شکنجه های داریوشی ( تیر در ماتحت کردن ) ؟ (بخش دوم)

شکنجه های داریوشی ( تیر در ماتحت کردن ) ؟ (بخش دوم)

نگارنده: مرتضی حماسی

جستاری کوتاه از متن ارائه شده در بخش اول:
“چهار میل کردن لزوما تیر در ماتحت کردن نمی تواند باشد و به دار آویختن و یا آویزان کردن و نوعی شکنجه می تواند باشد که نمونه آن در تاریخ زیاد دیده شده است و بدون وارد کردن تیر در ما تحت نیز این کار را می کردند .

اما زمانی که جناب غیاث آبادی در حالی که گویا در تماشای فیلم پرنو بوده اند ، این واژه را اینگونه دریافته اند .”
حال بیشتر به ترجمه ی این واژه impale در دیکشنری های معتبر بپردازیم . 

دو تا دیکشنری معروف در دنیا داریم . یکی آکسفورد یکی هم وبستر…معنی این کلمه از هر دو رو برایتان میذارم :

impale

to join (coats of arms) on a heraldic shield divided vertically by a pale

a
: to pierce with or as if with something pointed; especially : to torture or kill by fixing on a sharp stake

b : to fix in an inescapable or helpless position

impale

transfix or pierce with a sharp instrument: his head was impaled on a pike and exhibited for all to see

Heraldry display (a coat of arms) side by side with another on the same shield, separated by a vertical line: (as adjective impaled) the impaled arms of her husband and her father
(of a coat of arms) adjoin (another coat of arms) on the same shield: the arms of the order are impaling those of the sovereign

این هم معنی این لغت به زبان شیرین فارسی فرهنگ لغت آریان پور

این هم عکس : 


تصویر به سیخ کشیدن ( به صلابه کشیدن ) یهودیان توسط آشوریان !


اما تیر در ماتحت کردن ، بصورت دیگری نوشته می شود و آن vertical impalement هست . که به این صورت است : 


Vertical impalement
.

Impalement, as a method of torture and execution, involves the body of a person being pierced with a long stake. The penetration could be through the sides, through the rectum, through the vagina, or through the mouth. This method leads to a painful death, sometimes taking days. When the impaling instrument was inserted into a lower orifice, it was necessary to secure the victim in the prone position; the stake would then be held in place by one of the executioners, while another would hammer the stake deeper using a sledgehammer. The stake was then planted in the ground, and the impaled victim hoisted up to a vertical position, where the victim would be left to die
In some forms of impalement, the stake would be inserted so as to avoid immediate death and would function as a plug to prevent blood loss. After preparation of the victim, perhaps including public torture and rape, the victim was stripped, and an incision was made in the perineum between the genitals and rectum. A stout pole with a blunt end was inserted. A blunt end would push vital organs to the side, greatly slowing death.[1]
The pole would often come out of the body at the top of the sternum and be placed against the lower jaw so that the victim would not slide further down the pole. Often, the victim was hoisted into the air after partial impalement. Gravity and the victim’s own struggles would cause him to slide down the pole

حال به ذکر چند شاهد تاریخی در مورد این واژه بپردازیم :

در تاریخ هردوت آمده است که داریوش بزرگ ، 3000 بابلی را impale کرده است :

سند

همچنین در ترجمه های دیگر ، واژه ی crucified آمده است ( همانگونه که سایت لیویوس ترجمه کرده است ) :

He then chose out near three thousand of the leading citizens, and caused them to be crucified.


Herodotus – History 3

البته این واژه در کتابهای نویسندگانی همچون دیودور سیسیلی دیده می شود که در مورد کورش آمده است که او را به صلابه کشیدن و آویزان کرده اند .

همچنین واژه ی impale در قوانین حمورابی نیز به چشم می خورد که در مورد زنان گناهکار آورده است :


153. If a seignoir’s wife has brought about the death of her husband because of another man, they shall impale that woman on stakes.

بنمایه :


“The Code Of Hammurabi” in J. B. Pritchard (Ed.), The Ancient Near East: An Anthology Of Texts And Pictures, 1958, Princeton University Press: Princeton (NJ), p. 155

………………

البته ترجمه ی این واژه ( = impale ) در چاپ نخست کتاب کتیبه های هخامنشی ؛ تالیف پی یر لوکوک ؛ ترجمه نازیلا خلخالی به اشتباه ، تیر در ماتحت کردن ترجمه شده بوده است . که بانو ژاله ی آموزگار در چاپ دوم این کتاب ، این واژه ی ( اوزماپَیتی ) را به درستی به صلابه کشیدن تصحیح کردن .

( حتی دیگر مترجمان کتیبه مانند King و Thompson هم ه معنای صلابه برای “اوزمیاپتیی” در نظر گرفته اند )

دکتر ژاله آموزگار در این مورد گفته بودند :

“اشاره مفصلتری به کتاب پیر لوکوک تحت عنوان کتیبههای هخامنشی میکنم که زیر نظر اینجانب و با ترجمه خانم نازیلا خلخالی منتشر شد و در چاپ دوم با همکاری دکتر احمد رضا قائممقامی بازبینی مجددی بر روی آن انجام دادیم و با رفع نواقص با وضع مطلوبتری در دسترس علاقهمندان قرار گرفت.

کتیبه های هخامنشی و لوکوک ,مجله بخارا , فروردین و اردیبهشت 1388 – شماره 70 , صفحه 311 , تصویر | پایگاه مجلات تخصصی نور

لازم به ذکر است که ایشان ، واژه ی اوزماپیتی را برای فرورتیس مادی آورده اند که به معنی صلابه کشیدن است و واژه ی فراهجم که به معنی دار زدن است را برای یاری کنندگان فرورتیس آورده اند .

و البته بانو ژاله آموزگار ؛ مانند غیاث آبادی ، دکترایشان جعلی نیست .

لینک این مطلب در تالار گفتمان تاریخ فا:

شکنجه های داریوشی ( تیر در ماتحت کردن ) ؟

افکار و عقاید خود را با دیگران در تالار گفتمان تاریخ فا به اشتراک بگذارید و همچنین از کتابخانهو نگارخانه تاریخی این تارنما دیدن فرمائید:

با تاریخ فـا ، مرجع تاریخ و تمدن ایران و جهان باستان همراه باشید…

تاریخ فا ، مرجع تاریخ و تمدن ایران و جهان

tarikhfa.ir

 

 

نویسنده: حامد محمدپور

مانده ام سخت عجب، کز چه سبب ساخت مرا ، یا چه بوده ست مراد وی ازین ساختنم...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *