رقص آیینی چوب و شمشیر

رقص آیینی چوب و شمشیر

نگارنده: حامد محمدپور

10443381_336205083203998_6681153893208432148_n

سرزمین سیستان و بلوچستان٬ که بازمانده تمدن هیرمند در جنوب شرقی ایران‌شهر است را را بنام سرزمین مردان مرد و سپاهیان و مردان سخت می‌شناسند که نام باستانی‌اش «سکستان» است. این سرزمین که آن را در حماسه‌های ایرانی جایگاه رستم اسطوره‌ای می‌دانیم سرزمینی است که در اسطوره و تاریخ همواره کمربسته دفاع از مرزهای ایران‌شهر بوده‌اند. رقص‌های آیینی این مردم نیز نمادی از همین پیشینه تاریخی است.

رقص آیینی چوب و شمشیر به‌عنوان یک سنت دیرپا در تمدن هیرمند شناخته می‌شود. نقاشی‌های دیواری کوه خواجه به‌جای مانده از دوره اشکانیان و ساسانیان در ایران، تصاویری را به نمایش گذاشته‌اند که نشان‌دهنده سنت‌های موسیقایی و بزمی در این نقطه از ایران آن روزگار است. نقش‌هایی که هم نشانگر رزم‌ها و هم نشانگر رقص آیینی و همچنین نمادی از شادی و بزم و پایکوبی است.

مردمان سکستان تدابیری اندیشیده بودند که در صلح ورزش‌هایی طراحی شود که آمادگی رزمی مردمان را بالا نگه‌دارد و بر همین اساس سکایی‌ها به جای شمشیر در زمان صلح چوب در دست می‌گرفتند و رقص چوب به‌عنوان روشی خردمندانه برای آمادگی سربازان شکل گرفت.

رقص‌های آیینی به دودسته رقص چاپی (رقص زنانه) و رقص شمشیر یا چوب (رقص مردانه) تقسیم می شود. رقص مردانه نیز به دو نوع تک چوب و دو چوب برگزار می شود. رقص دو چوب توسط دونفر و با دو چوب انجام می شود ولی در تک چوب جمعیتی دایره وار از رقصنده ها که تنها یک چوب در دست دارند همه با هم به رقص گروهی می پردازند و مردم با هورا و شاباش رقصنده ها را تشویق می کنند.

در رقص چوب و شمشیر تمام عناصر دفاعی وجود دارد و آمادگی روانی و جسمانی برای رزم و دفاع از مرزهای تاریخی و فرهنگی را در آنها زنده نگه‌می‌دارد. دهل و سرنا نیز از آنجا که نقش مهمی در تهییج رزمندگان در جنگ‌های تاریخی داشته است. سازهای اصلی این رقص آیینی را تشکیل می‌دهند. بخش دیگری از رقص‌های آیینی و محلی سیستان بزمی و آیینی است که همراه با نواختن چنگ و رباب و قیچک یا قژک و دف و دایره و قاشقک و تنبورک انجام می‌شود و با ادبیات غنی حوزه هیرمند مرتبط است. این آیین عمدتا در جشن پیروزی‌ها و اعیاد و مراسم شادمانی انجام می‌شود.

منبع: تاریخ فا

افکار و عقاید خود را با دیگران در تالارگفتمان تاریخ فا به اشتراک بگذارید:

تاریخ فا، مرجع تاریخ و تمدن ایران و جهان باستان

نویسنده: حامد محمدپور

مانده ام سخت عجب، کز چه سبب ساخت مرا ، یا چه بوده ست مراد وی ازین ساختنم...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *