وضعیت اسف بار پاسارگاد (مظلومیت آرامگاه پدر ایران)

تمدن هر ملت مثل کارنامه ایست که در طی قرن ها به قیمت خون و رنج پدرانشان بدست آمده و وظیفه انسانی و عقلانی هر مردمی اینست که از این دسترنج گرانبها به نحو احسن محافظت کنند . تمدن یک ملت تنها متعلق به خودشان نیست و به جرات میتوان گفت که به همه نوع بشر تعلق دارد . 
در همین راستا امروزه سازمان های بین المللی برای رسیدگی و سازماندهی برای بهبود روند نگهداری آثار باستانی تمدن های گذشته در سطوح مختلف شکل گرفته و مشغول بکار هستند . در کشور ما نیز سازمان میراث فرهنگی متولی این کار است و این وظیفه مهم را به دوش میکشد .
وجود این سازمان ها و ارگان ها چیزی از مسئولیت عامه مردم کم نمی کند و بلکه به این بار نیز می افزاید . این وظیفه هر یک از ماست که با جدیت برای حفظ شناسنامه تمدن پدری مان بکوشیم و در این راه نباید اسیر تعصبات بیجا و یا سایر مسایل حاشیه ای شویم .
امشب قصد دارم تا یک نمونه از مسئولیت پذیری مردم خودمان را در خصوص نگهداری آثار باستانی تمدن ایران مورد بررسی قرار دهم . امیدوارم که مطالبی که در ادامه به آنها اشاره میکنم چندان برایتان جای سوالی اجاد نکند چون حقیقت دارد . چند روز پیش بنده به همراه چندتا از دوستانم در استان فارس یه ماموریت داشتم و سر راه برگشت تصمیم گرفتیم برای بازدید از بنای باستانی آرامگاه کوروش در پاسارگاد طی مسیر کنیم .
وقتی از جاده اصلی به سمت شیراز حرکت میکردیم ، به یه فرعی سمت راست جاده برخوردیم که یه تابلو داشت که مردم را به سمت پاسارگاد هدایت میکرد . به آرامی از سرعت خودرو کاستم و وارد فرعی شدم . دوطرف خیابان (یا همون جاده فرعی) با دو ردیف درختان سرسبز پوشیده بود . واقعا احساس خوشایندی بود و منظره بدیلی خلق شده بود . آدم از رانندگی در این جاده لذت میبرد . از اندازه درختان مشخص بود که سن و سال بالایی دارند . پس از طی مسافت کوتاهی وارد بخش مسکونی خیابان شدیم و با یک روستای محروم با کوچه های خاکی مواجه شدیم . راستش باور کردن این قضیه اصلا برام ساده نبود . با خودم فکر میکردم که به عنوان یه منطقه توریستی که در سال تعداد زیادی بازدید کننده رو از جای جای جهان به خودش جلب میکنه ، با کلی کافی شاپ و مسافرخانه مواجه بشم ! ولی در کل روستا هیچ رستوران یا هتلی پیدا نمیشد ! حتی یک مسافرخانه ساده هم نبود که شب را کسی با خانواده آنجا سپری کند .


ما بعد از غروب آفتاب به درب ورودی محوطه باستانی رسیدیم و نگهبان ها از ورود بازدید کنندگان به مجموعه جلوگیری میکردند چون ساعت اداری تمام شده بود . دوتا بلال فروش کنار درب ورودی به کسب و کار مشغول بودند . از آنها سوال کردیم که شب را کجا میتوانیم بمانیم ؟ یکی از آنها ما را به سمت دامنه کوهی هدایت کرد که در آن نزدیکی بود و گفت که منطقه سرسبزی وجود دارد که میتوانیم شب را در آنجا استراحت کنیم . از او تشکر کردیم . ماشین رو روشن کردیم و خواستیم به سمت منطقه مورد نظر حرکت کنیم که بلال فروش دوم یکی از دوستان رو متوجه خودش کرد و گفت که فرد اولی سارقه و احتمال اینکه شبانه به همراه هم دستانش به ما دستبرد بزنه زیاده ! با مشاهده این وضعیت شک کردیم و دوباره به روستا برگشتیم . اتفاقا به یکی از کارکنان مجموعه تاریخی پاسارگاد برخوردیم و مسئله رو باهاش در میان گذاشتیم .
ایشون لبخندی زد و گفت که میتونیم امشب رو در منزل خودش سپری کنیم . اولش قبول نکردیم ولی ایشون گفت که به اتفاق خانواده برای عروسی جایی دعوت هستند و کسی خونه نیست . بالاخره قبول کردیم و پشت سر ایشون به سمت منزل راه افتادیم . پس از طی کمی راه در یکی از کوچه های خاکی پاسارگاد به یک حیاط ساده رسیدیم که زندگی مرد مورد نظر در آن خلاصه میشد . او از ماشین پیاده شد و درب حیاط را برای ما باز کرد و با چهره ای گرم ما را به داخل دعوت کرد . دوتا از همراهان ما برای بازدید وضعیت منزل همراه او به داخل رفتند و پس از مدتی برگشتند . مرد میزبان کلید را به ما تحویل داد و ضمن راهنمایی برای استفاده از هیزم هایش ، به ما اجازه استفاده کامل از دارایی خانه اش را داد .
پس از گذراندن یک شب بسیار خوب در منزل میزبانمان صبح که از خواب بلند شدیم ، به مرتب کردن وضعیت خانه پرداخته و با او تماس گرفتیم . حدود ساعت 9 صبح بود که ایشان آمدند و خواستیم به همراه میزبانمان برای بازدید از مجموعه پاسارگاد راهی شویم ولی جالب اینجاست که هرکاری کردم نتوانستم ماشین را روشن کنم ! بنده خدا (میزبان) با ماشین خودش ما رو بکسل کرد ولی بازم روشن نشد که نشد ! ناچارا با همون وضعیت رفتیم دنبال یه مکانیکی . جالب اینکه ساعت 9 صبح هیچجا باز نبود ! بالاخره همین میزبانمون به یکی از دوستانش زنگ زد که تعمیرکار ماشین بود و او هم بنده خدا آمد بالای سر ماشین و مشغول به کار شد . وقتی تعمیر کار بالای سرم ماشین بود ، با میزبانمون که در مجموعه پاسارگاد کار میکرد ، سر صحبت رو باز کردم و در باره اوضاع شهر و مجموعه پاسارگاد از سوالاتی پرسیدم . متنی که در ادامه میخوانید خلاصه ای از بیانات ایشون هست . ضمنا به دلیل مسایل امنیتی و اینکه احیانا برای این دوست خوبمون مسئله ای به وجود نیاد از ذکر نام ایشون خودداری میکنم .
وضعیت روستا فوق العاده اسف بار بود . تنها خیابان آسفالت شده شهر حتی یک جدول کشی مناسب هم نداشت و بوته های خار و علف های هرز دور خیابان را پر کرده بود . نکته جالب اینجاست که روزانه تعداد زیادی بازدید کننده خارجی از همین خیابان عبور کرده و از مجموعه پاسارگاد دیدن میکنند . با دیدن این وضعیت در یکی از مهم ترین نماد های تمدن ایران ، آنها در مورد ما چه فکری میکنند ؟ تصاویری که از خیابان های پاسارگاد تهیه کردم ، به خوبی گویای وضعیت کلی این منطقه هست و تصویر کلی به شما ارائه خواهد داد . عزیزانی که ساکن شیراز یا استان فارس هستند احتمالا حرف مرا بهتر درک میکنند که در واقع اصلا هیچ گونه رسیدگی به آثار باستانی این منطقه نمیشود .


وضعیت خیابان های پاسارگاد

وضعیت مردمی که در کنار این مجموعه تاریخی زندگی میکنند که واضح است ولی حالا اجازه دهید نگاهی کوتاه به وضعیت خود مجموعه پاسارگاد بیندازیم . وقتی به ورودی این مجموعه تاریخی میرسید به معنای کلمه به شما در باغ سبز نشان میدهند ( ضرب المثل به معنی وعده پوچ و تو خالی ) یک خیابان چند ده متری کوتاه که با تعدادی درخت کم سن و سال و یک باغچه کوچک در میان آن آرایش شده ، تنها رسیدگی انجام گرفته به این مجموعه است که آن هم در همین چند سال اخیر و در دهه 90 صورت گرفته . وقتی از این خیابان خارج شوید ، به بیابانی بر میخورید که سراسر محوطه تاریخی را پوشانده و تنها فضای سبزی که میبینید ، مزارع ذرت مردم است که آنهم در سمت کوه ها گسترده شده . گویا مردم عادی بیشتر از میراث فرهنگی به فکر آرایش نمای ظاهری این نماد باستانی هستند !
آرامگاه کوروش که میتوان اورا به پاس خدمات برجسته و ضخصیت والایی که داشته ، پدر ایران نامید ، تنها و غریب در بین هم وطنانش در زیر آفتاب گرم سرزمین خوشد میسوزد ولی هم چنان شکوه تمدن ایرانی را به رخ بازدید کنندگان میکشد . گویا شمعیست که با تمام وجود برای روشن نگه داشتن عزت یک ملت ، میسوزد …


مظلومیت آرامگاه پدر ایران در زیر آفتاب سوزان


برای ادامه بازدید از این مجموعه تاریخی ، باید قدم در جاده ای بگذارید که در سمت راست آرامگاه امتداد یافته . اولین بنایی که توجه شما را جلب خواهد کرد ، بنایی سنگیست که به دوران شاهان قاجار باز میگردد و مصالح بکار رفته در آن از سنگ بناهای تاریخی مجموعه تهیه شده . این بنا به منظور استراحت کاروانیان تهیه شده و اصطلاحا به آن کاروانسرا میگویند . جالب اینکه این کاروانسرا بیشتر به یک خرابه معاصر شبیه است تا یک اثر تاریخی چون نه تنها هیچ رسیدگی به آن نشده بلکه مقداری تیر و تخته هم در درب ورودی آن به چشم می خورد که گویا برای جلوگیری از ورود بازدید کنندگان آنها را آنجا ریخته اند ! به نظر من (نویسنده) میراث میتواند از همین بنابا کمی رسیدگی و صرف هزینه اندکی به عنوان رستوران و کافی شاپ استفاده کند تا مردمی که به مجموعه می آیند بتوانند لحظاتی در سایه آن و در یک فضای مناسب ، نفسی تازه کنند . به خصوص که با توجه به مسافت زیاد بین آثار مجموعه و نبود سایبان مناسب و سرویس آمد شد برای بازدید کنندگان آنها مجبورند یا با خودرو شخصی و یا با پای پیاده از مجموعه بازدید کنند . البته لازم به ذکر است که در ایام نوروز به دلیل حجم فوق العاده بازدیدکنندگان اجازه ورود خوردو به محوطه باستانی داده نمیشود !
بناهای بعدی به ترتیب در انتهای جاده ای قرار دارند که همچنان ادامه پیدا میکند . وضعیت این بناها فوق العاده نامناسب است . به عنوان مثال میتوانید از تصاویری که نویسنده از آبنمای شاهی تهیه کرده توجه بفرمایید . این آبنما با قدمتی چند هزار ساله امروزه به محلی برای رویش خارهای بیابان بدل شده !


وضعیت آبنمای معروف پاسارگاد


چرا باید مسئولین محترم اینقدر نسبت به تمدن این مردم بی تفاوت باشند ؟ چرا باید مهم ترین آثار تاریخی ما اینطور در زیر آفاب سوزان و باران گزنده باشند و خارهای بیابان تارو پودشان را از هم بدرند ؟ به راستی سنگ هایی که هجوم وحشیانه اسکندر مقدونی را تاب آوردند و از پس هزاره ها سربلند و برافراشته بیرون آمدند ، امروز به دست ما در حال نابودی هستند !!! چرا ؟
متاسفانه در محوطه عظیم پاسارگاد حتی یک آبسردکن تعبیه نشده و بخصوص در ایام نوروز که مردم مجبورند با پای پیاده از این مجموعه عظیم بازدید کنند ، باید در زیر آفتاب طی طریق نمایند . تنها امکانات بهداشتی مجموعه در دو سرویس بهداشتی خلاصه شده بود که وقتی به شخصه برای بازدید از آنها رفتم ، اصلا وضعیت مناسبی نداشتند . واقعا دیگران چه فکری باید درباره ما بکنند ؟
تا اینجای کار اشکالاتی را دیدیم که تنها گوشه ای از نواقص و اشکالات کار میراث فرهنگی را در این مجموعه تاریخی نمایان میکرد . شاید برخی از دوستان و خواننده های گرامی ریشه این اشکالات و نارسایی ها را در نبود بودجه و امکانات مادی بدانند . به جرات در جواب این دوستان عرض میکنم که مجموعه تاریخی پاسارگاد به لحاظ مالی هیچ مشکلی ندارد و بلکه بسیار هم غنیست ! چرا ؟
این مجموعه در روزهای عادی 5 میلیون تومان در روز بازدید کننده دارد . و این رقم در روزهایی مثل تعطیلات نوروز به 30 هزار بازدید کننده در روز میرسد که از قرار قیمت هر بلیط 5 هزار تومان ، رقمی بالغ بر 150 میلیون تومان را برای این مجموعه فراهم میکند !
اگر ما به ازای هر روز سال تنها 6 میلیون تومان برای این مجموعه در آمد در نظر بگیریم ، تنها از همین رقم ، درآمد سالانه ای بالغ بر 2 میلیارد و 190 میلیون تومان نصیب مجموعه پاسارگاد میشود !!!
سوال اینجاست که این پول چگونه خرج میشود ؟ طبق مشاهدات شخصی من با توجه به وضعیت عمومی مجموعه کاملا واضح بود که از این رقم هیچ هزینه ای صرف مجموعه تاریخی نشده بود ! جالب است بدانید که میراث فرهنگی تا امروز 3 ماه است که حقوق عادی کارکنان این مجموعه را نیز پرداخت نکرده ! و خب طبیعتا اضافه کاری های آنها نیز تا کنون پرداخت نشده .
کارکنانی که در این مجموعه شب و روز تلاش میکنند حتی از مزایای کارمندان رسمی دولت هم بی بهره اند و صرفا به عنوان پرسنل قراردادی یکساله ، با این مجموعه همکاری میکنند ! البته در آمد مجموعه پاسارگاد تنها از عواید فروش بلیط تامین نمیشود . طبق قانون میراث فرهنگی موظف است هرساله بودجه معینی را به نگهداری آثار تاریخی اختصاص دهد و علاوه بر این آثاری که در فهرست یونسکو در سازمان ملل ثبت شده باشند ، سالانه از این نهاد بودجه دریافت میکنند . که خب ما کاری با این بودجه ها نداریم و با توجه به درآمد عظیم خود مجموعه پاسارگاد که حتی به روزی 150 میلوین تومان هم میرسد ، میتوان نه تنها این مجموعه تاریخی ، بلک مردم اطراف ان را نیز از امکانات خوبی برخوردار کرد . با این رقم میتوان حواقل چند هتل و رستوران مجهز ساخت . میتوان برای مردم مدرسه و دانشگاه ساخت . ( مردم پاسارگاد فقط تا مقطع دبیرستان امکانات آموزشی دارند ) میتوان وضعیت روستا را بهبود بخشید و خیابان ها و کوچه ها را آسفالت کرد و…
دوستان عزیز اینها دردهایی است که جامعه ما با آنها روبه روست . موارد دیگری هم در این بازدید و مصاحبه به چشم خورد که شاید درست نباشد آنرا بیان کرد ولی برای مشخص شدن عمق فاجعه تنها اشاره ای کوچک میکنم :
شما در ایام خاصی اجازه ورود با دسته گل را به این محوطه تاریخی ندارید .
بازدید کننده نمی تواند به آرامگاه کوروش ادای احترام کند . در همین مورد چندی پیش یکی از جانبازان عزیز ، در حالی که روی بیلیچر بوده به خاک آرامگاه بوسه میزند که با برخورد نامناسبی از طرف مسئولین مواجه میشود .
در روز جهانی کوروش برای استفاده از مجموعه سخت گیری میشود و میراث نه تنها اجازه برگذاری مراسم را به مردم نمی دهد ، بلکه خود هم هیچ بزرگداشتی برای این شخصیت جهانی برگذار نمیکند .
و بسیاری موارد دیگر که بهتر است از آنها سخنی گفته نشود …
ببخشید که زیاد نوشتم و متن طولانی شد ولی در کمال تاسف این مجموعه تاریخی اصلا وضعیت خوبی ندارد و به شدت نیازمند توجه ماست . تعجب نکنید دوستان . درست نوشتم . پاسارگاد و تمدن ایران نیازمند توجه من و شماست . این ما هستیم که باید برای تمدن سرزمین پدری مان ارزش قایل شویم . نباید در یک زمینه افراط کنیم و در جایی دیگر تفریط . اصلا یکی از مشکلات ایرانی ها همین افراط و تفریط ماست . بسیاری از خیرین محترم ، هزینه های کلانی را صرف امور مذهبی میکنند ولی از ساخت مدرسه و بیمارستان غافل میشوند . یک جامعه باید در همه ابعاد رشد کند و به تعالی برسد . اگز مسجد لازم داریم باید دانشگاهی هم در کنار مسجد بسازیم . باید کارخانه ای هم بسازیم که مردم برای روزی حلال در آن کار کنند . باید تفرجگاه هایی هم داشته باشیم که جوانان جامعه بتوانند برای گذران اوقات فراغت خود در آنها تفریح کنند . و از همه مهمتر باید هویتی داشته باشیم که به پشتوانه آن برای خودمان ارزش قایل باشیم و فرهنگ و ملیت خود را پاس بداریم و خود را در برابر ملل دیگر بی ارزش و بی هویت ندانیم .
منبع: تاریخ فا

برای شرکت در بحث در رابطه با این موضوع وارد تاپیک زیر شوید:

http://forum.tarikhfa.ir/thread3663.html

کپی برداری از این نوشته آزاد است . لطفا برای اشتراک گذاری این وضعیت در نت پارسی تلاش کنید تا شاید صدای ما به گوش مسئولین و هموطنان گرامی برسد .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *