غربی منطقهٔ سکونت لولوبی‌ها (در منطقهٔ آذربایجان و کردستان) می‌زیسته‌اند. [۵] همچنین محل سکونت آن‌ها، در شمال، شمال غربی و شمل شرقی لولوبی‌ها، ذکر شده است. [۶]
مردم سراسرناحیه‌ای که از ارومیه تا بخش علیای رود دیاله ادامه داشت، لولوبی وگوتی‌ها بودند، لولوبیان در نقاط غربی وگوتیان در نواحی شرقی سکونت داشتند. [۷]

نقشه امپراتوری گوتی ها

نقشه محدوده امپراتوری گوتی ها

 

در ادبیات کهن، عقیدهٔ شایعی وجود داشت که سرزمین آن‌ها را با جبال «جودی داغ» در شمال آشور یکی می‌دانست. در هزارهٔ اول پیش از میلاد، همهٔ اورارتورییان و مردم مانّا و ماد را «گوتی» می‌نامیدند. [۸]
منابع آشوری، گاهی این نام را بر بخشی پهناور اطلاق می‌کند که شامل همهٔ ساکنان زاگروس بوده است، فقط گاهی در کتیبه‌های سارگون دوم، مادهای ایرانی زبان، از «گوتیان» متمایز و ممتاز گشته‌اند. [۹]

تاریخ

گوتی‌ها در مجموع، با ۲۰ یا ۲۱ پادشاه، ۱۲۵ سال بر بین النهرین فرمان راندند. [۱۰] در آثار بازمانده از هزارهٔ اول پیش از میلاد، نشانه‌ای از موجودیت مستقل گوتی‌ها در دست نیست، زیرا منابع آشوری آن روزگار، بنا بر رسم متداول از واحدهای کوچک سیاسی نام می‌برد، و از افراد و مردمی که به قبایلی منسوب هستند، ذکری به میان نمی‌آورد. [۱۱]
نام گوتیوم در رساله‌ای جغرافیایی که دبیران بعد از ساراگن دربارهٔ گسترهٔ امپراتوری او نوشته‌اند، به چشم می‌خورد. [۱۲] گوتی‌ها در سدهٔ بیست و سوم پیش از میلاد، در زمان سلطنت نارام – سین پادشاه اکد، که در آن روزگاران سراسر بین النهرین را تا کوه پایه‌های زاگروس و ارمنستان و جبال توروس در آسیای کهین زیر فرمان داشت، در صحنهٔ تاریخ پدیدار می‌شوند. عیلام و احتمالاً بخشی از سوریه را نیز در اختیار داشتند. بنا بر روایات تاریخی اکدی، نارام – سین پادشاه اکد ظاهراً در اواخر دوران سلطنت خود، ناگزیر به جنگ با گوتی‌ها شد و در ضمن پیکار با آن‌ها از پای در آمد. یاکوبسون Jakobson سومر‌شناس دانمارکی، حدس می‌زند که انریدواوزیر Enridavazir، پادشاه گوتی‌ها، پس از غلبه بر نارام – سین توانست در بخش جنوبی بین النهرین نفوذ کند و نیپور Nippur، شهر مقدس سومریان را به تصرف در آورد، و در آنجا کتیبه‌ای را که کاتبان اکدی برای او تحریر می‌کردند، بر پا سازد. [۱۳] شاید بتوان مهم‌ترین دلیل پیروزی گوتی‌ها بر اکدی‌ها را در برتری سلاحی آن‌ها دانست، لشگریان اکد که بیشتر از داوطلبان بودند، سلاحشان بسیار بدوی و شامل کلاهخود از مس، و کمان و تبرزین بوده است. به نظر می‌رسد که سران گوتی‌ها، ضمن حمله به اکد، توانسته بودند که اتحاد بزرگی از قبایل را فراهم آورند. [۱۴] در این نبرد گوتی‌ها با لولوبی‌ها متحد شده بودند. [۱۵]
با وجود این، «شارکالی شاری» sharkalisharri فرزند نارام – سین، وضع را به سود خویش بهبود بخشید و به هر تقدیر، اراضی خاص خود، یعنی بین النهرین را را، حفظ نمود و سارلاگاب Sarlagab، پیشوای گوتیان را اسیر ساخت. [۱۶ [این قوم حدود یک صد سال بر مناطق تحت تسلط اکّد حکومت کردند. [۱۷] انگیزه گوتی‌ها برای نبرد با بابیان را می‌توان در فشار‌های دولتهای میان رودان در هزارهٔ سوم پیش از میلاد [۱۸] و پیشرفت‌ها و پیروزی‌های اینشوشیناک، شاه ایلامی بر اکد دانست. [۱۹]

از اواخر تسلط گوتی‌ها بر بابل، به تدریج نهضتی برای اخراج آنان به رهبری سلسله جدید اور Ur ایجاد شد. پادشاهان جنگجوی بابل به حمله پرداختند و قدرت آنان را در هم شکستند [۲۰] رو به ضعف رغتن گوتی‌ها در پایان سدهٔ بیستم پس از میلاد باعث شکست آن‌ها و برگشتشان به کوههای کردستان و آذربایجان شد. و احتمالاً در آنجا با لولوبی‌ها نیز دچار درگیری شده باشند. [۲۱]
در سال ۲۲۳۰ ق. م. سلسله سارگونی به وسیلهٔ کوه‌نشیان بربر گوتی از سمت شمال غربی منقرض شد، و از سال ۲۲۳۰ ق. م. ت حدود ۲۱۲۰ ق. م. هم سومر و اکد تحت سلطه گوتی‌ها در آمدند…. اکدی‌ها و سومری‌ها بلاخره گوتی‌ها را بیرون رانده و طردشان کردند. [۲۲] در واقع منجی و رهانندهٔ اکد و نیز سومر یک نفر اکدی نبوده، بل‌که سومری بوده است. این شخص «اوتوکه‌گال Utukegal» از اهالی اوروک بود که حدود ۲۱۱۳-۲۱۲۰ ق. م حکومت می‌کرده است. [۲۳]

زبان

مدارک کم و بیش موثقی دربارهٔ زبان این اقوام در دست است که نشان می‌دهد که زبان آن‌ها منحصراً به عیلامی مربوط بوده است. [۲۴] و خویشاوند آن، اما متمایز از آن بوده است. [۲۵] دربارهٔ زبان ایشان بسیار اندک می‌دانیم و تنها حدود بیست نام گوتی در متون پادشاهان سومر به ما رسیده است. [۲۶]
زبان گوتیان تا اندازه‌ای به زبان هوریاییان نزدیکی داشته است، به ویژه ساختار آوایی اسامی شناخته شدهٔ گوتی مؤید این نکته است. [۲۷]

پانویس ها

۱- قوم‌های کهن در آسیای مرکزی و فلات ایران، رقیه بهزادی، رویه ۱۹۲.
۲- تاریخ ماد، رویه ۱۰۳-۱۰۴.
۳- قوم‌های کهن در آسیای مرکزی و فلات ایران، رویه ۱۹۱.
۴- ایران از آغاز تا اسلام،، رویه ۴۶.
۵- اطلس تاریخ ایران، رویه ۲۵.
۶- پادشاهی ماد، رویه ۶۶.
۷- قوم‌های کهن در آسیای مرکزی و فلات ایران، رویه ۱۹۱.
۸- قوم‌های کهن در آسیای مرکزی و فلات ایران، رویه ۱۹۱ و ۱۹۲.
۹- قوم‌های کهن در آسیای مرکزی و فلات ایران، رویه ۱۹۲.
۱۰- تاریخ و تمدن بین النهرین، جلد اول، رویه ۱۰۷.
۱۱- قوم‌های کهن در آسیای مرکزی و فلات ایران،، رویه ۱۹۱.
۱۲- ایران در سپیده دم تاریخ، رویه ۲۶.
۱۳- قوم‌های کهن در آسیای مرکزی و فلات ایران،، رویه ۱۹۲.
۱۴- قوم‌های کهن در آسیای مرکزی و فلات ایران،، رویه ۱۹۲.
۱۵- ایران از آغاز تا اسلام، رویه ۴۰ و ۴۱
۱۶- قوم‌های کهن در آسیای مرکزی و فلات ایران،، رویه ۱۹۲.
۱۷- تاریکی هزاره‌ها، رویه‌های ۲۹۱تا ۲۹۳.
۱۸- ایران از آغاز تا اسلام، رویه ۳۸ و ۳۹.
۱۹- ایران از آغاز تا اسلام، رویه ۴۰.
۲۰- ایران از آغاز تا اسلام، رویه ۴۴-۴۵.
۲۱- پادشاهی ماد، رویه ۹۷.
۲۲- تاریخ تمدن، توین‌بی، رویه ۸۳.
۲۳- تاریخ تمدن، توین‌بی، رویه ۱۰۲.
۲۴- قوم‌های کهن در آسیای مرکزی و فلات ایران، رقیه بهزادی، رویه ۱۹۱.
۲۵- ایران در سپیده دم تاریخ، رویه ۳۰.
۲۶- پادشاهی ماد، رویه ۹۶.
۲۷- پادشاهی ماد، رویه ۹۷.

کتاب نامه

علی‌یف، اقرار. ۱۳۸۸. پادشاهی ماد. ترجمهٔ کامبیز می‌ربهاء، تهران: ققنوس.
کامرون، جرج. ۱۳۷۲. ایران در سپیده دم تاریخ. ترجمهٔ حسن انوشه، تهران: علمی و فرهنگی.
توین بی، آرنولد. ۱۳۶۶. تاریخ تمدن. ترجمهٔ یعقوب آژند. تهران: مولی.
بهزادی، رقیه. ۱۳۸۶. قوم‌های کهن در آسیای مرکزی و فلات ایران. تهران: طهوری.
گیرشمن، رومن. ۱۳۵۵. ایران از آغاز تا اسلام. ترجمهٔ محمد معین، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب.
دیاکونوف، ایگور. ۱۳۵۷. تاریخ ماد. ترجمهٔ کریم کشاورز. تهران: پیام.
مجیدزاده، یوسف. ۱۳۸۸. تاریخ و تمدن بین النهرین، جلد اول. مرکز نشر داتشگاهی.
اسکندری، ایرج. ۱۳۷۷. در تاریکی هزاره‌ها. به کوشش علی دهباشی. تهران: قطره.
مجموعه مؤلفین، ۱۳۸۷. الطلس تاریخ ایران. سازمان نقشه برداری کشور.

 

هوری ها

هوری ها دارای تمدنی بودند که از دامنه های زاگرس تا نزدیکی دریای مدیترانه را فراگرفته بود. در هزاره سوم پیش از میلاد اثری از آنها در میانرودان عُلیا دیده نشده ولی ظاهراً در بین 1950 و 1750 پیش از میلاد در این ناحیه استقرار یافته و در قرن پانزدهم و شانزدهم پیش از میلاد نفوذ فوق الهاده ای در این حدود به دست آورده اند.

مهاجرت هوری ها از ارتفاعات شرق ترکیه امروزی به طرف میانرودان و سوریه، به صورت امواج گسترده ای بوده است، ظاهراً اورارتوئیان ( خالدهای ) هزاره نخست پیش از میلاد اخلاف هوری ها بودند که در این سرزمین اقامت گزیدند.

زبان هوری ها که به خط میخی نوشته میشد نه سامی بود و نه هند واروپائی، بلکه به گروه زبانهای ” آسیائی ” تعلق داشت. استفاده از ارابه های جنگی بوسیله هوری ها در خاور نزدیک معمول شده است.

نفوذ گسترده هوری ها در سراسر شمال میانرودان و به قدرت رسیدن آنها تحت رهبر خاندان آریایی میتانی، در اواخر نیمه نخست هزاره دوم پیش از میلاد اهمیت ویژه ای را در هنر آشور و به طور کلی خاورمیانه داشته است.

در تمدن هوری خدایان مختلف اقوام مختلف مورد پرستش بودند، ولی خدایان اصلی در تمدن هوری، ” نَشوب ” رب النوع رعد و همسر او ” هِپا “ رب النوع خورشید بوده اند.

گذشته از این دو، در میان خدایان آریایی که مخصوص طبقه ممتاز هوری ( ماریانی ” از واژه هندی ماریا، بمعنی جوان قهرمان “) بوده، میتوان میترا، ورونا و ایندرا را نام برد.

آبشخور:
تاریخ تمدن های مشرق زمین ؛ آسیای کوچک
پژوهشی از علیرضا کیانی ؛ تاریخ فا