کوروش بزرگ،شهریار همه زمان ها

مرورى بر تاريخ شهر پاسارگاد

552046_520420214641563_1053527080_n

کوروش بزرگ،شهریار همه زمان ها

 

چُو خواهی که نامَت رَوَد در جَهان — مَکن نامِ نيکِ بُزرگان نَهان

« او هیچگاه نظیر خود را در این عالم نداشته است …او یك مسیح بود ، مردی كه در باره اش تقدیر مقرر داشته بود باید برتر از دیگران باشد» (کنت گوبینو)
کنت گوبینو از چه کسی سخن می گوید؟ چه کسی در درازای تاریخ بی مانند بوده؟ چه کسی می تواند یک مسیح باشد؟
آری این مرد بزرگ ، کوروش است، کورش هخامنشی؛ کسی که در سال 559 پیش از زادروز مسیح به درازای 30 سال بر ایران آن روز فرمانروایی کرد و نخستین شاه و بنیان گذار دودمان هخامنشی است.
برای یافتن پاسخ این پرسش که کوروش چه کرده که تا این اندازه ستایش شده باید رفتار شهریاران زمان خود و فرمانروایان امروز جهان را سنجید و سپس ببینیم که کورش کیست؛

آشور نصیر پال، شاه آشور، در سال 884 پیش از زایش مسیح در سنگ نبشته اش می گوید:
«… به فرمان آشور و ایشار، خدایان بزرگ و پشتیبانان من… ششصد نفر از لشكر دشمن را بدون چون و چرا سر بریدم و سه هزار نفر از اسیران را زنده زنده در آتش سوزاندم… فرماندار شهر را به دست خودم زنده پوست كندم و پوستش را به دیوار شهر آویختم… بسیاری را در آتش كباب كردم و دست و گوش و بینی زیادی را بریدم، هزاران چشم از كاسه و هزاران زبان از دهان بیرون كشیدم و سرهای بریده را از درختان شهر آویختم…»

و در نوشته نبوكد نصر، شاه بابل (556 پیش از زایش مسیح) آمده است:
«فرمان دادم كه سد هزار چشم درآورند و سد هزار ساق پا را بشكنند. هزاران دختر و پسر جوان را در آتش سوزاندم و خانه ها را چنان ویران كردم كه دیگر بانگ زنده ای از آنجا برنخیزد…»

این رویدادهای نا مَردُمیک (: غیر انسانی) تنها به آن روزگاران وابسته نیست، امروزه نیز مردمان جهان با چنین ستم ها و خشونت هایی رو به رو هستند هنوز کشتارهای جنگهای جهانی یکم و دوم فراموش نشده اند، كوره های مردم سوزی هیتلر و اردوگاه های مرگ استالین به یاد مانده اند، کُشتارهای آمریكا در ژاپن و ویتنام، اسراییل در فلسطین ، پرتغال و اسپانیا در آمریكای لاتین، و انگلستان در سراسر جهان، از یادها نرفته اند. آزاد اندیشان هرگز فراموش نخواهند كرد كه در عراق، صدام، با پشتیبانی همین دادخواهان باختری (:غربی)، بمب های شیمیایی بر سر مردم بی پَدافند (: دفاع) هلبچه فرو ریخت و همۀ آنها را از پیر و جوان و زن و كودك به گونه ای دلخراش و غم انگیز نابود کرد. در بوسنی و در كانون اروپای پیشرفته و شهریگر (:متمدن) تنها به انگیزه های نژادی، مردان و زنان و هاتا (: حتی) كودكان را بی دریغ و گروهی به كام مرگ فرستادند. شگفت اینجاست که همین ستمکاران سنگ سزاواری های آدمی (: حقوق بشر) را به سینه می زنند و در سخن از آزادی و دوستی پشتیبانی می کنند!
ولی با بودن رفتارهای ناپسند پادشاهان دیروز و فرمانروایان امروز جهان، از پس سده هایِ تاریکِ باستان ، انسانی دلیر با اندیشه ای بزرگ سر بَر می آورد، کسی که فراتر از زمان خود بود، کسی که به گفته گزنفون، تاریخ نویس یونانی ، «همانند او، كسی شایسته فرمانروایی، از مادر زاییده نشده است »

كورش پس از دَرآیش (: ورود) به شهر بابل (جای گرفته در عراق امروزی) رفتار خود را چنین گُزاره (: شرح) می دهد:
«… آن گاه که بدون جنگ و پیکار به بابل اَندَر (: وارد) شدم؛ همه ی مـردم گام های مرا با شادمانی پذیرفتند. ارتش بزرگ من به آشتی و آرامی در بابل فرود آمد. نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین برسد، من برده داری را برانداختم. به بدبختیهای آنان پایان بخشیدم. فرمان دادم که همه ی مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و آنان را نیازارند. فرمان دادم که هیچ کس مردمان شهر را از هستی سرنگون نکند. من شهرهایی که ویران شده بود را از نو ساختم همه ی مردمانی که پراکنده و آواره شده بودند را به جایگاه های خود برگرداندم. خانه های ویران آنان را آباد کردم. همه ی مردم را به همبستگی فرا خواندم…»

كورش پس از رسیدن به شهر بابل، فرمان آزادی هزاران یهودی یکتاپرست كه نزدیک به هفتاد سال در بابل به بردگی گرفته شده بودند را داد ، هزارن آوند زرین و سیمین آنان را كه پادشاه بابل از ایشان به تاراج برده بود، به آنان بازگرداند و پروانه داد كه در سرزمین خود نیایش گاهی بزرگ برای خدایشان برپای دارند. رفتار كورش با یهودیان شَوَند (: دلیل) كوچ بسیاری از آنان به ایران شد و آنان ایران را میهن دوم خود میدانسته اند.
پیرامون این رویداد بیش از شانزده بار در بخش های گوناگون تورات (کتاب مقدس) با آهنگِ ستایش آمیز و بی پیشینه ای از کوروش یاد شده است ؛ تورات ، کورش را از انسان های بزرگ و بی همانند روزگار دانسته و ارزش آدمی و مینُوی (: معنوی) او را در اندازه یک پیامبر آسمانی جای داده است و هاتا (: حتی) در یک جا به او فرنام (: عنوان) «مسیح خداوند» داده است:
«این سخنی است از خداوند به کوروش: تو مسیح من هستی. منم که شاهین خود (کوروش) را از سوی باختر (:مشرق) فراخواندم و دوران دادگری را نزدیک آوردم.»

او به شَوَند (: دلیل) بخشندگی، بنیان گذاشتن سزاواری های آدمی (: حقوق بشر)، پایه گذاری نخستین فرمانروایی چند کشوری و بزرگ جهان، آزاد کردن برده ها و بندی ها، گرامی داشتن آیین ها و کیشهای گوناگون، گسترش شهریگری (: تمدن) و… ناموَر (: مشهور) و شناخته شده است.
ایرانیان کوروش را پدر و یونانیان، که کوروش سرزمینهای آنان را گرفته بود، او را سرور و آیین گذار می نامیدند. یهودیان این شاهنشاه را «مسح شده» بدست پروردگار می دانستند.
بازگردانی ، چاپ و پخش فرمان كوروش بزرگ پرده از نادانسته های بسیاری برداشت و به زودی به نام «نخستین فرمان جهانی سزاواری های آدمی (: حقوق بشر)» آوازه ای جهانگیر یافت و نمایندگان و هوده شناسان (: حقوقدانان) كشورهای گوناگون جهان در سال 1348 خورشیدی با گردهمایی در كنار آرامگاه كوروش خدیو در پاسارگاد، از او به نام نخستین بنیادگذار سزاواری های آدمی جهان یاد كردند و او را ستودند، سزاواری هایی كه انسان امروزه پس از دو هزار و پانسد سال در اندیشۀ آفرینش و فراهم سازی آن افتاده است و آرزوی گسترش آن را در سر می پروراند ولی…

سرافرازی چنین کرداری نه تنها برای كوروش، که برای فرهنگ كشوری است كه سراسر پهنه پهناور آن از كهن ترین روزگاران، تابش گاهِ اندیشه نیك و كردار نیكی بوده است كه امروزه و از پس هزاران سال، مردمان جهان در آرزو و آرمان فراهم ساختن آن هستند.
کوروش را بزرگ ترین انسان تاریخِ جهان دانسته اند ولی کمتر ایرانیِ این را می داند! فرمان جهانی سزاواری های آدمی (: حقوق بشر) کورش بزرگ به فرنام (: عنوان) نخستین سند دادخواهی ، آیین مردمی و آزادی در جهان شناخته شده است و خودمان این را نمی دانیم! و بسیاری از فرومایگان ددمنش و تُهی ریشه کوشش بر ویرانگری چهره او در نزد فرزندان خود او را دارند.
تا زمانی که به داشته ها و سرافرازی های خود ارج نگذاریم بیننده ی فیلم های سیصد و پرسپولیس خواهیم بود؛ هنگامی که با آبگیری سد سیوند به آرامگاه کوروش آسیب می زنیم و یا در همشهری جوان وی را ریشخند میگیریم چه چشم داشتی از روزنامه “اشپیگل” آلمان داریم که به کوروش توهین نکنند و ایرانیان را “بیابانی و رام نشدنی” نخوانند!؟
كورش هخامنشی ارمغانی است از سرزمین ایران برای جهانی كه از جنگ و خشونت خسته است و از آن رنج می برد.

شادروان فریدون توللی چه زیبا سروده :
ای که داری سینه چون آیینه پاک — گنج ها داری تو در این آب و خاک
تا جهانی خیره بر فرهنگ توست — گر به پاسَش دل نَبندی نَنگِ توست

بایسته و به جا است که نام این ابَر مَردِ تاریخ را بر فرزندان خود نَهیم تا بار دیگر دلاوری و بزرگ منشی او در روانِ فرزندان ایران زمین بجوشد و جهان از شنیدن نام کوروش به خود بیاید و دریابد اینجا مَهدِ بزرگانی است که جهان وام دار و بدهکار اوست ؛ با شنیدن نام او به یاد مردی می افتند که اندیشه اش فراتر از زمان و روزگار خود بود و در خواهند یافت اینجا ایران است، مهد دلیران و خردمندان.

 

لینک مطلب در انجمن:

http://forum.tarikhfa.ir/thread1759.html


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *